دوشنبه ۳ فروردين ۱۴۰۵ - Monday 23 March 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 23.03.2026, 12:27

اولتیماتوم ترامپ: برداشتی نادرست از قدرت


کمال آذری

۲۳ مارس ۲۰۲۶

دونالد ترامپ بارها گفته است که در کنار مردم ایران ایستاده است. او می‌گوید سیاستش از اپوزیسیون در برابر حکومت حمایت می‌کند. هدف روشن است: تضعیف حکومت و ایجاد فضا برای تغییر. اما اولتیماتوم اخیر چیز دیگری را نشان می‌دهد. این اقدام شکافی میان گفتار و راهبرد را آشکار می‌کند. و نشان می‌دهد درکی نادرست از نحوه کارکرد قدرت در داخل ایران وجود دارد.

شکاف میان نیت و اثر
اگر سیاستی قرار است از اپوزیسیون حمایت کند، باید آن را تقویت کند. باید به مردم کمک کند تا سازماندهی شوند. باید توانایی آن‌ها را برای ارتباط‌گیری و اقدام جمعی افزایش دهد. این اولتیماتوم چنین نمی‌کند. زیرساخت‌های حیاتی را تهدید می‌کند. برق و نظام‌های حیاتی زندگی روزمره را هدف قرار می‌دهد. اولین اثر آن بر جامعه است، نه بر حکومت. سیاستی که ادعا می‌کند از مردم حمایت می‌کند، در نهایت آن‌ها را تضعیف می‌کند.

فرض اشتباه
این راهبرد بر یک ایده ساده استوار است: اگر مردم رنج بکشند، بر حکومت فشار خواهند آورد. و این فشار به تغییر منجر خواهد شد. اما این تنها زمانی کار می‌کند که بقای حکومت به رفاه مردم وابسته باشد. در اینجا چنین نیست. حکومت از طریق کنترل دوام می‌آورد. به نیروهای امنیتی متکی است. به انسجام درونی تکیه دارد. و نارضایتی را مدیریت می‌کند. رنج مردم به‌طور مستقیم این پایه‌ها را تهدید نمی‌کند. بنابراین فشار اعمال می‌شود، اما به نقطه‌ای که تصمیم‌ها در آن گرفته می‌شوند، نمی‌رسد.

فشار کجا فرود می‌آید
وقتی زیرساخت‌ها هدف قرار می‌گیرند، زندگی مختل می‌شود. برق قطع می‌شود. کار متوقف می‌شود. ارتباطات تضعیف می‌شود. در چنین شرایطی مردم سازماندهی نمی‌شوند. بر بقا تمرکز می‌کنند. کناره‌گیری می‌کنند. و منزوی می‌شوند. توان اقدام جمعی کاهش می‌یابد. در همین حال، حکومت قدرت اصلی خود را حفظ می‌کند: همچنان ابزار قهر را در اختیار دارد. همچنان جریان اطلاعات را کنترل می‌کند. و حتی می‌تواند کنترل خود را آسان‌تر تشدید کند.

چرا حکومت عقب‌نشینی نمی‌کند
برای حکومت، امتیاز دادن پرخطر است. نشانه ضعف تلقی می‌شود. و می‌تواند شکاف‌های درونی را آشکار کند. مقاومت گزینه امن‌تری است — حتی تحت فشار. تهدید خارجی به حکومت یک روایت می‌دهد: مسئولیت را به بیرون منتقل می‌کند. سرکوب را توجیه می‌کند. و نارضایتی را به بی‌وفایی تبدیل می‌کند. اگر آسیب بیشتر متوجه جامعه باشد تا حکومت، مقاومت به انتخابی منطقی تبدیل می‌شود.

چرا این به سود حکومت تمام می‌شود
این اولتیماتوم فقط در تضعیف حکومت ناکام نمی‌ماند، بلکه برای آن مزیت ایجاد می‌کند. فشار خارجی، حکومت را در داخل یکپارچه‌تر می‌کند. اختلافات درون نخبگان را کاهش می‌دهد. زنجیره فرماندهی را تقویت می‌کند. دشمنی روشن برای حکومت می‌سازد. و به آن اجازه می‌دهد همه سختی‌ها را به «تهاجم خارجی» نسبت دهد.

