پنجشنبه ۲۷ فروردين ۱۴۰۵ - Thursday 16 April 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 16.04.2026, 12:19

فراواقعیت اقتصادی ایران در رسانه‌های حکومتی ایران


احمد علوی

۱. مقدمه: اقتصاد به‌مثابه میدان جنگ روایی

در اقتصاد ایرانِ سال‌های ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵، رقابت اقتصادی تنها در سطح تولید، تجارت، تورم و نرخ ارز رخ نمی‌دهد، بلکه در سطح معنا، ادراک و روایت نیز جریان دارد. در شرایط تحریم، رکود، جنگ منطقه‌ای و بحران مشروعیت، رسانه‌های رسمی و شبه‌رسمی حکومت تلاش می‌کنند اقتصاد را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که باید دیده شود بازنمایی کنند. در این چارچوب، «اقتصاد مقاومتی»، «خودکفایی»، «رکورد صادرات»، «پیروزی در جنگ اقتصادی» و در سال ۱۴۰۵ «پیروزی اقتصادی در جنگ رمضان» به عناصر مرکزی یک جهان رسانه‌ای تبدیل شده‌اند.

این جهان رسانه‌ای را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان تبلیغات یا اغراق سیاسی فهمید. آنچه در حال شکل‌گیری است، نوعی «فراواقعیت اقتصادی» یا هایپررئالیتی (Hyperreality) است؛ وضعیتی که در آن روایت‌های اقتصادی نه بازتاب واقعیت، بلکه جایگزین آن می‌شوند. رسانه‌های حکومتی با تکرار آمار گزینشی، تصاویر بازسازی‌شده، اینفوگرافیک‌ها و ترکیب روایت‌های احساسی، نوعی «اقتصاد شبیه‌سازی‌شده» خلق می‌کنند که در آن، موفقیت اقتصادی پیش از تحقق آن اعلام می‌شود و حتی در غیاب شواهد تجربی نیز به‌عنوان واقعیت پذیرفته می‌شود.

۲. چارچوب نظری: نظم چهارم شبیه‌سازی در اندیشه بودریار

ژان بودریار در کتاب «وانموده‌ها و وانمایی: Simulacra and Simulation» چهار مرحله برای تحول رابطه میان نشانه و واقعیت مطرح می‌کند. در مرحله نخست، نشانه بازتاب واقعیت است؛ در مرحله دوم، آن را تحریف می‌کند؛ در مرحله سوم، غیاب واقعیت را پنهان می‌سازد؛ و در مرحله چهارم، نشانه به‌طور کامل از هر مرجع واقعی جدا می‌شود و خود به تولید واقعیت می‌پردازد. بودریار این وضعیت را «هایپررئالیتی» یا فراواقعیت می‌نامد.

در نظم چهارم شبیه‌سازی، دیگر نمی‌توان از تمایز میان واقعیت و جعل سخن گفت. نشانه‌ها، تصاویر، شعارها و روایت‌ها خودبسنده می‌شوند و جهان اجتماعی را شکل می‌دهند. «نقشه» پیش از «سرزمین» می‌آید؛ روایت رسانه‌ای پیش از واقعیت اقتصادی ساخته می‌شود و سپس به‌عنوان حقیقت جا می‌افتد.

اقتصاد ایران در سال‌های اخیر، به‌ویژه در فضای جنگی ۱۴۰۵، نمونه‌ای از این نظم چهارم است. در این وضعیت، «اقتصاد مقاومتی»، «پیروزی در برابر تحریم»، «ابرقدرت اقتصادی شدن» یا «خودکفایی کامل» نه بر اساس داده‌های مستقل، بلکه به‌عنوان نشانه‌هایی مستقل و خودبسنده تولید و بازتولید می‌شوند.

۳. تقدم روایت بر واقعیت: پیش‌دستی نشانه‌ها بر اقتصاد واقعی

یکی از بارزترین ویژگی‌های هایپررئالیتی اقتصادی در ایران، تقدم روایت موفقیت بر واقعیت اقتصادی است. رسانه‌های رسمی اغلب پیش از انتشار آمار مستقل یا حتی در تضاد با آن، از «پیروزی»، «رشد» و «شکست تحریم‌ها» سخن می‌گویند.

نمونه برجسته این الگو، گزارش فارس نیوز در ۲۳ آذر ۱۴۰۴ با عنوان «از هپکو تا شانگهای با پرچم‌دار اقتصاد مقاومتی ایران» است. در این گزارش، کارخانه هپکو که طی سال‌های گذشته با بحران بدهی، اعتراض‌های کارگری، کاهش تولید و وابستگی به واردات قطعات روبه‌رو بوده، به‌عنوان نماد موفقیت اقتصاد مقاومتی و حضور ایران در بازارهای جهانی معرفی می‌شود. روایت رسانه‌ای، کارخانه‌ای بحران‌زده را به نمونه‌ای از «پیروزی صنعتی» تبدیل می‌کند، در حالی که داده‌های مستقل همچنان از رکود صنایع سنگین و وابستگی گسترده به واردات خبر می‌دهند.

