|
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ -
Tuesday 2 June 2026
|
ايران امروز |
فارن افرز / ۱ ژوئن ۲۰۲۶
جنگ در اوکراین به نقطهای سرنوشتساز رسیده است. از زمان شکست ضدحمله اوکراین در سال ۲۰۲۳، تهاجم تمامعیار روسیه به الگویی قابل پیشبینی از حملات تابستانی و زمستانی تبدیل شد؛ میان این دو دوره، فشار حملات کاهش مییافت و یگانهای روسی فرصت جابهجایی و تجدید سازمان پیدا میکردند. در نگاه نخست، سال جاری نیز تفاوتی با گذشته ندارد. با پایان بهار و آغاز تابستان، نیروهای اوکراینی که در سنگرهای خود در امتداد خط مقدم مستقر هستند، بار دیگر شاهد افزایش تدریجی حملات روسیه و تلاشهای این کشور برای نفوذ به مواضع خود هستند. با این حال، روحیه فرماندهان اوکراینی تغییر کرده است. حملات روسیه دیگر مانند سالهای گذشته فشار سنگینی بر یگانهای آنان وارد نمیکند. هرچند حملات پهپادی و گلولهباران همچنان ادامه دارد، اما عملکرد رزمی روسیه رو به افول گذاشته است. در کییف، خوشبینی فزایندهای شکل گرفته مبنی بر اینکه اوکراین میتواند روسیه را به پذیرش آتشبس وادار کند.
این تغییر روحیه در اوکراین نتیجه دگرگونی ناگهانی در شیوه جنگیدن نیست، بلکه حاصل تغییرات ظریفی در چند روند مختلف است که در مجموع از تحول مهمی در مسیر جنگ حکایت دارند. در سراسر سال ۲۰۲۴ و بخش عمدهای از سال ۲۰۲۵، روسیه قادر بود بیش از تعداد نیروهایی که از دست میداد سرباز جذب کند؛ به همین دلیل، نیروهای روسی میتوانستند شدت حملات خود علیه یگانهای اوکراینی را افزایش دهند، حتی در حالی که خود نیز متحمل تلفات سنگینی میشدند. در مقابل، اوکراین اندکی بیش از توان جایگزینی خود نیرو از دست میداد و خطوط دفاعی آن ماهبهماه نازکتر میشد.
در مسکو، این وضعیت به شکلگیری این باور آسودهخیالانه انجامید که حتی اگر پیشرویها کند باشد، ارتش روسیه سرانجام سراسر دونباس ــ منطقه مورد مناقشه در شرق اوکراین که روسیه در سال ۲۰۲۲ ادعای مالکیت آن را مطرح کرد ــ را تصرف خواهد کرد. کرملین معتقد بود که در مقطعی دستاوردهایش شتاب خواهد گرفت؛ زیرا حمایت بینالمللی از اوکراین کاهش مییابد و کییف نیز برای تأمین نیروی رزمی کافی جهت حفظ گستره خط مقدم با مشکل روبهرو خواهد شد. همین تصور باعث شد مسکو در مذاکراتی که پس از انتخاب مجدد دونالد ترامپ با میانجیگری ایالات متحده آغاز شد، موضعی سرسختانه و انعطافناپذیر اتخاذ کند. زیرا اگر مذاکرات شکست میخورد، کرملین انتظار داشت آنچه را میخواهد در میدان نبرد به دست آورد.
اما روسیه دیگر در مسیر اجتنابناپذیر دستیابی حتی به حداقل هدف نظامی خود، یعنی تصرف کامل دونباس، قرار ندارد. در حالی که اوکراین موفق شده در برخی بخشهای خط مقدم پیشرویهایی به دست آورد و عملیات تهاجمی روسیه را ناکام بگذارد، و همزمان ارتش روسیه بیش از پیش فشارهای جنگ و فرسایش توان رزمی خود را احساس میکند، چیزی که مدتها بسیار نامحتمل به نظر میرسید اکنون امکانپذیرتر شده است. کییف و شرکای آن ممکن است بتوانند مسکو را متقاعد کنند که آتشبس بهترین گزینه پیش روی آن است.
