|
يكشنبه ۲۱ دي ۱۴۰۴ -
Sunday 11 January 2026
|
ايران امروز |
با تسلیت به داغداران جانباختگان جنبش ۱۴۰۴
پیشینه:
از آغاز در ایران واژه جمهوریخواهی از جمله به مفهوم بدیلی در برابر نظام پادشاهی بکار برده شده است که میتواند از ویژگی های جمهوریت و جمهوری خواهی مدرن بدور باشد.
از اینروی، جمهوری خواهی عموما ” بیش از آنکه مفهومی ایجابی و در راستای ایجا یک نظام دموکراتیک باشد، مفهومی سلبی بود که صرفا در پی محو نظام سلطنتی به عنوان نماد استبداد مطلقه بوده است.”[۱]
با اینحال، بنا به روایتی “جمهوریخواهی عرفی یک جریان ریشهدار با سابقه پر فرازونشیب ۱۷۰ ساله در ایران است که نسب آن به تلاش جمعی از سیاست ورزان پایتخت بعد از مرگ محمد شاه قاجار بر میگردد که با الهام از جمهوری فرانسه از صدرالممالک اردبیلی دعوت کردند تا با پذیرش ریاست جمهوری به حیات سلطنت در ایران پایان دهد؛ هرچند او این پیشنهاد را نپذیرفت”[۲]
برپایه روایتی دیگر نخستین اشاره به جمهوریت در سفرنامه میرزا صالح شیرازی نمایان گردید که دولت برخاسته از انقلاب فرانسه را “دولت بدون پادشاه”[۳] نامید.
با گسترش روابط ایرانیان با غرب در نیمه دوم دوره سلسله قاجار، مفاهیم تازهای از جمله جمهوریخواهی از راه سفرنامهها و بازگشت دانشجویان به وطن، وارد ادبیات و فرهنگ ایرانیان شد که با اتهام بیدینی از سوی دینسالاران روبرو میشد.
چنین پیداست که در آن دوره هر نوع گرایش جمهوریخواهانه به سبب مخالفت با سلطنت که مشروعیتاش را از متولیان دین میگرفت، بیدینی و پایبند نبودن به ارزشهای دینی سنجیده و دگراندیشان با اتهاماتی چون دینستیز روبرو میشدند. با این وجود برخی از نخبگان در پی ایجاد نظام جمهوری بودند تا از راه آن “امورات دولتی را منوط به مصلحت دید جمعی”[۴] نمایند.
برای اولین بار، جدیترین تلاش برای ایجاد نظام جمهوری در کشور در دوران قاجار در زمان وزارت سردار سپه روی داد.
پیش از هر چیز باید گفت با وجودی که بسیاری از اقدامات تجددگرایانه رضا شاه از جمله محدود کردن دخالت روحانیون در نظام قضایی و آموزشی کشور با ویژگیهای جمهوریهای مدرن همخوانی داشت اما انگیزه رضا خان در “نمایش” جمهوریخواهیاش بیشتر از هدف وی در پایان دادن به دوران پادشاهی غیرمحبوب قاجار و رسیدن به قدرت فراگیر ناشی میشد.
سیروس غنی, انگیزه سردار سپه را در جمهوریخواهی چنین میسنجد: “در درجه نخست رئیس جمهوری و احراز برترین مقام کشور کاملا با روند صعود سیاسی وی میخواند چهبسا آن هنگام تصور میکرد که با اصل نصب حقیرش نمیتواند شاه بشود.”[۵]
بررسی روند ناکامی جهموریخواهی در زمان سردار سپه از دایره این نوشته خارج است. اما میتوان گفت که مخالفت روحانیون قدرتمندی همچون حسن مدرس و چند روحانی در قم با ایجاد جمهوری در ایران که میتوانست “بیضه اسلام” را مورد تهدید قرار دهد، رضا خان به شرط پایان یافتن سلسله قاجار، از خواست خود دست کشید و از راه اعلامیهای از مردم و هوادارنش خواست جمهوری را به فراموشی سپارند.
به باور ناصر رحیمخانی در پی انصراف رضا خان از تاسیس جمهوری “... اندیشیدن و نوشتن و گفتگوی روزنامهنگاران، نویسندگان... در عرصه باز و آزاد مطبوعات و جمعیتها و اجتماعات خاموشی گرفت.. مباحثه سیاسی آشکار موافقین و مخالفین، به محافل کوچک رانده شد...”[۶]
در برابر، در صورت تحقق این امر، مشروعیتبخشی به نظام پادشاهی از سوی روحانیت شیعه میتوانست پایان یابد زیرا مشروعیت رئیس جمهور در صورت برگزاری انتخاباتهای آزاد از راه صندوق رأی تامین میگردید.
