جمعه ۷ فروردين ۱۴۰۵ - Friday 27 March 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 27.03.2026, 17:09

آیا پیشمرگه‌های کرد وارد ایران خواهند شد؟


ماشااله رزمی

آیا پیشمرگه‌های کرد ایرانی از کردستان عراق وارد ایران خواهند شد؟

جنگی که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ توسط آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی شروع شده، همچنان ادامه دارد. جنگی که به گفته دونالد ترامپ قرار بود شبیه حمله به ونزوئلا سریع باشد و خیلی زود تمام بشود، اما پایان جنگ با ایران، نظیر اغلب جنگ‌ها که با خوش‌بینی آغاز می‌شوند، هنوز معلوم نیست و پلان الف که می‌بایست با کشتن رهبران درجه اول جمهوری اسلامی نتیجه بدهد و جمهوری اسلامی تسلیم شود نتیجه نداده و پلان ب که قرار بود با حمله به مقرهای سپاه پاسداران، زمینه شورش عمومی را فراهم کند نیز ظاهرا جواب نداده و اکنون آمریکا در مرحله پلان س قراردارد که پیاده کردن نیروی زمینی و اشغال گلوگاه‌های اقتصادی ایران است. جمهوری اسلامی با اینکه زیر بمباران و موشک باران شدید آمریکا و اسرائیل قرار دارد، با راکت و پهپاد به کشورهای عرب تولیدکننده نفت حمله می‌کند و با بستن تنگه هرمز، بحران انرژی در دنیا ایجاد کرده است. جنگ درحال تشدید شدن است.

در آغاز جنگ دونالد ترامپ با الگو برداری از جنگ ۲۰۰۱ در افغانستان که از نیروهای اتحاد شمال احمد شاه مسعود برای فتح کابل استفاده شد، در ایران نیز می‌خواست با استفاده از نیروهای پیشمرگه کرد برای فتح تهران استفاده کند و تدارکاتی نیز فراهم شده بود از جمله متحد و یکپارچه کردن احزاب و پیشمرگه‌های کرد ولی مقایسه ایران با افغانستان اشتباه و یک قیاس مع‌الفارق بود.

شش حزب کردستان ایران که در اقلیم کردستان عراق پایگاه نظامی دارند یک هفته قبل از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران یعنی ۲۲ فوریه ۲۰۲۶ با یکدیگر ائتلاف کردند اما ائتلاف خودشان را بعد از شروع جنگ اعلام نمودند و گفته شده است که این ائتلاف به خواست آمریکا به‌وجود آمده است. دونالد ترامپ هم در روز ۴ مارس تلفنی با مسعود بارزانی رهبر حزب دموکرات کردستان عراق و بافل طالبانی رهبر اتحادیه میهنی کردستان عراق و همچنین با مصطفی هجری دبیر اول حزب دموکرات کردستان ایران صحبت کرده که این تماس‌ها خوشایند دولت عراق نبوده است زیرا کردستان عراق جزئی از خاک کشور عراق است و رهبران کشورهای خارجی اگر علاقه دارند که کاری در عراق انجام شود، باید با مسئولان دولت عراق در بغداد تماس بگیرند و نه با رهبران احزاب سیاسی.

روز بعد از صحبت‌های دونالد ترامپ با رهبران کرد، جمهوری اسلامی به چند پایگاه نظامی احزاب کردی از جمله حزب دموکرات کردستان ایران در کردستان عراق با پهپاد حمله کرده است و در روز‌های بعد حملات را ادامه داده و همچنان ادامه می‌دهد. همزمان صحبت از ورود نیروهای پیشمرگه ایرانی از کردستان عراق به ایران است. گفته می‌شود که ورود کردها احتمالا به استان‌های کردستان و کرمانشاهان خواهد بود ولی اگر به آذربایجان غربی نیز نفوذ بکنند به احتمال قوی مشکلاتی برای ترک‌ها در آنجا به‌وجود خواهند آورد و اختلافات کرد و ترک را در این استان شعله‌ور خواهند ساخت.

