يكشنبه ۹ شهريور ۱۴۰۴ - Sunday 31 August 2025
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 14.06.2025, 21:55

مقصر اصلی جمهوری اسلامی است


داریوش مجلسی

داشتم مقاله‌ای درباره دو واقعه در داخل کشور، که مورد توجه خارج کشور هم قرار نگرفت، می‌نوشتم که حمله اسرائیل به ایران آغاز گشت. این حمله بسیار متفاوت بود با حملات قبلی اسرائیل به ایران. این بار بر عکس گذشته، اسرائیل بعد از حمله اول به حملات خود ادامه داده و ما شاهد حمله سوم و حتی ادامه آن می‌باشیم و چنین به نظر می‌رسد که اسرائیل مصمم به ادامه جنگ می‌باشد.

این‌بار هدف‌گیری اسرائیل دقیق‌تر از دفعات قبل بود و با نشانه‌گیری دقیق موفق گردید عده‌ای از سران سپاه را مورد هدف قرار داده و به قتل برساند، همچنین تعدادی از متخصصین اتمی را. و امروز هم با خبر شدیم که مجددا برای دومین بار چند تن از سران سپاه و متخصصین مورد هدف قرار گرفته و کشته شده‌اند. ناظران امور نظامی در اسرائیل اظهار می‌دارند که توانائی ایران در عبور دادن راکت‌هایش از گنبد محافظتی اسرائیل برایشان غیر منتظره بود. این نکته مثبت را همیشه به اسرائیل می‌دادم که در حملاتش به ایران صدمه‌ای به نقاط مسکونی وارد نمی‌‌کند و حملاتش متوجه هدفهای نظامی و اتمی می‌باشد. ولی شوربختانه این‌بار اسرائیل بر خلاف گذشته بدعت شکنی نمود و به آپارتمان‌های مسکونی هم حمله نمود. در تلویزیزیون‌های غرب شاهد بیرون کشیدن اجساد هموطنان بی‌گناهمان از زیر سنگ و بتون‌های خراب شده بودیم. جنگ ادامه دارد و نشانه‌ای از توقف آن به چشم نمی‌‌خورد.

اگر تاکنون شاهد درد، رنج، فقر، فساد، سرکوب و اعدام هموطنانمان بودیم، از برکت سیاست‌های غلط رژیم حاکم بر کشورمان باید اکنون شاهد خرابی، بی‌خانمانی و خونریزی‌های ناشی از جنگ نیز باشیم. اگر به خاطر جنگ نبود، مضحک به نظر می‌رسید که یک کشور تولید کننده نفت، زمانی که مورد حمله قرار می‌گیرد دچار کمبود بنزین باشد.

روزی که شاه فقید با چشمان گریان ایران را ترک نمود، شاید می‌دانست که مردم کشورش، بیش از چهل و پنج سال بعد گریان خواهند بود. گریان به خاطر اعدام‌های روزانه، گریان به خاطر فقر و حالا هم گریان به خاطر جنگ.

یادتان هست روزی که شاه با اشگ در چشمانش خاک ایران را ترک کرد آقای حاج سید جوادی نوشت “دیو چو بیرون رود فرشته به در آید”. شاهدیم، آن که رفت دیو نبود و آن که به در آمد، هرچه بود فرشته نبود.

من با وجود این که حمله از سوی اسرائیل صورت گرفته و آن را محکوم می‌کنم ولی مقصر اصلی را جمهوری اسلامی می‌دانم.

باید خطاب به جمهوری اسلامی گفت: “تو وقتی از زمان وجود نحس‌ات در راس حکومت ایران، مرتب و مکرر شعار نابودی اسرائیل را می‌دادی و با موشک‌های بالستیک‌ات، با حروف بزرگ عبری بر روی آن با شعار نابودی اسرائیل، به صورت نمایشی تا نزدیک مرز اسرائیل پرواز می‌کردی و اسرائیل را در محاصره کشور‌ها و نیروهای تروریستی نیابتی خودت قرار می‌دادی، حالا غلط می‌کنی در تظاهرات بزرگ هواداران خودت در میدان‌های شهر، اسرائیل را متجاوز خطاب کنی، آیا تو قادر به درک این واقعیت نیستی که اگر هر کشور دیگری، به جای اسرائیل، با وجود چنین شعار‌ها و اقداماتی از سوی تو، حدس می‌زد که داری مجهز به نیروی اتمی می‌شوی از ترس، پیش‌دستی می‌کرد و تا کنون حتی رهبر بسیار کهن سالت را هم به درک واصل می‌کرد؟”

