|
دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ -
Monday 2 March 2026
|
ايران امروز |
فارن پالیسی / ۲۸ فوریه ۲۰۲۶
بسیاری ـــ اگر نگوییم اغلب ـــ انقلابهای موفق، رهبرانی الهامبخش دارند که پس از آنان، چهرههایی کمجاذبهتر بر سر کار میآیند؛ افرادی که مأموریتشان تثبیت ایدئولوژی و نظام حکمرانی تازه است. آیتالله علی خامنهای، دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، نمونه بارز چنین نقشی بود.
خامنهای هرگز از شور و دلبستگی پرحرارت پیروان آیتالله روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، برخوردار نبود و با گذشت زمان، محبوبیتش بهطور فزایندهای کاهش یافت. با این حال، پس از جانشینی خمینی در سال ۱۹۸۹، او توانست نظام منحصربهفرد روحانیتمحور کشور را تثبیت کند و ایران را به دشمنی قدرتمند برای ایالات متحده، اسرائیل و پادشاهیهای محافظهکار عرب بدل سازد.
خامنهای که تا زمان مرگش طولانیترین دوره رهبری را در خاورمیانه داشت، از چالشهای شخصی و سیاسی متعددی جان سالم به در برد. انفجار بمبی در سال ۱۹۸۱ که درون ضبطصدایی روی میز مقابل او کار گذاشته شده بود، موجب از کار افتادن دست و بازوی راستش شد و اعتراضات گسترده مردمی بارها پایههای حکومتش را لرزاند. با این همه، او توانست دیگر رهبران ایرانی را که کارآمدتر و تواناتر پنداشته میشدند، کنار بزند و از آنان پیشی گیرد.
در آغاز، نفوذ او در مقایسه با اکبر هاشمی رفسنجانی کمتر بود؛ کسی که پس از درگذشت خمینی، زمینه ارتقای خامنهای به مقام رهبری را فراهم کرد و از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۷ ریاستجمهوری ایران را بر عهده داشت. اما خامنهای با ایجاد پیوندهای مستحکمتر با ساختارهای نظامی و امنیتی کشور، سرانجام بر رفسنجانی پیشی گرفت.
در دوران رهبری او، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به نیرویی مسلط نهتنها در اقتصاد بلکه در سیاست خارجی بدل شد. این نهاد هدایت عملیاتهای نظامی در عراق، افغانستان و دیگر مناطق را بر عهده داشت، شبهنظامیانی را برای پیشبرد منافع ایران پرورش داد و در داخل کشور نیز به ابزاری برای سرکوب مخالفان بالفعل و بالقوه تبدیل شد.
خامنهای با بهرهگیری از منابع گسترده بنیادهای تحت مدیریت روحانیت، به انباشت املاک و داراییها پرداخت و از این طریق به توزیع امتیازات و رانت اقدام کرد. او نمایندگان دفتر خود را در نهادهای گوناگون کشور گماشت؛ روشی که یادآور شیوه حزب کمونیست اتحاد شوروی در استفاده از دبیران محلی و کمیسرها برای گسترش و حفظ قدرت بود. با این حال، با در نظر داشتن فروپاشی اتحاد شوروی، همواره نسبت به ظهور «آیتاللههای میخائیل گورباچف» که ممکن بود نظام را از درون اصلاح و به روی نفوذ غرب بگشایند، حساس و هوشیار بود. چنین چهرههایی سرانجام یا پاکسازی شدند یا به حاشیه رانده شدند.
در سال پایانی عمرش، خامنهای با مجموعهای از چالشهای فزاینده روبهرو شد؛ از حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ گرفته تا اعتراضات سراسری و مداوم در ژانویه ۲۰۲۶. او در واکنش، به خشونتی بیوقفه متوسل شد؛ صدها موشک به سوی اسرائیل شلیک کرد تا بازدارندگی را احیا کند و دهها هزار نفر از شهروندان خود را به کشتن داد. همزمان، با تشدید تهدید یک جنگ تازه، از پذیرش خواستههای آمریکا برای کنار گذاشتن برنامههای هستهای و موشکهای بالستیک کشور سر باز زد. مرگ خامنهای در پی یک حمله هوایی، در ۸۶ سالگی، محدودیتهای سیاست خارجی او را آشکار ساخت و آینده نظامش را در هالهای از تردید جدی فرو برد.
