|
جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ -
Friday 20 March 2026
|
ايران امروز |
![]() |
دستیابی به سلاح هستهای چه نقشی را در گفتمان آخرالزمانی بازی میکند؟
مقدمه
حتی پیش از برآمدن رژیم ولایی در ایران، شیعیان بسیاری را گمان بر این بود که «مهدی» موعود و «حجت» زمانه دیر یا زود ظهور خواهد کرد. هر چند در روایات کهن، شیعیان از تعیین وقت برای این ظهور منع شده بودند، اما کم نبودند کسانی که مدعی بودند که به محض آمادگی شرایط این آخرین امام پنهان ظهور خواهد کرد. از جمله شرایط ظهور بنا به برخی از روایات شیعی آمادگی شیعیان برای یاری ولی امر ذکر شده است(مهمترین روایت در این زمینه، توقیع امام زمان به شیخ مفید است که در منابع متعدد مانند بحار الانوار مجلسی ج۵۳، کمال الدین صدوق، احتجاج طبرسی و است). البته تاویلهایی که از شرایط ظهور شده است بسیار گوناگون است و اجماعی برسر تاویل آنها نیست.
در ادامه، با سرنگونی سلسله پهلوی، مفهوم مهدویت و انتظار بهعنوان یکی از عناصر هویتبخش رژیم ولایی مطرح بود. اما این مفهوم در دهه ۱۳۸۰ و بهویژه در دوران ریاست احمدینژاد بر قوه مجریه به سطحی بیسابقه از حضور در گفتمان رسمی سیاسی ارتقا یافت. در این دوره، انتظار از یک مفهوم صرفاً اعتقادی به یک پروژه سیاسی و تمدنی تبدیل شد که هدف آن «تعجیل در ظهور» صاحب الامر از طریق کنش فعال اجتماعی و سیاسی بود. در ادبیات علوم سیاسی و جامعهشناسی دین، چنین تحولاتی در قالب «سیاسیشدن آخرالزمان» (politicization of eschatology) مورد مطالعه قرار میگیرد.
در این چارچوب، باورهای مربوط به پایان تاریخ نه صرفاً به حوزه ایمان، بلکه به حوزه تصمیمگیری سیاسی، امنیتی و راهبردی وارد میشوند. در ایران، این روند بهویژه در پی واکنش به فضای اصلاحات و گفتمانهای دهه ۱۳۷۰ و اوایل دهه ۱۳۸۰ شدت گرفت و به شکلگیری یک گفتمان تندرو افراطی انجامید که خود را مدافع «اسلام ناب» محمدی و مأمور تحقق وعدههای آخرالزمانی میدانست. هرچند «گفتمان آخرالزمانی» موضوع جدل و جدال سیاسی بسیاری بوده است اما کمتر به نقش دستیابی به سلاح در این گفتمان پرداخته شده است. این یادداشت متکفل پاسخ به این پرسش است که چرا دستیابی به سلاح هسته ای نقش مهمی در گفتمان آخر الزمانی بازی می کند.
چارچوب نظری: نظریه گفتمان و مفهوم دال تهی
برای تحلیل گفتمان آخرالزمانی فعال، این نوشتار از نظریه گفتمان ارنستو لاکلو و شانتال موف بهره میگیرد. در این نظریه، گفتمان مجموعهای از مفصلبندیهاست که معنا را از طریق پیوند دادن نشانهها در یک نظم و نظام معنایی تثبیت میکند. مفاهیم مرکزی در این چارچوب عبارتاند از:
دال تهی (Empty Signifier): نشانهای که فاقد معنای ثابت است و بهعنوان نقطه تمرکز هژمونیک برای انسجامبخشی به نظام گفتمان معین عمل میکند.
زنجیره همارزی (Chain of Equivalence): فرایندی که در آن مطالبات و نشانههای متفاوت در مقابل یک «دشمن مشترک» به هم پیوند داده میشوند.
مفصلبندی (Articulation): فرایند تثبیت موقت معنا از طریق پیوند نشانهها در یک ساختار گفتمانی.
در گفتمان مهدویت سیاسی در ایران، مفهوم «ظهور» دقیقاً چنین کارکردی دارد. ظهور بهعنوان یک دال تهی، مفاهیمی چون عدالت، مقاومت، ولایت، استکبار، غرب، لیبرالیسم، جهاد، غزه، سلاح هسته ایی و پیشرفت علمی را در یک چارچوب معنایی واحد سازمان میدهد و آنها را به هدفی فراتاریخی پیوند میزند.
