چهارشنبه ۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - Wednesday 22 April 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 22.04.2026, 10:11

اسرائیل چگونه راه خود را گم کرد


توماس فریدمن

نیویورک تایمز / ۲۱ آوریل ۲۰۲۶

اسرائیل چگونه راه خود را گم کرد و ترامپ چگونه می‌تواند لبنان را نجات دهد

اگر به‌دنبال دو تصویر هستید که به‌خوبی نشان دهد راهبرد ژئوپولیتیکی اسرائیل تحت رهبری نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو این کشور را به کجا رسانده است، بهتر از دو عکسی که آخر هفته در رسانه‌های اسرائیلی منتشر شد، پیدا نخواهید کرد. نخستین تصویر، عکسی است از یک سرباز اسرائیلی که با پتک مجسمه‌ای از عیسی مسیح را در دِبِل — روستایی مسیحی مارونی در جنوب لبنان، چند مایل آن‌سوتر از مرز اسرائیل — در هم می‌شکند.

به نوشته لازار برمن، خبرنگار دیپلماتیک تایمز آو اسرائیل، این تصویر «چنان به‌طور کامل برخی از بدترین کلیشه‌ها درباره اسرائیل و یهودیان را بازتاب می‌داد که بسیاری به‌طور غریزی تصور کردند محصولی ساخته‌شده با هوش مصنوعی است که برای بدنام کردن دولت یهود طراحی شده است. دوستان اسرائیل که احتمال می‌دادند تصویر واقعی باشد، دعا می‌کردند که چنین نباشد، چرا که این تصویر به‌شدت آسیب‌زننده بود. اما دعاهایشان بی‌پاسخ ماند. یک سرباز ارتش اسرائیل واقعاً با چکش به صورت مجسمه‌ای که عیسی را نشان می‌داد ضربه زده بود.» او افزود: «هیچ هوش مصنوعی، هیچ دستکاری‌ای در کار نبود و نمی‌توان از کنار تصویری گذشت که به یک باتلاق عمیق اخلاقی در ارتش و جامعه اسرائیل اشاره دارد.»

تصویر دوم، عکسی است در روزنامه هاآرتص از گروهی از وزیران راست‌گرای اسرائیلی که با لبخندهای رضایت، در حال افتتاح یک شهرک تازه بازسازی‌شده به نام سا-نور در شمال کرانه باختری هستند. این شهرک یکی از چهار شهرک پراکنده اسرائیلی است که در منطقه‌ای بنا شده‌اند که تحت حاکمیت مدنی و امنیتی فلسطینیان قرار دارد. هدف از ایجاد این شهرک‌ها، ناممکن ساختن شکل‌گیری یک دولت فلسطینی پیوسته در آینده است. همان‌طور که هاآرتص اشاره کرده، وزیر دفاع نتانیاهو، اسرائیل کاتس، در این مراسم با افتخار اعلام کرد که دولت در نظر دارد حدود ۱۴۰ پایگاه کشاورزی در کرانه باختری را قانونی کند — اقدامی برای خنثی کردن هرگونه «تلاش فلسطینی‌ها برای ایجاد حضور در این منطقه».

روزی دیگر از دولت نتانیاهو که رئیس‌جمهور ترامپ را فریب می‌دهد. همان ترامپی که در سپتامبر ۲۰۲۵ اعلام کرده بود: «اجازه نخواهم داد اسرائیل کرانه باختری را به خاک خود ضمیمه کند.»

چرا این دو تصویر تا این حد گویاست؟ زیرا به‌خوبی راهبرد امروز نتانیاهو را نشان می‌دهند — اگر اصلاً بتوان آن را راهبرد نامید: مواجهه با هر تهدیدی از طریق درهم کوبیدن آن با پتک، بدون توجه به اینکه چه تعداد دشمن برای اسرائیل ایجاد می‌شود، و در عین حال نداشتن هیچ ایده خلاقانه‌ای برای تبدیل دستاوردهای نظامی به دستاوردهای راهبردی پایدار — چه در غزه، لبنان، سوریه و کرانه باختری، و چه در روابط با عربستان سعودی و ایران.


یک سرباز اسرائیلی که با پتک مجسمه‌ای از عیسی مسیح را در دِبِل — روستایی مسیحی مارونی در جنوب لبنان، چند مایل آن‌سوتر از مرز اسرائیل — در هم می‌شکند

دلیل این وضعیت آن است که اسرائیل برای تثبیت هرگونه دستاورد راهبردی، نیاز دارد دست‌کم در مسیر دستیابی به راه‌حل دوکشوری با تشکیلات خودگردان فلسطین گام بردارد. این همان چیزی است که می‌تواند ایران را در سطح منطقه به‌طور پایدار منزوی کند. این همان چیزی است که عادی‌سازی روابط اسرائیل و عربستان سعودی — از جمله در حوزه تجارت و گردشگری — را ممکن می‌سازد. این همان چیزی است که به دولت‌های لبنان و سوریه کمک می‌کند تا بسیار آسان‌تر و با مخاطرات کمتر، به صلح رسمی با دولت یهود دست یابند. و این دقیقاً همان چیزی است که نتانیاهو نه‌تنها از تلاش برای آن سر باز می‌زند، بلکه پیوسته در جهت تضعیف آن عمل می‌کند.

