دوشنبه ۲۹ دي ۱۴۰۴ - Monday 19 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 19.01.2026, 1:00

رسانه و نهاد؛ دو ستون گذار دموکراتیک


سلمان گرگانی

مطالعات گذار از اقتدارگرایی نشان می‌دهد که موفقیت جنبش‌های دموکراتیک بیش از هر عامل دیگری به وجود سه مؤلفه وابسته است: نهادمندیِ اپوزیسیون، استقلال حوزه‌ی عمومی و پرهیز از شخصی‌سازی رهبری.

بسیج اجتماعی بدون سازوکارهای پایدارِ تصمیم‌گیری، به دشواری می‌تواند به نظمی دموکراتیک منتهی شود و غالباً یا به فرسایش جنبش می‌انجامد یا به بازتولید اشکال تازه‌ای از اقتدارگرایی.

در همین راستا، نقش رسانه‌ها را نه صرفاً به‌عنوان ابزار افشاگری، بلکه به‌مثابه سازندگان «حوزه‌ی عمومی» تعریف باید نمود؛ عرصه‌ای که در آن حقیقت باید بر مصلحت جناحی تقدم یابد.

هنگامی که رسانه‌ها به بازیگران مستقیم رقابت قدرت تبدیل می‌شوند، مرز میان اطلاع‌رسانی و تبلیغ فرو می‌ریزد و اعتماد اجتماعی به‌عنوان سرمایه‌ی اصلی هر گذار دموکراتیک تضعیف می‌شود.

از سوی دیگر، ادبیات مربوط به پوپولیسم رهبری هشدار می‌دهد که تمرکز بر چهره‌های نمادین، اگر با نهادسازی همراه نباشد، منازعه‌ی سیاسی را از سطح «رژیم وجامعه» به سطح «رقابت اشخاص» تقلیل می‌دهد؛ وضعیتی که برای حکومت‌های اقتدارگرا مطلوب است، زیرا امکان ریزش درونی را کاهش داده و سرکوب را مشروع جلوه می‌دهد. بر این مبنا، تحلیل وضعیت کنونی ایران مستلزم توجه هم‌زمان به سه سطح است: کارکرد رسانه‌ها، راهبردهای اپوزیسیون و نسبت میان سرمایه‌ی نمادین و ظرفیت نهادی.

سرکوب گسترده‌ی اعتراضات اخیر ایران نه‌تنها جامعه را در وضعیت شوک و ناامیدی فرو برده، بلکه پرسش‌های بنیادینی درباره‌ی راهبردهای اپوزیسیون و نقش رسانه‌های برون‌مرزی برانگیخته است.

اگرچه رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی در شکستن انحصار خبری حکومت و مستندسازی خشونت‌ها موفقیت‌هایی داشته‌اند، اما فاصله‌گرفتن از استانداردهای صداقت و شفافیتِ فراگروهی، آن‌ها را به «رسانه‌های جنبشی» نزدیک کرده و کارکرد حوزه‌ی عمومی را تضعیف کرده است. انتقال تمرکز از شکاف «رژیم وجامعه» به «رقابت چهره‌ها» به شخصی‌سازی منازعه یاری رسانده و امکان شکل‌گیری ائتلافی نهادمند را محدود ساخته است. در این بستر، نقش رضا پهلوی به‌عنوان سرمایه‌ای نمادین تنها زمانی می‌تواند سازنده باشد که به نهادسازی و سازمان اجتماعی ترجمه شود؛ در غیر این صورت، تداوم وضعیت کنونی به تعلیق و فرسایش جنبش خواهد انجامید.

تجربه‌ی پس از سرکوب اخیر نشان می‌دهد که بحران کنونی صرفاً محصول خشونت دولتی نیست، بلکه با کاستی‌های ساختاری در سپهر رسانه‌ای و راهبردهای اپوزیسیون پیوندی عمیق دارد. رسانه‌های غیرحکومتی، مادامی که مرز میان اطلاع‌رسانی و کنشگری جناحی را روشن نسازند، نمی‌توانند نقش حوزه‌ی عمومیِ مستقل را ایفا کنند و ناخواسته در منطق تبلیغاتی قدرت بازتولید می‌شوند. همچنین شخصی‌سازی رهبری، بدون اتکا به نهادهای پایدار، ظرفیت‌های اجتماعی را به سرمایه‌ای شکننده بدل می‌کند.

از این رو، گذار دموکراتیک در ایران مستلزم سه تغییر هم‌زمان است: بازگشت رسانه‌ها به استانداردهای شفافیت و پاسخگویی؛ تقدم نهاد بر فرد در راهبردهای اپوزیسیون؛ و بازتعریف واقعی (نه صرفاً تاکتیکی) نقش چهره‌های نمادین به‌عنوان تسهیل‌گران فرایند ملی، نه مدعیان قدرت.

در غیاب چنین تحولاتی، جنبش در چرخه‌ای از تعلیق پرهزینه باقی خواهد ماند؛ وضعیتی که بیش از هر چیز به تداوم و بازتولید ساختار اقتدارگرا یاری می‌رساند.

۲۸ دی ۱۴۰۴



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net