خامنهای، فرزند پدری آذریتبار و مادری فارسیزبان، در سال ۱۹۳۹ در شهر مشهد در شرق ایران به دنیا آمد. او دومین فرزند از هشت فرزند خانواده بود. به گفته خودش، خانوادهاش آنچنان فقیر بودند که گاه شامشان تنها نان و کشمش بود. او در کودکی به پیروی از پدر روحانیاش وارد حوزه علمیه شد و سالهای شکلگیری شخصیتش را در آنجا گذراند.
روحیه انقلابی در رگهایش جاری بود. نوه روحانیانی که در اوایل قرن بیستم از شورشی علیه یکی از دودمانهای پیشین حمایت کرده بودند، از سنین پایین با حکومت محمدرضا شاه پهلوی مخالفت میکرد. کودتای سال ۱۹۵۳ علیه نخستوزیر وقت، محمد مصدق، که با حمایت سازمان سیا انجام شد، خشم او را برانگیخت و در نوجوانی از نواب صفوی، اسلامگرای تندرو که بعدها اعدام شد، الهام گرفت.
همچون استادان فکریاش، خامنهای جهانبینیای داشت که با خصومت شدید نسبت به دولتهای ایالات متحده و اسرائیل شکل گرفته بود؛ دو کشوری که از حامیان اصلی شاه بودند و بهزعم او حقوق مسلمانان را پایمال میکردند. او آثار سید قطب، انقلابی اسلامی مصری، را به فارسی ترجمه کرد و با انداختن چفیه فلسطینی بر گردن، ضدصهیونیسم پرشور خود را به نمایش گذاشت. (خامنهای همچنین شیفته رمان «بینوایان» اثر ویکتور هوگو بود و آن را «معجزهآسا» توصیف میکرد.)
خامنهای در مرکز شیعیان ایران، شهر قم، تحصیل کرد؛ جایی که با آیتالله خمینی آشنا شد، در دورهای که قم به کانون مخالفت با سلطنت تبدیل شده بود. او بارها به دلیل فعالیتهای ضدحکومتی، از جمله شرکت در تظاهرات و انتقال اعلامیههای خمینی، زندانی شد و توسط پلیس مخفی آموزشدیده توسط موساد و سیا و نیز ساواک، دستگاه امنیتی وقت ایران، تحت شکنجه قرار گرفت. همچنین مدتی به تبعید داخلی در استان سیستان و بلوچستان در شرق کشور فرستاده شد. پس از انقلاب ۱۹۷۹، او به صحنه بازگشت و مناصب مهمی را بر عهده گرفت، از جمله دو دوره ریاستجمهوری پس از کشته شدن محمدعلی رجایی در انفجار تروریستی سال ۱۹۸۱.
خامنهای تنها پس از کنار گذاشته شدن یک روحانی ارشدتر، آیتالله حسینعلی منتظری، توانست به مقام رهبری برسد؛ فردی که نخستین گزینه آیتالله خمینی برای جانشینی بود. خمینی پس از آنکه منتظری به تصمیم او برای صدور مجوز اعدام فوری ۵ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸ و در پایان جنگ ایران و عراق اعتراض کرد، از جایگاه خود عزل شد.
خامنهای که از اعتبار و جایگاه فقهی آیتالله خمینی برخوردار نبود، تنها پس از انتخاب شدن به مقام رهبری به درجه «آیتالله» (به معنای «نشانه خدا») ارتقا داده شد. در حالی که رؤسایجمهور منتخب مردم در ایران نقشهای فعالتر و آشکارتری در اداره امور داخلی و سیاست خارجی ایفا میکردند، خامنهای بهصورت آرام و تدریجی کنترل خود را تثبیت کرد و پایههای درونی قدرتش را گسترش داد.
