|
پنجشنبه ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ -
Thursday 2 April 2026
|
ايران امروز |
اسوه وارستگان، که در سال ۲۰۲۰ ایران را ترک کرد/ عکس نیویورک تایمز
نیویورک تایمز / ۲ آوریل ۲۰۲۶
زمانی که اسوه وارستگان در سال ۲۰۲۰ ایران را ترک کرد، با احساس خفگی زیر فشار محدودیتهای سختگیرانه علیه زنان، به هلند رفت و به دنبال علاقهاش در حرفه مربیگری بدنسازی پرداخت. در کشور جدیدش، در سال ۲۰۲۲ به اعتراضات همبستگی در حمایت از تظاهرات ضدحکومتی در ایران پیوست.
اما در هفتههای منتهی به بمباران ایران توسط آمریکا و اسرائیل، او مشاهده کرد که برخی از هموطنانش در دیاسپورا خواستار مداخله نظامی خارجی برای ایجاد تغییر رژیم در تهران هستند و همین او را واداشت که موضعگیری کند.
وارستگان گفت: «من میخواهم جمهوری اسلامی فوراً از بین برود، اما باور ندارم این راهش باشد.»
او دیدگاههایش را در صفحه عمومی اینستاگرام خود منتشر کرد؛ جایی که بیش از ۸۰ هزار دنبالکنندهاش معمولاً نکاتی درباره فرم صحیح اسکوات و تغذیه دریافت میکنند. در مقابل، او در پیامهای خصوصیاش با موجی از پیامهای خصمانه و توهینآمیز روبهرو شد، در کنار پیامهای حمایتی که از موضعش قدردانی میکردند.
وارستگان که اسکرینشات برخی از این پیامها را به اشتراک گذاشت، گفت که بعضی از مشتریان ایرانیاش همکاری با او را قطع کردهاند و مدعی شدهاند که او در حال بازی کردن در زمین حکومت ایران است.
او گفت: «این موضوع تأثیر بسیار منفیای داشته است» بر روابطش. «من حتی بدون بحث و جدل، دوستانم را از دست دادهام. افراد صرفاً به خاطر اینکه از موضعم خبر داشتند، ارتباطشان را با من قطع کردند.»
تجربه وارستگان نمونهای از وضعیتی است که در سراسر یک جامعه پراکنده و چندپاره میلیونی در جریان است؛ جامعهای متشکل از کسانی که در ایران متولد شدهاند اما اکنون خارج از مرزهای آن زندگی میکنند.
دیدگاههای ایرانیان خارج از کشور درباره آنچه برای وطنشان بهترین است، متنوع و عمیقاً احساسی است و اغلب در تجربههای دشواری ریشه دارد که هنگام زندگی در ایران پشت سر گذاشتهاند.
حتی در میان کسانی که همنظرند حکومت اقتدارگرای اسلامی ایران باید کنار برود، از دیرباز اختلافات عمیقی درباره چگونگی تحقق این هدف، شکل حکومت آینده ایران و مسئول وضعیت کنونی کشور وجود داشته است. این بحثها در داخل ایران نیز جریان دارد.
ترس از بیان روشن دیدگاه
در ماههای اخیر، شکاف در میان دیاسپورا عمیقتر شده و فضای بسیار کمتری برای گفتوگوی ظریف و چندلایه باقی مانده است. دوستیها و روابط کاری بر سر اختلافنظر درباره جنگ پایان یافته و در فضای آنلاین، توهینهای تند رد و بدل شده است.
برخی از ایرانیان خارج از کشور بهکلی از صحبت درباره مسائل ژئوپولیتیکی با عزیزان خود اجتناب کردهاند تا از ایجاد شکافهای جبرانناپذیر جلوگیری کنند. برخی دیگر نگرانند که بیان صریح دیدگاههایشان باعث شود به عنوان حامی جنگ یا حامی حکومت برچسب بخورند.
نیما شکری، پژوهشگر ایرانیتبار ساکن آلمان، گفت: «این محیط سالمی نیست. مردم تا حدی از بیان روشن دیدگاههایشان میترسند.»

برای کسانی که با حکومت کنونی مخالفاند، احساس میشود که میزان اهمیت و حساسیت شرایط، هرگز تا این اندازه بالا نبوده است. در ژانویه، آنها با چشمانی خیره به تلفنهایشان، تحولات اعتراضات گسترده ضدحکومتی را دنبال میکردند. اکنون نیز روزهایشان را با پیگیری مداوم اخبار جنگ میگذرانند.
