پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - Thursday 19 March 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 24.01.2026, 22:34

نخستین آموزش‌های خیزش زندگی


احمد پورمندی

۱- قطع امید از اصلاح‌طلبان پیش‌تر اتفاق افتاده بود؛ در خیزش زندگی و قتل‌عام جان‌به‌لب‌رسیدگان، گذار مسالمت‌آمیز به شبحی دوردست بدل شد و جامعه به سمت انتخاب‌های دیگر رانده شد.

۲- سران ج.ا. در قریب‌الوقوع بودن یک خیزش بزرگ تردیدی نداشتند و خود را برای مقابله با آن آماده کرده بودند. ارسال دستجات آموزش‌دیده به میان مردم برای تشدید خشونت و فراهم کردن توجیه سلاخی مردم، بخشی از برنامه حکومت بود که با موفقیت اجرا شد.

۳- حکومت در روایت‌سازی برای نسبت دادن خیزش مردم در ۱۱۰ شهر کشور به عوامل اسرائیل، با رسوایی بزرگی مواجه شده است. دستگاه‌های امنیتی که خود را قدرقدرت می‌دانستند، در این روایت‌سازی، سازمان‌هایی بی‌کفایت و ورشکسته معرفی می‌شوند که در شناسایی نفوذ «دشمن» به سراسر کشور، کاملاً ناتوان بودند. حکومت که هیچ سندی برای اثبات مدعای خویش در زمینه لشکرکشی اسرائیل ارائه نکرده است، در آینده نزدیک در مدیریت این رسوایی با دشواری‌های بزرگی روبرو خواهد شد.

۴- روزنه‌گشایان، پزشکیان و خاتمی که روایت خامنه‌ای را تکرار نموده و از «خنثی شدن یک توطئه بزرگ علیه امنیت ملی و یکپارچگی کشور» قدردانی کرده‌اند، عملاً به بخشی از جریان خون‌شویی در این فاجعه ملی بدل شده‌اند. جبهه اصلاحات هم با سکوتی بزدلانه به این مجموعه پیوسته است.

۵- قتل‌عام مردم بی‌پناه و بسته شدن همه روزنه‌ها، احتمال شکل‌گیری گروه‌های خودجوش جوانان برای اقدامات مسلحانه و انتقام از سرانگشتان رژیم را به شدت افزایش می‌دهد. باید امیدوار بود که نیروهای سیاسی خشونت‌طلب به سمت تشدید چنین اقداماتی سمت‌گیری نکنند.

۶- ترامپ به‌دنبال یافتن و مدیریت گزینه‌ای در درون نظام است که آماده توافق با او باشد. او اوضاع بعد از خیزش بزرگ مردم را در شرایط بحران شدید اقتصادی و محدود شدن امکانات منطقه‌ای رژیم، مناسب‌تر از هر زمان دیگر دیده و برای تشدید فشار، ناوهای جنگی خود را هم به منطقه گسیل کرده است.

۷- هدف ترامپ در مذاکره و معامله با رژیم، علاوه بر تأمین امنیت پایدار اسرائیل و تثبیت موقعیت آن به مثابه یکی از ژاندارم‌های منطقه از طریق تعطیل پروژه غنی‌سازی و محدود کردن برد موشک‌های ج.ا.، حصول اطمینان از آن است که ایران در خاورمیانه علیه منافع آمریکا و در کنار چین و روسیه قرار نخواهد گرفت و تأمین‌کننده نفت ارزان و نامحدود برای چین نخواهد شد.

۸- تحقق هر نوع توافقی با ترامپ در گروی بی‌اثر کردن کامل علی خامنه‌ای است. هر فرد یا تیم نظامی یا غیرنظامی که حاصل توافق اولیگارشی حاکم با ترامپ باشد، در شرایطی که فنرها زیر فشار بنیادگرایی بسیار فشرده شده‌اند، این شانس را خواهد داشت تا بر بستر لغو تحریم‌ها، با آزاد اعلام کردن حجاب، لغو فیلترینگ، اعلام آزادی در تجارت خارجی، تأمین آزادی‌های اجتماعی، حذف موانع سرمایه‌گذاری و افتتاح مجدد سفارت آمریکا، با مشت آهنین حکومت کند و یک جهش اقتصادی بزرگ را مدیریت نماید.

