دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - Monday 15 June 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 15.06.2026, 22:44

«همه در این جنگ بازنده بودند»


نیویورک تایمز

دوشنبه ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶

سه نویسنده‌ی صاحب‌نظر نیویورک تایمز، توافق ایران را موشکافی می‌کنند

رئیس‌جمهور ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد که ایالات متحده و ایران بر سر یک یادداشت تفاهم برای پایان دادن به درگیری‌ها به توافق رسیده‌اند. با این حال، بسیاری از جزئیات مهم این توافق همچنان نامشخص یا حل‌نشده باقی مانده‌اند. استیون استرومبرگ، از دبیران بخش دیدگاه‌ها، با دیوید فرنچ و نیکلاس کریستف، ستون‌نویسان این بخش، و مگان کی. استک، نویسنده همکار بخش دیدگاه‌ها، درباره معنای این توافق برای ایالات متحده، ایران و نظم جهانی گفت‌وگو کرده است.

متن زیر برای وضوح بیشتر ویرایش شده است.

استیون استرومبرگ: ایالات متحده و ایران از ماه آوریل تاکنون آتش‌بسی شکننده را رعایت کرده‌اند. ممکن است متن توافق جدید تا روز جمعه منتشر نشود و در حال حاضر روایت‌های متفاوتی درباره محتوای آن می‌شنویم. اما بر اساس آنچه تاکنون می‌دانیم، اهمیت این توافق در چیست؟

مگان کی. استک: این در واقع همان آتش‌بسی است که سرانجام به دست آمده؛ آتش‌بسی که مدت‌ها از دسترس ما دور مانده بود.

ظاهراً چارچوب توافق شامل پایان درگیری‌ها میان اسرائیل و حزب‌الله در لبنان نیز می‌شود.

با توجه به اظهارات مقام‌های ایرانی و معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، به نظر می‌رسد ایران ممکن است برخی امتیازات مالی دریافت کند؛ از جمله «دسترسی به» یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری که ونس گفته است قرار است توسط کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین شود.

همچنین یک مقام ایرانی به رویترز گفته است که ایران موافقت خواهد کرد سلاح هسته‌ای تولید یا خریداری نکند، از غنی‌سازی بیشتر اورانیوم خودداری کند و ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را رقیق سازد. اگر این گزارش درست باشد، این یک امتیازدهی از سوی ایران محسوب می‌شود.

این موارد می‌تواند آغاز یک توافق بلندمدت باشد. اما نهایی کردن آن آسان نخواهد بود.

نیکلاس کریستف: خبر خوب این است که درگیری‌ها ممکن است در سراسر منطقه متوقف یا دست‌کم کاهش یابند و تنگه هرمز نیز بازگشایی شود. اما این یادداشت تفاهم مسائل بنیادین را حل نکرده است؛ از برنامه هسته‌ای ایران گرفته تا موضوع رفع تحریم‌ها.

من تردید دارم که در نهایت یک توافق هسته‌ای واقعی از دل این روند بیرون بیاید. همچنین این واقعیت که دولت ترامپ متن توافق را منتشر نکرده، این تصور را ایجاد می‌کند که ترجیح می‌دهد مردم از امتیازاتی که داده است مطلع نشوند.

دیوید فرنچ: پایان یافتن این درگیری نظامی غیرقانونی و غیرعاقلانه ــ دست‌کم فعلاً ــ مایه آسودگی است.

اگر بخواهیم از جنبه‌ای به آن نگاه کنیم، نکته جدید این است که ایران و آمریکا ظاهراً مشکل مشترک خود را ــ که هر دو می‌خواستند اعلام پیروزی کنند ــ با یک راه‌حل ساده برطرف کرده‌اند: منتشر نکردن متن توافق.

به این ترتیب هم ایران و هم دولت ترامپ می‌توانند خلأ اطلاعات عمومی را با تبلیغات و روایت‌های خود پر کنند.

در این میان، افکار عمومی در تاریکی باقی مانده است؛ با این احساس که طرف‌های درگیر به توافقی برای آتش‌بس رسیده‌اند که چیزی بیش از یک توافق برای توافق کردن بر سر موضوعی در آینده نیست، آن هم در حالی که هنوز هیچ‌کس نمی‌داند آن موضوع دقیقاً چه خواهد بود.

