|
دوشنبه ۱ تير ۱۴۰۵ -
Monday 22 June 2026
|
ايران امروز |
۲۲ ژوئن ۲۰۲۶
ممکن است نظام جمهوری اسلامی ایران از جنگ جان سالم به در برده باشد، اما اکنون با چالشی حتی بزرگتر روبهرو است: برقراری صلح با جمعیت خود.
ایرانیان نهتنها از شوک جنگ، بلکه از کشته شدن هزاران معترض به دست نیروهای حکومتی در آغاز سال جاری و همچنین از فروپاشی اقتصادی کشور همچنان در بهت و سرگشتگی به سر میبرند. جنگ، برخلاف آنچه در ابتدا از سوی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بهعنوان هدف اعلام شده بود ــ یعنی براندازی نظام ــ در عمل دوام و پایداری جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت؛ آن هم پس از آنکه رهبر جمهوری اسلامی و چندین لایه از مقامهای ارشد دیگر کشته شدند.
اکنون که به نظر میرسد جنگ پایان یافته است، نسل جدید رهبری کشور با مطالبات متضادی روبهرو شده است؛ از یک سو تندروهایی که خواهان پایبندی سختگیرانه به اصول انقلاب اسلامی هستند و از سوی دیگر مردمی که از فشار اقتصادی و سرکوب سیاسی به ستوه آمدهاند.
جنگ ویرانی گستردهای بر جای گذاشت و به گفته مقامهای ایرانی، حدود دو میلیون نفر را از کار بیکار کرد. نرخ تورم در ماه گذشته به ۷۷ درصد رسید. استانداردهای زندگی ایرانیان پیش از این نیز طی یک دهه گذشته، در نتیجه تحریمهای بینالمللی و سوءمدیریت داخلی، بهشدت سقوط کرده بود؛ وضعیتی که خشم اقتصادی را شعلهور کرد و اعتراضاتی را رقم زد که در ژانویه به تلاش برای سرنگونی حکومت تبدیل شد.
با این حال نشانههایی از امید نیز دیده میشود. توافق چارچوب صلح که هفته گذشته میان ایران و آمریکا امضا شد، میتواند فرصتی برای تنفس اقتصادی فراهم کند و احتمالاً راه را برای آزاد شدن صدها میلیارد دلار منابع مالی برای ایران هموار سازد؛ بخشی از این منابع نیز در کوتاهمدت در دسترس قرار خواهد گرفت. اما منافع اقتصادی بلندمدت ناشی از رفع تحریمها و تأمین منابع مالی بازسازی کشور، به مذاکرات دشوار و پیچیده بعدی درباره برنامه هستهای ایران وابسته است.
حمله به ایران و بمباران غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی موجی از ملیگرایی را برانگیخت؛ لحظهای نادر از همبستگی در کشوری که بهشدت دچار شکافهای داخلی است. به گفته تحلیلگران، این باور بهطور گسترده وجود دارد که ایران در این جنگ پیروز شده است.
فؤاد ایزدی، استاد دانشگاه تهران، میگوید: «ترامپ و نتانیاهو بیش از هر سیاستمدار ایرانی دیگری توانستهاند ایرانیان را متحد کنند. حتی کسانی که از حکومت خوششان نمیآید نیز نمیخواهند فرزندانشان را به مدرسه بفرستند و دیگر هرگز آنها را نبینند؛ همچنین نمیخواهند بیمارستان محلیشان بمباران شود.»
باید جنبشهای ریشهدار مردمی شکل بگیرند
الهام، هنرمندی در ایران که خود را چپگرا معرفی میکند، میگوید جنگ و خونریزیهای ژانویه باعث شده بسیاری از باورهای پیشین درباره غرب و اعتراضات مورد بازنگری قرار گیرد.
او گفت: «برنامه این بود که همان کاری را با ایران بکنند که با سوریه، لیبی، عراق و افغانستان کردند؛ یعنی فروپاشی و اشغال. اکنون درک فزایندهای شکل گرفته که این تصور که آمریکا میتواند ما را نجات دهد، یک دروغ است.»
او معتقد است حکومت باید اجازه برگزاری اعتراضات را بدهد، اما خیزشهایی که با هدف «تغییر رژیم» شکل میگیرند، معمولاً تحت نفوذ منافع خارجی قرار میگیرند و در نهایت به سرکوبهای خشونتآمیز ــ مانند آنچه در ژانویه رخ داد ــ منتهی میشوند. به گفته او، به جای آن باید جنبشهای ریشهدار مردمی شکل بگیرند که بتوانند آزادیها را بهتدریج به دست آورند.