اپوزیسیون تضعیف می‌شود. اختلال، شبکه‌های اجتماعی را از هم می‌پاشد. و توان هماهنگی را از مردم می‌گیرد. وابستگی افزایش می‌یابد.وقتی نظام‌ها از کار می‌افتند، مردم بیشتر به ساختارهایی وابسته می‌شوند که حکومت کنترل می‌کند. کنترل سخت‌گیرانه‌تر نیز توجیه‌پذیرتر می‌شود. حکومت برای پیروزی در این تقابل نیازی ندارد؛ فقط کافی است دوام بیاورد. و این راهبرد به آن کمک می‌کند همین کار را انجام دهد.

چرا این برای ترامپ یک وضعیت باخت-باخت است
ایالات متحده اکنون با دو گزینه روبه‌روست: یا تهدید را عملی کند، یا عقب‌نشینی کند. اگر اقدام کند: زیرساخت‌ها آسیب می‌بینند، مردم رنج می‌کشند، جامعه تضعیف می‌شود، حکومت باثبات‌تر می‌شود، و اپوزیسیون ظرفیت خود را از دست می‌دهد. همچنین جایگاه اخلاقی آمریکا تضعیف می‌شود.

اگر اقدام نکند: اعتبار خود را از دست می‌دهد. اولتیماتوم توخالی به نظر می‌رسد. و حکومت اعلام پیروزی می‌کند. در هر دو حالت، هدف محقق نمی‌شود. این یک نتیجه باخت-باخت است.

جایگاه مردم
مردم در میانه قرار می‌گیرند. هزینه را آن‌ها می‌پردازند، اما قدرتی به دست نمی‌آورند. توان کنش آن‌ها کاهش می‌یابد. شرایط زندگی سخت‌تر می‌شود. و صدایشان ضعیف‌تر. آن‌ها توانمند نمی‌شوند، بلکه در معرض آسیب قرار می‌گیرند.

مسئله واقعی
مشکل کمبود فشار نیست؛ مشکل محل اعمال فشار است. فشار بر جامعه، لزوماً به فشار بر حکومت تبدیل نمی‌شود. بدون سازوکاری که این دو را به هم وصل کند، نظام تغییر نمی‌کند. شوک را جذب می‌کند و به کار خود ادامه می‌دهد.

جمع‌بندی
آینده ایران را نمی‌توان به دست بازیگران خارجی سپرد؛ نه ترامپ، نه نتانیاهو، و نه هیچ‌کس دیگر. تصمیم‌های آن‌ها بر اساس منافع خودشان است، نه بقای بلندمدت ایران. اگر راهی به جلو وجود دارد، باید از درون ایرانیان بیاید. میلیون‌ها نفر در خارج از کشور هستند، و میلیون‌ها نفر دیگر در داخل ایران. این‌ها در کنار هم ظرفیت واقعی دارند. اما ظرفیت بدون اقدام، تغییری ایجاد نمی‌کند.

انتظار برای راه‌حل‌های خارجی، راهبرد نیست — نوعی تسلیم است. ایده یک نیروی هماهنگ برای رهایی شاید خارج از چارچوب‌های معمول به نظر برسد. شاید دشوار به نظر برسد. اما تغییر واقعی اغلب از همین‌جا آغاز می‌شود.

اگر نه این، پس چه؟
زمان آن رسیده است که جدی اندیشید، جمعی عمل کرد، و مسئولیت را بر عهده گرفت. آینده ایران را کسانی رقم نخواهند زد که منتظر می‌مانند، بلکه آن را کسانی خواهند ساخت که دست به عمل می‌زنند.

——-
● دکتر کمال آذری، پژوهشگر در حوزه اندیشه سیاسی، حکمرانی مشارکتی و ریشه‌های فرهنگی و تاریخی نظام‌های اجتماعی. فعالیت‌های او بر پیوند میان سنت‌های فکری ایرانی و مفاهیم معاصر حکمرانی و جامعه متمرکز است.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net