|
سه شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ -
Tuesday 12 May 2026
|
ايران امروز |
فارن پالیسی / ۱۱ مه ۲۰۲۶
در بحبوحه مذاکرات جاری میان واشنگتن و تهران، گزارشها حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، خواستار آن شده که ایران از تعهد خود به غنیسازی اورانیوم دست بکشد؛ احتمالا دستکم برای مدت ۱۲ سال.
با این حال، منتقدانی مانند جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی جو بایدن، رئیسجمهور پیشین آمریکا، استدلال کردهاند که اصرار واشنگتن بر عدم غنیسازی، در نهایت دیپلماسی را تضعیف خواهد کرد. او ماه گذشته گفت: «فکر نمیکنم اگر ایالات متحده بر این موضع پافشاری کند که ایران باید برای همیشه از حق و توانایی غنیسازی اورانیوم به طور کامل صرفنظر کند، توافقی امکانپذیر باشد.»
اما ایران حق غنیسازی اورانیوم ندارد. در واقع، ترامپ محق است که انتظار داشته باشد تهران برای همیشه برنامه غنیسازی خود را کنار بگذارد.
برای درک دلیل این موضوع، باید به علم آن توجه کرد. غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم (که گاه با عنوان ENR شناخته میشود) فناوریهایی دو منظوره هستند. همان فرایندی که برای تولید سوخت یک رآکتور هستهای به کار میرود، میتواند برای تولید سوخت بمب هستهای نیز استفاده شود. بنابراین، هر کشوری که بتواند اورانیوم را غنیسازی کند (یا پلوتونیوم را بازفرآوری کند)، در عمل ظرفیت کلیدی لازم برای تبدیل شدن به یک کشور دارای سلاح هستهای را نیز در اختیار خواهد داشت.
دانشمندان و سیاستگذاران از آغاز عصر هستهای این مشکل را درک کرده بودند و راهحلی ساده برای آن طراحی کردند: خدمات چرخه سوخت. کشورها نیازی ندارند خودشان سوخت هستهای تولید کنند. اگر کشوری خواهان یک برنامه هستهای واقعا صلحآمیز باشد — برای تولید انرژی، تحقیقات یا اهداف پزشکی — میتواند سوخت مورد نیاز خود را از قدرتهای هستهای پیشرفتهتر مانند فرانسه، روسیه یا ایالات متحده دریافت کند. کشور دریافتکننده، سوخت را در رآکتورهای خود استفاده میکند و در ازای دریافت محموله بعدی، سوخت مصرفشده را بازمیگرداند.
امروز دهها کشور در جهان، از جمله سوئد، مکزیک و ویتنام، دارای برنامههای هستهای صلحآمیز هستند، اما اورانیوم غنیسازی نمیکنند و پلوتونیوم نیز بازفرآوری نمیکنند.
سیاست آمریکا در حوزه انرژی هستهای و عدم اشاعه از زمان ریاستجمهوری دوایت آیزنهاور در این زمینه روشن و ثابت بوده است. در قالب برنامه «اتم برای صلح»، دولت آیزنهاور به بسیاری از کشورها، از جمله ایران، در زمینه رآکتورهای تحقیقاتی و علوم پایه هستهای کمک کرد، اما از صدور قابلیتهای ENR خودداری کرد.
«گروه تأمینکنندگان هستهای» که در سال ۱۹۷۴ تشکیل شد — نهادی در چارچوب رژیم عدم اشاعه با عضویت ۴۸ کشور — برای اعمال کنترلهای سختگیرانه صادراتی بر گسترش فناوریهای حساس ENR به کشورهای بیشتر شکل گرفت تا از گسترش سلاحهای هستهای جلوگیری کند.