الهام میگوید: «شاید حکومت فرو نپاشد، اما اگر هر سال شاهد تکرار اتفاقات ژانویه باشیم، جامعه فرو خواهد پاشید. ما باید ائتلافهای جدیدی بسازیم. چه اصلاحطلب باشی و چه اصولگرا، همه باید یک گام به سوی یکدیگر بردارند. باید آینده خود را به شکلی متفاوت تصور کنیم.»
جنگ حتی مرزهای سنتی میان محافظهکاران، تندروها و اصلاحطلبان را نیز دگرگون کرد. مذاکرات صلح، دستکم در مقطع کنونی، شکافی میان محافظهکاران عملگرا و تندروهای افراطی که با هرگونه توافق با آمریکا مخالف بودند ایجاد کرده است.
پیش از این، ایده معامله و مصالحه با غرب بیشتر با جریان اصلاحطلب گره خورده بود. اما مذاکرات با آمریکا را محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و از چهرههای اردوگاه محافظهکار، هدایت کرد. این توافق همچنین از حمایت علنی سپاه پاسداران برخوردار شد؛ نیرویی نظامی که اغلب بهعنوان پیشگام جناح تندرو شناخته میشود. قالیباف هفته گذشته تأکید کرد که اکنون باید تمرکز اصلی بر احیای اقتصاد قرار گیرد.
زینب قاسمی تاری، دانشیار دانشگاه تهران، میگوید گردهماییهای بزرگ شبانه در میدانهای عمومی شهرها و شهرستانها که در دوران جنگ آغاز شد و همچنان ادامه دارد، چیزی فراتر از ملیگرایی را نمایندگی میکند؛ نوعی تابآوری و مقاومت جمعی.
او معتقد است هرچند نارضایتیهای اقتصادی همچنان پابرجاست، اما اعتراضات مشابه آنچه در ژانویه رخ داد، به نگرشی طرفدار غرب گره خورده بود که اکنون اعتبار خود را از دست داده است.
تاری میگوید: «اکنون شاهد آن هستیم که شمار کمتری از اصلاحطلبان آشکارا از تعامل با غرب دفاع میکنند و بسیاری یا در حال بازتنظیم مواضع خود هستند یا سکوت اختیار کردهاند. جنگ، آگاهی عمومی را به شیوههایی دگرگون کرده که هنوز روند آن ادامه دارد.»
جمهوری اسلامی اساساً توان تغییر ندارد
با این حال، حتی با وجود آنکه چهرههای عملگراتر در موقعیت برتری قرار گرفتهاند، بسیاری تردید دارند که حکومت حاضر باشد از این لحظه همبستگی برای پیشبرد اصلاحات استفاده کند. مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی که گفته میشود در جریان جنگ زخمی شده است، هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده و برنامهای برای سیاست داخلی ارائه نکرده است.
مهران حقیریان، مدیر پژوهش و برنامههای «بنیاد بورس و بازار» در لندن ــ اندیشکدهای متمرکز بر غرب آسیا ــ معتقد است جمهوری اسلامی اساساً توان تغییر ندارد، زیرا تغییر مستلزم گشودگی نسبت به جهان خارج است.
او میگوید: «با ساختار کنونی، رفع مشکلات اقتصادی کشور ناممکن است. این کشور توسط یک اقلیت اداره میشود و به همین دلیل، مخالفتهای داخلی همواره مهمترین دغدغه آن خواهد بود.»
الکس وطنخواه، پژوهشگر ارشد «مؤسسه خاورمیانه» در واشنگتن، نیز میگوید حکومت برای بقای خود به رفع تحریمها و احیای اقتصادی نیاز دارد؛ در غیر این صورت همبستگی شکلگرفته در دوران جنگ بار دیگر به همان شکاف قدیمی میان دولت و جامعه تبدیل خواهد شد.
او میگوید: «چالش واقعی اکنون بازدارندگی در برابر واشنگتن نیست؛ بلکه این است که آیا تهران میتواند لحظهای از انسجام تحمیلی را به یک توافق پایدار با شهروندان خود تبدیل کند یا نه. این آزمونی دشوارتر و در عین حال حیاتیتر برای موجودیت نظام است.»
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|