در اینجا ناچارم به ذکر نمونه‌ای از شهر و محله خودم، یعنی اصفهان و محله قصر شمس‌آباد در خیابان شیخ بهائی بپردازم. ما در آن محله چند لات جاهل‌منش داشتیم که در عین لات بودن، اهالی محل آن‌ها را جوانمرد خطاب می‌کردند. یادم هست که یکی از ساکنان کوچه مجلسی یک خانواده یهودی بود. مرد خانواده دوبار مجبور به یک مسافرت کوتاه شد. یادم هست که او رفت سراغ یکی از این جاهل‌ها و گفت، مشد عباس من باید به یک سفر کوتاه بروم، می‌توانم زن و بچه‌هایم را به دست شما بسپارم که از دور مراقبشان باشی. مشد عباس هم گفت به روی چشمم با خیال راحت برو من مثل خودت مراقب آنها هستم، و من این اعتماد و اطمینان به این جاهل را در چند مورد شاهد بودم. حالا اهالی محل هم می‌دانستند که یکی دوتا از این جاهل‌ها یک چاقوی ضامن‌دار هم همیشه در جیبش داشت ولی اهالی محل نه فقط هیچ ابائی از آنها نداشتند بلکه زن و بچه‌شان را هم به دست آنها می‌سپردند. ولی در چند کوچه آن طرف‌تر چند جوان شرور ساکن بودند، اگر مردم حدس می‌زدند که حتی یک تیغ صورت تراشی در جیب آنها ‌باشد با احتیاط از کنار آنها رد می‌شدند. این خاطره آن دوره کوچه مجلسی هنوز در ذهنم نقش بسته و ازآن برای مقایسه بین جمهوری اسلامی، دارای سلاح اتمی و به عنوان مثال، هندوستان دارای سلاح اتمی، استفاده می‌کنم.

از بخت بد، مردم اسرائیل و ایران، هر دو اسیر دو دولت بنیادگرا هستند که هر دو دولت به خاطر مصالح جاه‌طلبانه‌شان، مردم خود را به اسارت گرفته‌اند. با این تفاوت که بنیادگرای اسرائیلی، دزد، فاسد و سرکوبگر مردم خودش نیست، بر عکس بنیادگرای ایرانی که هم سرکوبگر و هم فاسد است.
ما تا زمانی که این جماعت کنونی حاکم بر کشورمان، بر مسند قدرت نشسته‌اند باید متاسفانه شاهد فاجعه‌های باز هم بیشتری باشیم. با حسرت به دوران خاتمی و به درجات کمتر روحانی می‌نگرم که هم روابطمان با دنیا خوب بود و هم اقتصادمان بسی بهتر از حال.

چندی پیش در “ایران امروز” “بیانیه پایانی همایش جبهه اصلاحات”(*) را خواندم. برای جلوگیری از اطاله کلام زمان دیگری به آن خواهم پرداخت. ولی فعلا به طور خلاصه، چنانچه در سرتیتر، در بالای مقاله ننوشته بود “جبهه اصلاحات ایران” محتوای این بیانیه می‌توانست حتی از سوی یک حزب یا گروه لیبرال غربی نوشته شده باشد. کوچکترین اشاره‌ای نه به دین، مذهب و یا حتی اسلام به چشم نمی‌‌خورد. احترام به آزادی بیان، آزادی زندانیان سیاسی و حتی تغییر ساختار حکومتی و...، از جمله نکات مورد خواستار این جمع که حتی استان‌های کشورمان هم در آن شرکت داشتند، از جمله نکات بر جسته این بیانیه بود.

سوالی که برای من پیش آمد، آیا وجود چنین ارزش‌های والایی در درون یک جمع بزرگ سیاسی کشورمان ( که هیچ گونه سنخیتی با افکار و اعمال عقب افتاده و سرکوبگرانه رزیم حاکم بر کشورمان ندارد) باید مانند یک کالای زیبا در درون یک ویترین برای تماشا قرار گیرد، یا شجاعانه به این کلمات زیبا دست و پا بدهیم تا قادر به حرکت و ایجاد تغییر در این نظم و ساختار عقب افتاده کنونی گردد؟

محض مقایسه، یک گرایش جمهوری‌خواهی خارج کشور، از مردم خواسته که مانند یک موج وسیع به خیابان‌های کشور ریخته و رژیم را سرنگون کنند!! و عده دیگری هم، باز در خارج کشور، حمله اسرائیل به ایران و سقوط عنقریب رژیم را به مردم ایران تبریک گفته!! حال مقایسه بین داخل و خارج ایران با خودتان.