ادامه قطع اینترنت که از سوی حکومت ایران بر شهروندان تحمیل شده، باعث شده ایرانیان خارج از کشور بهندرت بتوانند از وضعیت خانواده و دوستانشان در داخل باخبر شوند. آنها امیدوارند اوضاع خوب باشد و تلاش میکنند بدترین سناریوها را تصور نکنند.
برای مثال، وارستگان پیشتر هر هفته ساعتها با مادرش در ایران صحبت میکرد.
اما اکنون به گفته او: «نمیدانم چه میکند، چقدر ترسیده است.»
بر اساس گزارش یک گروه حقوق بشری که خشونتها را رصد کرده، در جریان اعتراضاتی که از اواخر دسامبر آغاز شد، حکومت ایران نزدیک به ۷ هزار معترض ضدحکومتی را کشته است. این سرکوب شدید برخی از ایرانیان را به این نتیجه رساند که بدون مداخله خارجی، راهی برای برکناری جمهوری اسلامی وجود ندارد.
اشک در برابر غزه، سکوت در قبال سرکوب در ایران
در زمان اعتراضات، برخی ایرانیان از وعدههای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای حمایت از معترضان با استفاده از نیروی نظامی استقبال کردند. دیگران این رویکرد را دعوت به فاجعه برای کشور دانستند.
سمیرا، صاحب یک کسبوکار کوچک ایرانی در بریتانیا و از مشتریان وارستگان، گفت با اکراه از اقدام نظامی حمایت میکند، زیرا آن را تنها راه کنار زدن حکومتی میداند که در برابر دههها مطالبات مردمی برای تغییر، مقاوم مانده است. او برای جلوگیری از به خطر افتادن خانوادهاش در ایران، خواست تنها با نام کوچک معرفی شود.
سمیرا که گفت برای وارستگان و دیدگاههایش احترام قائل است، پس از اختلافنظر با دو نفر از دوستانش بر سر واکنش به اعتراضات ژانویه، رابطهاش را با آنها قطع کرد.
او گفت یکی از این دوستان، که ایرانی است، در همان روزی که بسیاری از خانوادهها در سوگ کشتهشدگان اعتراضات بودند، در اینستاگرام عکسهایی با لباس شنا و تصاویر غذا منتشر کرده بود. دوست دیگر، که همسرش ایرانی است، با وجود اینکه مرتب درباره کشتهشدن غیرنظامیان در غزه پست میگذاشت، در قبال سرکوب در ایران سکوت کرده بود.
ماههای اخیر حتی باعث بروز تنشهایی میان سمیرا و همسر غیرایرانیاش شده است. او گفت احساس میکرد همسرش در ابتدا درک نمیکرد چرا او تا این اندازه از نظر احساسی درگیر رویدادهای در حال وقوع در ایران است.
بشیر سجاد، مهندس نرمافزار ساکن واترلو در کانادا، در شهر خود تجمعهایی علیه حکومت ایران سازماندهی میکند، اما با جنگ مخالف است. او میگوید به نیتهای پشت حمله آمریکا و اسرائیل تردید دارد و باور ندارد که این اقدام بتواند به تغییر رژیم منجر شود.
او گفت روز نخست جنگ، احساسات بسیار متناقضی در او ایجاد کرد. از یک سو، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، کشته شده بود. اما در همان روز، یک حمله هوایی اشتباهی آمریکا دهها دختر دانشآموز را در شهر میناب کشت.
سجاد گفت: «حتی کسانی که جشن گرفته بودند هم غمگین بودند. این چیزی نبود که ما برای کشورمان میخواستیم.»
او افزود که در میان آنچه «اردوی آزادی» مینامد نیز شکاف و دوقطبی شدن رو به افزایش است؛ گروهی از افراد که تا همین سه سال پیش برای سازماندهی اعتراضات ضدحکومتی در خارج از ایران با یکدیگر همکاری میکردند.

انتقاد و حمایت از رضا پهلوی
برخی از مخالفان جنگ میگویند اعضایی از دیاسپورا که به کشتارهای ژانویه اعتراض کردند و خواستار مداخله نظامی شدند، اکنون تا حدی مسئول شکلگیری این درگیری هستند. در مقابل، برخی از حامیان مداخله، مخالفان جنگ را به این متهم میکنند که به اندازه کافی در برابر حکومت موضع ندارند.
برخی از ایرانیان شدت این شکافها در میان دیاسپورا را به حامیان رضا پهلوی نسبت میدهند؛ پسر ۶۵ ساله شاه مخلوع که در جریان انقلاب ۱۳۵۷ از کشور گریخت.