شایان ذکر است که کردهای سوریه به کردهای ایران توصیه کرده‌اند که از سرنوشت آنان عبرت بگیرند و نیروی نیابتی قدرت‌های خارجی نشوند اما اغلب کردهای ایران فکر می‌کنند که این یک فرصت تاریخی است و باید از آن استفاده بکنند. دونالد ترامپ در ابتدا گفته بود که با ورود کرد‌ها از کردستان عراق به ایران موافق است اما چند روز بعد با همان زبان مخصوص خودش گفت که نمی‌‌خواهم از آنها استفاده بکنم.

چرا ترامپ از برگ کردها استفاده نکرد

روبرتو ویوالدیی روزنامه‌نگار ایتالیائی در اشاره به طرح موساد اسرائیل در قانع کردن دونالد ترامپ برای ورود به جنگ با جمهوری اسلامی ایران می‌نویسد:

«فصلی جداگانه‌ای از طرح به «گزینه‌ی کُردی» اختصاص داده شده. این طرح پیش‌بینی کرده بود که شِبه‌نظامیانِ کُردِ ایرانیِ مستقر در شمالِ عراق برای حمله از مرز به درونِ کشور پشتیبانی و مسلّح شوند. موساد روابطِ تاریخی با کُردها دارد و به همراه سیا، از قبل، سلاح و آموزش در اختیار آن‌ها قرار داده بود. در آغاز جنگ، هواپیماهای جنگیِ اسرائیل اهدافِ نظامی و انتظامی را در شمالِ غربیِ ایران دقیقاً برای هموار کردنِ راه ورود گروه‌های کردی بمباران کردند. امّا ترامپ این عملیات را متوقّف کرد. او صریحاً اعلام کرد: «من نمی‌خواهم کُردها وارد شوند».

همچنین، ترکیه نیز هشدار جدی به واشنگتن فرستاد و خواست که: «هیچ حمایتی از عملیاتِ کُردها صورت نگیرد».

سوال اینجاست که چرا دونالد ترامپ نخواست از نیروهای کرد برای پیشبرد برنامه‌های جنگی خود استفاده کند؟ جواب روشن است، این پروژه در صورت اجرا با شکست کامل مواجه می‌شد و نیروی مهاجم قتل عام می‌شد.

تجربه عملیات «فروغ جاویدان» سازمان مجاهدین خلق ایران که در پایان جنگ ایران و عراق از منطقه قصر شیرین وارد ایران شدند، فراموش نشده است که با ارتش ایران روبرو شدند و بعد از دادن تلفات زیاد عقب نشستند. شرایط داخلی و منطقه‌ای نیز برای و رود کردها از عراق به ایران فراهم نیست.

۱۹ مارس تولسی گابارد مدیر اطلاعات مرکزی آمریکا در گزارش خود از جنگ با ایران در کنگره رسما اعلام کرد: «اهدافی که پرزیدنت ترامپ تعیین کرده با اهداف دولت اسرائیل متفاوت است». تناقض در اهداف اسرائیل و آمریکا در جنگ با ایران، پیش‌بینی چگونگی پایان جنگ را مشکل می‌سازد. اسرائیل صراحتا خواهان نابود کردن حکومت ایران است اما منافع آمریکا بیشتر در رام کردن حکومت ایران می‌باشد. آمریکا فعلا نمی‌‌خواهد زیر ساخت‌های اقتصادی ایران نابود شود و حکومت ایران از هم بپاشد ولی اسرائیل اگر موفق نشود جمهوری اسلامی را سرنگون کند می‌خواهد ایران را به زمین سوخته تبدیل کند. این تناقضات باعث می‌گردد استفاده یا عدم استفاده از نیروهای نیابتی مبهم شود. استفاده از نیروهای نیابتی کرد یا افغانستانی در ایران کار آسانی نیست زیرا:

