يكشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - Sunday 1 February 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 01.02.2026, 15:56

چالش بزرگ جمهوری‌خواهان و سرنوشت دموکراسی در ایران


دومان رادمهر، علی‌رضا اردبیلی

در این روزها، جمهوری‌خواهان روزهای پرمشغله و پر از نگرانی دارند. چشمان گشاد جمهوری‌خواهان شاهد آن است که چیزی به‌نام «بایگانی تاریخ» وجود ندارد و هر موجودی از درگذشتگان و فراموش‌شدگان تاریخ، استعداد کسب حیات مجدد با دم عیسایی یک جامعه ملتهب و گرفتار بحران همه‌جانبه را دارد.

«آلترناتیو جذاب قادر به بسیج توده مردم» یا آلترناتیو اثباتی برای ایجاد دموکراسی و توسعه؟

اهمیت وجود یک «آلترناتیو جذاب» برای بسیج توده مردم، برای بازیگران سیاسی امروز ایران محل مناقشه نیست. اما مشخصات لازم برای کارکرد مؤثر چنین مدلی، می‌تواند سیاسیون را دچار غفلتی جبران‌ناپذیر کند. آلترناتیو مزبور، کلاً در بسیاری از موارد لازم نیست از منظر تحلیل‌گر، بازیگر سیاسی یا کارشناس، عقلانی، عملی یا حتی دموکراتیک باشد؛ اما کافی است در ذهن مردم ناراضی توجیه شده و «جذاب» به نظر برسد.

از این منظر «آلترناتیو جذاب قادر به بسیج توده مردم» لزوماً معادل برنامه حزبی یا پروژه تخصصی برای ساختن نظامی مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر و قادر به تأمین امنیت و رفاه شهروندان نیست.

نبود آلترناتیو یا وجود فقط انتقاد بدون جایگزین باعث می‌شود اعتراضات، پراکنده، کوتاه‌مدت یا فاقد انسجام شوند. این را چارلز تیلی (Charles Tilly) در نظریه‌های اجتماعی و جنبش‌های جمعی تأکید کرده است: جنبش‌ها زمانی موفق می‌شوند که مردم تصویری از آینده بهتر داشته باشند. مهم آن است که هم مدل‌های پوپولیستی جذاب (وعده‌های میان‌بُر غیرواقعی) و هم پروژه‌های واقعی و علمی متکی بر تجربه جهانی برای بسیج توده‌های خواهان تغییر مورد استفاده قرار بگیرند.

مصادیق تاریخی آلترناتیوهای جذاب و فاجعه‌بار

دو مصداق تاریخی چنین پروژه‌هایی در ایران، یکی در دوره انقلاب مشروطه و دیگری در سال‌های منتهی به مرداد ۱۳۳۲ بود. هم تصورات و انتظارات مشروطه‌خواهان از نقش «قانون» و محدود شدن اختیارات پادشاه و هم وعده «سهم نفت» مردم را در جریان موسوم به «نهضت ملی‌شدن صنعت نفت» به میدان‌ها سرازیر می‌کرد؛ این تصورات بسیار رویاپردازانه و به‌شدت اغراق‌آمیز بودند. اما در زمان خود، به اندازه کافی معقول و جذاب بودند که جامعه را به درجه التهاب برسانند و انسان‌های بی‌شماری را به حرکت دربیاورند.

نمونه سوم از این قبیل پروژه‌ها در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ بخش مهم و تعیین‌کننده‌ای از جامعه ایران را به خیابان سرازیر کرد. در آن سال‌ها تصوری (عوامانه) معتقد بود که پول نامحدودی از فروش نفت خام عاید ایران می‌شود و تنها کافی است که دولت این پول را تقسیم کند(!) نام این مدل «کویت» بود که به‌شدت از سوی انقلابیون آن دوره تبلیغ می‌شد، در حالی که درآمد سرانه افسانه‌ای کشور کویت هیچ تناسبی با واقعیت ایران آن سال نداشت.

در مقیاس جهانی نیز، تاریخ قرن بیستم، تاریخ چند نمونه برجسته از چنین فجایعی است. تبدیل شدن بلشویک‌های روس از یک جریان حاشیه‌ای به قدرت حاکم در پهناورترین کشور جهان طی ۷۴ سال، با شعار «نان، صلح، زمین» کلید خورد و روسیه را از یک جامعه جنگ‌زده به یک کشور دچار قحطی نان تبدیل کرد. وعده بازگردانیدن عظمت آلمان از سوی نازی‌ها، این کشور را به تلی بزرگ از آوار ساختمانی تبدیل کرد.