آقای پهلوی خود را بهعنوان رهبر اپوزیسیون ایران معرفی کرده و او و مشاورانش به این نکته اشاره میکنند که معترضان در ایران در ژانویه شعارهایی در حمایت از او سر دادهاند.
برخلاف اعتراضات پیشین که در دو دهه گذشته ایران را درنوردیده بود، تظاهرات سراسری امسال نخستین موردی بود که در آن استفاده گسترده از شعارهای سلطنتطلبانه، مانند «جاوید شاه»، دیده شد. بسیاری از معترضان خواستار بازگشت آقای پهلوی بودند، هرچند ناظران دقیق تحولات ایران همچنان بحث میکنند که آیا محبوبیت این شعارها نشاندهنده تمایل واقعی برای احیای دودمان پهلوی است یا اینکه آقای پهلوی صرفاً بهعنوان نمادی برای همگرایی در مخالفت با جمهوری اسلامی مطرح شده است.
بسیاری از حامیان او تأکید میکنند که دیگر جریانهای اپوزیسیون نتوانستهاند جایگزینی وحدتبخش ارائه دهند. به گفته آنها، در شرایط کمبود گزینهها، رد یا انتقاد از آقای پهلوی عملاً به معنای کمک به تداوم قدرت حکومت ایران است.
در عین حال، شماری از ایرانیان مخالف حکومت — نه فقط حامیان پهلوی — به نوعی «سیاست پاکی» روی آوردهاند و بهشدت از افرادی انتقاد میکنند که پیشتر برای جمهوری اسلامی کار کردهاند، به امکان اصلاح آن باور داشتهاند یا در انتخاباتش شرکت کردهاند.
حامیان آقای پهلوی بهطور تهاجمی به منتقدان او و اعضای دیگر جریانهای مخالف حمله کردهاند. در موارد افراطیتر، این رویکرد به آزار و اذیتهای مجازی یا حتی حضوری و الفاظ تند انجامیده و گاه به تهدید به خشونت نیز رسیده است. یکی از شعارهایی که گاه در تجمعات حامیان پهلوی شنیده میشود این است: «یا مرگ یا پهلوی.»

جنگ بد است، اما
ویدیوهایی که در هفتههای اخیر در شبکههای اجتماعی منتشر شده، نشان میدهد برخی از حامیان پهلوی در خارج از ایران، ایرانیانی را که در اعتراضات پرچم پیش از انقلاب را حمل نکردهاند یا آن را در محل کسبوکار خود نمایش ندادهاند، مورد بازخواست و برخورد قرار میدهند.
شیرین بهوندی، از اعضای دیاسپورای ایرانی ساکن امارات متحده عربی، خود را از حامیان پهلوی معرفی میکند که از اقدام نظامی حمایت میکند، زیرا معتقد است راه دیگری برای کنار زدن حکومت ایران وجود ندارد.
او گفت صرف گفتن اینکه «جنگ بد است» بدون ارائه راهحلهای دیگر کافی نیست. او افزود: «به نظر من آنها در حال بازی کردن در زمین حکومت هستند.»
خانم بهوندی اذعان کرد که برخی از حامیان پهلوی ممکن است در فضای آنلاین رفتارهای تند و توهینآمیز داشته باشند، اما تأکید کرد که چنین رفتارهایی در همه گروهها وجود دارد. او گفت: «اگر من دموکراسی میخواهم، باید ابتدا خودم آن را تمرین کنم. امیدوارم همه ما به جایی برسیم که یاد بگیریم مدارا داشته باشیم و بهدرستی خودمان را بیان کنیم.»
برخی از ایرانیان تلاش میکنند گفتوگوهای چندلایهتری میان خود شکل دهند. در اواسط ماه مارس، نیما شکری، پژوهشگر ساکن آلمان، با سه نفر از دوستان نزدیکش—که همگی مانند او متولد ایران و از دانشگاهیان مقیم اروپا هستند—برای صرف شام دور هم جمع شد.
آنها به مدت سه ساعت درباره جنگ، عوامل منجر به آن و مسیرهای احتمالی خروج از بحران گفتوگو کردند و طیفی گسترده از راهحلهای ممکن را به بحث گذاشتند. شکری گفت که به نتیجه قطعی نرسیدند، اما همین گفتوگو برایشان مانند نسیمی تازه بود.
او نقل کرد که یکی از دوستانش با وجود روزی بسیار شلوغ، حتماً در این دیدار شرکت کرده بود: «گفت “میخواستم حتماً برای شام بیایم، چون فقط نیاز داشتم حرف بزنم؛ داشتم دیوانه میشدم.”»
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|