زمینه تاریخی تحول گفتمان مهدوی در رژیم ولایی
تا پیش از سقوط سلسله پهلوی، در اندیشه سنتی شیعه و بخصوص بسیاری از طرفداران انجمن حجتیه و حوزویان، انتظار بهطور عمده به معنای صبر، دعا و پرهیز از قیامهای پیش از ظهور تاویل میشد. در همین راستا، وظیفه مومنین شیعه این بود که از هر نوع قیامی برای حکومت خودداری نمایند، چون هر پرچمی که پیش از قیام قائم برافراشته شود، از آن طاغوت است. با این حال، با شکلگیری نظریه ولایت فقیه در دوره پساانقلاب، نوعی بازتاویل از انتظار پدید آمد که آن را با کنش سیاسی سازگار میکرد.
در دهه ۱۳۸۰، این روند وارد مرحلهای تازه شد. دولت محمود احمدینژاد بهطور آشکار از مفاهیم مهدوی در سیاست خارجی و داخلی بهره گرفت و خود را «دولت زمینهساز ظهور» معرفی کرد. حضور برجسته این مضامین در سخنرانیهای رسمی، حضور در سازمان ملل، بودجهگذاری برای نهادهای مرتبط با مهدویت، و گسترش آیینهای جمعی مانند مراسم مسجد جمکران، نشاندهنده انتقال مهدویت از عرصه حاشیهای به متن سیاست رسمی رژیم ولایی بود. این تحول همزمان با تقویت نقش سپاه پاسداران در ساختار قدرت و افزایش تنشهای منطقهای و گسترش گروه های نیابتی رخ داد، امری که موجب شد عناصر آخرالزمانی با مفاهیم امنیت ملی و سیاست منطقهای پیوند بخورند.
مولفههای اصلی گفتمان آخرالزمانی فعال
۱. ظهور بهعنوان هدف غایی تاریخ
در این گفتمان، تاریخ نه یک فرایند باز و پیچیده، بلکه مسیری خطی به سوی تحقق حکومت جهانی انسان کامل و مهدی موعود تصویر میشود. بدین ترتیب، سیاستگذاری روزمره نیز در پرتو این هدف فراتاریخی معنا مییابد.
۲. ولایت فقیه بهمثابه نیابت و واسطه
مفهوم ولایت فقیه در این چارچوب صرفاً یک نظریه حقوقی یا سیاسی نیست، بلکه بهعنوان نهاد واسطه میان جامعه و امام غایب تفسیر میشود. اطاعت از رهبر، در این خوانش، بخشی از اطاعت از امام زمان و در نتیجه واجد بعدی قدسی و فرازمینی میگردد.
۳. دوگانهسازی جهان: جبهه حق در برابر جبهه باطل
گفتمان آخرالزمانی فعال با ایجاد یک زنجیره همارزشی میان دشمنان خارجی (مانند ایالات متحده و اسرائیل) و مخالفان داخلی، جهان را به دو قطب متضاد حق و باطل تقسیم میکند. این دوگانهسازی، امکان مشروعیتبخشی به سرکوب داخلی، دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر نظیر لبنان و عراق و تقابل خارجی مانند کشتن مخالفان و حمله به سفارت خانه های اسرائیل را فراهم میآورد.
۴. عدالت موعود و وعده تمدن جهانی
وعده ظهور با وعده از بین رفتن کفر، برقراری عدالت مطلق و رفع نابرابریها همراه است. این امر به گفتمان رسمی اجازه میدهد مشکلات اقتصادی و اجتماعی را نه ناشی از ساختارهای داخلی، بلکه نتیجه موانع موقت در مسیر تحقق وعده الهی معرفی کند.
۵. انتظار فعال و نظامیشدن مفهوم انتظار
یکی از مهمترین ویژگیهای این گفتمان، تبدیل انتظار به یک وضعیت بسیج و تنش دائمی و تهاجم به غیر خودی است. در این چارچوب، نیروهای نظامی و شبهنظامی بهعنوان «سربازان امام زمان» معرفی میشوند و کنشهای منطقهای بهمثابه بخشی از نبرد نهایی تفسیر میگردند.
۶. تفسیر آخرالزمانی از رویدادهای جاری
جنگها، تحریمها و بحرانهای منطقهای در این گفتمان نه رویدادهای سیاسی عادی، بلکه نشانههایی از نزدیک شدن به ظهور تلقی میشوند. این تفسیر، نوعی معنابخشی قدسی به بحرانها ایجاد میکند و تابآوری اجتماعی در برابر هزینههای سیاسی را افزایش میدهد.
برنامه هستهای در چارچوب گفتمان آخرالزمانی
یکی از ابعاد کمتر بررسیشده این گفتمان، پیوند آن با مفهوم پیشرفت علمی و بهویژه فناوری هستهای است. در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، برنامه هستهای اغلب با مفاهیمی چون «جهاد علمی»، «اقتدار اسلامی» و «استقلال تمدنی» همراه میشود.