آنچه امروز شاهدش هستیم، تلاش برای ارائه نمونه جدیدی از چنین مدل سحرآمیزی از یک فردای رویایی است. سال‌هاست که رسانه‌های پرمخاطب سلطنت‌طلب، تصوری روتوش‌شده از «گذشته خوب» را به‌عنوان مدل جذاب برای فردا، بر افکار عمومی جامعه ایران پمپاژ می‌کنند. این مدل که امروز به‌نام «زمان شاه» از دل تاریخ ماضی احضار روح شده است، مدلی است که در آن، ایران چیزی کمتر از یک کشور پیشرفته و در آستانه نیل به «تمدن بزرگ» نبود. این مدل برای کسانی که راهی برای رهایی از دست نکبت جمهوری اسلامی تصور نمی‌کنند و به‌ویژه برای آن دسته که تجربه دست‌اولی از وضعیت واقعی در نظام آریامهری نداشته‌اند، جذابیت لازم برای ایفای نقش پروژه پوپولیستی موجه را داشته و در ذهن آن‌ها «عقلانی» به نظر می‌رسد.

تفاوت دو نظام قابل قیاس یا تفاوت دیکتاتوری و دموکراسی؟

جمهوری‌خواهی دموکرات و سکولار به‌عنوان یک پروژه برای ساخت اولین دموکراسی ایران، آلترناتیو قابل قیاس با سلطنت نیست. فرق جمهوری‌خواهی و سلطنت‌طلبی برای ایرانیان شبیه تفاوت دو حزب سیاسی راست و میانه در یک دموکراسی یا تفاوت جمهوریت و سلطنت در دو کشور دموکراتیک نیست. نبود سابقه دموکراسی در تاریخ ایران، رسیدن به همچون نظامی را به امری تأسیسی و حیاتی مبدل کرده است.

امروز در کشورهای دموکراتیک پادشاهی، هر بحثی در تفاوت جمهوریت و سلطنت به یک مقایسه میان سهم هر شهروند از هزینه دربار و کاخ ریاست‌جمهوری تبدیل می‌شود (حدود یک و نیم تا دو دلار در سال از جیب هر شهروند در منابع اینترنتی دم‌دست). اما در ایران کنونی، صحبت از نظام پادشاهی محدود به تئوری پادشاهی‌خواهی در مقابل جمهوریت نیست. چراکه آلترناتیو سلطنت ارائه شده توسط پهلوی‌طلبان یک گزینه ناشناخته نبوده و هواداران آن با منش و رفتارهای خود معلوم‌الحال هستند. باید دقت کرد که پهلوی‌طلبان امروزی هیچ انتقادی به استبداد، خفقان و فساد پهلوی قبل از انقلاب ندارند. در عوض، ایراد نظام پهلوی و محمدرضا شاه را همانا رحمانی بودن و عدم کشتار کافی مخالفانش می‌دانند. به عبارت دیگر، نسخه اصلاح‌شده پهلوی که می‌توان آن را ورژن دو پهلوی نامید، تنها با سرکوب بیشتر و ساواک خشن‌تر به‌روزرسانی شده است و هواداران این نظام فاشیستی، هم‌اکنون در شبکه‌های مجازی و خیابان‌های کشورهای دموکراتیک با حمله و کتک‌کاری مخالفان خود، تصویر واضح‌تری از نظام سلطنتی مطلوب خود به‌دست می‌دهند.

جمهوری‌خواهان دموکرات و سکولار ایران، متوجه پیچیدگی نظام‌های دموکراتیک هستند و نمی‌توانند وعده خوشبختی و ثروت بی‌پایان در فردای پیروزی بدهند. در سال ۱۳۵۷ این حاکمان امروزی بودند که رژیم پهلوی را وابسته به خارجی و دشمن ذاتی مردم ایران معرفی می‌کردند و امروز تبلیغات سلطنت‌طلبان علت ناکارآمدی اقتصادی و سرکوب سیاسی خشن مردم را به «غیرایرانی» بودن حاکمان رژیم اسلامی نسبت می‌دهند. با این روایت پوپولیستی، همه چیز به سرنگونی رژیم حاکم بستگی پیدا می‌کند و پروژه برکناری رژیم غیرایرانی حاکم، همان اصل و اساس تأمین خوشبختی اهالی است. در نتیجه «شاه باید بیایدِ» سلطنت‌طلبان امروزی همانند «شاه باید برودِ» سال ۱۳۵۷ جایگزین ساده و پوپولیستی پروژه مشخص تأسیس دموکراسی است.

