|
دوشنبه ۱۵ دي ۱۴۰۴ -
Monday 5 January 2026
|
ايران امروز |
نوشته خبرنگاری از تهران
۳ ژانویه ۲۰۲۶
ناآرامیها در ایران: ۴ سناریو در پی گسترش اعتراضات؛ حاکمیت در حال سنجش گزینهها
بنا بر گزارش نهادهای ناظر حقوق بشری و منابع محلی، حاکمیت ایران با یکی از گستردهترین موجهای ناآرامی جغرافیایی خود در سالهای اخیر روبهروست؛ اعتراضاتی که با نزدیک شدن به هفته دوم، به بیش از ۷۰ شهر و شهرستان گسترش یافتهاند.
آنچه از یکشنبه گذشته بهعنوان اعتراض به سقوط ارزش پول ملی و افزایش شدید هزینههای زندگی آغاز شد، بهسرعت به ناآرامیهای گستردهتری تبدیل شده است؛ بهگونهای که برخی معترضان اکنون خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی هستند.
بر اساس اعلام «خبرگزاری فعالان حقوق بشر» مستقر در ایالات متحده، دستکم هفت نفر ــ از جمله چند کودک ــ در اثر تیراندازی نیروهای امنیتی جان باختهاند، دهها نفر زخمی شدهاند و شمار نامعلومی نیز بازداشت شدهاند. منابع دیگر از آمار بالاتر، تا ۱۰ کشته، خبر دادهاند. نیروهای امنیتی از گاز اشکآور، ساچمهای و مهمات جنگی استفاده کردهاند. خانواده یکی از معترضان کشتهشده تلاشهای رسمی برای معرفی او بهعنوان عضو نیروهای امنیتی یا «آشوبگر» را رد کرده است.
اگرچه ایران از سال ۲۰۰۹ تاکنون بارها شاهد موجهای اعتراضی بوده است، گستره جغرافیایی ناآرامیهای کنونی نگرانی مقامهای رسمی را بهطور محسوسی افزایش داده است؛ بهطوری که اعتراضات از مناطق پیرامونی تا مراکز اصلی شهری را دربر گرفته و حتی به قم ــ پایگاه سنتی روحانیت ــ کشیده شده است؛ جایی که روز جمعه شعارهایی مبنی بر خواست مرگ آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، شنیده شد.
واکنش تهران به هشدار ترامپ
این ناآرامیها در بستری خارجی و بهشدت ملتهب جریان دارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» هشدار داد که اگر دولت ایران «معترضان مسالمتجو را بکشد»، واشنگتن «به کمک آنها خواهد آمد».
این اظهارات با واکنشی سریع و هماهنگ از سوی ساختار سیاسی و امنیتی ایران مواجه شد؛ واکنشی که سخنان ترامپ را تلاشی برای مشروعیتبخشی به مداخله احتمالی خارجی توصیف کرد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با اشاره به آنچه «سابقه طولانی» آمریکا در ادعای نجات مردم ایران خواند، این مواضع را رد کرد و حمایت واشنگتن از اسرائیل در جریان جنگ ژوئن ۲۰۲۵ را یادآور شد. علی شمخانی، مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که پاسخ ایران موجب «پشیمانی» خواهد شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، هشدار داد در صورت حمله به ایران، منافع و نیروهای آمریکایی در سراسر منطقه به «اهداف مشروع» تبدیل خواهند شد. علی لاریجانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی، نیز بهطور مشابه از مردم آمریکا خواست «مراقب امنیت سربازان خود باشند».
رسانههای دولتی نیز همین روایت را برجسته کردهاند و اعتراضات را مسئلهای داخلی دانستهاند که از سوی قدرتهای متخاصم مورد سوءاستفاده قرار گرفته، در حالی که تأکید میکنند «ایرانیان در برابر تهدیدات خارجی متحد باقی ماندهاند».
الگوی آشنای سرکوب
واکنش میدانی ایران تاکنون بازتابی از الگوی سرکوبی بوده است که در برخورد با اعتراضات گذشته نیز به کار گرفته شده است.