در برخی روایتهای منتشرشده در رسانههای نزدیک به جریانهای مهدویگرا، پیشرفت هستهای بهطور نمادین با نزدیک شدن به ظهور مرتبط دانسته شده است. این پیوند، فناوری هستهای را از یک پروژه فنی و استراتژیک به نمادی گفتمانی تبدیل میکند که نشاندهنده آمادگی امت اسلامی برای ایفای نقش در ایجاد نظم جهانی موعود است.
از منظر گفتمان آخرالزمانی، پیوند دادن برنامه هستهای با مفاهیمی چون پیشرفت علمی، قدرت اسلامی و نهایتاً زمینهسازی ظهور، به شکلگیری و گسترش یک «زنجیره همارزی» منجر میشود که در آن عناصر ظاهراً متفاوت در یک منظومه معنایی واحد مفصلبندی میگردند. در این چارچوب، فناوری هستهای صرفاً یک دستاورد فنی یا راهبردی تلقی نمیشود، بلکه بهعنوان نشانهای از پیشرفت علمی بومی، نماد اقتدار و استقلال جهان اسلام، و گامی در جهت شکست «استکبار» بازنمایی میشود. بدین ترتیب، این عناصر در امتداد یکدیگر قرار گرفته و در نهایت به مفهوم کلانتر «زمینهسازی ظهور» متصل میشوند؛ فرایندی که به گفتمان حاکم امکان میدهد سیاستی تکنولوژیک و امنیتی را در سطحی فراتاریخی و قدسی معناگذاری کرده و برای آن مشروعیت ایدئولوژیک ایجاد کند.
بدین ترتیب، مخالفت با برنامه هستهای نه صرفاً مخالفت با یک سیاست دولتی، بلکه در برخی روایتها بهعنوان ایستادن در برابر تحقق وعدههای الهی بازنمایی میشود.
کارکردهای سیاسی و امنیتی گفتمان آخرالزمانی
گفتمان آخرالزمانی فعال در جمهوری اسلامی ایران کارکردهای سیاسی و امنیتی متعددی را در خدمت تثبیت و بازتولید ساختار قدرت ایفا میکند.
نخست، این گفتمان با پیوند دادن سیاستهای پرهزینه و پرمخاطره به اهداف قدسی و وعدههای فراتاریخی، به آنها مشروعیتی دینی و ایدئولوژیک میبخشد و هزینههای اجتماعی و اقتصادی این سیاستها را برای افکار عمومی قابلتحملتر میسازد.
دوم، با ترسیم وضعیتی آخرالزمانی و اضطراری، زمینه بسیج اجتماعی و حفظ انسجام گفتمانی را بهویژه در شرایط تحریم، بحرانهای اقتصادی و تنشهای منطقهای فراهم میکند.
سوم، از طریق تفسیر ولایت فقیه بهعنوان نیابت از امام غایب، ساختار رهبری را در هالهای از قداست قرار داده و نقد یا مخالفت با آن را بهطور ضمنی معادل فاصلهگیری از اراده الهی بازنمایی میکند.
در نهایت، این گفتمان با تفسیر تنشهای دائمی با دشمنان خارجی و مخالفان داخلی بهعنوان مقدمهای برای نبرد نهایی میان حق و باطل، وضعیت منازعه مستمر را طبیعیسازی کرده و آن را نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی تاریخی و الهی جلوه میدهد.
مخلص کلام
تحلیل گفتمان آخرالزمانی فعال در رژیم ولایی نشان میدهد که مهدویت در برخی جریانهای حاکم، از یک باور صرفا الهیاتی به یک گفتمان سیاسی-امنیتی تبدیل شده است. در این چارچوب، مفهوم ظهور بهعنوان یک دال تهی عمل میکند که عناصر متنوعی چون ولایت فقیه، دشمنشناسی، پیشرفت علمی و کنش نظامی را در یک نظام معنایی واحد سازمان میدهد. این گفتمان با ایجاد یک روایت فراتاریخی از سیاست، امکان مشروعیتبخشی به اقدامات پرریسک و پرهزینه را فراهم میکند و در عین حال به بسیج نیروهای اجتماعی رژیم حاکم و تثبیت هژمونی گفتمان مسلط کمک مینماید. با این حال، پیوند دادن سیاست عملی با روایتهای آخرالزمانی به معنای هزینه های گزاف و ریسکهای راهبردی قابل توجهی برای کشور است، زیرا تصمیمگیری را از محاسبات عقلانی به افقهای آخرالزمانی، کلامی و نامعین منتقل میسازد.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|