۹- در صورت عدم توافق با ترامپ و تداوم فشارها، مقاومت در درون حکومت هم به مقاومت مدنی مردم افزوده خواهد شد و فضا می‌تواند برای بازگشت شبح گذار خشونت‌پرهیز، سامان‌مند و جامعه‌محور به فضای سیاست ایران مساعد شود.

۱۰- هر رسوایی سیاسی حکومت و هر شکست و بی‌کفایتی این یا آن نیروی سیاسی اپوزیسیون، در عین حال شکستی برای «سیاست» به مفهوم عام آن است. ترکش شکست هر گروه سیاسی به همه اصابت خواهد کرد و در نهایت مردم را به هر چه سیاست و نیروی سیاسی است، بی‌اعتماد می‌کند. بی‌تدبیری پهلوی در مدیریت خیزش زندگی که به سرکوب خونین آن منجر شد، ضربه سختی به اعتماد مردم به سیاست وارد ساخت و ته‌مانده آن را هم بر باد داد. احیای این اعتماد بدون تجدیدنظر اساسی در مناسبات میان گروه‌ها و نحله‌های سیاسی گوناگون عملاً ممکن نخواهد بود. جمهوری‌خواهان و همه دموکرات‌های مشروطه‌خواه باید ضمن تداوم گفت‌وگوهای نقادانه و راهگشایانه، فضایی برای بازنگری عمیق و همگانی فراهم آورند که کل سیاست را در بر بگیرد و بر بستر آن، امکان یک تفاهم فراگیر، راهبردی، ایران‌محور و افق‌گشایانه فراهم آید.


نظر خوانندگان:


■ هنوز ابعاد کشتار رژیم و چگونگی وحشیانه آن کاملا مشخص نیست. اما شواهد دال بر بی‌رحمانه‌ترین کشتار جمعی در تاریخ معاصر جهان دارد، از نظر تعداد شهرها، بازه زمانی کوتاه، شرکت میلیونی مردم، کشتار کور دها هزار نفر، و شیوه های سادیستی و وحشیانه رژیم در انتقام از مردم. جمهوری اسلامی رکورد خود را شکست.
متاسفانه تمایل غالب در میان ایرانیان به خونخواهی بیشتر از هر چیز دیگر نزدیک است، و احتمال تمایل به سیاست کمتر از هر زمان دیگر است. اگر اتحاد نیروهای جنبش تا به حال یک ضرورت بود؟ امروز به یک امر حیاتی بود یا نبود مدنیت در آینده و سپهر سیاسی ایران تبدیل شده. فعالان و رهبران میدانی در بندند و چشم اندازی برای آزادی و فعالیت آنها نیست، بویژه اگر سیاست های ترامپ-پوتین جایی در آینده حکومت ایران داشته باشند.
برای همراه کردن و همکاری با پادشاهی خواهان باید کاری کرد کارستان. این توقعی است از جامعه روشنفکری مدرن ایران با بیش از یک قرن توشه فکری و تجربی.
موفق باشید، پیروز.


■ قسمت ۱۰ مقاله جناب پورمندی اهمیتی فوق العاده دارد و نشان از داشتن مسئولیت و وجود نقشه راه. حساب مشروطه خواهان و پادشاهی خواهان (از نوع حکومت کردن به جای سلطنت کردن) را باید از هم جدا کرد و تک روی و رهبر تراشی‌های تحمیلی را باید کنار گذاشت. ملت ایران عاصی از دست حکومت است و طبیعی ست که بخشی از آن هم به هر ریسمانی برای خلاصی از این وضع چنگ می‌زند. با جبهه‌ای فراگیر و برنامه‌ای که همه شهروندان را زیر چتری برای مقابله با حکومت اسلامی جمع کند، می‌توان افقی روشن را به ملت ایران در مبارزه شان برای گذار از این جهنم دینی و نظامی و مافیایی نشان داد. به تمام آن هایی که همیشه مردم را از سوریه شدن میهن می‌ترساندند و مماشات با رژیم و “مقبولیت” دادن به آن را تبلیغ میکردند دیگر باید ثابث شده باشد که چه کسانی حاضر به سوریه کردن ایران برای بقای خود می‌باشند. رژیم در تله گیر کرده و بسان ماری زخمیست، دود فرصت سوزی به چشم همه خواهد رفت. اگر این بار چشم فرهیختگان جامعه جهت ایجاد بدیلی کارآمد برای آینده کشورمان بسته بماند، بی شک آیندگان چنین کوری عمدی را نخواهند بخشید.
با درود سالاری