استرومبرگ: بیایید اهداف اعلام‌شده ترامپ از جنگ را به یاد بیاوریم: تغییر رژیم، تضعیف توان نظامی ایران و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای. او تا چه اندازه در مسیر تحقق این اهداف قرار دارد؟

کریستف: ترامپ در دستیابی به اهداف جنگی خود ناکام مانده است. این واقعیتی است که نمی‌توان آن را پنهان کرد.

ما امیدواریم تنگه هرمز دوباره باز شود؛ همان‌گونه که پیش از آغاز جنگ توسط ترامپ باز بود، هرچند ایران اکنون درباره وضع عوارض بر عبور و مرور از این مسیر سخن می‌گوید.

در داخل ایران، ما قدرت تندروهای سپاه پاسداران را افزایش داده‌ایم و رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، که تا حدی محتاط بود، با رهبری جایگزین شده که احتمالاً تهاجمی‌تر است؛ یعنی مجتبی خامنه‌ای.

به جای کمک به مردم ایران، بیم آن دارم که آنان را به حال خود رها کرده باشیم تا زیر سلطه حکومتی حتی سختگیرتر و تندروتر رنج بکشند.

استک: ترامپ دچار یک اشتباه محاسباتی جدی شده و اکنون در حال محدود کردن خسارت‌های خود است.

آسیب‌های کوتاه‌مدت واردشده به اقتصاد، ارتش و زیرساخت‌های ایران واقعی است؛ چه برسد به شمار زیادی از غیرنظامیانی که در بمباران‌ها جان باخته‌اند.

اما ایران به زیرساخت‌های نظامی ما آسیب بیشتری وارد کرد؛ آسیبی که بیشتر مردم تصور نمی‌کردند ممکن باشد، و در نهایت نیز توانست ما را به پذیرش یک آتش‌بس مبتنی بر مذاکره وادار کند.

ممکن است اکنون درگیری‌های اصلی پایان یابد. اما آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اخیراً گزارش داده است که احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای اکنون بیشتر از پیش از جنگ شده است.

مردم ایران نیز قیام نکردند. اورانیوم غنی‌شده همچنان در اختیار ایران است، هرچند به احتمال زیاد بخش عمده آن زیر آوار مدفون شده است.

فرنچ: تردیدی نیست که ایالات متحده و اسرائیل خسارات قابل توجهی به توان نظامی ایران وارد کردند و تقریباً قطعی است که برنامه هسته‌ای ایران را نیز بیش از پیش تضعیف کرده‌اند.

اما این خسارات قابل ترمیم است.

با توجه به آسیب‌هایی که ایران در مقابل وارد کرد، این پرسش برای من مطرح است که آیا ایران از این درگیری با توان بازدارندگی بیشتری در برابر ایالات متحده خارج می‌شود یا نه؛ توانایی‌ای که شاید از قدرت بازدارندگی ما در برابر ایران بیشتر باشد.

این یکی از پیامدهای جنگی است که بدون حمایت افکار عمومی به راه انداخته شود.

ما می‌توانستیم به حملات ایران پاسخ دهیم، اما چنین پاسخی مستلزم صرف هزینه‌های بسیار بیشتری از نظر جان انسان‌ها و منابع مالی بود؛ هزینه‌هایی که مردم آمریکا حاضر به تحمل آن نبودند، به‌ویژه از آنجا که دولت ترامپ تقریباً هیچ اقدامی برای آماده کردن افکار عمومی آمریکا برای جنگ و فداکاری‌های اجتناب‌ناپذیر آن انجام نداد.

استرومبرگ: دیوید، به نظر می‌رسد می‌گویید اگر ترامپ توانسته بود ضرورت جنگ را برای افکار عمومی توضیح دهد، شاید می‌توانست اقدامات بیشتری انجام دهد. به نظر شما یک عملیات علیه ایران که به‌خوبی طراحی و اجرا شده باشد، چه الزامات و چه دستاوردهای احتمالی می‌توانست داشته باشد؟

فرنچ: نمی‌خواهم کسی را گمراه کنم؛ حتی بهترین عملیات نظامیِ طراحی‌شده برای نابود کردن برنامه هسته‌ای ایران و تضمین کنترل تنگه هرمز نیز بسیار دشوار و پرهزینه می‌بود.