اولا اگر پیشمرگه‌های احزاب کرد وارد ایران شوند در مناطق کردنشین متوقف خواهند شد و برای سرنگونی رژیم به طرف تهران نخواهند رفت چون انگیزه این کار را ندارند و اگر از مناطق کردنشین خارج شوند، در میان جمعیت غیرکرد غرق می‌شوند، یا به فرض محال اگر همین امروز کردها به کمک اسرائیل مناطق کردنشین ایران را بگیرند، به احتمال قوی جمهوری اسلامی از آن تهدید موجودیتی احساس نخواهد کرد زیرا بعد از انقلاب ۱۳۵۷ به مدت بیش از دو سال مناطق کردنشین خارج از کنترل حکومت اسلامی بود و جمهوری اسلامی بعد از تثبیت شدن پایه‌هایش، برای گرفتن منطقه اقدام کرد و بدون مشکل زیاد موفق گردید. در سوریه نیز بشار اسد به محض شروع جنگ داخلی، اداره شمال سوریه را به اقلیت کردها واگذار کرد تا نیروهایش به سرکوبی مخالفانی که اکثریت بودند مشغول شوند.

ثانیا برای موفقیت کردها دو شرط لازم است که اولی فراهم شدن شرایط داخلی و دومی آمادگی شرایط منطقه‌ای است و درحال حاضر هیچ یک از این دو شرط فراهم نیست. کردها اگر وارد ایران بشوند، با زمین بی‌دفاع مواجه نخواهند بود و حتی با مقاومت جدی بخشی از بدنه جامعه کرد مواجه خواهند شد که در نهادهائی نظیر بسیج و سپاه پاسداران و پیشمرگه‌های کرد مسلمان، سازماندهی شده‌اند(۷۵درصد کردهای ایران شافعی، ۲۰درصد شیعه عمدتا در کرمانشاهان و ۵درصد سایر مذاهب).

همچنین بورژوازی نوپای کرد که از طریق همکاری با رژیم، از رانت حکومتی استفاده کرده وهمزمان از راه سرمایه‌گذاری در تجارت پر سود کول‌بری ثروت اندوخته است، حاضر نخواهد شد امتیازات خود را قربانی پروژه‌ای با نتایج نامعلوم بکند. کردستان عراق نیز نمی‌‌خواهد ثبات و امنیت خود را فدای اهداف آمریکا بکند. همین حالا که هیچ پیشمرگه‌ای وارد ایران نشده است، کردستان عراق بی‌وقفه توسط ایران بمباران می‌شود و از طرف حشد الشعبی عراق نیز مورد حمله‌های پهپادی است. اقتصاد کردستان عراق هم بنوعی با اقتصاد ایران گره خورده است و اگر مناطق غرب ایران نا آرام شوند زندگی در کردستان عراق بسیار مشکل می‌گردد.

جنوب کردستان عراق و اتحادیه میهنی کردستان عراق در دعوا‌های طایفه‌ای و تقسیم قدرت با حزب دموکرات کردستان عراق، عملا به جمهوری اسلامی وابسته است و به نفع آن نیست که علیه جمهوری اسلامی قدمی بردارد. دولت عراق نیز متحد ایران است و نمی‌خواهد با آن بجنگد. هم‌اکنون کردهای عراق در اداره سیستم حکومتی فدرال عراق نقش چشم‌گیری دارند و رئیس جمهور عراق کرد است. آنها می‌فهمند که در صورت اجازه دادن به پیشمرگه‌های کرد برای ورود به ایران موقعیت خود را در حکومت عراق به خطر می‌اندازند.

مشکلات کردها در میان ترک‌های آذربایجان

احزاب کرد ایران اگر بخواهند از عراق وارد آذربایجان غربی بشوند باز هم با مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهند شد زیرا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در اینجا فقط در پادگان‌ها نیستند که با بمباران مقرهای نظامی، منطقه خلع سلاح بشوند. جمهوری اسلامی کشور را به‌صورت تیول سنتی سازماندهی کرده و تقریبا تمام نظامیان در آذربایجان غربی اعم از ارتشی، سپاهی و بسیجی بومی محل و اکثرا ترک هستند. آنان در آنجا دارای خانواده، مزرعه و مستغلات متعدد در شهرها و روستا‌ها هستند درعین حال افسر سپاه یا مسئول بسیج هستند. کرد‌ها در صورت ورود به منطقه با این نیروها مواجه هستند و اگر هم جمهوری اسلامی در جنگ با آمریکا شکست بخورد و حکومت در تهران از بین برود، باز هم این نیروهای مسلح در منطقه از خانه و کاشانه خود دفاع خواهند کرد و رهبران احزاب کرد ایرانی این را خوب می‌دانند. بدین‌جهت مواضع آنان در رابطه با قدرت‌های خارجی و اوپوزیسیون جمهوری اسلامی یکی نیست.