در جنبش ملی شدن نفت و در فاصله بین ۲۵ و ۲۸ مرداد، که شاه کشور را ترک کرد، دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه مصدق، خواستار انحلال سلطنت و تشکیل نظام جمهوری مشابه نظام سیاسی فرانسه شد و سرانجام جان بر سر این موضعگیری نهاد. او از این رو به «شهید جمهوریخواهی» ایران مشهور است.
چند دهه بعد جمهوریت ابزاری برای برکندن نظام پادشاهی و برقراری استبداد دینی مطرح گردید. خمینی در پاریس با رویکرد “خدعه”آمیزش[۷] عبای لیبرال بر دوش انداخت و کوشید این بسته سربسته نظام مورد نظرش را که هیچکس محتوایش را نمیدانست بهنام “آزادی و استقلال” بهخورد مردم و بویژه روشنفکران متوهم از جمله نگارنده بفروشد. از وی پرسیده شد منضور شما از جهموری چیست؟ او پاسخ داد “همین فرانسه”!
به باور علی افشاری “نقطه اختتام این روایت [جمهوری خواهی] تشکیل جمهوری اسلامی به عنوان فرجام تلاشهای انقلابی بر علیه حکومت شاهنشاهی پهلوی دوم است. اگرچه جمهوری اسلامی شکل نامتعارف و ناقصی از جمهوری است اما عملاً در ذهنیت جامعه و دنیا به عنوان نوعی جمهوری جا افتاده است. البته واقعیت امر این است که جمهوری اسلامی جمهور ناجمهور بوده و مناسبات آمرانه در قدرت را در شکل خلافت به قرائت شیعی بازسازی کرده است.”[۸]
گروهها و سازمانهای جمهوریخواه
پس از سرکوب دگراندیشان در رژیم بنیادگرای اسلامی شیعهمحور، و مهاجرت نیروهای چپ و ملیگرا به خارج کشور و استقرار در کشورهای دمکراتیک اروپا، به تدریج سازمانهای جمهوریخواه با گرایشهای ایده ئولوژیک گوناگون شکل گرفت. خمینی “جمهوریخواه” تنها به خاطر دشمنیاش با رژیم استبدادی شاه از پشتیبانی نیروهای چپ و ملیگرا برخوردار شد. این امر درک محدود این نیروها از نظام جمهوری، و نا آگاهیشان نسبت به ویژگیهای جمهوریت مدرن را نمایان میساخت.
دههها زندگی در کشورهای دمکراتیک و در پی آن دوری از ایدئولوژیزدگی، این فرصت را برای افراد و سازمانهای مخالفت استبداد دینی رانده شده از کشور فراهم ساخت که ویژگیهای اصلی جمهوریت و جمهوریخواهی از جمله پایبندی به دمکراسی، حقوق بشر، جدایی دین از دولت، پشتیبانی از حقوق زن و مرد و حفاظت از محیط زیست را در گفتار و برنامه هایشان بپذیرند.
در سال ۱۴۰۱، جنبش “زن زندگی آزادی” پنج سازمان جمهوریخواه را برآن داشت که در یک ائتلاف به نام “همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ایران”، دیدگاههایشان را با هموطنان ایرانی به اشتراک گذارند.
در بیانیه هیات سیاسی-اجرایی این ائتلاف از جمله آمده است: “جنبش “زن، زندگی، آزادی” شرایط را برای همگامی نیروهائی که هدف شان تغییرات ساختاری، تامين آزادی و استقرار دموکراسی است، مساعد ساخته است. این وضعیت فرصت مناسبی برای جمهوری خواهان دموکرات و سکولار است تا با معرفی برنامۀ خود برای استقرار دموکراسی و حاکميت مردم در ایران فعال شوند.”[۹]
هدف از این همگامی از جمله “اقدامی در جهت ایجاد، گسترش و تحکيم یک ثقل جمهوریخواهی در صحنۀ سیاسی ایران..” اعلان شده است.
واکاوی برنامههای این تشکل از دایره این نوشته خارج است. اما بررسی پیآمدهای فرصتسوزیهای اپوزیسیون جمهوریخواه که در جنبش گسترده ۱۴۰۴ نمایان شده از اهمیت شایان توجهی برخوردار است.