نمونه دیگر، اینفوگرافیک رسانه «ایران‌روایت» در سال ۱۴۰۴ است که ادعا می‌کند سهم نفت از صادرات ایران از ۹۳ درصد به کمتر از ۵۰ درصد کاهش یافته و این امر نشانه «استقلال اقتصادی» است. این روایت پیش از انتشار داده‌های رسمی و در شرایطی مطرح شد که نهادهای بین‌المللی همچنان اقتصاد ایران را به‌شدت وابسته به نفت توصیف می‌کردند.

در هر دو نمونه، نشانه پیش از واقعیت ظاهر می‌شود. «پیروزی» نه نتیجه موفقیت، بلکه نقطه آغاز روایت است. این همان چیزی است که بودریار آن را «پیش‌دستی وانموده‌ها بر واقعیت» می‌نامد.

۴. شبیه‌سازی بصری: کارخانه‌های پررونق، انبارهای پر و اقتصاد دیجیتالِ جعلی

رسانه‌های حکومتی برای تثبیت روایت موفقیت، صرفاً به متن و شعار اکتفا نمی‌کنند، بلکه از تصاویر و فناوری‌های دیجیتال نیز بهره می‌گیرند. ویدیوهای افتتاح کارخانه‌ها، خطوط تولید پررونق، انبارهای مملو از کالای داخلی و مزارع سرسبز، به‌طور گسترده در صداوسیما، فارس، ایرنا، تسنیم و شبکه‌های اجتماعی وابسته بازتولید می‌شوند.

اما در بسیاری موارد، این تصاویر آرشیوی، بازسازی‌شده یا برگرفته از footage قدیمی هستند. برخی ویدیوهای خطوط تولید خودرو یا صنایع سنگین که در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ به‌عنوان نشانه «رکورد تولید» پخش شدند، در واقع تصاویر سال‌های قبل یا تدوین‌های جدید بر پایه تصاویر قدیمی بودند. در برخی موارد، حتی از ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید تصاویر «کارخانه‌های مدرن» یا «انبوه کالاهای تولید داخل» استفاده شده است.

در فضای جنگی ۱۴۰۵، این شبیه‌سازی بصری تشدید شد. همزمان با روایت «پیروزی در جنگ رمضان»، رسانه‌ها تصاویر کارخانه‌های فعال، خودکفایی کشاورزی و انبارهای پر از کالا را منتشر کردند تا این تصور ایجاد شود که جنگ و تحریم نه‌تنها اقتصاد را تضعیف نکرده، بلکه موجب شکوفایی آن شده است.

این تصاویر نمونه کامل «نشانه بدون مرجع» هستند. آنچه مخاطب می‌بیند، بازتاب واقعیت نیست، بلکه واقعیتی رسانه‌ای و مستقل از وضعیت واقعی اقتصاد است.

۵. دوگانه «پیروزی» و «قربانی‌بودن»: سازوکار احساسی هایپررئالیتی

یکی از ویژگی‌های مهم تبلیغات اقتصادی حکومت، همزمانی دو روایت متضاد اما مکمل است: از یک سو، ایران به‌عنوان اقتصادی موفق، مقاوم و پیروز تصویر می‌شود؛ و از سوی دیگر، به‌عنوان قربانی تحریم‌ها، دشمنی خارجی و «جنگ اقتصادی» بازنمایی می‌گردد.

در گزارش‌های فارس، ایرنا و تسنیم در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، مکرراً از «رکورد سرمایه‌گذاری خارجی»، «رشد درآمدهای گمرکی» یا «افزایش صادرات» سخن گفته می‌شود، اما بلافاصله اضافه می‌شود که این دستاوردها «با وجود شدیدترین تحریم‌های تاریخ» حاصل شده‌اند.

این دوگانه کارکردی عاطفی دارد. از یک سو، حس غرور ملی را تقویت می‌کند: «ما با وجود همه فشارها پیروز شدیم». از سوی دیگر، هر ناکامی اقتصادی را به عامل خارجی نسبت می‌دهد و مسئولیت ساختاری سیاست‌های داخلی را پنهان می‌سازد. در نتیجه، انتقاد از وضعیت اقتصادی به‌راحتی به‌عنوان همراهی با دشمن یا نادیده‌گرفتن «فشار خارجی» بی‌اعتبار می‌شود.

در سال ۱۴۰۵، این الگو در روایت‌های مربوط به «جنگ رمضان» به اوج رسید. رسانه‌های رسمی همزمان تأکید می‌کردند که ایران در جنگ و اقتصاد پیروز شده و در عین حال، کشور تحت «شدیدترین تحریم‌ها و بمباران اقتصادی» قرار دارد. این ترکیبِ «غرور + مظلومیت»، سازوکار اصلی تثبیت هایپررئالیتی است.

۶. سال ۱۴۰۵ و جنگ رمضان: ورود اقتصاد ایران به نظم چهارم شبیه‌سازی

فضای جنگی سال ۱۴۰۵ نقطه اوج گذار اقتصاد ایران به نظم چهارم شبیه‌سازی بود. در این دوره، رسانه‌های رسمی جنگ را نه‌فقط به‌عنوان یک رویداد نظامی، بلکه به‌عنوان «اثبات موفقیت اقتصاد مقاومتی» بازنمایی کردند.