احیای اوکراین
در دو سال گذشته، فرماندهان اوکراینی با مشکل کاهش نیروی انسانی مواجه بودهاند. تلفات ماهانه از تعداد نیروهایی که از مراکز آموزشی به یگانهای رزمی اعزام میشدند بیشتر بود. ناتوانی یگانها در اجرای چرخه جابهجایی نیروها و دادن فرصت استراحت به سربازان، موجب فرسودگی شدید نیروهای پیاده شد.
اوکراین توانسته است ماهانه حدود ۳۰ هزار سرباز جدید بسیج کند، اما معمولاً کمتر از نیمی از این نیروها به خط مقدم میرسند. بسیاری از آنها از نظر پزشکی برای حضور در میدان نبرد مناسب نبودند. برخی دیگر نیز به دلیل کیفیت پایین آموزشهای ارائهشده روحیه خود را از دست میدادند.
بر اساس مطالعهای که دفتر بازرس کل نیروهای مسلح اوکراین انجام داده است، اگر نیروها مجبور شوند بیش از ۴۰ روز متوالی در منطقه نبرد باقی بمانند، کارایی آنها به شکل محسوسی کاهش مییابد. با این حال، جابهجایی نیروها نیز خطرناک بوده است، زیرا سربازانی که به مواضع خط مقدم رفتوآمد میکردند در معرض حملات پهپادی و توپخانهای دشمن قرار میگرفتند. در نتیجه، بسیاری از سربازان بیش از ۲۰۰ روز متوالی در مناطق جنگی حضور داشتهاند.
این وضعیت موجب خستگی و فرسودگی در داخل تیپها شده و این تصور را ایجاد کرده است که خدمت نظامی بلیت یکطرفهای به سوی درمانگاه یا سردخانه است؛ برداشتی که بسیاری از نیروهای تازهوارد را به فرار در دوره آموزش تشویق کرده است. تا آغاز سال ۲۰۲۶، بیش از ۲۰۰ هزار سرباز اوکراینی در فهرست غایبان غیرمجاز از خدمت ثبت شده بودند.
با این حال، ارتش اوکراین از میانه سال ۲۰۲۵ اقداماتی را برای حل این مشکلات آغاز کرد. پیش از آن، بالاترین سطح سازمان تاکتیکی در ارتش اوکراین تیپ بود. در سال ۲۰۲۵، اوکراین بیش از دوازده «سپاه» ارتش تشکیل داد که هر یک مسئول چند تیپ زیرمجموعه بودند. این سپاهها همچنین مسئولیت آموزش نیروها را بر عهده گرفتند تا سربازان توسط همان فرماندهانی آموزش ببینند که بعداً آنها را در میدان نبرد هدایت خواهند کرد.
اگرچه این روند هنوز به طور کامل اجرا نشده است، اما تاکنون کیفیت آموزش را افزایش داده و از میزان فرار نیروهای تازهوارد کاسته است. برخی یگانهای اوکراینی نیز مدت آموزش پایه را از پنج هفته به هشت هفته افزایش دادهاند و به این ترتیب سربازان پیش از اعزام به میدان نبرد آمادگی بیشتری پیدا میکنند.
همزمان، شماری از یگانهای اوکراینی توانستهاند هماهنگی بهتری میان نیروهای پیاده، سامانههای بدون سرنشین، توپخانه و زرهی ایجاد کنند. در خطوط مقدم، آنها موفق شدند در مقاطعی بر نیروهای روسیه برتری پیدا کنند؛ برتریای که امکان جابهجایی نیروها و حتی پیشرویهای تهاجمی را فراهم آورد. این تاکتیکهای نبرد ترکیبی به نیروهای اوکراینی کمک کرد تا در پاییز ۲۰۲۵ در کوپیانسک و در بهار ۲۰۲۶ در هولیاپوله پیشرویهایی به دست آورند.
