|
پنجشنبه ۲۰ فروردين ۱۴۰۵ -
Thursday 9 April 2026
|
ايران امروز |
تخریب دانشگاه صنعتی شریف در بمباران اسرائيل
«نیوسپیک»* نئوکانهای ایرانی-آمریکایی حامی نتانیاهو و ترامپ
در سالهای اخیر، بخشی از جریانهای سیاسی ایرانی-آمریکایی که خود را مخالف جمهوری اسلامی معرفی میکنند، به شکلی فزاینده در گفتمانی فرو رفتهاند که میتوان آن را «وارونهسازی معنا» نامید؛ زبانی که در آن جنگ، صلح خوانده میشود و ویرانی، پیششرط رهایی معرفی میگردد. این گفتمان، که بهویژه در میان حامیان سیاستهای تهاجمی دولتهایی چون بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ دیده میشود، نه تنها واقعیتهای عینی جنگ را تحریف میکند، بلکه اخلاق سیاسی را نیز به سطحی خطرناک تنزل میدهد.
در این روایت، حمله نظامی خارجی دیگر فاجعهای انسانی تلقی نمیشود، بلکه به عنوان «فرصت تاریخی» یا «راهحل نهایی» عرضه میگردد. تلفات غیرنظامیان، فروپاشی زیرساختها و بیثباتی عمیق اجتماعی، به حاشیه رانده میشوند یا در بهترین حالت «هزینههای اجتنابناپذیر» نام میگیرند. در مقابل، هر صدایی که نسبت به این پیامدها هشدار دهد، بهسرعت با برچسبهایی چون «همراهی با حکومت» یا «ترسزدگی» بیاعتبار میشود. این همان جایی است که زبان، به ابزاری برای حذف پیچیدگی و تحمیل یک دوگانه کاذب تبدیل میشود: یا با جنگ همراه شو، یا در جبهه دشمن قرار بگیر.
اما این دوگانهسازی، بیش از آنکه واقعیت را توضیح دهد، آن را پنهان میکند. تجربههای متعدد در منطقه نشان دادهاند که جنگ خارجی، بهندرت به آزادی و دموکراسی پایدار منجر میشود. برعکس، اغلب به چرخهای از خشونت، فروپاشی نهادی و رنج انسانی دامن میزند که سالها — و گاه دههها — ادامه مییابد. با این حال، در گفتمان نئوکانهای ایرانی-آمریکایی، این واقعیتها یا نادیده گرفته میشوند یا با وعدههای کلی و اثباتنشده جایگزین میگردند.
در این میان، مفهوم «صلح» بیش از هر چیز قربانی این وارونهسازی میشود. صلح دیگر به معنای کاهش خشونت و حفظ جان انسانها نیست، بلکه به نتیجهای سیاسی مشروط میشود: تنها در صورتی که یک نظم خاص برقرار گردد، میتوان از صلح سخن گفت. این تعریف، عملاً هر میزان خشونت را تا رسیدن به آن هدف توجیهپذیر میسازد. در چنین چارچوبی، حتی جنگ نیز میتواند با نام صلح عرضه شود.
در برابر این گفتمان، بازتعریف صریح و اخلاقی صلح ضروری است. صلحطلبی به معنای انفعال یا چشمپوشی از بیعدالتی نیست، بلکه ایستادن همزمان در برابر دو منبع خشونت است: تجاوز خارجی و سرکوب داخلی. صلحطلب، نه بمباران کشورش را میپذیرد و نه سرکوب مردمش را. او میداند که عدالت بدون حفظ جان انسانها، مفهومی تهی است و هیچ آیندهای بر ویرانههای یک جامعه نابودشده ساخته نمیشود.
جنگطلبی، حتی زمانی که در پوشش واژههای فریبنده عرضه شود، در نهایت به یک نتیجه ختم میشود: افزایش رنج انسانی. و هر گفتمانی که این واقعیت را پنهان کند یا کوچک بشمارد، نه در خدمت آزادی، بلکه در خدمت تداوم چرخه خشونت است. در چنین شرایطی، دفاع از صلح — به معنای واقعی و انسانی آن — نه یک انتخاب ساده، بلکه یک ضرورت اخلاقی است.
