|
يكشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ -
Sunday 14 June 2026
|
ايران امروز |
![]() |
پورنوگرافیِ توجه؛ رسانههایی که رستگاری میفروشند و واقعیت را میبلعند
برای فهم بهتر پیچیدگیهای جامعه ایران امروز در درون و برون مرز و یافتن چرایی اتمیزه شدن بیش از پیش مناسبات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی؛ شایسته است به نقش و کارکرد رسانهها از نگر دیگری بپردازیم و ببینیم رسانههای «پورنوگرافیک» با روح و روان جامعه خسته از استبداد، رنجور، تحقیر شده و فرسوده ایران چه میکنند.
در جهان امروز، رسانهها تنها خبر مخابره نمیکنند؛ آنها احساس تولید میکنند.
پدیدهای که پژوهشگران رسانه آن را «پورنوگرافیِ توجه» مینامند، نشان میدهد چگونه بخشی از رسانهها و اینفلوئنسرهای سیاسی، با سازوکاری مشابه پورنوگرافی، مخاطب را به لذت فوری، خشم سریع و مصرف مداوم محتوا معتاد میکنند.
در این مدل، خبر نه برای آگاهی، بلکه برای تحریک و بسیج احساسی ساخته میشود. چنین رسانههایی «فکر» نمیخواهند، بلکه «واکنش» طلب میکنند.
پورنوگرافیِ توجه بر یک اصل ساده بنا شده است: مخاطب باید در چند ثانیه وارد چرخهٔ هیجان شود.
تیترهای شوکآور
روایتهای سیاه و سفید
قهرمانسازی و دشمنسازی
دراماتیزه کردن رویدادهای عادی
و تولید خشم یا امید فوری.
این همان چیزی است که نیل پستمن در کتاب «سرگرم تا سرحد مرگ» (۱۹۸۵) پیشبینی کرده بود. رسانهای که به جای آگاهی، «سرگرمی احساسی» تولید میکند.
چرا به آن «پورنوگرافی» میگویند؟ نه به دلیل محتوای جنسی، بلکه به خاطر سازوکارهای مشترک:
▪️تحریک سریع
▪️مصرف بدون تفکر
▪️چرخهٔ پاداش دوپامینی
▪️اعتیاد رفتاری
▪️و نیاز به مصرف بیشتر.
همانطور که پورنوگرافی بدن را به «کالا» تبدیل میکند، پورنوگرافیِ توجه احساسات سیاسی و اجتماعی را به کالا تبدیل میکند. این مفهوم در پژوهشهای یوزفین لارسون (۲۰۱۹) و تیم وو در کتاب «تجارت توجه» (۲۰۱۶) به طور جدی بررسی شده است.
ایران: جامعهٔ خسته و فرسوده، رسانهٔ احساسی و تولد «توده»!
ایران امروز یکی از مستعدترین بسترها برای پورنوگرافیِ توجه است و سه عامل ساختاری این وضعیت را تشدید کردهاند.
۱ـ فروپاشی اعتماد به رسانهٔ رسمی!
وقتی رسانهٔ ملی اعتبارش را از دست میدهد، جامعه بهسوی رسانههای جایگزین میرود؛ حتی اگر آن رسانهها احساسی، جهتدار یا زرد باشند. این همان چیزی است که هابرماس آن را «فروپاشی حوزهٔ عمومی» مینامد.
۲ـ خستگی اجتماعی و فرسودگی روانی!
جامعهٔ خسته و فرسوده، روایتهای ساده و قاطع میخواهد. روایتهایی که بگویند «چه کسی مقصر است» و «چه کسی نجات میدهد».
۳ـ اقتصاد توجه در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور!
رسانههای برون مرزی که با اهداف خاص و با بودجه های کلان ولی غیر شفاف تاسیس شدهاند، برای رسیدن به اهدافی که کارفرمایان و سرمایه گذارانشان پیش بینی کردهاند نیازمند:
▪️جذب مخاطب
▪️حفظ مخاطب
▪️تولید هیجان
▪️و رقابت محتوایی- سیاسی با دهها کانال دیگر هستند. این یعنی محتوای احساسی، سریع و اعتیادآور.