نکته مهمتر آنکه اوکراینیها توانستند نسبت مطلوبی در تبادل تلفات حفظ کنند؛ به این معنا که حتی هنگام انجام عملیات تهاجمی نیز تعداد نیروهای از دسترفته آنها کمتر از روسها بود. یگانهای پهپادی ارتش اوکراین همچنین توانایی بیشتری برای اجرای آنچه ارتش این کشور «حملات میانبرد» مینامد به دست آوردهاند؛ حملاتی که اهداف لجستیکی روسیه را تا فاصله ۶۰ مایلی (حدود ۹۶ کیلومتری) پشت خط مقدم هدف قرار میدهد.
افزایش تراکم سامانههای شناسایی و تهاجمی اوکراین در میدان نبرد، تلاش نیروهای روسیه برای نفوذ به خطوط اوکراینی و همچنین تأمین مجدد تدارکات آنها را دشوارتر کرده است. این امر توان رزمیای را که روسیه میتواند در هر نقطه از خط مقدم متمرکز کند محدود میسازد و در نتیجه فشار بر یگانهای اوکراینی را کاهش میدهد.
ترکیب اصلاحات ساختاری، افزایش مهارتهای تاکتیکی و بهبود آموزش موجب شده است که ارتش اوکراین روند افولی را که مشخصه سال ۲۰۲۴ و بخش عمدهای از سال ۲۰۲۵ بود، معکوس کند. در ماههای آغازین سال ۲۰۲۶، تعداد نیروهای جدیدی که به یگانهای رزمی پیوستهاند از تعداد نیروهای خارجشده از این یگانها بیشتر بوده است.

البته این دستاوردها هنوز شکنندهاند. با انبوهتر شدن پوشش گیاهی از بهار تا تابستان، نیروهای روسی فرصتهای بیشتری برای نفوذ به مواضع اوکراین و افزایش فشار بر آنها خواهند داشت. همچنین، در حالی که برخی یگانهای اوکراینی بهبود قابل توجهی در مهارتهای تاکتیکی خود نشان دادهاند، تیپهای دیگری همچنان با مشکلات جدی دستوپنجه نرم میکنند. با این حال، دلایل محکمی وجود دارد که نشان میدهد تغییراتی که ارتش اوکراین طی یک سال گذشته به اجرا گذاشته، در سال پیش رو نیز به تقویت هرچه بیشتر این نیرو منجر خواهد شد.
تکامل و تثبیت سپاههای جدید ارتش میتواند به گسترش تجربیات موفق و انتقال بهترین شیوههای عملیاتی به تیپهایی که هنوز با مشکلات روبهرو هستند کمک کند. همچنین، رئیسجمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، اصلاحاتی را در نظام بسیج و شرایط خدمت نظامی اعلام کرده است که باید تضمین کند شمار بیشتری از نیروهای بسیجشده در نهایت به یگانهای رزمی منتقل شوند. این اصلاحات شامل افزایش حقوق و مزایا، تعیین مدت مشخص برای خدمت، بازسازی نظام آموزشی و اصلاح روند بسیج نیروهاست.
نبردهای سنگین همچنان ادامه دارد، اما ارتش اوکراین از بحران نیروی انسانی خود عبور کرده و در تلفیق ابزارهای جدید جنگ با شیوههای سنتی نبرد، از مهارت تاکتیکی بیشتری برخوردار شده است.
مشکلات فزاینده روسیه
در مقابل بهبودهای تدریجی اما مثبت در وضعیت ارتش اوکراین، نیروهای روسی با کاهش عملکرد در میدان نبرد مواجه شدهاند. این وضعیت نتیجه همزمانی چند عامل مختلف است.
