|
پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ -
Thursday 29 January 2026
|
ايران امروز |
۲۷ ژانویه ۲۰۲۶
برای درک بهتر ابعاد کشتاری که حکومت ایران در همین ماه علیه مردم خود مرتکب شده است، بد نیست آن را در کنار برخی از خونینترین رویدادهای تاریخ معاصر قرار دهیم. در حملهٔ تحت رهبری حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بیش از ۱۲۰۰ شهروند اسرائیلی و تبعهٔ خارجی کشته شدند؛ در حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیز اندکی کمتر از ۳۰۰۰ نفر جان باختند. نبرد آنتیِتام، خونینترین روز در تاریخ نظامی ایالات متحده، حدود ۳۶۰۰ قربانی از نیروهای اتحادیه و کنفدراسیون برجای گذاشت.
تا این لحظه، یک گروه حقوق بشری ایرانی مستقر در ایالات متحده اعلام کرده است که کشتهشدن بیش از ۵۵۰۰ معترض را تأیید کرده و همچنان در حال بررسی ۱۷ هزار پروندهٔ دیگر است. هزاران نفر دیگر نیز زخمی شدهاند و گزارشهای مستقل حاکی از آن است که دهها هزار ایرانی بازداشت یا بهطور خودسرانه زندانی شدهاند. یک پزشک ایرانی در شهر اصفهان به نیویورک تایمز گفته است که «جوانانی را دیده که مغزشان با گلولهٔ جنگی متلاشی شده بود، و مادری که گلوله به گردنش اصابت کرده بود؛ دو کودک خردسالش در خودرو گریه میکردند. کودکی را دیدم که مثانه، لگن و راسترودهاش با گلوله خرد شده بود.»
این تنها یکی از گزارشهای شاهدان عینی در میان دهها مورد دیگر است. در همین حال، رئیس قوهٔ قضائیهٔ ایران وعدهٔ مجازات «بدون کوچکترین اغماض» را داده است. نام او غلامحسین محسنیاژهای است. آیا جهان اجازه خواهد داد او به خواستهاش برسد؟
این همان پرسشی است که در زمان نگارش این سطور، پیش روی دولت ترامپ قرار دارد. نه شورای امنیت سازمان ملل متحد، جایی که ایران میتواند روی پوشش دیپلماتیک دوستان نزدیکش در مسکو و پکن حساب کند. نه اتحادیهٔ اروپا که ایران را محکوم و تحریم کرده، اما ابزار بیشتری برای تنبیه آن در اختیار ندارد. نه رهبران عرب، که ترجیح میدهند با ایرانی تضعیفشده روبهرو باشند که مردم خود را سرکوب میکند، تا ایرانی فروپاشیده که بیثباتی صادر میکند — یا ایرانی آزاد که الهامبخش دیگران شود.
و نه فعالان دانشگاهی و نیکوکاران جهانی که برای جان فلسطینیان عمیقاً دلسوزی میکنند، اما برای جان ایرانیان نه.
در نتیجه، این ایالات متحده است که باید پیامدهای واقعی و معناداری را بر حکومت ایران تحمیل کند؛ آن هم بهخاطر یکی از بدترین جنایات این قرن. دونالد ترامپ روز دوشنبه به اکسیوس گفت که ایرانیها «میخواهند معاملهای انجام دهند» که مانع حملهٔ نظامی شود. با این حال، تهران تاکنون هیچ نشانهای از پذیرش مطالبات اصلی آمریکا نشان نداده است: ممنوعیت هرگونه غنیسازی مستقل اورانیوم، پایان حمایت از حزبالله و دیگر نیروهای نیابتی، و اعمال محدودیت بر برنامهٔ موشکهای دوربرد.
ایران همواره میتواند برای خرید زمان، انعطافپذیرتر به نظر برسد. اما احتمال آنکه رئیسجمهور پس از استقرار نیروهای کافی آمریکا در منطقه — که ممکن است همین هفته رخ دهد — دستور نوعی حمله را صادر کند، رو به افزایش است. این امر نیز بهنوبهٔ خود احتمال درگیرشدن اسرائیل را بیشتر میکند؛ یا به این دلیل که به حملات موشکی تلافیجویانهٔ ایران پاسخ دهد، یا برای پیشدستی و ضربهزدن پیش از وقوع آنها. در هر صورت، این جنگی کوتاه و سهساعته به سبک ونزوئلا نخواهد بود.