آیا فکر می‌کنم این کار آسان است؟ قطعاً نه. آیا معتقدم فلسطینی‌ها رهبری سالخورده و فاسدی دارند که نیازمند جایگزینی، نوسازی و اصلاح است — و خود نیز مسئول بخشی از وضعیت دشوارشان هستند؟ بدون تردید. اما آیا می‌دانم که نتانیاهو تمام دوران نخست‌وزیری خود را صرف جلوگیری از ظهور یک رهبری فلسطینی معتبرتر و شایسته‌تر کرده است؟ بله، این را هم می‌دانم.

آیا می‌دانم که اسرائیل منافعی بنیادین در جدا شدن از فلسطینی‌ها به هر شکل ممکن دارد، تا مبادا به یک دولت آپارتایدی تحت اداره یهودیان تبدیل شود؟ کاملاً. آیا باور دارم که ایران و نیروهای نیابتی‌اش تهدیدی مرگبار برای اسرائیل هستند که نمی‌توان آن را نادیده گرفت؟ باز هم کاملاً. اما آیا همزمان معتقدم که بدون یک شریک فلسطینی، چنین به نظر می‌رسد که راهبرد نتانیاهو ایجاد شرایطی برای پاکسازی قومی در کرانه باختری است — و همین امر باعث از دست رفتن بهترین دوستان اسرائیل در سراسر جهان می‌شود؟ بدون شک چنین است.

اسرائیل عزیز: وقتی دموکرات‌های میانه‌رو و دیرینه‌حامی اسرائیل در ایالات متحده، مانند رام امانوئل، در برنامه «گفتگوی زنده با بیل ماهر» — همان‌طور که هفته گذشته انجام داد — حاضر می‌شوند و با تشویق گسترده مخاطبان اعلام می‌کنند که با کمک‌های نظامی یارانه‌ای آمریکا به اسرائیل مخالف‌اند و جایگاه «ویژه» آن را زیر سؤال می‌برند، یعنی واقعاً دارید دوستان خود را از دست می‌دهید. این فقط به جناح چپ محدود نیست. شمار بیشتری از آمریکایی‌ها در سراسر طیف سیاسی، اسرائیلِ نتانیاهو را همچون کودکی لوس می‌بینند و دیگر از آن خسته شده‌اند.

البته دولت اسرائیل و فرماندهی ارتش، سربازی را که مجسمه عیسی را در جنوب لبنان تخریب کرده بود محکوم کردند و افراد دخیل را مجازات نمودند. همچنین، با درک اینکه این حادثه چه فاجعه‌ای در حوزه روابط عمومی به‌بار آورده، اسرائیل به‌سرعت برای جایگزینی مجسمه اقدام کرد. اما به نظر شما آن سرباز از کجا به این نتیجه رسیده بود که چنین کاری قابل قبول است — آن‌قدر که حتی ارزش داشته باشد یکی از هم‌رزمانش از آن عکس بگیرد؟ من به شما می‌گویم: از تماشا و شنیدن زبان و رفتارهای خود دولت نتانیاهو، ارتش و ماشین مسموم‌ساز آنلاین آن.

او هر روز می‌توانست بخواند که شهرک‌نشینان راست‌گرای یهودی در کرانه باختری، به نام صهیونیسم مذهبی، خودروها، خانه‌ها و محصولات کشاورزی فلسطینیان را تخریب می‌کنند — در حالی که ارتش و پلیس اسرائیل معمولاً فقط نظاره‌گرند و گاه حتی کمک می‌کنند و نتانیاهو همواره با چشم‌پوشی از کنار آن می‌گذرد. در چنین فضایی، چه اشکالی دارد که کسی با چکش به مجسمه عیسی در جنوب لبنان حمله کند؟

همچنین نمی‌توان آن سرباز و همراهانش را کاملاً سرزنش کرد، وقتی می‌بینند نماینده ترامپ در اسرائیل، مایک هاکبی، آشکارا از الحاق کرانه باختری به اسرائیل حمایت می‌کند و چنان رفتار می‌کند که گویی سفیر شهرک‌نشینان یهودی در ایالات متحده است، نه سفیر آمریکا در اسرائیل — و انگار چنین الحاقی تهدیدی برای اردن، یکی از ستون‌های اصلی سیاست آمریکا در منطقه، نخواهد بود. بسیاری از اسرائیلی‌های شریف به‌خوبی می‌دانند این رویکرد از نظر اخلاقی نفرت‌انگیز و از نظر راهبردی دیوانه‌وار است، اما آن‌ها در کشتی‌ای گرفتار شده‌اند که ناخدایانش نادان‌اند.


اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، (سوم-چپ)، یوسی داگان، رئیس شورای منطقه‌ای شومرون (چهارم-چپ) و وزیر دارایی راست افراطی اسرائیل، بزالئل اسموتریچ (چهارم-راست)، در مراسم افتتاح یک شهرک تازه بازسازی‌شده به نام سا-نور در شمال کرانه باختری

اما یک تفکر راهبردی تازه درباره اسرائیل و لبنان چه شکلی می‌تواند داشته باشد؟ اجازه دهید از این واقعیت شروع کنیم که اسرائیل، تا جایی که من شمارش کرده‌ام، از زمانی که در سال ۱۹۷۹ به‌عنوان خبرنگار به بیروت آمدم، دست‌کم هفت تهاجم بلندمدت یا عملیات نظامی گسترده در جنوب لبنان علیه سازمان آزادی‌بخش فلسطین یا حزب‌الله انجام داده است.

اجازه دهید روشن بگویم: هیچ نخست‌وزیر اسرائیلی نمی‌تواند و نباید اجازه دهد نیروهای نیابتی ایران در لبنان — یعنی شبه‌نظامیان حزب‌الله — با تهدید حملات موشکی، شمال اسرائیل را غیرقابل سکونت کنند. اما در مقطعی، این اصل که «دیوانگی یعنی انجام مکرر یک کار و انتظار نتیجه‌ای متفاوت» باید واقعاً مورد توجه قرار گیرد.

اسرائیل همواره می‌گوید ارتش لبنان باید حزب‌الله را خلع سلاح کند. اما ارتش لبنان ترکیبی است از مسیحیان، دروزی‌ها، سنی‌ها و شیعیان. با توجه به نفوذ سیاسی حزب‌الله در میان جامعه شیعه لبنان — حتی با وجود خشم بسیاری از شیعیان لبنانی از این گروه به‌خاطر تحریک اسرائیل به نمایندگی از ایران — اگر ارتش لبنان وارد جنگی آشکار در سراسر جنوب لبنان و بیروت علیه حزب‌الله شود، ممکن است از هم بپاشد و لبنان را دوباره به جنگ داخلی بکشاند. تنها گزینه‌ای که نتانیاهو ارائه کرده، بیرون راندن ده‌ها هزار لبنانی از جنوب لبنان یا مناطق شیعه‌نشین بیروت است.

اکنون زمان یک راه سوم فرا رسیده است. من خوشحال می‌شوم آن را «طرح ترامپ برای نجات لبنان» بنامم. باید اسرائیل را تحت فشار قرار داد تا به‌طور کامل از جنوب لبنان خارج شود و نیروهای به‌شدت مسلح ناتو در همکاری با ارتش لبنان — و تحت اقتدار نمادین آن — کنترل این منطقه را به دست گیرند.

اسرائیل می‌تواند به ناتو اعتماد کند. حزب‌الله و ایران جرأت مقابله با آن را نخواهند داشت — و اگر هم چنین کنند، درهم کوبیده خواهند شد. در چنین حالتی، اکثریت بزرگی از لبنانی‌ها، از جمله شیعیان، از این وضعیت استقبال خواهند کرد، زیرا اسرائیل کاملاً از لبنان خارج شده و حزب‌الله توجیه خود برای حمله به اسرائیل را از دست خواهد داد.

البته این راه‌حل ممکن است کامل نباشد، اما قطعاً بهتر از تکرار مداوم حملات اسرائیل به لبنان — و چه رسد به وقوع یک جنگ داخلی دیگر در لبنان — است. این گزینه ارزش آزمودن را دارد.

لبنان از زمان جنگ داخلی ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰، اکنون دارای شایسته‌ترین رئیس‌جمهور با رویکردی چندگرا، یعنی جوزف عون، و نخست‌وزیر، نواف سلام، است. من معتقدم آن‌ها آماده صلح با اسرائیل هستند، اما نه به بهای یک جنگ داخلی دیگر.

زمان آن رسیده است که راه سومی انتخاب شود؛ راهی که امنیت لبنان را تضمین کند، امنیت اسرائیل را تأمین کند و ماهیت واقعی حزب‌الله را آشکار سازد — ابزاری در دست ایران که آماده است تا آخرین لبنانی و آخرین اسرائیلی بجنگد تا منافع اربابانش در تهران را تأمین کند. اکنون زمان اجرای «طرح ترامپ برای نجات لبنان» است.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net