در طول سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، برتری روسیه در میدان جنگ عمدتاً از تعهد مسکو به استفاده از ذخایر عظیم نیروی انسانی و نیز بهکارگیری هماهنگ قدرت آتش ناشی میشد؛ عواملی که در کنار هم فرسایش مستمری را بر نیروهای اوکراینی تحمیل میکردند. از نظر تئوریک، با توجه به اینکه میزان جذب نیرو در روسیه از تلفات آن بیشتر بود، کرملین میتوانست بخشی از نیروها را برای دورههای آموزشی طولانیتر نگه دارد و کیفیت کلی ارتش را ارتقا دهد. اما در عوض، به نظر میرسید فرماندهی روسیه با تلفات عظیم و مداوم کنار آمده و آماده پذیرش آن است؛ بهگونهای که سربازانی را که تنها بین دو روز تا دو هفته آموزش دیده بودند، به سوی مواضع اوکراین روانه میکرد. این رویکرد در طول سال ۲۰۲۵ به تلفات ماهانه حدود ۲۳ هزار نفر برای روسیه منجر شد.
جذب نیرو در روسیه تا حد زیادی به لطف مشوقهای مالی قابل توجهی که کرملین ارائه میکند، از جمله حقوق بالا و بخشودگی بدهیها، توانسته همگام با تلفات پیش برود. اگرچه این روش در جذب سربازان کممهارت مؤثر بوده، اما نتوانسته تعداد کافی از متخصصان فنی را جذب کند؛ افرادی که در اقتصاد غیرنظامی یا صنایع نظامی روسیه میتوانند درآمدهای مناسبی داشته باشند. برای مثال، ارتش روسیه بهطور قابل توجهی از اهداف تعیینشده خود در جذب اپراتورهای پهپاد عقب مانده است.
اتکای بیش از حد به انگیزه مالی برای خدمت نظامی همچنین باعث شده است شمار زیادی از نیروها در یگانهای روسی حضور داشته باشند که مشتاقاند از حضور در نبرد اجتناب کنند. افسران از سربازانی که نمیخواهند در حملات شرکت کنند رشوه میگیرند. در مقابل، سربازانی که یکی از مجموعه رو به گسترش و گاه متناقض مقررات دائمی ارتش روسیه را نقض کنند، با اعزام اجباری به عملیات تهاجمی مجازات میشوند.
این رویکرد سختگیرانه اغلب نیروهای پشتیبانی مهم، از جمله مسئولان تدارکات را نیز در بر میگیرد؛ کسانی که ممکن است ناخواسته از مقررات تخطی کرده باشند. در ارتشی که بخش عمده هماهنگیهای لجستیکی آن از طریق شبکه اجتماعی تلگرام انجام میشود، اما استفاده از تلگرام رسماً ممنوع است، یک مسئول تدارکات وظیفهشناس بهسادگی ممکن است توسط پلیس نظامی متوقف شود و یا مجبور به پرداخت رشوه گردد یا به یگانهای تهاجمی منتقل شود.
نتیجه این روند در طول زمان، انباشت نیروهای دارای ارتباطات و نفوذ در سطوح میانی فرماندهی، مانند هنگها، و در مقابل، تهی شدن یگانهای زیرمجموعه از نیروهای حرفهای و باتجربه بوده است؛ نیروهایی که در حملات متعدد کشته یا زخمی شدهاند. کاهش کیفیت نیروها در سطوح پایینتر موجب افت عملکرد و ناتوانی در اجرای طرحها و دستورات شده است.
بسیاری از افسران نیز بدون گذراندن آموزشهای گسترده افسری و صرفاً در میدان جنگ ارتقا یافتهاند. در نتیجه، مهمترین وظیفه آنها آمادهسازی روانی سربازان برای حمله بوده است، نه طراحی و اجرای عملیاتهای نظامی کارآمد.
در سالهای گذشته، اثر ویرانگر توپخانه روسیه، حملات پهپادی و بمبهای هدایتشونده گلاید تا حد زیادی ضعف عملکرد نیروهای پیاده روس را جبران میکرد. اما اکنون میدان نبرد از اساس با آنچه برنامهریزان نظامی روسیه به آن عادت داشتهاند متفاوت شده است.
