جمعه ۱۹ دي ۱۴۰۴ - Friday 9 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 09.01.2026, 0:00

رهبری نمادین و لحظه‌ی گذار


سلمان گرگانی

جنبش اعتراضی کنونی در ایران وارد مرحله‌ای بحرانی و تعیین‌کننده شده است که به احتمال زیاد در آینده‌ی نزدیک به تکوین یک شکاف سیاسیِ ساختاری، سخت و عملاً برگشت‌ناپذیر منجر خواهد شد. این شکاف را می‌توان به مثابه‌ی «دیوار»ی سیاسی میان دو اردوگاه متخاصم صورت‌بندی کرد: از یک‌سو نیروهای مدافع تداوم جمهوری اسلامی و از سوی دیگر نیروهای خواهان گذار از نظم موجود و برچیدن آن. با استقرار چنین دوگانگی‌ای، امکان جابه‌جایی سیاسی معنادار میان این دو سوی منازعه به‌شدت کاهش یافته و هر یک از طرفین وارد وضعیتی می‌شوند که در نظریه‌های گذار سیاسی از آن به‌عنوان «نقطه‌ی بی‌بازگشت» یاد می‌شود. در این وضعیت، میزان هزینه‌های انسانی، اجتماعی و اقتصادی تحمیل‌شده بر جامعه، تابع مستقیمی از مدت و شدت مقاومت ساختار قدرتِ در حال افول خواهد بود.

در چنین شرایطی، مسئله‌ی رهبری نمادین و سرمایه‌ی مشروعیت بین‌المللی به متغیری راهبردی بدل می‌شود. رضا پهلوی، به‌واسطه‌ی شناخته‌شدگی جهانی و پیوند نمادین با دولت سرنگون‌شده‌ی پیشین، از سطحی از سرمایه‌ی نمادین، دیپلماتیک و رسانه‌ای برخوردار است که بالقوه می‌تواند توازن نیروها را در میدان منازعه به‌طور معناداری تغییر دهد. حضور فیزیکی او در ایران — فارغ از جایگاه حقوقی یا سیاسی‌اش — می‌تواند سهم قابل‌توجهی از «قشر خاکستری» را به سوی جنبش اعتراضی بسیج کند، انسجام اپوزیسیون را افزایش دهد و در نتیجه، هم زمان و هم هزینه‌ی مقاومت ساختار حاکم را کاهش دهد.

از منظر محاسبات عقلانی حکومت نیز، نحوه‌ی مواجهه با شخصیتی در سطح نمادین و بین‌المللی رضا پهلوی تفاوتی کیفی با برخورد با سایر کنشگران اپوزیسیون دارد. هزینه‌های سیاسی، دیپلماتیک و مشروعیتیِ حذف فیزیکی او چنان بالاست که رژیم به گزینه‌های کم‌هزینه‌تری چون بازداشت یا محدودسازی سوق خواهد داد. چنین کنشی، در عین حال، می‌تواند آثار روانی و سیاسی مهمی در جامعه و در درون حاکمیت ایجاد کند و روند ریزش نیروها — از سطوح پایین تا نخبگان سیاسی و اقتصادی — را تسریع نماید.

در این چارچوب، بازگشت رضا پهلوی به ایران در مقطعی که شهروندان عادی در معرض سرکوب خشونت‌بار ایستادگی می‌کنند، صرفاً یک کنش نمادین نیست، بلکه مداخله‌ای راهبردی در معادله‌ی گذار سیاسی محسوب می‌شود. تمایز او و فرح پهلوی با دیگر چهره‌های اپوزیسیون دقیقاً در همین سطح از «مصونیت نسبی نمادین» و هزینه‌های بالای بین‌المللی برای حکومت نهفته است؛ عاملی که می‌تواند به‌طور مستقیم بر رفتار رژیم و بر مسیر کلی منازعه تأثیر بگذارد.

از منظر نظریه‌های رهبری سیاسی، اگر کنشگری چون رضا پهلوی از جامعه انتظار شجاعت، فداکاری و پذیرش هزینه دارد، منطق رهبری ایجاب می‌کند که خود او در این لحظه‌ی تاریخی پیشگامِ تجلی این فضایل باشد. در شرایط انقلابی و گذار، مشروعیت رهبری کمتر از طریق گفتار و بیانیه و بیشتر از رهگذر کنش‌های پرمخاطره و مشارکت مستقیم در سرنوشت جمعی ساخته می‌شود.

در نهایت، آن‌چه این چارچوب تحلیلی را به آزمونی واقعی برای رهبری بدل می‌کند، نه ظرفیت‌های نمادین یا سرمایه‌ی بین‌المللی رضا پهلوی، بلکه آمادگی او برای تبدیل این سرمایه‌ها به کنش پرهزینه و مخاطره‌آمیز است. پرسش محوری این است: آیا او حاضر است در لحظه‌ای که جامعه‌ی ایران در معرض بیشترین سطح خشونت دولتی قرار دارد، خود نیز همان سطح از خطر را بپذیرد و در کنار مردمش بایستد؟ یا ترجیح خواهد داد نقش رهبری را از بیرون مرزها و در سطحی کم‌هزینه‌تر ایفا کند؟ پاسخ به این پرسش نه‌تنها سرنوشت جایگاه سیاسی او، بلکه کیفیت اخلاقی و کارآمدی راهبردیِ نقش او در فرآیند گذار را نیز تعیین خواهد کرد.

گذار سیاسی در ایران، بیش از هر زمان دیگری، به مسئله‌ی زمان‌بندی، نمادپردازی و کنش رهبری گره خورده است. در شرایطی که جامعه هزینه‌های سنگینی می‌پردازد، حضور یا غیبت کنشگران دارای سرمایه‌ی نمادین می‌تواند تفاوت میان یک گذار کم‌هزینه و یک فروپاشی پرخشونت را رقم بزند. رضا پهلوی، به‌واسطه‌ی جایگاه ویژه‌اش، در موقعیتی قرار دارد که انتخاب او — میان مخاطره‌پذیری و احتیاط، میان حضور و فاصله — نه فقط سرنوشت سیاسی خودش، بلکه مسیر کلی منازعه‌ی ایران را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

۱۸-دی ۱۴۰۴
سلمان گرگانی



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net