- در واقعیت امر با وجودی که همگامی هدفش را “تحکیم یک ثقل جمهوریخواهی در صحنه سیاسی ایران” اعلام کرده اما فراز پررنگ “پهلویخواهی” نشان میدهد که این تشکل که در طی سالهای پسا جنبش “زن زندگی ازادی” بیشتر به انتشار بیانیههای کلیشهای و تشکیل گردهمآییها بسنده کرده، در مطرح کردن بدیل “بالقوه جمهوریخواهی” با ناکامی روبروه شده است. این در حالی است که برپایه نظر سنجی موسسه گمان در سال ۱۳۰۳، ۲۶٪ پاسخ گویان از جمهوریخواهی و ۱۵٪ از فدرالیسم پشتیبانی کردهاند. پادشاهی خواهان تنها از پشتیبانی ۲۲٪ برخوردار بودهاند.
پهلویخواهان به درستی میگویند رهبر ما رضا پهلوی است. رهبر شما چه کسی است؟
کمبود رهبری و یا حتی یک “سخنگو” راه را برای تمامیتخواهی پهلویخواهان گشوده است. البته اگر بخواهیم منصفانه برخورد کنیم، رسانههایی همچون “ایران اینترنشنال” نیز که بطور غیرحرفهای به انتشار اخبار جنبش ۱۴۰۴ میپردازند، اپوزیسیون جمهوریخواه و کرد را از راه بایکوت خبری به حاشیه راندهاند.
کمکاری و یا بیتوجهی دیگر همگامی نسبت به مسئله اتنیکها، مواضع تمامیتخواهان را تقویت کرده است. بدیل تمامیتخواه با تاکید همهجانبه بر ” تمامیت ارضی” و نه یک “تمامیت ارضی دمکراتیک” اصل را برین گذاشته است که اتنیکها در فکر تجزیهطلبیاند!
همگامی نیز در بیانیهاش راه حل رفع تبعیض علیه اتنیکها را در “توزیع متوازن قدرت از طریق واگذاری امور محلی از سطح روستا تا استان به نهادها و مسئولان منتخب مردم و مبتنی بر تساوی حقوق شهروندی و کاهش فاصلهٔ سطح زندگی پیرامون با مرکز” جستجو میکند امری که هم اکنون از راه قوانین شوراهای استانی و شهری البته برپایه قوانین شرعی جمهوری جهل و جنایت در حال اجراست و تا خواستههای به حق اتنیکها از جمله “فدرالیسم” فاصله بسیار دارد. به نظر میرسد این شکاف برنامهای امکان همکاری مستقیم احزاب فدرالیست با همگامی را در حال حاضر نا ممکن ساخته است.
مسئله دیگر آموزش به زبان مادری است که روانشناسان تحقق آن را در پرورش فکری کودکان و تقویت احساس تعلق به کشور محل سکونتشان اساسی به شمار میآورند. همگامی تنها بر “ترویج آزادانه و شکوفائی تمامی زبانهای رایج”[۱۰] تاکید کرده است.
گذار از جمهوری اسلامی و تشکیل نظامی دمکراتیک و سکولار تنها از راه همکاری برابر و مشارکت تمام نیروهای مخالف در برگیرنده نمایندگان اتنیکها و نه تنها در قامت یک فرد امکانپذیر خواهد شد. تمامیتخواهی و انحصارطلبی یک گروه و یا تنها انتشار بیانیههای کلیشهای از سوی گروه دیگر به تحقق گذار دمکراتیک نمیانجامد و خامنهای و سپاه همچنان به سرکوب و غارت منابع کشور ادامه خواهند داد.
