سه شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ - Tuesday 24 February 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 24.02.2026, 14:16

ایرانی بودن آزمون دارد


شهرام خضوعی

خطابم مستقیم است؛ به وزیر امور خارجه ایران، به همان که با اطمینان گفت: «ما ایرانی هستیم.» این جمله ساده است. اما بار سنگینی دارد. ایرانی بودن شعار نیست. مُهر گذرنامه نیست. محل تولد هم نیست. ایرانی بودن تعهد است — تعهد به حقیقتِ تاریخ، به کرامت مردم، به تنوع فرهنگی این سرزمین، و به منافع ملی ایران، نه هیچ ایدئولوژی دیگر. اگر ادعای «ایرانی بودن» دارید، این ادعا آزمون دارد. و برای راستی‌آزمایی آن، پرسش‌های بسیاری می‌توان مطرح کرد. من فقط به بخشی از آن‌ها اشاره می‌کنم.

اکنون بیایید این ادعا را در برابر واقعیت قرار دهیم.

اگر ایرانی بودن یعنی پاسداری و احترام به آیین‌ها و فرهنگ ایرانی: چرا نوروز در سال‌های نخست انقلاب با ادبیاتی تحقیرآمیز مواجه شد؟ چرا چهارشنبه‌سوری «خرافه» خوانده شد و محدود گردید؟ چرا جشن‌هایی چون مهرگان تقریباً از تقویم رسمی حذف شدند؟ چرا آثار ادبی و هنری فاخر با سانسور و محدودیت روبه‌رو شدند؟

اگر ایرانی بودن یعنی پاسداری از نمادها و تاریخ: چرا نشان چندصدساله شیر و خورشید از پرچم ایران حذف و با نشان ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران جایگزین شد؟ چرا سرود ملی پیشین کنار گذاشته شد و روایت تاریخی به « قبل و بعد از ۵۷ » محدود گردید؟ چرا ملی‌گرایی بارها در ادبیات رسمی «انحراف» خوانده شد؟ چرا صدها خیابان و میدان تاریخی تغییر نام یافت؟ چرا در اوایل انقلاب، دولت با تهیه لیستی تحت عنوان «اسامی ممنوعه»، درباره انتخاب نام فرزند شخصی‌ترین حق خانواده، تصمیم می‌گرفت و ایدئولوژی را بر هویت فرهنگی ایران ترجیح می‌داد؟ چرا رسانه رسمی کشور، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، تاریخ ایران را عمدتاً از منظر ایدئولوژیک بازخوانی کرد؟ چرا در این ۴۷ سال حتی یک برنامه فاخر و ماندگار درباره تمدن پیش از اسلام و میراث دوهزار و پانصد ساله ایران تولید نشد؟ چرا تخت جمشید، این بنای عظیم و پرشکوه تاریخی، عمداً مورد هجمه و ویرانی قرار گرفت؟ چرا استاد بزرگی چون بهرام بیضایی, سال‌ها از تدریس و انتشار آثارشان محروم شدند و نهایتاً مجبور به مهاجرت گردیدند؟

روح‌الله خمینی، در ۱۵ مرداد ۱۳۵۹، می‌گوید: « ...افراد ملی به درد ما نمی‌خورند، افراد مسلم به درد ما می‌خورند. اسلام با ملیت مخالف است. معنی ملیت این است که ما ملت را می‌خواهیم، ملیت را می‌خواهیم و اسلام را نمی‌خواهیم.” این جمله روشن می‌کند که از همان ابتدا، حاکمیت ایدئولوژیک، میراث تاریخی و ملیت ایران را نادیده گرفت و افراد و حرکت‌های ملی را سرکوب کرد. این سیاست، ریشه تمام محدودیت‌ها و انحراف‌ها در حوزه فرهنگ، زبان، آیین‌ها و نمادهای ایرانی است.

اگر ایرانی بودن یعنی برابری همه حقوق شهروندان: چرا اهل سنت در تهران مسجد رسمی ندارند؟ چرا اقلیت‌های مذهبی سهمی در نهادهای کلیدی ندارند؟ چرا حتی یک وزیر اهل سنت در طول چهار دهه منصوب نشده است؟ چرا از بدو انقلاب، پیروان آیین بهائی از همه حقوق قانونی و انسانی محروم، مورد شکنجه و اعدام واقع شدند؟ چرا نوکیشان مسیحی با پرونده‌های امنیتی و محدودیت نشر آثار روبه‌رو شدند؟ اگر ایرانی بودن یعنی تنوع قومی و زبانی و آداب و رسوم: چرا اصل ۱۵ قانون اساسی درباره آموزش زبان مادری به‌طور کامل اجرا نشده است؟ چرا در سیستان و بلوچستان شاخص‌های توسعه در پایین‌ترین سطح هستند؟ چرا در کردستان مطالبات مدنی غالباً امنیتی تلقی می‌شوند؟ چرا در خوزستان با وجود منابع عظیم نفت و گاز، بحران آب و فقر گسترده است؟ چرا نرخ اعدام در برخی استان‌های مرزی بالاتر از میانگین کشوری است؟