با این حال، زمانی که روحانی اصلاحطلب، محمد خاتمی، در انتخابات سال ۱۹۹۷ نامزد مورد حمایت جریان حاکم را شکست داد و کوشید جمهوری اسلامی را به نظامی اسلامی با چهرهای ملایمتر و مداراگرتر بدل کند، خامنهای شگفتزده شد. خاتمی — که همچون بسیاری از اصلاحطلبان ایرانی پیش از انقلاب مدتی در غرب زندگی کرده بود — از «گفتوگوی تمدنها» از جمله با ایالات متحده، و نیز آزادیهای بیشتر فردی، سیاسی و فکری در داخل کشور دفاع میکرد.
خامنهای که بیم داشت این اصلاحات به تضعیف حاکمیت روحانیت و کاهش کنترلهای سختگیرانه اجتماعی اسلامی بینجامد، با تضعیف دولت خاتمی واکنش نشان داد؛ او مجوز توقیف روزنامهها و پیگرد قضایی شماری از مقامات کلیدی دولت خاتمی را صادر کرد. همچنین از عوامل وابسته به ساختارهای عمیق امنیتی برای حملات فیزیکی علیه چهرههای برجسته اصلاحطلب بهره گرفت.
خامنهای آشکارا از چهرهای محافظهکار، محمود احمدینژاد، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۰۵ و بار دیگر در سال ۲۰۰۹ حمایت کرد؛ انتخاباتی که در آن، متحدان احمدینژاد در نهادهای امنیتی و وزارت کشور با دستکاری در شمارش آرا، زمینه دوره دوم ریاستجمهوری او را فراهم کردند.
نیروهای پلیس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج و قوه قضاییه همگی برای سرکوب اعتراضات پس از انتخابات ـــ که به «جنبش سبز» معروف شد و بزرگترین اعتراضات از زمان انقلاب ایران به شمار میرفت ـــ هماهنگ عمل کردند؛ دهها تن از اصلاحطلبان بازداشت و نامزدهای مخالف به حصر خانگی محکوم شدند. این رویدادها به مشروعیت خامنهای آسیب وارد کرد و شعار «مرگ بر دیکتاتور» از آن پس به یکی از مضامین ثابت تجمعات ضدحکومتی تبدیل شد.
خامنهای در حالی که پیوسته علیه ایالات متحده موضعگیری میکرد، از اشتباهات راهبردی آمریکا ـــ بهویژه حمله سال ۲۰۰۳ به عراق ـــ بهره برد. او از گسترش بیش از حد نفوذ آمریکا استفاده کرد تا نفوذ منطقهای ایران را افزایش دهد.
پس از سرنگونی صدام حسین، که از اقلیت سنی عراق بود، ایران با سازماندهی و تقویت جناحها و شبهنظامیان شیعه، به قدرتمندترین بازیگر خارجی در عراق تبدیل شد. ایران همچنین نفوذ خود را در سایر نقاط منطقه گسترش داد: همراه با روسیه از حکومت خشن رئیسجمهور سوریه، بشار اسد، حمایت کرد؛ به حزبالله کمک کرد تا به قدرتمندترین نیروی سیاسی و نظامی در لبنان بدل شود؛ و پس از مداخله نافرجام عربستان سعودی در یمن در سال ۲۰۱۵، پیوند خود را با شورشیان حوثی تحکیم کرد.
با این حال، خامنهای میتوانست عملگرا نیز باشد. او گاه حتی از همکاریهای ضمنی با ایالات متحده حمایت میکرد؛ برای نمونه علیه طالبان در افغانستان پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و نیز در نبرد با گروه موسوم به دولت اسلامی در سال ۲۰۱۴.
رهبر ایران با توسل به مفهومی که آن را «نرمش قهرمانانه» مینامید، مذاکرات مستقیم با ایالات متحده را تأیید کرد؛ مذاکراتی که به توافق هستهای مهم سال ۲۰۱۵، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، انجامید. خامنهای در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ مجوز پیشبرد برنامه هستهای ایران را صادر کرده بود و اصرار داشت که هدف ایران دستیابی به سلاح هستهای نیست، بلکه تأمین منابع جایگزین انرژی و پیشرفت فناورانه است — ادعایی که بهویژه از سوی اسرائیل با تردید نگریسته میشد.