نیروهای امنیتی در مرحله نخست بر متفرقسازی جمعیت، بازداشتهای هدفمند و اعمال فشار بر سازماندهندگان احتمالی ــ بهویژه در اعتراضات کارگری و دانشجویی ــ تمرکز کردهاند. در گذشته، با تشدید اعتراضات، تاکتیکها معمولاً به استفاده گستردهتر از گاز اشکآور، سلاحهای ساچمهای و در مواردی تیراندازی مستقیم تغییر یافته و شدیدترین اقدامات برای مناطق «حساس راهبردی» مانند کردستان و بلوچستان کنار گذاشته شده است؛ مناطقی که واکنشهای خونین در آنها غالباً با ادعای مقابله با «تجزیهطلبی» توجیه شده است.
بهنظر میرسد تهران در مقطع کنونی، برای جلوگیری از همزمانی سراسری اعتراضات و تشدید بحران در سطح بینالمللی، نسبت به هزینههای خشونت کور و گسترده محتاط باشد.
با این حال، این رویکرد بههیچوجه تضمینشده یا پایدار نیست. در شهرهایی مانند کرمانشاه، مرودشت و کوهدشت، ویدئوهای منتشرشده در فضای مجازی حاکی از تیراندازی مستقیم و درگیریهای شدید است. اگر اعتراضات ادامه یابد یا خشونتآمیزتر شود، دولت میتواند بهسرعت به اقدامات تصاعدی متوسل شود؛ از جمله قطع اینترنت، اجرای احکام اعدام، ورود گستردهتر سپاه پاسداران و حتی، در شرایط حاد، محاصرههای نظامیگونه و موضعی.
سناریوی اول: اصلاحات ساختاری
یکی از مسیرهای احتمالی که از سوی صداهای اصلاحطلبِ مخالف تغییر رژیم مطرح میشود، حرکت بهسوی اصلاحات ساختاری با هدف فروکاستن ناآرامیهاست. برخی چهرههای این جریان و شماری از مقامهای پیشین، از هماکنون از رهبری خواستهاند مطالبات معترضان را به رسمیت بشناسد، بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی امکان برگزاری تجمعات قانونی را فراهم کند و دست به اصلاحات اقتصادی و سیاسی بزند؛ از جمله ازسرگیری دیپلماسی با غرب.
با این حال، اگر کارنامه گذشته جمهوری اسلامی معیار قضاوت باشد، چنین مسیری بعید به نظر میرسد. حاکمیت بارها نشان داده است تمایل اندکی به اجرای اصلاحاتی دارد که خطوط قرمز ایدئولوژیک یا کانونهای قدرت آن را به چالش بکشد؛ از جمله اصول حکومت دینی و ماهیت روحانیسالار و اقتدارگرای رهبری. حتی در دورههای فشار شدید نیز، امتیازهای دادهشده غالباً تاکتیکی و موقتی بودهاند.
فعالان هشدار میدهند در نبود تغییرات معنادار در شیوه حکمرانی اقتصادی، آزادیهای اجتماعی و سازوکارهای پاسخگویی، هرگونه اصلاح محدود ممکن است صرفاً «نمایشی» تلقی شود؛ امری که نهتنها اعتماد عمومی را بازنمیگرداند، بلکه به فرسایش بیشتر آن و تسریع روند فروپاشی میانجامد.
سناریوی دوم: ناآرامی فرسایشی و طولانیمدت
سناریوی محتمل در کوتاهمدت، تداوم ناآرامیها بهصورت موجی و در برابر آن، سرکوبی حسابشده و مرحلهبندیشده است. در این الگو، اعتراضات بهطور دورهای شعلهور میشود، نیروهای امنیتی آنها را در سطح محلی مهار میکنند و دولت، با پذیرش هزینههای اقتصادی و حیثیتی، بر فرسودگی معترضان حساب باز میکند.
این رویکرد بازتاب درسهایی است که تهران از نمونههایی مانند ونزوئلا آموخته است؛ جایی که حتی اعتراضات گسترده و طولانیمدت، الزاماً به تغییر رژیم منجر نشدند، مادامی که نهادهای امنیتی منسجم باقی ماندند و نیروهای مخالف دچار پراکندگی بودند.