برای غلبه بر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در غرب کشور، چند هزار پیشمرگه احزاب کرد ایرانی کفایت نمی‌‌کند، زیرا نظامیان مدافع حکومت زیاد و در بین مردم هستند و به غیر از وظیفه دفاع از کشور، انگیزه دفاع از منافع شخصی خود را نیز دارند. طراحان نظامی آمریکائی هم این حقایق را می‌دانند بدین‌جهت عنوان کردن استفاده از نیروهای کرد تا اینجا بیشتر جنبه تهدید سیاسی پیدا کرده است.

اما هنوز مساله ورود پیشمرگه‌های احزاب کرد ایرانی از کردستان عراق به ایران کاملا منتفی نشده است زیرا طبق گفته اشخاص نزدیک به رهبران احزاب کرد؛ موضوع تحرک کردهای ایران به تصمیم دولت آمریکا و روال کلی جنگ با ایران بستگی دارد که آیا آمریکا و اسرائیل تصمیم خواهند گرفت که کرد‌ها را وارد معرکه بکنند یا نه؟

ترکیب فعلی پیشمرگه‌های احزاب کرد مشخص است. طبق محاسبه آمریکائی‌ها ۷۰درصد عملیات نظامی علیه مواضع جمهوری اسلامی در مناطق غربی ایران طی ۲۰ سال گذشته توسط حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) یعنی شاخه ایرانی پ‌ک‌ک انجام گرفته و بر خلاف تصور عموم، هم اکنون پژاک در جمع ائتلاف احزاب کردی، قدرت برتر است.

از طرف دیگر در همین جنگ، خطر احزاب مسلح کرد برای جمهوری اسلامی کاملا جدی شده است و اگر جمهوری اسلامی از جنگ با آمریکا جان سالم بدر ببرد، به احتمال قوی یکی از اهدافش بعد از پایان جنگ، از بین بردن خطر احزاب مسلح کرد در کردستان عراق خواهد بود و مسئولان کرد عراقی نیز در نهایت امنیت و ثبات اقلیم کردستان عراق را به کردایتی یعنی حمایت و پشیبانی از کردهای ایرانی ترجیح خواهند داد چنانکه در سال‌های گذشته به ارتش ترکیه اجازه دادند پ‌ک‌ک را در شمال عراق تا درون غارهای کوه‌های قندیل تعقیب کند.

این یک راز سر به مهر نیست که جمهوری اسلامی مشروعیت خود را در میان مردم ایران از دست داده و از نظر اقتصادی نیز قابل دوام نیست به‌ویژه که فساد و ناکارآمدی دولت هم مردم را از حکومتیان منزجرمی کند اما رفتن یا ماندن دولت‌ها در کشورهای جهان سوم به توافق قدرت‌های بزرگ جهانی نیز وابسته است و فعلا چنین توافقی کلی وجود ندارد و روسیه، چین و اعضای ثروتمند گروه بریکس از جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند. بنابراین سیاست‌ورزی در مقابل جمهوری اسلامی باید با در نظر گرفتن موقعیت حساس ژئوپلیتیکی منطقه انجام بگیرد و استراتژی‌ها به‌دور از هیجانات روز طراحی شود. مثلا بعضی از حزب کردستان ایران بعد از شروع جنگ فعلی از سربازان خواستند که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را ترک کنند و به احزاب کرد به پیوندند اما چنانکه قابل پیش‌بینی بود چنین اتفاقی نیافتاد.

کرد‌ها به عنوان یکی از ملل تشکیل دهنده کشور کثیرالملله ایران حق دارند از حقوق ملی، زبانی و دینی خود برخوردار باشند ولی متاسفانه در یک صد سال گذشته بعد از تشکیل دولت ملی متمرکز در ایران، کردها هم مانند سایر ملل غیر فارس از همه حقوق ملی خود از جمله آموزش به زبان مادری و شرکت در سیاست‌های کلان کشوری محروم شده‌اند و این امر باعث گردیده، بعضی از قدرت‌های خارجی در مقاطع بحرانی از شکاف بین اقلیت‌های ملی و حکومت مرکزی یعنی از «گسل بین مرکز و پیرامون» سوء استفاده بکنند.