با این حال، تصمیم دولت رئیسجمهور وقت آمریکا، دونالد ترامپ، برای خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ — در شرایطی که ایران بهطور کامل به تعهدات خود پایبند بود — بیاعتمادی دیرینه خامنهای نسبت به ایالات متحده و باور او مبنی بر اینکه واشنگتن صرفاً در پی تغییر رژیم در ایران است را تقویت کرد.
خامنهای در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۲۰ به سوی نامزدهای تندرو گرایش یافت و از ردصلاحیت هر رقیب بالقوه جدی برای رئیس وقت قوه قضاییه، ابراهیم رئیسی، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۱ حمایت کرد. در نتیجه، جنبههای از پیش شکننده دموکراتیک و جمهوریخواهانه نظام جمهوری اسلامی در دوران رهبری او بیش از پیش تحلیل رفت.
همانگونه که پس از مرگ ولادیمیر لنین در اتحاد شوروی رخ داد، برخی از حامیان مهم انقلاب در ایرانِ خامنهای به حاشیه رانده شدند؛ از جمله شماری از بستگان آیتالله خمینی، از جمله دو نوه او، حسن و حسین، و نتیجهاش احمد.
چشمگیرترین سقوط سیاسی متعلق به اکبر هاشمی رفسنجانی بود؛ او در سال ۲۰۰۹ با جنبش سبز همسو شد و در سال ۲۰۱۳ توسط نهاد نظارتی تحت کنترل خامنهای از نامزدی مجدد برای ریاستجمهوری منع شد. دو تن از فرزندان رفسنجانی دوران حبس را گذراندند. خود او در سال ۲۰۱۷ رسماً بر اثر سکته قلبی درگذشت. خانوادهاش درباره علت مرگ تردیدهایی مطرح کردند و در سال ۲۰۱۸ تحقیقاتی دولتی آغاز شد که نتیجهای در پی نداشت.
حکومت همچنین برای مدتی خانوادهای برجسته دیگر، یعنی خانواده لاریجانی، را به حاشیه راند. علی لاریجانی، رئیس پیشین مجلس و مذاکرهکننده هستهای، در سال ۲۰۲۱ از رقابت در انتخابات ریاستجمهوری در برابر رئیسیِ تندرو منع شد. برای جایگزینی این چهرههای باسابقه، خامنهای بستگان خود، بهویژه پسر دومش مجتبی، و نیز شماری از بستگان سببی، روحانیان محافظهکار و کهنهسربازان جنگ ایران و عراق را ارتقا داد. با این حال، لاریجانی در آستانه آخرین حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، بار دیگر به صحنه سیاسی بازگشت و ریاست شورای عالی امنیت ملی ایران را بر عهده گرفت و رئیسجمهور وقت، مسعود پزشکیان، را به حاشیه راند.
جان لیمبرت، دیپلمات پیشین آمریکایی که از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱ در ایران گروگان بود، در اوایل سال ۲۰۲۲ به فارن پالیسی گفت: «تمایلی ندارم بگویم نظام تا چه اندازه قوی است یا نیست.» لیمبرت که از معدود آمریکاییهایی است که با خامنهای دیدار کرده — او زمانی که خامنهای معاون وزیر دفاع بود، در سال ۱۹۸۰ از محل نگهداری گروگانها بازدید کرد — افزود رهبران ایران از «بیکفایتی مخالفانشان، آمادگی برای اعمال خشونت، و توانایی سازش در صورت لزوم» بهره بردهاند.
بیتردید، این همان فرمولی بود که خامنهای برای چنگ زدن به قدرت طی سالیان طولانی به کار گرفت — و همان فرمولی که در نهایت نتوانست مانع پایان خشونتبار او شود.
————————-
* باربارا اسلاوین عضو برجسته مرکز استیمسون است.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|