آیا گزینهٔ نظامی عاقلانه است؟ استدلال مخالف آن است که بعید است دستاورد چندانی داشته باشد.
معترضان زخمخوردهٔ ایران شاید در زمانی که هنوز در خیابانها بودند، با حملهٔ آمریکا روحیه میگرفتند؛ اما اکنون بهاحتمال زیاد حاضر نخواهند بود بار دیگر جان خود را به خطر بیندازند. حکومت نیز بیتردید از حملات موفق اسرائیل در ژوئن گذشته علیه فرماندهان ارشدش درس گرفته و اکنون رهبرانش را بسیار مؤثرتر پنهان میکند. حملات سال گذشتهٔ اسرائیل به پایگاههای موشکهای بالستیک ایران مانع از آن نشد که تهران پس از پایان جنگ، خطوط تولید را از سر بگیرد. و یک حملهٔ آمریکا — حتی اگر با دقت و با پرهیز از هدفگرفتن غیرنظامیان انجام شود — تبلیغات حکومت دربارهٔ «عموی سام» خائن و فریبکار را نیز تقویت خواهد کرد.
در برابر همهٔ اینها، مجموعهای دیگر از خطرات قرار دارد: خطر الگویی که در آن رئیسجمهور آمریکا معترضان را به خیابانها فرامیخواند و وعدهٔ کمک میدهد، اما سپس با بیعملی به آنها خیانت میکند؛ خطر از دستدادن فرصتی برای زمینگیرکردن دشمنی که آسیبپذیر، مردد و — علیرغم نمایش قدرت — در درون دچار شکاف است؛ خطر دادن زمان به آن برای بازیابی توانش، با آگاهی از اینکه پس از آن بار دیگر تهدیدی آشکار و فوری برای ایالات متحده و متحدانش خواهد بود.
و نکتهای دیگر: آیا واقعاً میخواهیم در جهانی زندگی کنیم که افرادی مانند محسنیاژهای، رئیس دستگاه قضایی، بتوانند با مصونیت کامل مردم را به وحشت بیندازند؟ آیا دههها تکرار شعار «هرگز دوباره» — در حالی که این سهشنبه سالگرد آزادسازی آشویتس است — هیچ درسی به ما نداده، جز صدور محکومیتهای تشریفاتی هنگامی که هزاران معترض به دست آینزاتسگروپنهای(*) عصر جدید به گلوله بسته میشوند؟
میدانم که در حال حاضر، آمریکاییهای متفکر بسیار بیش از هر چیز نگران قتل اوباشگونهٔ الکس پِرِتی در مینیاپولیس در روز شنبه و نیز تخریب شخصیت او پس از مرگ، از سوی مقامهای ارشد دولت هستند. همچنین میدانم که همان رئیسجمهوری که بهشکلی فاحش در شعلهورکردن اوضاع در مینهسوتا مقصر است، قهرمان بعیدی برای معترضان ایران به نظر میرسد.
اما اگر مرگ پرتی یک فاجعه است، در برابر قتل هزاران ایرانی چه باید گفت یا چه باید کرد؟ آیا آنها — چنانکه استالین شاید میگفت — صرفاً «یک آمار دیگر» هستند؟
——————
* «آینزاتسگروپن»ها، واحدهای پلیس ویژه امنیتی در حکومت نازیهای آلمان بود. این “واحدهای ویژه” از نظر ایدئولوژیک به خوبی آموزش دیده بودند و در اجرای ایدئولوژی نژادی نازیها و سیاستهای نسلکشی رژیم او نقش داشتند. آینزاتسگروپنها و به همراه سایر گروههای جنایتکار، به طور قابل توجهی در هولوکاست و نسلکشی سینتیها و روماها در آلمان و اروپا نقش داشتند.(ایران امروز)
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|