امروزه میدان جنگ کمتر از خطوط مقدم مشخص و روبهروی یکدیگر تشکیل شده و بیشتر به نواری از قلمرو مورد مناقشه با عرضی حدود ۱۸ مایل (نزدیک به ۲۹ کیلومتر) شباهت دارد که در آن نیروهای دو طرف در هم تنیده شدهاند. ابزارهای نقشهبرداری و برنامهریزی که فرماندهان روسی استفاده میکنند برای بازتاب دقیق شیوه واقعی نبردها مناسب نیستند. در نتیجه، میان آنچه برنامهریزان روسی روی نقشه ترسیم میکنند و آنچه عملاً قابل اجراست شکاف فزایندهای ایجاد شده است. این وضعیت به افزایش ناکارآمدی در هماهنگی حملات منجر شده است.
افسران سطوح پایین نیز لزوماً نمیدانند چگونه دستورات دریافتی را اجرا کنند. افزون بر این، افسران میانی تشویق میشوند موفقیتها را به زنجیره فرماندهی گزارش دهند، حتی اگر واقعیت میدانی متفاوت باشد. مجموعه این عوامل باعث شده است فاصله میان تصوری که فرماندهان ارشد روس از وضعیت نیروهای خود دارند و واقعیت موجود در میدان نبرد روزبهروز بیشتر شود.
در نتیجه، ارتش روسیه بهطور مداوم در تخصیص توپخانه و پهپادها دچار اشتباه میشود و مجموعهای از دستورات مبتنی بر اطلاعات نادرست صادر میکند که عملاً امکان اجرای آنها وجود ندارد. به بیان ساده، نیروهای روسی بیش از پیش در تبدیل طرحها به عملیات نظامی واقعی ناتوان شدهاند و این امر به تضعیف حملات آنها انجامیده است.
اعتماد به نفس بدون خودفریبی
مجموع روندهای مربوط به افزایش انسجام نیروهای اوکراینی و فرسایش یگانهای رزمی روسیه ممکن است این تصور را ایجاد کند که موفقیت اوکراین اکنون اجتنابناپذیر است. اما واقعیت چنین نیست.
ارتش روسیه همچنان بیش از ۶۰۰ هزار نیرو در عملیات علیه اوکراین در اختیار دارد و به لطف مجتمع عظیم صنایع نظامی خود با کمبود مهمات مواجه نیست. پهپادها و بمبهای هدایتشونده روسیه همچنان مشکلات جدی برای شبکه لجستیکی اوکراین ایجاد میکنند و نیروهای پیاده روس نیز همچنان به شناسایی و بهرهبرداری از شکافهای دفاعی اوکراین ادامه میدهند.
از سوی دیگر، کاهش ذخایر پدافند هوایی اوکراین زمینه را برای افزایش حملات پهپادی و موشکهای کروز روسیه در سراسر خاک اوکراین فراهم کرده است.
ارتش اوکراین همچنان ناچار است برای حفظ مواضع خود بهشدت بجنگد و در برخی مناطق، از جمله در محور کوستیانتینیفکا، در حال از دست دادن بخشی از اراضی تحت کنترل خود است. نیروهای اوکراینی شاید امروز خوشبینتر باشند، اما همچنان خسته و فرسودهاند. اگرچه برخی یگانهای اوکراینی پیشرفت چشمگیری در عملکرد رزمی خود نشان دادهاند، تیپهایی نیز وجود دارند که همچنان بهطور مداوم عملکردی ضعیفتر از حد انتظار دارند. نیروهای روسی همچنین به شکلی خطرناک به شهرهای مهم اوکراین، از جمله زاپوریژیا در جنوب کشور، نزدیک شدهاند. در نتیجه، هرچند تصویر تاکتیکی کوتاهمدت ممکن است به سود اوکراین باشد، اما همچنان حاشیه خطا بسیار اندک است.

با وجود این، روسیه در مسیری قرار ندارد که بتواند تا پایان سال جاری، آنگونه که کرملین تعیین کرده است، اشغال کامل دونباس را به پایان برساند. حتی بدون یک تجدید سازمان اساسی در نیروهای روسی نیز روشن نیست که مسکو بتواند این هدف را در سال ۲۰۲۷ محقق کند. جنگ هزینههای سنگینی بر روسیه تحمیل کرده و تلاش نظامی این کشور با مشکلات جدی روبهرو شده است.