■ با احترام به همۀ جانباختگان جنبش انقلاب ملی ایران و تسلیت به همۀ ملت و خانواده جان باختگان، و ابراز نفرت از نیروهای سپاه بسیج و نیابتی‌ها و اصلاح طلبان همدست و هم سو با رژیم.
من هم با کلیات دیدگاه جناب پورمندی همسو هستم، و از اینکه اوپوزیسیون دموکرات جمهوری اسلامی ۴۷ سال زمان را از دست داد و نتوانست خود را برای گذار از این رژیم و چنین روزهایی آماده سازد بسیار متأسفم. اگر در بر همین پاشنه بگردد، گمان نمی‌کنم بازهم این اوپوزسیون سهم‌خواه بی‌عمل تکه پاره، بتواند کاری انجام دهد. امیدوارم اکنون به خود آییم و اگر هنوز فرصتی مانده است، خود را برای روزهای شاید بدتری که در راه است، آماده سازیم.
ما ایرانیان باید یک بار برای همیشه یاد بگیریم که تنها به دیگران برای کار گروهی و دموکراتیک فشار نیاوریم و آنها را متهم به تکروی نکنیم، بلکه خود ما هم باید فروتن و آماده همکاری با دیگران باشیم. دموکراسی و کار دموکراتیک این نیست که دیگران به ما بپیوندند و یا برای هر کاری که می‌خواهند بکنند بیایند از ما اجازه بگیرند. بلکه ما نیز باید از بهانه جویی پرهیز و با دیگران همکاری و به آنها کمک کنیم.
جناب پورمندی از «درسهای نخستین جنبش زندگی!» سخن گفته‌اند، در حالیکه شوربختانه امروز هنوز و پس از ۴۷ سال پس از انقلاب، هیچیک از گرایشهای اوپوزیسیون برنامه‌ای برای آینده ندارند، و همه گمان می‌کنیم که دیگران باید دست به هیچکار نزنند تا ما هم برسیم، اما از جای خود تکان نخوریم. ما میتوانیم و باید به دور از بهانه جویی کار دیگران را نقد علمی بکنیم اما تا هنگامی که خودمان دست به کاری مشخص و مؤثر نزده‌ایم آنها را متهم به تکروی نکنیم. تنها نخواهیم دیگران به ما پیوندند بلکه ما هم باید بزرگواری کنیم و دست همکاری به سوی دیگران دراز کنیم.
جناب پورمندی از «درسهای نخستین جنبش زندگی!!» سخن گفته‌اند، در حالی که ایرانیان در کمابیش ۱۲۰ سال گذشته ایرانیان دو انقلاب بزرگ، چند کودتا و چند جنبش بزرگ شکست خورده مانند جنبش سبز و جنبش مهسا و چند جنبش کور شکست خورده مانند جنبش ماجراجویانه جنگل و فدائیان و مجاهدین را از سر گذرانده‌اند که خود یک درس بزرگ منفی برای چند دهه از تاریخ سیاسی گیتی است. اینها نخستین درس نیستند بلکه یک دنیا تجربۀ سیاسی هستند. اما ما هنوز چشم به دهان این یا آن ژورنالیست غربی، مرده‌ای به نام هانا آرنت و مانند او هستیم، و دست کم از همین ۵۰ سال تجربۀ انقلاب هم در نگرفته‌ایم.
عاجزانه از همۀ نیروهای اوپوزیسیو ن خواهش میکنم به خود آیند و اگر کاری نمیکنند، از سر راه دیگران کنار برون. من به نوشتار جناب پورمندی ارج می‌نهم و امیدوارم پس از بیش از سد سال تجربه، در این روزهای به راستی حساس، دوستان دست به تجزیه تحلیل صادقانه و بی درباستی ، به بررسی این رویداد شوم چند روز گذشته بپردازند.
پیروز باشیم بهرام خراسانی ۷ بهمن ۱۴۰۴




نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net