دیماه ۱۳۰۴
mrowghani.com
——————————
[۱] - محسن مدیر شانه چی و حسین شریعتی، برداشت های گوناگون از مفهوم جمهوریت در تاریخ جمهوی خواهی ایران، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوروه ۴۶، شماره ۳، پاییز ۱۳۹۵، ص ۷۲۷-۷۴۰
[۲] - علی افشاری، گامی جدید برای ایجاد قطب قدرتمند جمهوری خواهی در سیاست ایران، دویچه وله، دیماه ۱۳۹۷
[۳] - برداشت های گوناگون، ص. ۷۲۹
[۴] - همان
[۵] - ناصر رحیم خانی، جمهوری خواهی در ایران، نشر باران، سوئد، ۲۰۰۴، ص. ۷۱
[۶] - همان جا
[۷] - https://www.youtube.com/watch?v=KXfmF6sOq0Y
[۸] - علی افشاری، پیشینه ۱۷۰ سال جمهوری عرفی در ایران، رادیو فردا، ۱۴ آذر ۱۳۹۷
[۹] - در باره ما، همگامی https://hamgami.org/?page_id=31
[۱۰] - همان
■ در حقیقت، سلطنتطلبی و مرکزگرایی افراطیِ همزاد و همراهِ آن، هرگونه همکاری میان جمهوریخواهان و فدرالیستها را ـ که جمعاً طبق آمار منقولِ فوق از نظرسنجی مؤسسه «گمان» بهعنوان آلترناتیو، دو برابرِ سلطنتطلبی طرفدار دارند ـ پرهزینه میکند. در اصل، در شرایط ایران اختلافی ذاتی میان فدرالیسم و جمهوریخواهی وجود ندارد؛ چرا که هنوز نوعی از پادشاهیِ فدرالیستی متولد نشده است.
با توجه به مشخصات جامعه، «فدرالیسم» در ایران در بهترین حالت بهمعنای فاصله گرفتن از مرکزگرایی است. نقطهی گرهیِ بحث، حول نقش زبانهای غیرفارسی در نظام تحصیلی میچرخد؛ موضوعی که دارای جنبهای مهم و کارشناسی است و میتواند راهحلی عملی و متعادل ارائه دهد که همهی طرفین با آن رضایت داشته باشند (حتی سلطنتطلبان منصف و منطقی).
دادن نقشی به زبانهای غیرفارسی در سیستم تحصیلی ـ در حد توان علمی و ظرفیتِ نظام آموزشی ـ بدون آنکه به افت کیفیت تحصیلی منجر شود و بدون اقدامات ماجراجویانه و مخرب، بهراحتی میتواند محل اجماع باشد. حدود بیست سال پیش، آقای مهرزاد بروجردی در مقالهای در مجله «کیان» نوشت: «آیا تاکنون آذربایجانیها در مجمعی فرصت طرح خواست خود را داشتهاند؟» (نقل به مضمون).
این مسئلهی بهظاهر غامضِ نقش زبانهای آموزشی در یک نظام تحصیلی ایدهآل و مدرن، هرگز و در هیچ مجمع سیاسی ایرانی بهطور جدی مورد بحث قرار نگرفته است. معمولاً هر طرف از پشت سنگر خود، طرف مقابل را مخاطب قرار داده، بیآنکه وارد گفتوگوی مستقیم و تابوزدایی واقعی پیرامون این موضوع شود.
استراتژی سلطنتطلبان، تابوسازی از مسئلهی نقش زبانهای مادریِ غیرفارسی در نظام تحصیلی آینده است تا ـ اگر آمار فوق از مؤسسه «گمان» را ملاک قرار دهیم ـ آن ۱۵ درصد فدرالیست و آن ۲۶ درصد جمهوریخواه، به یک آلترناتیو ۴۱ درصدی (یعنی دو برابرِ آلترناتیو سلطنت) تبدیل نشوند.
علیرضا اردبیلی
■ جناب روغنی گرامی شما تلنگر که هیچ، پتک هم بر سر بعضی از این گروههای خود به خواب زده جمهوری خواه بزنید، از بیدار شدن سرباز میزنند. مثلا نگاه کنید به بیانیه اخیر ائتلاف همگامی برای یک جمهوری سکولار و دموکرات درایران: “ما نقض حاکمیت ملی ونزوئلا را محکوم میکنیم”. بعد از یک هفته از دخالت آمریکا و دستگیری مادورو و درست بعد از تهدید حکومت اسلامی توسط ترامپ این اعلامیه را انتشار دادند که نشان دهنده جایگاه سیاسیشان که همان “جبهه ضد امریالیستی” است، میباشد. اما در رابطه با تکرار هر روزه جنایت در اوکراین توسط پوتین ککشان هم نمیگزد. دیگر اینکه وارد کردن نوع نظام سیاسی و کشور داری، ایجاد جبهه ای جهت گذار از نکبت اسلامی را با مشکل روبرو میکند. باید جریانات و شخصییتهای اثر گذار دمکرات با وجود اختلاف نظر و راه و روش، روی حداقلهایی توافق کنند تا نماینده و صدای تمام مردم برای گذر از این جهنم در ایران باشند.
با احترام سالاری
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|