هنوز هیچ نشانهای وجود ندارد که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، از این باور خود که اوکراین نباید بهعنوان کشوری مستقل وجود داشته باشد دست کشیده باشد یا دیگر در پی تابع کردن آن نباشد. اما پوتین نشان داده است که وقتی نتواند واقعیتهای میدان نبرد را نادیده بگیرد، به آنها واکنش نشان میدهد؛ همانگونه که در سال ۲۰۲۲ نیروهای روسی از کییف و خرسون عقبنشینی کردند. بنابراین، پرسش اصلی این است که کرملین هنگامی که دریابد چشماندازهایش در میدان جنگ رو به تیرهتر شدن است، چه واکنشی نشان خواهد داد.
بزرگترین خطر آن است که کرملین دست به تشدید تنش بزند و روندی گستردهتر از بسیج نظامی را آغاز کند؛ اقدامی که امکان فراخوان اجباری متخصصان مورد نیاز ارتش روسیه و همچنین تأمین ذخیره بزرگی از نیروی انسانی را فراهم میکند. چنین اقدامی ممکن است به پیشرویهای جدید روسیه در اوکراین منجر شود، اما در داخل کشور با خطرات سیاسی و اقتصادی قابل توجهی همراه است.
بانک مرکزی روسیه هماکنون هشدار داده است که کشور با کمبود شدید نیروی کار مواجه است. افزون بر این، با توجه به میزان فرسایش ارتش روسیه، روشن نیست که نیروهای مسلح این کشور اساساً بتوانند از تزریق گسترده نیروی انسانی بهطور مؤثر استفاده کنند. به احتمال زیاد، کرملین در حال بررسی پیامدهای چنین اقدام رادیکالی است. ارتش روسیه در چندین مقطع از جنگ خواستار بسیج گستردهتر شده، اما پوتین همواره در برابر آن مقاومت کرده است.
احتمال دیگر این است که کرملین از هرگونه عملیات تهاجمی بزرگ صرفنظر کرده و در موضعی دفاعیتر قرار گیرد؛ بدون آنکه آتشبسی را بپذیرد و در عین حال، با پهپادها و موشکهای بالستیک و کروز خود در طول زمستانی دیگر به حمله علیه اوکراین ادامه دهد. پوتین ممکن است به این نتیجه برسد که روسیه میتواند این جنگ را برای مدتی طولانیتر از توان تحمل کییف ادامه دهد.
اما هرچه اوکراینیها توانایی بیشتری در اجرای عملیاتهای تهاجمی مؤثر از خود نشان دهند، دنبال کردن این مسیر برای کرملین دشوارتر خواهد شد. استفاده فزاینده اوکراین از حملات دوربرد علیه اهداف مهم برای اقتصاد روسیه نیز جنگی بیپایان را برای مسکو پرهزینهتر خواهد کرد.
از چاله به چاه
اگر اوکراین بتواند روندهای کنونی را در ادامه سال تقویت کند ــ بهگونهای که توان نیروهایش افزایش یابد و روسیه همچنان با مشکلات فزاینده دستوپنجه نرم کند ــ این احتمال بیش از پیش واقعبینانه خواهد شد که کییف و شرکایش بتوانند مسکو را به پذیرش مزایای یک آتشبس بدون پیششرط متقاعد کنند.
شرکای اوکراین باید با دقت بررسی کنند که چگونه میتوان این مسیر را برای کرملین جذاب ساخت؛ زیرا عوامل بسیاری وجود دارند که میتوانند همچون «قرصهای سمی» در روند مذاکرات وارد شوند و پوتین را به ادامه جنگ تشویق کنند. با این حال، فرصت فزایندهای نیز برای متقاعد کردن پوتین وجود دارد که آتشبس کمخطرترین گزینه پیش روی اوست.