رفتار احزاب کرد نیز مورد انتقاد است. آنان ضمن اینکه در اسناد رسمی خود موضع درست اتخاذ می‌کنند اما در عمل رفتار تهاجمی و توسعه‌طلبانه دارند و این دوگانگی کار را مشکل می‌کند. در آذربایجان غربی در مناسبات بین مردم معمولی کرد و ترک مشکلی وجود ندارد مشکلات را سیاست‌های احزاب کرد به‌وجود می‌آورند که توسعه‌طلبی اتنیکی را تبلیغ می‌کنند. از زمانی که اقلیم کردستان عراق به‌وجود آمده و پشت جبهه کردهای ایران شده، تهدید کردها علیه ترک‌ها بیشتر شده است. کرد‌ها پنج استان غربی ایران یعنی آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاهان، لرستان و ایلام را کردستان شرقی یا بزبان کردی «روژهلات» نامگذاری کرده‌اند. آنها آذربایجان غربی را یک استان کرد می‌نامند و نام استان و چند شهر مهم آنجا را هم عوض کرده و نام‌های کردی برآنها گذاشته‌اند که این سیاست آنان اکثر ترک‌های منطقه را نگران کرده است.

در آذربایجان غربی به‌ویژه در میان مردم شهرهای اورمیه، سلماس و خوی، با توجه به وقایع تلخ تاریخی، همواره نوعی ترس از کردها وجود داشته است که در وحله اول به سبک زندگی ترک‌ها و کردها و در وحله دوم به مسائل دینی آنها مربوط بوده است. یعنی کردها عشایر دامدار مسلح و مسلمان سنی شافعی هستند و ترک‌ها اغلب شهرنشین یا کشاورز و شیعه‌مذهب می‌باشند. در زمان‌هائی که قدرت حکومت مرکزی ضعیف بوده، و کردها احساس قدرت می‌کردند به ترک‌ها حمله می‌کردند و آبادی‌های ترک‌ها را غارت می‌کردند ولی ترک‌های آذربایجان که اکثریت جمعیت منطقه را تشکیل می‌دهند، برای محافظت از جان و مال خود از هجوم کردها، اغلب به نیروهای نظامی تکیه می‌کردند و کردها نیز که کوچ‌نشین بودند وقتی با سرکوب حکومت مرکزی ایران مواجه می‌شدند با طایفه و احشام خود به آن‌سوی مرز یعنی به خاک عثمانی پناه می‌بردند.

درقرون گذشته انگیزه ملی برای کردها چندان مطرح نبوده و اختلافات کردها با ترک‌ها بیشتر جنبه‌های اقتصادی و مذهبی داشته است. ریشه جنبش تاریخی کردها هم مذهبی است. نظر به اینکه کردها سنی شافعی هستند با ترک‌های عثمانی که سنی حنفی می‌باشند و یا با ترک‌های آذربایجان غربی که شیعه مذهب هستند، جوش نمی‌‌خوردند و در طول تاریخ، عشایر کرد شافعی مانند جزایر مواج در میان دریائی از حنفی‌ها و شیعه‌ها در حرکت بوده‌اند.

ناسیونالیسم کردی از قرن نوزدهم و بعد از شورش شیخ عبداله نهری از رهبران طریقه نقشبندی‌ها شروع شده که از نماینده انگلیس در بغداد تقاضای حمایت می‌کرد. شیخ عبداله ابتدا در سال ۱۸۸۰ در شرق ترکیه علیه امپراطوری عثمانی قیام کرده بود ولی بعدا با عثمانی‌ها متحد شد و علیه حکومت ناصرالدین شاه قاجار شورش کرد و نهایتا ترک‌های شیعه آذربایجان به کمک نیروهای دولتی ایران در سال ۱۸۸۲ شیخ عبداله را شکست دادند و او به استانبول رفت و تا آخر عمرش در آنجا ماندگار شد.

ماشااله رزمی
۲۷ مارس ۲۰۲۶



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net