|
يكشنبه ۳۰ فروردين ۱۴۰۵ -
Sunday 19 April 2026
|
ايران امروز |
طبیعیترین نتیجه برای مذاکرات ۲۱ ساعته هیئت نمایندگان جمهوری اسلامی و ایالات متحده در اسلامآباد، این بود که به بنبست برسد. پروندههای پیچیده میان ایران و آمریکا ظرف یک شب و یک روز و یک سال به وجود نیامدند که ظرف یه دور مذاکره حل شوند. در واقع اگر روند دیپلماتیک فعلی به نتیجه برسد، بیش از آن که یک رخداد سیاسی باشد، دلیلی بر اثبات وجود خداست! مسائل تهران و واشنگتن کلاف سردرگمیست که ظرف چند دهه به وجود آمده و باز کردن آن، علاوه بر زمان، نیاز به شجاعت بسیار دارد.
پرونده ایران و آمریکا چند متغیر دارد که شخص رهبر سابق ایران، یکی از مهمترین آنها محسوب میشد. علی خامنهای با نگاه غیرواقعگرایانه خود به امر سیاست خارجی، همواره یک پای در هم پیچیدهتر شدن مسائل میان ایران و ایالات متحده در ۳۶ سال حکمرانیاش بود. شیوهای که با توجه به برتری اقتصادی و سیاسی آمریکا به عنوان یک ابرقدرت و در پیش گرفتن سیاست تحریمهای بینالمللی و یکجانبه، باعث فرصتسوزیهای عظیمی برای ایران شد. شاید امروز سیاستمداران و اجزای سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی با توجه به تجربیات یک سال گذشته در مواجهه با سیاستمدار دیوانهای مانند ترامپ، بگویند که جمهوری اسلامی تمام تلاش خودش را کرد اما طرف مقابل نخواست؛ ولی در کلام آنها اثری از سالها فرصتسوزی و بیسیاستی خامنهای و نظام تحت امرش در قبال آمریکا در سالهای پس از انقلاب نیست. آیا ترامپ تنها ریسجمهوری بود که جمهوری اسلامی با آن مواجه شد؟ کلینتون و اوباما و حتی بوش در دولت دومش معاصر جمهوری اسلامی نبودند؟
خامنهای از ضدیت با آمریکا، برای بسیج نیروهای داخلی خود استفاده میکرد اما در عمل، در حوزه سیاست خارجی هم همانقدر صادقانه، اجازه حل مشکلات را نمیداد. حقیقت هم این است که تا اوایل دهه ۹۰، آمریکا جمهوری اسلامی را صرفاً تحت تحریمهای اولیه قرار داده بود و هنوز فشار اقتصادی زیادی به شکلی که امروز وجود دارد، نه برای نظام حاکم نه برای مردم اتفاق نیفتاده بود. بانکهای ایران و نفتش تحریم نبودند و میتوانستند با بقیه جهان کار کنند. به خصوص ارتباطات اقتصادی و صنعتی میان ایران و اروپا به رغم مشکلات سیاسی، بالا بود.
اما خامنهای با رویای هستهایش که رویای منطقهای هم به آن اضافه شد و باید در جای دیگری به آن پرداخت، تمام این امکانات را در معرض حراج گذاشت و مزیتهای ایران در حوزه انرژی و تجارت نفت و گاز را از بین برد. هرچه تحریم بیشتر گلوی ایران را میفشرد، حاکم سابق ایران بیشتر نمیفهمید زمان بلند شدن از پشت میز بازنده رسیده و باید فکری به حال این کشور و سیاستهایش بکند. اما از آنجایی که خامنهای عملاً در یک دنیای موازی سیر میکرد و به خصوص در ۳ سال اخیر درکی از واقعیتهای منطقهای و بینالمللی از خودش نشان نمیداد، هیچ اقدامی برای خروج از این وضعیت انجام نمیداد. حتی در یکی از آخرین سخنرانیهایش قبل از کشته شدن در صبح ۹ اسفند، پای بیعت نکردن حسین و یزید را به میان کشید. گویی از مقام ولی فقیه بالاتر رفته و واقعا به این نتیجه رسیده بود که نایب امام دوازدهم شیعیان است!
اما هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی حدود چهل روز بعد از کشته شدن خامنهای، بالاترین سطح ملاقات را با آمریکاییها انجام داد. رئیس مجلس جمهوری اسلامی با معاون رئیسجمهور و رئیس مجلس سنای آمریکا پای میز مذاکره رفتند. درست است که در اولین جلسه به بنبست رسیدند اما چرا درست بعد از مرگ خامنهای این طلسم پنج دههای شکسته شد؟ سطح ملاقات دو طرف در ۴۸ سال گذشته از وزیر بالاتر نرفت. جمهوری اسلامی هم حاضر نشد غیر از موضوع هستهای، مسائل دیگری روی میز بیاید. اما این بار پای میز رفت تا اگر شد، به ترک تخاصم با آمریکاییها برسد. نه هر آمریکایی! آمریکای ترامپ که برجام را آتش زد، سلیمانی را ترور کرد، حلقه تحریمهای ایران را تا حد امکان فشرد، تاسیسات هستهای را دود کرد و به هوا فرستاد؛ دست آخر هم خامنهای را کشت. با اقدام آخرش هم انگار دست سران باقی مانده جمهوری اسلامی را باز کرد که با عبور از او، پای میز بروند.
روند اسلامآباد به نتیجه میرسد؟ نمیدانیم. شاید جوابش در این باشد که سران جمهوری اسلامی، حفظ نظام و موقعیت خود را وابسته به نتیجه این روند بدانند. سالها پیش خمینی گفت حفظ نظام از جان یک نفر ولو امام عصر هم باشد، بالاتر است. و حالا باید دید آنهایی که کار را در دست دارند، بقای خود را در ترک تخاصم و توافق با آمریکاییها میبینند، یا نه.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|