البته این بدان معنا نیست که پوتین خصومت خود با اوکراین را کنار خواهد گذاشت. اما کرملین ممکن است خود را متقاعد کند که آتشبس، پس از ناکامی در دستیابی به اهدافش از طریق میدان نبرد، بهترین مسیر برای رسیدن به اهداف نهایی روسیه است. در چنین شرایطی، پوتین بدون تردید تلاش خواهد کرد از شکنندگی سیاسی و اقتصادی اوکراین پس از جنگ برای اعمال نفوذ بر کییف بهرهبرداری کند. و این وقفه میتواند فرصتی در اختیار مسکو قرار دهد تا بخشی از مشکلات ارتش خود را برطرف کند و در نتیجه، اوکراین همچنان با خطر حمله مجدد روسیه در هر لحظه روبهرو باشد.
از سوی دیگر، افکار عمومی اوکراین از هر فرصتی برای رهایی موقت از فشارهای طاقتفرسای جنگ استقبال خواهد کرد. اگر اوکراین و روسیه بر سر آتشبس به توافق برسند، این امر دستاوردی مهم برای کییف خواهد بود و فرصتی برای حرکت به سوی صلحی پایدار فراهم میآورد. با این حال، چنین وضعیتی خطرات فراوانی نیز به همراه خواهد داشت.
افکار عمومی اوکراین دولت را برای اجرای روند برچیدن بسیج عمومی یا دستکم جایگزین کردن سربازان باتجربه اما خسته خط مقدم با نیروهای تازهنفس اما کمتجربه تحت فشار قرار خواهد داد. کشوری که سالها در وضعیت جنگی به سر برده است، ناگهان ناچار خواهد شد با خسارتهای عظیم واردشده به صنایع و زیرساختهای خود روبهرو شود.
وحدت سیاسی کشور نیز با طرح مطالبات برای برگزاری انتخابات دچار شکاف خواهد شد. همچنین با کاهش احساس تهدید فوری از سوی روسیه، ممکن است شرکای اروپایی تمایل کمتری به تأمین هزینههای دفاعی اوکراین داشته باشند.
به بیان دیگر، اوکراین در موقعیتی آسیبپذیر قرار خواهد گرفت و روسیه فرصتهای فراوانی برای بیثبات کردن همسایه خود خواهد یافت.
اگرچه پایان موفقیتآمیز جنگ هنوز به هیچ وجه قطعی نیست، اما اکنون به یک احتمال واقعبینانه تبدیل شده است. افزایش احتمال تحقق چنین نتیجهای مستلزم آن است که کییف به تقویت دفاعی خود ادامه دهد و اصلاحات و بازسازی ساختار نیروهای مسلحش را تا پایان دنبال کند.
شرکای بینالمللی اوکراین نیز باید با ادامه ارسال تسلیحات و حفظ تحریمهای اقتصادی علیه کرملین، فشار کافی بر روسیه وارد کنند. خطرات سیاسی و اقتصادی ناشی از ادامه نامحدود جنگ اکنون بر روند تصمیمگیری در کرملین سایه افکنده است. شرکای اوکراین باید بررسی کنند که چگونه میتوانند در تغییر محاسبات مسکو نقش ایفا کنند.
همچنین، با توجه به فاصله گرفتن تدریجی واشنگتن از اروپا، اهمیت آن بیش از پیش افزایش یافته است که کشورهای اروپایی بهطور جدی درباره نحوه حفظ و تثبیت یک صلح شکننده ــ در صورت دستیابی به آتشبس ــ بیندیشند.
در نهایت، آتشبس شرطی ضروری برای امنیت و شکوفایی اوکراین است، اما بهتنهایی تضمینکننده آن نیست.
ــــــــــــــــــــــ
▪️جک واتلینگ، پژوهشگر ارشد مطالعات جنگ زمینی در مؤسسه سلطنتی خدمات متحد در لندن است و کتاب «کشورداری: قواعد جدید قدرت در جهانی چندپاره» را تألیف کرده است.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|