———-
* «نیوسپیک» (NewSpeak) واژهای است که جورج اورول نویسنده بریتانیایی برای اولین بار در داستان تخیلی معروفش به نام ۱۹۸۴ سکه زد. غرض از این واژه ترویج نوعی از ادبیات است که با وارونهسازی معانی راست را دروغ جلوه میدهد، جنگ را صلح، غلط را درست، استبداد را آزادی و ... الی آخر.
■ آقای کاتوزیان، نشستن در ساحل امن و زندگی آسان و بیدغدغه و به فکر امور رومانتیک و شعر نوشتن خیلی کار سختی نیست. در تنور اسلامگرایان جان دادن، آنهم در یک بازه زمانی نیم قرنی، روش هر مردمی نیست. بیاد داریم که «روشنفکران» ما در دهه ۴۰ که دوران دوران بازدیس (رفرم) سیاسی بود، به تندی دست به اسلحه بردند، ولی مردم مرزوبوم این دوران مدام و همواره به راه کارهای سیاسی و رای دادن به بد و یا بدتر پیش رفتند.
آقای کاتوزیان، از ایران از نگاه مادی: در زیر دشتهایش (آبهای زیر زمینی، فرونشستها ...) و روی دشتهایش فرسایش خاک، نابودی دریاچه ها، رودخانه ها، تالاب ها، کارخانه های کفش ملی و ...، صنایع فولاد، پتروشیمی و...
و از نگاه جان ها: ده خونین شصت، ۶۷، قیام تیر ماه، ۹۶، ۹۸، ۴۰۱، و مادر تمام کشتارها دیماه ۴۰۴، ... دیگر چیزی نمانده است. چه راه کاری شما دارید که دست به قلم میبرید؟ ۴۷ سال است که دست به قلم بران بیشماری هزاران برگ سیاه کردهاند. و ملت ایران هنوز زیر سم فاشیست اسلامی له میشوند.
این نوع تحلیلها عملاً به نفع تداوم وضع موجود تمام میشود یا انتقادهای از نوع شما بیشتر به بیتفاوتی این نگاه نسبت به کشتار معترضان پی میبرد. چرا از نگر شما کمک خواستن از قدرت های بیرونی باید نیوکان و ... برچسب بخورد؟ پس خیلی کلی و کیلویی میشود گفت: هر کس که تقاضای کمک نکرده، خواستار ادامه کشتار مردم بدست اوباشان رژیم اسلامی است!؟
مردم زیر سرکوب شدید هستند، و در تنشی مداوم (کمینن از دیماه تا کنون ...) میباشند. کمک خواستن از قدرتهای جهانی یک ضرورت برای نجات جان انسانهاست و برچسب «نئوکان» زدن به این خواسته، نادیده گرفتن ابعاد انسانی این نگونزار و تنها گذاشتن مردم در برابر سرکوبگر است.
به شما و مانند های شما یک نقد اخلاقی شدید و محکم وارد است: شماها هیچگونه هزینه سیاسی و یا مالی و یا جانی را نمیپردازید، از اینرو به طور اخلاقی حق ندارد برای کسانی که با جانشان هزینه میدهند، تعیین تکلیف کند. به زبانی دیگر، این «تئوریپردازی در ساحل امن» دارای مقبولیت میدانی نیست. شما و مانند هایتان با این گونه نوشته ها تنها به «عادیسازی سرکوب» یا «ایجاد هراس کاذب از آینده» کمک میکنید. اینقدر ملت و کشور با راه های اشتباه در سال های گذشته سرگرم شدند که کنون در تونل وحشت بسر میبرند.
گروهی آشنا برای همه، همیشه هم با تحریم مخالف و هم به قولی با جنگ مخالف... و اکنون هر دو را و سرکوب خونین را داریم. بس کنید. بحث ها و نوشته های تعوریک و دانشگاهی و ناسازگاری انها با وضع عملی موجود در ایران، تا کنون نه تنها کمکی نکرده است، بلکه مخرب نیز بوده است. پس اندکی هم به خرد و راهکارهای عملی در ارتباط با نیازمندی های بومی ایران، که حتمن بیشتر کارساز است، بپردازیم. به نوشتار آوردن این نگاههای «ضد جنگ» یا «ضد نئوکان» در این زمان حساس، عملاً به نفع جبهه اسلامگرایان تمام میشود و بس!
ممنون بابک
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|