این سیاستی یکسان برای همه بوده که واشنگتن آن را هم بر دوستان و هم بر دشمنان خود اعمال کرده است. برای مثال، هنگامی که متحدان و شرکای آمریکا یعنی کره جنوبی و تایوان در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به دنبال برنامههای مخفی بازفرآوری پلوتونیوم رفتند، واشنگتن به شدت بر آنها فشار آورد و وادارشان کرد این برنامهها را متوقف کنند.
تلاشهای واشنگتن برای محدود کردن گسترش فناوریهای ENR همیشه موفق نبوده است. برخی کشورها، مانند کره شمالی و پاکستان، با وجود مخالفت آمریکا توانستند تأسیسات حساس چرخه سوخت را توسعه دهند و سلاح هستهای بسازند. اما اینها نمونههایی از تلاش نافرجام واشنگتن برای اجرای استانداردهای مورد نظر خود هستند، نه الگوهایی که باید از آنها پیروی شود.
بنابراین، هنگامی که در سال ۲۰۰۲ فاش شد ایران یک برنامه مخفی غنیسازی دارد، واکنش واشنگتن روشن و خودکار بود: تهران باید غنیسازی اورانیوم را متوقف کند. این موضع هم دولت جورج دبلیو بوش بود و هم دولت باراک اوباما. اوباما در جریان کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود که «برنامه غنیسازی اورانیوم ایران را متوقف خواهد کرد.» شورای امنیت سازمان ملل نیز از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ شش قطعنامه صادر کرد که در آنها از ایران خواسته میشد غنیسازی اورانیوم را تعلیق کند.
تهران مخالفت کرد و مدعی شد که «حق غنیسازی» دارد. این استدلال اکنون از سوی تهران و برخی دیگر در غرب نیز تکرار میشود، اما بیمعناست.
ایران این حق ادعایی را بر اساس ماده چهارم «پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای» مصوب ۱۹۷۰ — که بیشتر با عنوان NPT شناخته میشود و ایران نیز از امضاکنندگان آن است — مطرح میکند. اما در متن NPT حتی یک بار هم به غنیسازی اورانیوم اشاره نشده است.
در عوض، ماده چهارم میگوید:
بنابراین، آیا ماده چهارم به ایران حق غنیسازی میدهد؟
مانند تقریبا تمامی حقوق بینالملل، این موضوع نیز مبهم است. عبارت «استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز» نه در متن NPT و نه در جای دیگری، هرگز بهطور روشن تعریف نشده است.
علاوه بر این، همانند دیگر حوزههای حقوق بینالملل، هیچ دولت جهانی یا دادگاه جهانیای وجود ندارد که قوانین بینالمللی را تصویب، اجرا یا درباره آنها داوری کند. در نتیجه، این خود دولتها هستند که حقوق بینالملل را تفسیر و درباره آن قضاوت میکنند، و واشنگتن و تهران برداشتهای متفاوتی از NPT دارند.
تهران استدلال میکند که ماده چهارم به این کشور «حق غیرقابل سلب» برای غنیسازی اورانیوم «برای مقاصد صلحآمیز و بدون تبعیض» میدهد.
موضع ایالات متحده و بخش بزرگی از جامعه بینالمللی این بوده که فناوریهای ENR میتوانند برای تولید سوخت سلاح هستهای به کار روند و بنابراین بهطور روشن در چارچوب «مقاصد صلحآمیز» در NPT قرار نمیگیرند. در واقع، با توجه به همین خطر بود که «گروه تأمینکنندگان هستهای» که پیشتر به آن اشاره شد، برای حمایت از NPT و جلوگیری از گسترش فناوریهای ENR تشکیل شد.
علاوه بر این، ماده چهارم تصریح میکند که استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای باید «در انطباق با» ماده اول باشد. ماده اول، کشورهای فاقد سلاح هستهای — مانند ایران — را از ساخت سلاح هستهای منع میکند. اما بیشتر ناظران بهدرستی مظنوناند که برنامه غنیسازی ایران پوششی برای یک برنامه تسلیحات هستهای است. به هر حال، آژانس بینالمللی انرژی اتمی دریافته که ایران در گذشته یک برنامه اختصاصی تسلیحات هستهای داشته است، و طراحی برنامه هستهای کنونی ایران نیز با کشوری که صرفا به دنبال تولید انرژی باشد، همخوانی ندارد.