با این حال، فشار انباشته رو به افزایش است. ترکیب تورم، کمبود انرژی، بحران آب، تحریمها و فقدان آزادیهای سیاسی، طبقه متوسط را بهشدت تضعیف کرده است. هر موج تازه اعتراض، اعتماد عمومی را بیش از پیش فرسایش میدهد و احتمال بروز ناآرامیهای بعدی را افزایش داده و مهار آنها را دشوارتر میکند.
سناریوی سوم: تغییر رژیم با هدایت خارجی
اظهارات ترامپ بار دیگر نگرانیها را در میان مقامهای رسمی ــ و امیدهایی را در میان برخی معترضان ــ نسبت به مداخله خارجی زنده کرده است. تهران آشکارا این سناریو را خطرناکترین گزینه میداند؛ مسیری که میتواند کشور را بهسوی جنگ سوق دهد.
اقدام نظامی مستقیم آمریکا یا اسرائیل، در پوشش حمایت از معترضان یا مقابله با برنامه موشکی و هستهای ایران، میتواند به تغییر رژیم بینجامد؛ اما در عین حال، احتمالاً بیثباتی گستردهای را در سطح منطقهای رقم خواهد زد.
در عین هراس از این سناریو، رهبران ایران همچنان بر این حساب میکنند که تهدید خارجی میتواند به بسیج احساسات ملیگرایانه، بازداشتن بخشی از معترضان و توجیه سرکوب حداکثری به نام «دفاع ملی» کمک کند.
اکثر چهرههای اصلاحطلب در داخل ایران با این مسیر مخالفاند و هشدار میدهند که چنین روندی میتواند به فروپاشی دولت، بیثباتی طولانیمدت یا حتی تجزیه سرزمینی بینجامد.
سناریوی چهارم: فروپاشی تدریجی یا گذار طولانی
پیامدهای رادیکالتر ــ از جمله جنگ داخلی، تجزیه کشور یا سرنگونی ناگهانی و بهدنبال آن گذار دموکراتیک ــ همچنان در حد گمانهزنیهای پرریسک باقی میمانند. شکافهای عمیق میان گروههای مخالف، نبود رهبری واحد و قدرت بالای دستگاه امنیتی داخلی، هرگونه تحول سریع را پیچیده میکند.
رضا پهلوی، ولیعهد پیشین که نام او در هفته گذشته از سوی بسیاری از معترضان شعار داده شده، خواستار وحدت شده و در بیانیههای خود اعتراضات را «قیام ملی» توصیف کرده است. با این حال، تبدیل خشم خیابانی به یک بدیل سیاسی منسجم، همچنان چالشی بزرگ به شمار میرود.
رهبری ایران در حالی وارد این بحران شده که تضعیف شده، اما دستکم در مقطع کنونی هنوز از برخی ابزارهای دفاعی برخوردار است. با وجود همزمانی فشار خارجی و تعمیق نارضایتی داخلی، دولت نشان داده که توان سازگاری با ناآرامیها را دارد؛ هرچند این سازگاری عمدتاً از طریق توسل به خشنترین ابزارها حاصل شده است.
اعتراضات داخلی و تشدید تهدیدهای خارجی، ترکیبی بهشدت انفجاری ایجاد کردهاند که هر یک دیگری را تقویت کرده و دامنه مانور تهران را محدودتر میسازد.
اینکه اعتراضات فروکش کند، به جنبشی پایدار بدل شود یا به سرکوبی سختتر بینجامد، ممکن است به تصمیمهایی بستگی داشته باشد که در روزهای آینده در راهروهای قدرت تهران اتخاذ میشود — و اینکه رهبران ایران مسیر گفتوگو، تعویق یا زور را برگزینند.
در حال حاضر، حاکمیت در وضعیتی میان فشار و فلجشدگی گرفتار مانده است؛ بیآنکه راه خروج روشنی در برابر خود ببیند.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|