یک عملیات واقعاً خوب طراحی و اجراشده باید شبیه عملیات «طوفان صحرا» در سال ۱۹۹۱ می‌بود؛ یعنی افزایش تدریجی فشارهای دیپلماتیک همراه با مطالباتی روشن و بدون ابهام، جلب همکاری متحدان برای تقسیم بار نظامی و حفظ جبهه‌ای متحد در برابر ایران، و سپس استفاده از نیرویی کافی و قاطع ــ از جمله در صورت لزوم نیروهای زمینی ــ برای تضمین پیروزی، آن هم تنها زمانی که دیپلماسی به‌طور کامل و قطعی شکست خورده باشد.

اینکه اساساً نمی‌توان حمایت افکار عمومی را برای چنین کارزاری تصور کرد، خود نشان می‌دهد که رئیس‌جمهور نباید حتی به صدور مجوز چنین عملیاتی فکر می‌کرد.

کریستف: من فکر نمی‌کنم مسیری برای جنگ با ایران وجود داشت که هم موفق می‌شد و هم از حمایت عمومی برخوردار می‌بود. اما به نظر می‌رسد تهدیدهای ترامپ به جنگ، در آغاز سال رهبران ایران را ترساند و آنان را به ارائه امتیازهای معنادار در موضوع هسته‌ای واداشت.

همان زمان، لحظه مناسب برای دستیابی به توافق بود. گاهی اوقات قدرت نظامی بیش از آنکه در میدان نبرد مؤثر باشد، به‌عنوان یک تهدید کارآمد است.

استرومبرگ چشم‌انداز برنامه هسته‌ای ایران ــ که ظاهراً انگیزه اصلی آغاز جنگ بود ــ چیست؟ به نظر می‌رسد توافق جدید خواستار خنثی‌سازی ذخایر مواد هسته‌ای ایران، به شکلی و در زمانی نامشخص، باشد.

کریستف: بزرگ‌ترین نگرانی من این است که جنگ ایران به‌جای متوقف کردن برنامه هسته‌ای این کشور، آن را تسریع کند.

رهبر پیشین جمهوری اسلامی بر توسعه توانایی ساخت سلاح هسته‌ای تأکید داشت، اما نه خودِ سلاح هسته‌ای. احتمالاً سپاه پاسداران به این نتیجه رسیده که این رویکرد، بدون آنکه بازدارندگی واقعی ایجاد کند، آمریکا و اسرائیل را تحریک کرده است.

ایرانی‌ها می‌بینند که هیچ‌کس جرأت درگیری با کره شمالیِ مجهز به سلاح هسته‌ای را ندارد. نگرانی من این است که رهبر جدید جمهوری اسلامی در نهایت مسیر کره شمالی را در پیش بگیرد و طی سال‌های آینده برای دستیابی سریع به سلاح هسته‌ای حرکت کند.

من نگرانم که مذاکرات هسته‌ای در ماه‌های آینده متوقف شود؛ بخشی از این نگرانی به این دلیل است که ترامپ نمی‌خواهد با توافقی موافقت کند که از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ باراک اوباما ــ توافقی که خودش آن را لغو کرد ــ بهتر به نظر نرسد.

همچنین نگرانم که ترامپ همان‌طور که علاقه خود را به غزه از دست داد، نسبت به این موضوع نیز بی‌علاقه شود؛ بازرسان بین‌المللی در ایران مستقر نشوند و سپاه پاسداران تلاش گسترده‌ای برای دستیابی به چند کلاهک هسته‌ای ــ حتی از نوع ابتدایی ــ آغاز کند.

چنین سناریویی یک فاجعه خواهد بود؛ نه فقط برای خودِ ایران، بلکه به این دلیل که ممکن است عربستان سعودی، ترکیه، مصر و کشورهای دیگر را نیز به دنبال کردن برنامه‌های تسلیحات هسته‌ای خود سوق دهد.