در فروردین ۱۴۰۵، فارس نیوز در گزارشی با عنوان «ظهور ابرقدرت اقتصادی ایران پس از ۳۶ روز دفاع مقدس در جنگ تحمیلی سوم» ادعا کرد که ایران پس از جنگ، به یک قدرت اقتصادی جهانی تبدیل شده و ساختار تحریم‌ها را در هم شکسته است. در این گزارش، از ایجاد «پتروریال»، کنترل بازار انرژی و تبدیل دستاوردهای نظامی به فناوری‌های صنعتی سخن گفته شد. ایران با ژاپن پس از جنگ جهانی دوم مقایسه شد، اما بدون آنکه به رکود، تورم، کاهش سرمایه‌گذاری و فشارهای پساجنگ اشاره‌ای شود.

در گزارش دیگری با عنوان «اقتصاد مقاومتی در شرایط جنگ؛ اصول پایدار در برابر تحولات غیرقابل پیش‌بینی»، جنگ رمضان به‌عنوان آزمونی برای موفقیت اقتصاد مقاومتی توصیف شد. رسانه رسمی مدعی بود که اقتصاد مقاومتی، کشور را در برابر «بمباران و تحریم» مصون کرده است. همزمان، گزارش‌های مستقل و حتی برخی ارزیابی‌های داخلی از رشد پایین یا منفی، تورم بالای ۴۰ درصد و کاهش شدید قدرت خرید خبر می‌دادند.

اینجاست که اقتصاد ایران وارد نظم چهارم شبیه‌سازی می‌شود. در این مرحله، روایت «پیروزی اقتصادی در جنگ» دیگر حتی نیازی به واقعیت ندارد. نشانه‌ها — شعارها، تصاویر، اینفوگرافیک‌ها و گزارش‌های خبری — خودشان واقعیت را می‌سازند. مخاطب در جهانی زندگی می‌کند که در آن، اقتصاد ایران «ابرقدرت» است، حتی اگر تجربه روزمره او چیز دیگری بگوید.

۷. بازتولید شبکه‌ای: از خبرگزاری تا شبکه‌های اجتماعی

هایپررئالیتی اقتصادی تنها زمانی تثبیت می‌شود که روایت‌ها به‌طور مداوم در شبکه‌ای از رسانه‌ها بازتولید شوند. در ایران، این بازتولید از طریق یک اکوسیستم هماهنگ صورت می‌گیرد: صداوسیما، خبرگزاری‌های فارس، ایرنا، تسنیم، مهر، روزنامه‌های وابسته، کانال‌های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی رسمی.

برای مثال، گزارش «از هپکو تا شانگهای» ابتدا در فارس منتشر شد، سپس تقریباً با همان واژگان در ایرنا، تسنیم و ده‌ها کانال تلگرامی بازنشر شد. اینفوگرافیک «کاهش وابستگی به نفت» نیز همزمان در چندین پلتفرم رسمی منتشر شد. در سال ۱۴۰۵، روایت «پیروزی اقتصادی در جنگ رمضان» نیز به‌صورت همزمان در خبرگزاری‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و شبکه‌های اجتماعی بازتولید شد.

نتیجه این فرایند، تولید یک «حقیقت جمعی» است. مخاطب با یک روایت واحد از منابع مختلف روبه‌رو می‌شود و همین تکرار، به روایت قدرت حقیقت می‌بخشد. در این وضعیت، واقعیت میدانی — تورم، سقوط ارزش ریال، بیکاری و کاهش رفاه — به حاشیه رانده می‌شود.

۸. پیامدهای سیاسی و راهبردی: مشروعیت، بازدارندگی و خودفریبی

هایپررئالیتی اقتصادی در کوتاه‌مدت می‌تواند کارکرد سیاسی مهمی داشته باشد. این روایت‌ها به حکومت امکان می‌دهند مشروعیت خود را حفظ کند، نارضایتی‌ها را کنترل کند و نوعی بازدارندگی ادراکی در برابر دشمنان خارجی ایجاد نماید. اگر مخاطب داخلی یا خارجی باور کند که اقتصاد ایران «شکست‌ناپذیر» است، این خود به بخشی از قدرت سیاسی تبدیل می‌شود.

اما در بلندمدت، مهم‌ترین خطر، خودفریبی استراتژیک است. اگر تصمیم‌گیران نیز به روایت‌های تولیدشده باور کنند و اقتصاد را همان‌گونه ببینند که رسانه‌ها ترسیم می‌کنند، آنگاه سیاست‌گذاری بر اساس واقعیت انجام نخواهد شد. در چنین شرایطی، امکان اصلاح ساختاری، تغییر سیاست‌ها یا پذیرش بحران کاهش می‌یابد.

به همین دلیل، هایپررئالیتی اقتصادی صرفاً یک پدیده تبلیغاتی نیست، بلکه می‌تواند خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شود. هرچه فاصله میان روایت و واقعیت بیشتر شود، شکاف میان تجربه روزمره مردم و جهان رسانه‌ای نیز عمیق‌تر خواهد شد.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net