پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴ - Thursday 22 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.01.2026, 8:12

با انقلاب بازی نکنید

گذار دموکراتیک بدون بدیل ناممکن است


کاظم عملداری

گذار دموکراتیک بدون بدیل سیاسی روشن، ائتلاف ملی و سازمان‌یافتگی مسئولانه ممکن نیست. قیام برای آزادی، اگر قرار است به نتیجه‌ای پایدار برسد، سیاست‌ورزی می‌خواهد، نه قمار با جان مردم. تجربهٔ معاصر ایران بارها درستی آن را تأیید کرده است.

فردریک انگلس می‌نویسد قیام «هنری است همچون جنگ»؛ یعنی کنشی پیچیده که بدون سازمان، رهبری جمعی، برنامه و بدیل سیاسی، نه‌تنها به رهایی منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند به فاجعه بیانجامد.

۱۳۵۷: پیروزی قیام، شکست سیاست
انقلاب ۵۷ نمونهٔ کلاسیک قیام و انقلابی است که پیروز شد، اما فاقد بدیل دموکراتیک بود. جامعه علیه استبداد سلطنتی شورید، اما اپوزیسیون سکولار و دموکرات نه سازمان داشت، نه ائتلاف، و نه نقشه‌ای روشن برای حکمرانی پس از سقوط. خلأ قدرت به‌سرعت توسط روحانیت با هزاران اماکن مذهبی، مناسک و ُمبلِغ پر شد که از تشکیلات، ایدئولوژی و رهبری منسجم برخوردار بود. نتیجه روشن بود: سقوط یک دیکتاتوری و تأسیس دیکتاتوری‌ای عمیق‌‌تر و همه جانبه‌تر.

۱۳۸۸: جنبش بزرگ، بن‌بست ساختاری
جنبش سبز با مشارکت میلیونی و مطالبات مدنی مشخص شکل گرفت، اما آگاهانه از ورود به فاز قیام و درگیری مستقیم با ساختار قدرت پرهیز کرد. این رویکرد از یک‌سو هزینهٔ انسانی را کاهش داد، اما از سوی دیگر نشان داد که بدون سازمان فراگیر و بدیل قدرت، حتی جنبش‌های بزرگ نیز در برابر ماشین سرکوب به بن‌بست می‌رسند. درس ۸۸ روشن بود: اخلاق اعتراض مهم است، اما گذار سیاسی بدون ابزار قدرت ناتمام می‌ماند.

۱۳۹۶: خشم بی‌افق
اعتراضات دی‌ماه ۹۶ فوران خشم اقتصادی و اجتماعی بود؛ گسترده، خودجوش و بی‌رهبر. اما نبود سازمان و افق سیاسی مشترک، این اعتراضات را به حرکت‌هایی پراکنده بدل کرد که سرکوب شدند بی‌آن‌که چشم‌اندازی برای گذار ایجاد کنند. شورش بی‌سازمان، در نهایت به سود استبداد حاکم تمام می‌شود.

۱۳۹۸: آبان خونین و مسئولیت سیاست
آبان ۹۸ نقطه‌ای بود که حکومت اعتراض را با کشتاری کم‌سابقه پاسخ داد. جامعه به خیابان آمد، اما نه رهبری جمعی وجود داشت، نه بدیل سیاسی، و نه توان حفاظت از معترضان. در اینجا هشدار بُعدی اخلاقی–سیاسی می‌یابد: فراخوان به خیابان بدون آمادگی سیاسی، می‌تواند به بهای جان مردم تمام شود. رادیکالیسم مسئول با تحریک هیجانی تفاوت دارد.

۱۴۰۱: مهسا/ژینا؛ روایت رهایی و خطر تکرار
جنبش مهسا/ژینا عمیق‌ترین جنبش فرهنگی–سیاسی چهار دههٔ اخیر بود که با شعاری فراگیر: زن، زندگی، آزادی به یک پاردایم شیفت، یعنی قطع امید از اصلاح رژیم رسید. این جنبش از مشروعیت اخلاقی گسترده‌ای برخوردار بود، اما شکاف دیرینه همچنان باقی ماند: بدیل حکومتی شفاف و ائتلاف ملی سازمان‌یافته شکل نگرفت. هم‌زمان، تزریق امیدهای کاذب — از «سقوط قریب‌الوقوع» تا انتظار مداخلهٔ خارجی یا ظهور منجی — ریسک تکرار چرخهٔ پرهزینه را افزایش داد.

دی‌ماه ۱۴۰۴؛ بدون بدیل، قیام راه آزادی نیست
اعتراضات خیابانی و خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد که شجاعت مردم جایگزین سیاست نمی‌شود. جامعه‌ای که زیر سرکوب عریان زندگی می‌کند، با هر فشار تازه مستعد انفجار است؛ اما فوران خشم بدون راهبرد، سازمان و بدیل سیاسی الزاماً به آزادی نمی‌انجامد.

«هنر سیاست» در چنین شرایطی به‌معنای انفعال نیست، بلکه کنش مسئولانه است: پیوند خیابان با ائتلاف ملی، سازمان‌یافتگی پایدار و نقشهٔ راه روشن برای گذار.

جمع بندی:
درس مشترک این تجربه‌ها روشن است: جامعهٔ ایران بارها آمادهٔ اعتراض بوده است؛ اما هرجا بدیل دموکراتیک، سازمان و نقشهٔ راه غایب بوده، یا استبداد بازتولید شده است (۱۳۵۷)، یا اعتراض‌ها با  هزینه‌های سنگین انسانی سرکوب شده‌اند.

پیام برای امروز روشن است:
- پیش از فراخوان قیام، بدیل حکومتی و ائتلاف ملی بسازیم.
- خشم اجتماعی را به گذار برنامه‌مند پیوند بزنیم.
- و رادیکالیسم را با مسئولیت سیاسی تعریف کنیم، نه با هیجان و وعده های غیر واقعی.

قیام اگر قرار است به آزادی بینجامد، باید ادامه هنر سیاست‌ورزی باشد؛ نه قمار با جان مردم.


نظر خوانندگان:


■ آقای علمداری با سلام
در انقلاب ۵۷ بنده که جوانی ۱۵ ساله بودم مستقیما شرکت داشتم. ولی نمیدونم این اپوزیسیون سکولار و دموکراتی که شما ازش صحبت می‌کنید که و کجا بود. تا انجایی که من یادم میاد از طرفی اسلامیون بودند که از اول رهبری و هدایت اعتراضات را در دست داشتند و در کنارشون چپی‌ها و چپ‌گراها بودند که مثل اسلامیون از دموکراسی وحشت و تنفر داشتند به عنوان محصول غرب و غرب زده‌ها. این جنابان که تنفر از شاه کورشان کرده بود دنبال اسلامیست‌ها راه افتادند و همچه فاجعه‌ای را رقم زدند. ان خلا قدرت بعد از انقلاب هم که تذکر دادید در اصل مدت زمانی بود که اسلامیست‌ها احتیاج داشتند تا به کمک حزب توده و بعدا فداییان اگثریت (که بنده متاسفانه مدتی دنباله‌روشان بودم) حکومت وحشت و شکنجه را بنیاد کنند. من بسیار بیمناک و متاسفم که در کشورهای اروپایی هم این روند رو مشاهده می‌کنم یعنی اتحاد طیف های زیادی از چپ ها واسلامیست‌ها برای نابودی دمکراسی. امیدوارم که دمکراتها با اتحاد بتوانند مانع این موضوع شوند.
با احترام فرزاد


 



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net