فرنچ: من نگرانی‌های نیک را با تمام وجود درک می‌کنم.

ما نمی‌توانیم به وعده‌های ایران اعتماد کنیم و اگر دولت ترامپ به شکلی اساسی بر این وعده‌ها تکیه کند، آن‌گاه خواهیم دانست که این توافق عملاً بی‌اهمیت است.

ما اکنون در موقعیتی بسیار بدتر از وضعیت پس از جنگ اول خلیج فارس در برابر عراق قرار داریم؛ زمانی که توانستیم توافقی به دست آوریم که صدام حسین را ملزم می‌کرد برنامه‌های تسلیحات کشتار جمعی خود را برچیند و کشورش را به روی بازرسی‌های سختگیرانه باز کند، هرچند بعدها در اجرای این بازرسی‌ها مانع‌تراشی شد.

من هیچ نشانه‌ای ندیده‌ام که ایران حاضر باشد به چیزی حتی نزدیک به آن سطح از تعهدات تن دهد.

استک: در این مرحله نمی‌توانم تصور کنم که چرا ایران نباید خواهان سلاح هسته‌ای باشد.

ایران آموخته است که توافق‌ها با ایالات متحده تضمین‌کننده امنیت نیستند، زیرا ممکن است فردی مانند ترامپ به قدرت برسد و آن توافق‌ها را لغو کند.

ایران در روزهای منتهی به آغاز این جنگ، امتیازهای تاریخی در زمینه برنامه هسته‌ای خود پیشنهاد داد، اما حتی این موضوع نیز مانع از آن نشد که کشور با بمباران‌های ویرانگر روبه‌رو شود.

همان‌گونه که نیک اشاره کرد، ایران می‌تواند به سرنوشت خود، لیبی و عراق نگاه کند و در مقابل ببیند که برای کره شمالیِ مجهز به سلاح هسته‌ای چه اتفاقی نیفتاده است.

سوابق موجود نشان می‌دهد که دستیابی به سلاح هسته‌ای تنها ابزار بازدارندگی معنادار را فراهم می‌کند.

اگر ایالات متحده می‌خواهد از گسترش تسلیحات هسته‌ای جلوگیری کند، باید در الگوی رفتاری خود تجدیدنظر کند.

استرومبرگ: آیا توافق روز یکشنبه پایدار است؟ اسرائیل در مذاکرات حضور نداشت و می‌تواند با حمله به حزب‌الله در لبنان، این توافق را تحت فشار قرار دهد یا حتی آن را از بین ببرد.

استک: من عمیقاً می‌خواهم باور کنم که این جنگ در حال پایان یافتن است.

اما اسرائیل اکنون بخش بزرگی از جنوب لبنان را در اشغال خود دارد. حزب‌الله ــ که در اوایل دهه ۱۹۸۰ در واکنش به حمله اسرائیل به جنوب لبنان شکل گرفت ــ این وضعیت را نخواهد پذیرفت.

ترامپ نیز نه تمایل و نه توانایی اعمال فشار مستمر بر اسرائیل را نشان داده است.

دستیابی به یک آتش‌بس واقعی دستاورد کوچکی نیست، اما ما هنوز فاصله‌ای طولانی و مخاطره‌آمیز تا رسیدن به یک توافق پایدار داریم.

کریستف: پایان جنگ در لبنان برای ایران اهمیت بسیار زیادی دارد، در حالی که اسرائیل اصرار دارد حضور خود را در جنوب لبنان حفظ کند و همچنان از آزادی عمل مشخصی در آنجا برخوردار باشد.

برای من دشوار است تصور کنم که درگیری‌ها در لبنان به‌طور کامل متوقف شوند؛ بنابراین در داخل ایران نیروهای تندرو خواهان خروج از توافق خواهند شد.

عوامل بسیار زیادی وجود دارند که می‌توانند این روند را با شکست مواجه کنند؛ آن هم بدون در نظر گرفتن دشواری‌های فراوان دستیابی به یک توافق درباره سلاح‌های هسته‌ای در هفته‌های آینده.