داریوش مجلسی، ژوئن ۲۰۲۵

* بیانیه پایانی همایش “جبهه اصلاحات ایران”


نظر خوانندگان:


■ در ضمن همدردی و همسویی با گفتارتان افسوس می‌خورم که ای کاش در این وقت سرنوشت ساز از سوی شما و امثال شما که دلی برای ایران و آینده آن می‌سوزانند کار بیشتری بر می‌آمد. ای کاش صدای اپوزیسیون ایران وزن بیشتری داشت و تصمیم گیران وقایع ایران اهمیتی نیز به آنها می‌دادند. ای کاش چشم داشت مردم ایران تعويض یک دیکتاتور مخرب و جنایتکار با یک دیکتاتور “معقول” نبود. ای کاش مردم ایران نتانیاهو را موثرترین فرد در تعیین سرنوشتشان نمی‌دیدند؟ و این مساله در ضمن اینکه ناراحت کننده است خجالت آور نیز هست.
آقای فرخنده در مقاله خود سوالاتی را مطرح کردند که همگی بجاست و ابهام در جواب همه آنها وجود دارد. پس منطقا می‌توان اینگونه نتیجه گرفت: زمانی که تحولات امروز (نه آینده دور) با تحلیل “عقل سلیم” قابل تشخیص نیستند، پس محرک اصلی آنها پشت پرده هستند. از این منظر چند سوال دیگر نیز می‌توان اضافه کرد: آیا پروژه شکل دهی به خاور میانه همچنان در جریان است؟ و حمله اسرائیل فاز دیگری است که در ادامه سوریه و لبنان به ایران می‌پردازد؟ آیا شخصیت یا شخصیت‌هایی نظیر “احمد الشرع” در راهند؟ تخریب زیر ساخت‌های اقتصادی و شهری ایران تا کجا قرار است پیش رود؟ تا چه میزان تلفات پیش‌بینی شده است؟ (منهای سران رژیم) متاسفانه ما جواب سوالات را نداریم، اما مهم تر آنست که شاید کسانی باشند که بدانند؟
با احترام، پیروز


■ آقای مجلسی، این رژیم و ملاها محصول مستقیم ساخته و پرداخته‌ی خود شاه هستند. مگر شاه مدام ادعا نمی‌کرد که امام رضا محافظ اوست؟ اگر او مخالف نیروهای ارتجاعی بود، چرا نام پسرش را رضا گذاشت؟ این ملاها از آسمان نیفتادند؛ آنها همان کسانی بودند که شاه به آنها اجازه داد آزادانه فعالیت کنند، در حالی که به بقیه مردم می‌گفت اگر دوست ندارند، کشور را ترک کنند. شما که در خارج از کشور زندگی می‌کنید، باید از خودتان بپرسید: چطور کسی ۵۰ سال است در رفاه زندگی می‌کند، بدون اینکه حتی یک روز کار کرده باشد؟ اینکه ملاها بد و وحشتناک هستند، دلیل نمی‌شود که شاه و رژیمش خوب باشند. پسرش این همه ثروت را از کجا آورده؟ آیا برای آن زحمت کشیده است؟ مردی که شما و امثال شما سعی دارید او را به عنوان یک “ناجی” معرفی کنید، رضا پهلوی، چیزی جز یک دزد نیست - نمادی از تمام اشتباهات سیستمی که شاه محبوب شما ساخته بود.
ایام به کام؛ آیسان مارال


■ با درود و سپاس از جناب مجلسی،
این جنگ باید خیلی زودتر از اینها می‌شد تا نیرو و انرژی منفی اهریمنی آخوند و پاسدار خالی می‌شد و شکستی سخت بخورند و مانند خیلی از دیکتاتوری های دیگر پس از شکست در یک جنگ تمام عیار سرنگون و یا کنار می‌روند. اکنون باید دید که ایرانیان پس از کور و شل شدن اختاپوس اخوندی-پاسداری چه اندازه لیاقت و توانایی بر پایی یک کشورداری دموکراتیک، ملی و مدرن را دارند.
ما اگر اداره ایران را به یک کمپانی غربی و یا اسرائیل داده بودیم، زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور اسیر ایران خیلی خیلی بهتر از روزگاری است که کنسرسیوم ارتجاع سرخ و سیاه برای این مردم نگون بخت ساختند. تنها کشور و حزبی که به هدف‌های خود از این انقلاب رسیدند شوروی-روسیه و حزب طراز نوین بودند.
ما یا می‌توانیم کشور خود را بسازیم و امروزها با جهان پیرامون زندگی کنیم و یا بر پایه اصل تکامل و داروین از میان می‌رویم. در بهترین حالت چیزی مانند یمن، سومالی و مالی!!!
کاوه