در واقع، اگر ایران واقعا خواهان یک برنامه صلحآمیز بود، راهحل ساده بود: میتوانست برنامه غنیسازی خود را تعطیل کند و خدمات چرخه سوخت بینالمللی دریافت کند — همانند دهها کشور دیگری که پیشتر به آنها اشاره شد و ترتیبات مشابهی دارند. جامعه بینالمللی طی دهههای گذشته بارها خدمات چرخه سوخت را به ایران پیشنهاد داده، اما ایران همواره بر غنیسازی اورانیوم توسط خود اصرار کرده است.
گزارشها حاکی است که استیو ویتکاف و جرد کوشنر نیز در ماه فوریه، تنها چند روز پیش از بازگشت جنگ، دوباره خدمات چرخه سوخت را به ایران پیشنهاد کردند. منتقدان در آن زمان استدلال میکردند که ویتکاف و کوشنر از پیچیدگی موضوع فراتر از توان خود وارد شدهاند، زیرا پاسخ متقابل فنی و پیچیده ایران درباره انواع و سطوح غنیسازی داخلی را درک نکرده بودند. اما این جزئیات اهمیتی نداشت. مذاکرهکنندگان آمریکایی درست عمل کردند که هر پیشنهادی را که به ایران اجازه غنیسازی میداد، از اساس رد کردند.
دولت اوباما در تلاشی نومیدانه برای دستیابی به توافق، در توافق هستهای ۲۰۱۵ ایران — موسوم به «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام — از استاندارد «غنیسازی صفر» آمریکا عقبنشینی کرد. این یک اشتباه بود. این توافق به ایران اجازه میداد غنیسازی اورانیوم را با محدودیتهایی ادامه دهد. اما قرار بود این محدودیتها پس از ۱۵ سال منقضی شوند. در آن مرحله، ایران میتوانست مطابق مفاد توافق، هر مقدار اورانیوم با غنای تسلیحاتی که میخواست تولید کند. حتی خود اوباما نیز اذعان کرده بود که پس از پایان محدودیتها، زمانی که ایران برای دستیابی سریع به بمب نیاز داشت، «تقریبا به صفر» کاهش مییافت.
علاوه بر این، برجام یک سابقه خطرناک ایجاد کرد. متحدان و شرکای آمریکا، مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کره جنوبی، میتوانستند بپرسند: «اگر ایران میتواند سوخت هستهای تولید کند، چرا ما نتوانیم؟»
بنابراین، ترامپ در خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ محق بود و اکنون نیز در مذاکرات جاری با ایران، در پافشاری بر غنیسازی صفر حق دارد. در واقع، اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، موضع ترامپ شاید حتی بیش از حد نرم باشد. گزارشهای اخیر نشان میدهد که او تنها خواستار توقف غنیسازی اورانیوم ایران برای ۱۲ تا ۱۵ سال است. توافقی که به ایران اجازه دهد در آینده غنیسازی را از سر بگیرد، بار دیگر تنها به معنای به تعویق انداختن مشکل و ایجاد دردسر برای رؤسایجمهور آینده خواهد بود.
در عوض، ترامپ باید ادعاهای ساختگی ایران درباره «حق غنیسازی» را رد کند و توافقی الزامآور منعقد سازد که برنامه غنیسازی ایران را برای همیشه متوقف کند. شاید این بهترین راه برای حل نهایی و همیشگی چالش هستهای ایران باشد.
ــــــــــــــ
* متیو کرونیگ، ستوننویس فارن پالیسی و معاون و مدیر ارشد مرکز استراتژی و امنیت اسکاکرافت در شورای آتلانتیک است.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|