فرنچ: من با دقت تحرکات نظامی آمریکا را زیر نظر خواهم داشت. اگر ببینیم نیروی دریایی آمریکا در حال جابه‌جایی و عقب‌نشینی است و هواپیماهای آمریکایی به پایگاه‌های خود بازمی‌گردند، آن‌گاه خواهیم دانست که دولت ترامپ ــ دست‌کم در کوتاه‌مدت ــ انتظار ثبات دارد.

اما اگر ایالات متحده همچنان نیروی بزرگی را در برابر ایران حفظ کند، انتظار خواهم داشت که تبادل آتش و درگیری‌های بیشتری رخ دهد.

ترامپ شخصیتی بسیار غیرقابل پیش‌بینی دارد. ممکن است چندین بار دیگر میان وضعیت «تقریباً جنگ» و «تقریباً صلح» در نوسان باشیم.

استرومبرگ: اگر این توافق از هم بپاشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

کریستف: فکر نمی‌کنم دست‌کم تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، دوباره شاهد جنگی تمام‌عیار میان ایالات متحده و ایران باشیم. اما ممکن است نوعی از اقدامات نظامی ادامه پیدا کند.

احتمالاً هم ایران و هم آمریکا مایل‌اند تنگه هرمز باز بماند. بنابراین ممکن است جنگ داغ جای خود را به یک جنگ سردِ ادامه‌دار بدهد؛ وضعیتی که در آن ایران تلاش کند از موقعیت جغرافیایی خود برای دریافت عوارض از کشتی‌ها استفاده کند، ایالات متحده این اقدام را غیرقانونی بداند، مالکان کشتی‌ها دائماً نگران باشند و در نهایت هیچ پیشرفت جدی‌ای در زمینه توافق هسته‌ای حاصل نشود.

فرنچ: من با نیک موافقم.

واضح است که ترامپ برای درگیری‌های نظامی یک فرمول مشخص دارد: ضربه‌ای سریع و سنگین وارد کن، با این انتظار که طرف مقابل به جای تحمل هزینه‌های مجازات آمریکا، عقب‌نشینی کند.

اما حکومت ایران ظرفیت تحمل هزینه‌ای فوق‌العاده بالایی دارد. این حکومت حاضر است جان سربازان و حتی غیرنظامیان خود را هزینه کند.

وقتی «پلان A» ترامپ نتیجه نداد، او سردرگم شد و اکنون به نظر می‌رسد «پلان B» او این است که وانمود کند پلان A در هر صورت موفق بوده است.

استک: هم ایران و هم ایالات متحده دلایل کافی برای خروج از این جنگ دارند. اما با افزایش فشارهای اقتصادی جهانی و نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای، وضعیت ترامپ دشوارتر و اضطراری‌تر است.

تمام جهان منتظر بوده است ــ و اگر این توافق فروبپاشد، باید باز هم منتظر بماند ــ تا ترامپ بپذیرد که ناچار است شکست را قبول کند.

مقام‌های ایرانی موقعیت ترامپ را به‌خوبی درک می‌کنند و می‌دانند که در حال حاضر از چه مزیتی برخوردارند.

من تصور نمی‌کنم ایالات متحده بتواند بدون ارائه امتیازاتی ــ چه در حوزه مالی، چه در زمینه کنترل تنگه هرمز و چه در موضوع هسته‌ای ــ از این بحران خارج شود؛ امتیازاتی که از نظر سیاسی به ترامپ آسیب خواهند زد.

استرومبرگ: آیا کسی می‌تواند به شکلی قابل قبول ادعا کند که در این درگیری پیروز شده است؟

کریستف: به هر معنای واقعی و معناداری، همه در این جنگ بازنده بودند؛ جان‌های بسیار زیادی از دست رفت و ویرانی‌های فراوان و غیرضروری به بار آمد.

ما اکنون در موقعیتی بدتر از زمانی قرار داریم که توافق هسته‌ای دوران اوباما برقرار بود، و حتی بدتر از اوایل امسال که ایران در حال ارائه امتیازهای جدی هسته‌ای بود.