رسانههایی که رستگاری میفروشند
در سالهای اخیر، برخی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور - از جمله ایراناینترنشنال، منوتو، و شبکههای مشابه - بهطور فزایندهای از الگوی «پورنوگرافی توجه» استفاده کردهاند. به عبارت دیگر بکار گیری:
▪️تیترهای آخرالزمانی
▪️روایتهای هیجانی
▪️قهرمانسازی و دشمنسازی
▪️سادهسازی افراطی سیاست
▪️و ایجاد حس «یا همهچیز یا هیچچیز».
این همان مفهومی است که کاس مود (۲۰۰۴) در نظریه « گفتمان پوپولیستی » و «روح زمانه پوپولیستی» کالبد شکافی کرده، سیاستی که نه بر تحلیل، بلکه بر هیجان بنا شده است.
در چنین فضایی، رسانه بهجای اینکه «خبر» بدهد، رستگاری میفروشد و مخاطب، خسته از استبداد و بحران، این رستگاری را میخرد.
اینفلوئنسرهای سیاسی: کارخانهٔ تولید خشم و امید فوری
اینفلوئنسرهای سیاسی فارسیزبان - چه در یوتیوب، چه اینستاگرام و چه ایکس - دقیقن از همان الگویی استفاده میکنند که اینفلوئنسرهای سرگرمی:
▪️روایتهای ساده
▪️دشمن مشخص
▪️قهرمان مشخص
▪️هیجان بالا
▪️پاداش فوری (لایک، فالو، خشم، اشک، امید).
این همان چیزی است که الیاس کانتی در کتاب «توده و قدرت» (۱۹۶۰) توصیف میکند. تودهای که «دهانی گشوده دارد و مشتهایی گرهکرده»؛ تودهای که نه تحلیل میخواهد، نه پیچیدگی بلکه فقط هیجان.
چرا مردم به روایتهای ویرانگر جذب میشوند؟
پژوهشهای روانشناسی رسانه (از جمله کارهای جورج لوونشتاین و جوناس کاپلان) نشان میدهد که:
▪️خشم، قویترین محرک توجه است
▪️امید فوری، اعتیادآور است
▪️روایتهای ساده، اضطراب را کاهش میدهد
▪️ویرانی، برای جامعهٔ خسته، «راهحل» بهنظر میرسد.
وقتی رسانه این احساسات را تقویت میکند، مخاطب بهجای شهروند، به توده تبدیل میشود.
نتیجه: جامعهای که بیشتر میداند، اما کمتر میفهمد
پورنوگرافیِ توجه، چهرهٔ جدید رسانهداری در عصر بحران است. رسانهای که نه برای آگاهی، بلکه برای اعتیاد احساسی تولید میشود. در این مدل، خبر یک «محصول» است و احساس، «محرک مصرف».
در نتیجه، با جامعهای روبرو هستیم که اطلاعات فراوان دارد اما تحلیل اندک. هیجان فراوان دارد اما امید واقعی اندک. و در نهایت، به جای تغییر، به مصرف خشم و امید فوری ادامه میدهد. این همان لحظهای است که رسانه، جای واقعیت را میگیرد. این همان لحظه ای است که عامی و عارف به شکل «توده ای» عصبانی در می آیند که همه چیز را سیاه و سفید می بینند، یا با آنهایی یا بر آنها.
تجربه تاریخی نشان می دهد که تکیه بر «رسانههایی که رستگاری میفروشند و واقعیت را میبلعند» جایگزین اندیشیدن، مطالعه و گفتوگوی آزاد و مبارزات سیاسی سازمان یافته نمیشود. خروج از بنبست سیاسی و اجتماعی امروز ایران تنها زمانی ممکن است که فرهنگ پرسشگری و تفکر انتقادی جایگزین پیروی بیچون و چرا از رسانه هایی شود که به دنبال عملی شدن فرمان های کارفرمایان پیدا و پنهان خود هستند. به قول سعدی بزرگوار:
به بازار گندم فروشان درآی
که این جو فروش است و گندم نمای.
نیما ناصرآبادی
۱۴ ژوئن ۲۰۲۶- ماینس آلمان
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|