|
دوشنبه ۱۵ دي ۱۴۰۴ -
Monday 5 January 2026
|
ايران امروز |
![]() |
آنچه در ونزوئلا از منظر سیاست واقعگرا یا رئال پالیتیک رخ داد، اگرچه غیرمنتظره نبود، اما از منظر قانون و حقوق بینالملل ننگین بود. آری، مادورو خودکامه بود، لیک کودتای نظامی عریان آمریکا، آن هم در زمانی که مادورو خواهان گفتگو بود، همچنان ننگین است.
پرسش پیشِ رو این است: آیا سرنوشتی مشابه در انتظار خامنهای و رژیم جمهوری اسلامی است؟
در پاسخ به این پرسش، نخست باید به یک واقعیت پایهای اشاره کرد. سبب ساز فقر و فلاکت ایران، بدون کوچکترین تردیدی، حکومت دینی جمهوری اسلامی است. هیچ ایران دوستی از سقوط خامنهای و نظام ولایت فقیه ناخرسند نخواهد شد. این نظام واپسگرای دینی، با رهبری خمینی و خامنهای، یک ملت و کشوری باستانی را دچار پریشانی ژرف اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کرده است. آخوندها زندگی چند نسل را نابود کردهاند و آیندهای آکنده از شکوفایی و شادی را از ایرانیان گرفتهاند. از اینرو، خیزش و شورش علیه این نظام برحق است.
از منظر تحلیلی، جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوطی بیبازگشت قرار دارد. مصطفی تاجزاده ـــ که خود در این نظام ساخته و پرداخته شد و اکنون خواهان گذار مسالمتآمیز از آن است ـــ در آخرین برآوردش، شمار طرفداران نظام آخوندی را حدود ۱۰ درصد میداند؛ کسانی که حاضرند برای بقای آن بجنگند. بر پایه این تخمین، نظام اسلامی با دستکم ۹۰ درصد مردم روبروست. از اینرو، تردیدی نیست که جمهوری اسلامی رفتنی است.
جنگیدن با مردم نیز دو حالت بیشتر ندارد: یا مردم را به طور موقت سرکوب میکنند که راهی بیآینده است و سقوط را، حتی اگر به تأخیر اندازد، در خیزشهای بعدی قطعی میکند؛ یا کار به نوعی جنگ داخلی میکشد که برای ایران فاجعه بار خواهد بود. مهمترین عامل تعیین کننده در میان این دو سناریو، موقعیت سپاه پاسداران و ارتش است. جای تردیدی نیست که کارگزاران پهلویخواه چه مستقل و چه در همکاری با جاسوسهای آمریکایی و اسرائیلی، از پیش و تا کنون در گفتگوهای پنهانی با بخشی از نظامیها بودهاند.
برای خامنهای بیش از دو راه وجود ندارد. یا همچون سخنرانی امروز، مانند دفعات پیشین، با انکار وضعیت وخیم نظام، خود را به بیراهه بزند و وعده خشونت بیشتری بدهد؛ یا بپذیرد که به پایان خط رسیده و دستکم برای حفظ جان خود، خانواده و اعوان و انصارش، به پیشنهاد برگزاری یک همهپرسی برای گذار دموکراتیک تن دهد. داشتن چنین انتظاری از مردی که خود را دریافت کننده وحی الهی میداند، اگر عبث نباشد، مضحک است. تنها سناریوی دیگر درباره خامنهای این است: آیا آخوندهای منفعل در گوشه و کنار کشور و برخی از سردمداران نظام، علیه او شورش کرده و او را به زیر میکشند تا شاید خود در امان بمانند؟
از سویی، سرنوشت ایران به سیاستهای ترامپ و نتانیاهو گره خورده است. ترامپ و نتانیاهو هر دو باج گیرند. هر دو در پی تسخیر سرزمینها و منابع طبیعی و اقتصادی کشورهای دیگرند. آنان به نام رفاه اقتصادی از مردم میخواهند که ارزشهای انسانی و دموکراتیک خود را فراموش کنند. مشکل جمهوری اسلامی در برابر این دو، و نظامها یا احزابی که نمایندگی میکنند، به مراتب دشوارتر و عملاً بی راهکار است. تار و پود جمهوری اسلامی با ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی بودن آغشته است. یا باید سر خم کند و تسلیم شود که در آن صورت، هم اندک طرفداران داخلیاش را از دست میدهد و هم مردم به جان رسیده را بیش از پیش به خیابان میکشاند؛ یا باید شاخ و شانه بکشد و به وضعی به مراتب بدتر سرنگون شود و صدماتی جبران ناپذیر به کشور و ملت وارد آورد. بی شک جمهوری اسلامی در این تنگنای مرگبار با نداشتن پشتیبانی ملت، نیست و نابود میشود.
پرسش مبرم این است: آیا ایرانیان میهندوست و دموکراسیخواه میتوانند سرنوشت ایران را بنویسند؟
ایرانیان آزادیخواه و دموکرات همچنان از حمله متفقین به ایران در سال ۱۳۲۰ دردمندند. آنان میدانند که کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت مصدق چگونه به شکاف میان دولت و ملت انجامید و در نهایت به قدرت گیری خمینی و استقرار حکومت واپسگرای اسلامی در سال ۱۳۵۷ رسید. لیک با سرنگونی حکومت اسلامی ـــ که گریزی از آن نیست ـــ وظیفه ایرانیان میهندوست و دموکرات که فرد پرست نیستند، بسیار دشوار است. وظیفه نخست آنان، هم زمان با پشتیبانی از مبارزات مردم برای پایان دادن به حکومت اسلامی، سازماندهی هرچه سریعتر و گستردهتر نیروهای دموکراسیخواه به منظور دفاع از ارزشهای دموکراتیک و دادخواهانه برای استقرار یک حکومت دموکراتیک ملی است، بدون سرسپردگی به ترامپ و نتانیاهو.
برای این کار، فردا دیرتر از امروز است و امروز دیرتر از فرداست.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|