ایران به اهرم مهمی دست یافت: توانایی بستن تنگه هرمز و احتمالاً کسب درآمد از آن در آینده.

همه می‌دانستند چنین امکانی وجود دارد، اما ایران نشان داد که با استفاده از پهپادها و حتی صرفاً تهدید به مین‌گذاری، می‌تواند کشتی‌ها را از عبور منصرف کند و قیمت جهانی نفت را افزایش دهد.

می‌توان این وضعیت را با جنگ تجاری‌ای مقایسه کرد که ترامپ سال گذشته علیه چین آغاز کرد. چین در پاسخ، کنترل دسترسی به فلزات کمیاب را تشدید کرد و ناگهان همه دریافتند تا چه اندازه آسیب‌پذیر هستند و در نتیجه تمایل کمتری به مقابله با چین پیدا کردند.

فکر می‌کنم به همین شکل، ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس نیز در آینده کمتر مایل خواهند بود با ایران وارد تقابل شوند، زیرا می‌دانند تهران در صورت تمایل می‌تواند بخش قابل توجهی از کشتیرانی از طریق تنگه هرمز را متوقف کند.

بنابراین ایران از این جنگ با یک ابزار قدرتمند بازدارندگی خارج شده است و از این منظر می‌توان گفت دست بالا را پیدا کرده است.

فرنچ: بر اساس آنچه تاکنون می‌دانیم، تنها یک راه وجود دارد که ترامپ بتواند به شکلی قابل قبول از نوعی پیروزی نسبی سخن بگوید: اینکه ایران واقعاً با برچیدن کامل، دائمی و قابل راستی‌آزمایی برنامه هسته‌ای خود موافقت کند.

حتی در آن صورت نیز ترامپ تنها یکی از اهداف اعلام‌شده جنگ را محقق کرده خواهد بود.

در غیر این صورت، ایران پیروز این رویارویی خواهد بود.

تمام خسارت‌های قابل توجهی که در طول جنگ به ایران وارد کردیم قابل ترمیم است. ایران می‌تواند ذخایر موشکی خود را بازسازی و حتی گسترش دهد، به حمایت از نیروهای نیابتی خود ادامه دهد، شهروندانش را همچنان سرکوب کند و کشتی‌های جدید بخرد یا نیروی دریایی تازه‌ای مبتنی بر انبوه پهپادها ایجاد کند.

در عین حال، ایران ثابت کرده که قادر است تنگه هرمز را ببندد و همچنین نشان داده است که ارتش ما ــ با وجود حرفه‌ای بودن و قدرت فراوان ــ آسیب‌پذیرتر از آن چیزی است که تصور می‌کردیم.

ما هنوز در حال آگاهی یافتن از میزان خسارت واردشده به پایگاه‌های آمریکایی و ابعاد واقعی تلفات خود در نبردهای هوایی هستیم.

از زاویه‌ای دیگر نیز می‌توان به موضوع نگاه کرد: جنگ اغلب رقابتی میان اراده‌هاست و وقتی ترامپ پیش از دستیابی به اهداف خود جنگ را متوقف کرد، همه فهمیدند اراده کدام طرف بر دیگری غلبه کرده است.

استک: ترامپ محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا را آشکار کرد و نشان داد که تضمین‌های امنیتی و اتحاد با ایالات متحده آن‌قدرها هم ارزشمند نیستند.

او به تصور ایالات متحده به‌عنوان تنها ابرقدرت دست‌نیافتنی جهان ضربه زد.

اما این جنگ برای روسیه بسیار سودمند بوده است؛ کشوری که شاهد لغو تحریم‌های نفتی خود بود و همزمان از جهش شدید قیمت انرژی سود برد، در حالی که می‌دید ایالات متحده ذخایر نظامی خود را مصرف می‌کند و با ورود به جنگی انتخابی، جایگاه بین‌المللی خود را تضعیف می‌سازد.

از نظر ژئوپلیتیکی نیز این وضعیت به سود چین بوده است.

اما درباره ایران و ایالات متحده باید گفت هر دو طرف بازنده بودند؛ با این تفاوت که ایران کمتر از آمریکا باخت.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net