اگر ایرانی بودن یعنی حق انتخاب و آزادی: چرا نظارت استصوابی شورای نگهبان هزاران نامزد را حذف کرده است؟ چرا دامنه انتخاب مردم به چارچوب محدود تقلیل یافته است؟ چرا اعتراضات ۱۳۸۸، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ با برخورد امنیتی شدید پاسخ داده شد؟ چرا در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ که بیش از ۳۵ هزار زن، مرد، کودک و جوان تنها به‌خاطر داشتن « طرز فکری متفاوت» کشته شدند، هنوز هیچ مقام یا فردی بخاطر این جنایت هولناک محاکمه نشده است؟ چرا برخی چهره‌های سیاسی سال‌ها بدون محاکمه علنی در حصر مانده‌اند؟ چرا بانوان این کشور از بسیاری از حقوق انسانی و اجتماعی خود محروم شده‌اند؛ از برابری در ارث گرفته تا حق طلاق و آزادی پوشش؟

اگر ایرانی بودن یعنی اولویت دادن به منافع ملی و توازن خارجی: چرا میلیاردها دلار در درگیری‌های منطقه‌ای برای نجات رژیم اسد در سوریه هزینه شد؟ چرا حمایت مالی از گروه‌هایی در لبنان و عراق بر اقتصاد مردم تحت فشار اولویت یافت؟ چرا سیاست‌هایی اتخاذ شد که به تحریم‌های گسترده منجر شد؟ چرا قراردادهای بلندمدت با روسیه و چین، با سوابقی که از آن‌ها در تاریخ بجا مانده، با حداقل شفافیت عمومی منعقد گردید؟ چرا کشور اسرائیل که ۱۹۰۰ کیلومتر با ایران فاصله دارد، به عنوان کشوری دشمن و معاند معرفی شد که باید از صفحه دنیا محو شود؟

اگر ایرانی بودن یعنی استفاده خردمندانه از سرمایه انسانی و منابع طبیعی و ساختن آینده‌ای روشن برای این سرزمین: چرا حکومت نه‌تنها پاسدار مراتع، آب‌ها، کوهستان‌ها و دریاهای ایران نیست، بلکه با سوءمدیریت و بی‌توجهی آن‌ها را به مرز نابودی کشانده است؟ چرا بحران‌های اقلیمی سال‌ها نادیده گرفته شد تا امروز نفس شهرها به شماره بیفتد و زمین‌های حاصلخیز به کویر بدل شوند؟ چرا و چگونه به نقطه‌ای رسیده‌ایم که حتی آب و برق — ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های یک کشور — در پایتخت به جیره‌بندی و تحقیر مردم انجامیده است؟ این ویرانی اتفاقی نیست؛ حاصل سال‌ها بی‌کفایتی، اولویت‌دادن به سیاست موسوم به «هلال شیعی» بر رفاه مردم، و بی‌اعتنایی آشکار به آینده ایران است.

چرا ایران باید یکی از بالاترین نرخ‌های مهاجرت نخبگان را داشته باشد؟ چرا دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و فضای فرهنگی با محدودیت روبه‌رو هستند؟ چرا سبک زندگی مردم موضوع مداخله حکومتی و بودجه نهادهای ایدئولوژیک بر بخش‌های رفاهی اولویت دارد؟ چرا با وجود منابع عظیم زیرزمینی مانند نفت و گاز، خیل عظیمی از مردم در فقر و تنگدستی هستند ؟

نتیجه‌گیری: ایرانی بودن آزمون دارد. آزمون صداقت با تاریخ، احترام به شهروندان، پاسداری از فرهنگ و میراث پرشکوه کشور، و اولویت دادن به منافع ملی. شما در همه این آزمون‌ها شکست خورده‌اید. کارنامه شما در این آزمون، کارنامه قبولی نیست — شما رفوزه‌ی آزمون ایران هستید. و این شکست، نه یک شعار، که واقعیتی تلخ است که تاریخ و مردم با اعتراضات و عصیان خود علیه شما نوشته و در حال پایان دادن به این انحراف از مسیر تاریخ هستند.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net