دشواری جمهوری‌خواهان

دشواری پروژه جمهوری‌خواهی دموکراتیک و سکولار در این است که برای اولین بار در تاریخ ایران خواهان برپایی یک نظام حکمرانی جدید، بی‌اعتنا به نهادهای سنتی (سلطنت و روحانیت) است. اقتدار خدای‌گونه پادشاه و نمایندگان خدا بر روی زمین، نیازی به اثبات قاهر بودن قدرت خودشان برای یک جامعه سنت‌زده ندارند؛ اما قابل تجسم کردن قدرتِ حافظِ نظم و اعمال‌کننده قانون در یک نظام دموکراتیک کار ساده‌ای نیست. همین‌طور است دشواری توضیح مدل اقتصادی برای تأمین رفاه اهالی و امنیت اقتصادی کشور بدون اتکا به ثروت‌های طبیعی.

بدین‌سان پروژه جمهوری‌خواهی دموکرات و سکولار برای قابل فهم کردن نوع حکمرانی و مدل اقتصادی مورد نظر خود، در رقابت با مدل «زمان شاه» در موقعیت دشوارتری است. ذهن ایرانیِ آشنا با مدل شخص‌محوری چون ولایت فقیه و سایه همایونی ظل‌الله، راحت‌تر می‌تواند مدل حکومتی «زمان شاه» را (مخصوصاً تحت تأثیر پروپاگاندای رسانه‌ای) جذب و هضم کند.

بنابراین در چنین جامعه‌ای که ذهن توده، تنها قدرت خداگونه ولی فقیه یا پادشاه را برای برپایی و حفظ حکمرانی می‌شناسد، وقتی جبهه سلطنت‌طلبی به نداشتن رهبر واحد و شناخته شده در جبهه جمهوری‌خواهی اشاره می‌کند، در واقع نقطه ضعف مهم جمهوری‌خواهان را هدف قرار می‌دهد.

با توجه به نکات برشمرده، کار جبهه جمهوری‌خواهی برای ارائه تصویر ساده و عموم‌فهم از مدل حکمرانی دموکراتیک مد نظر خود، به سادگیِ ساختن امیدهای غیرواقعی در جریان سه تجربه تاریخی مشروطه، نهضت ملی کردن صنعت نفت، انقلاب ۱۳۵۷ و مدل «زمان شاهِ» سلطنت‌طلبان در زمان حال نیست. اگر طراحی یک پروژه سیاسی برای بنا نهادن یک دموکراسی در کشور بزرگی مانند ایران نیازمند کار کارشناسی مبتنی بر علوم مربوطه و تجربیات جهانی در جوامع مشابه است، «آلترناتیو جذاب قادر به بسیج توده مردم» نه نیازی به این دارد که عقلانی باشد و نه الزاماً باید مبتنی بر تجربه دیگران باشد.

امروز مهم‌ترین نقطه قوت جمهوری‌خواهی یعنی متکی نبودن بر نهادهای سنتی اوتوریته‌پرور مثل روحانیت و سلطنت به یک ضعف تبدیل می‌شود؛ تا جایی که یکی از دلایل طرفداران نظام پادشاهی در ایران برای ادعای حقانیت خود، برخورداری از مزایای نهاد سنتی سلطنت در اعطای نقش رهبری به یک فرد غیرمنتخب است. این دلیل که می‌توانست در قیاس با رهبری جمعی جمهوری‌خواهان به نمادی از سنت و عقب‌ماندگی و چیزی از جنس ولایت فقیه باشد، در غیاب رهبری جمعی و کارآمد جمهوری‌خواهی، به یک نقطه ضعف از سوی جمهوری‌خواهان در رقابت با آلترناتیو سنتی و عقب‌مانده پادشاهی تبدیل شده است.

بنابر آنچه که آمد، ارائه یک رهبری منسجم و کارآمد از سوی جبهه وسیع و متکثر جمهوری‌خواهی که قادر به توضیح مدل قابل فهمی از یک دموکراسی برای آینده ایران باشد، نه یک اقدام سیاسی برای پیروزی بر دشمن در قامت رژیم حاکم اسلامی و نه صرفاً در رقابت با آلترناتیو سنتی پادشاهی، بلکه به مثابه عمل به وظیفه تاریخی سیاسیون ایران برای ساختن اولین دموکراسی تاریخ کشور در پی یک مبارزه‌ی طولانی و پرهزینه در این مسیر است.

اول فوریه ۲۰۲۶



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net