■ جناب مجلسی اگر یک جو علاقه به میهن در این جماعت وجود داشته باشد باید همت کرده و کاملا دست از این رژیم و تغییرات آرام درونی کشیده و دست در دست اصلاح‌طلبان گذر کرده از این رژیم و فعالان مدنی، با فراخوانی عمومی آلترناتیو جانشین برای خلع و ید از حکومت را اعلام کنند. تا دیر نشده و میهن ما به جهنم تبدیل نگشته. برای این امر نصف یقه درانی که برای انتخاب پزشکیان کردند از طرف آنان قابل تقدیر خواهد بود. کجا هستند آقایان زیدآبادی و عبدی و شرکاء؟ آیا کنار پزشکیان مشغول رجز خوانی‌اند و یا فرصت‌طلبانه منتظرند که باد از کدام طرف بوزد و بعد موضع بگیرند؟ انسانهای شرافتمند و تکنوکرات‌های میهن دوست برای اداره کشور به اندازه کافی وجود دارند. توپ الان در زمین میهن دوستان ایران است.
با درود سالاری


■ جناب مجلسی، با درود! تصور می‌کنم برای اصلاحات لاک پشتی مورد نظر دوستان اصلاح طلب دیگر دیر شده باشد. اگر به اخبار تعطیلی بازار و ادارات و سازمانها توجه کنید بنظر میرسد شیرازه امور در حال از هم گسیختن است. نادانی و نا آشنایی با دنیا، توهم و تکبر، استبداد رای و سیاستهای نابخردانه و ماجراجویانه علی خامنه ای سرانجام نتایج تلخ خود را، آنهم بنحوی تراژیک، آشکار کرده و کشور را به وضعیت بحرانی جنگی نابرابر کشاند که آمادگی برای آن وجود ندارد. چنانچه ترورها و بمبارنهای برنامه ریزی شده اسرائیل ادامه پیدا کند احتمال سقوط رژیم سیاسی وجودخواهد داشت. اگر اخبار ایران اینترنشنال درست باشد که ترامپ جلوی ترور خامنه ای را گرفته است این احتمال هست که در رزوهای آینده با تغییر رای او خود خامنه ای و برخی از اعضای خانواده اش هم ترورشوند.
بنابراین در این زمان باید شرایط بحرانی را در نظر گرفت و برای آن فکر کرد. طبعا خطرناک ترین موضوع بروز آشوب و هرج و مرج و از بین رفتن نظم و قانون است که میتواند متعاقب ترور وسیع مقامات کشوری و لشکری و بمباران و از بین بردن مراکز و تاسیسات اقتصادی و انرژی و سوخت رسانی و انبارهای مواد غذایی پیش بیاید. بنظر میرسد مناسبترین اقدام برای اجتناب از فاجعه در حال حاضر همان است که برخی از استادان دانشگاه از جمله دکتر مصطفی مهر آئین پیشنهاد کرده اند. یعنی استعفاء و کناره گیری خامنه ای از قدرت. زیرا مسئولیت مستقیم این وضعیت فاجعه بار به عهده شخص اوست. با کنار رفتن خامنه ای سران قوا میتوانند با تشکیل شورای موقت رهبری دستور مذاکره مستقیم با آمریکا (و حتی اسرائیل) را برای پایان دادن به خصومتها از یک طرف و تشکیل مجلس موسسان و رفراندوم قانون اساسی از طرف دیگر را صادر کرده و فصل نوینی در تاریخ ایران عزیز باز کند. بنظر میرسد اصلاح طلبان داخل کشور اگر بخواهند در آینده سیاسی میهن وزنی داشته باشند باید در این شرایط بحرانی به نفع مردم و کشور وارد عمل شده و برای جلوگیری از وخامت بیشتر اوضاع خواستار مجموعه ای از اقدامات شوند، مانند:
استعفاء و کناره گیری (یا در واقع برکنار کردن) آقای خامنه ای از قدرت،
تشکیل شورای موقت رهبری،
عادی سازی روابط با آمریکا و صلح با اسرائیل،
رفرانوم قانون اساسی برای تشکیل مجلس موسسان آزادی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و مطبوعات، ....
شوند. با سرعتی که تحولات سیاسی- اجتماعی در ایران به خود گرفته ممکن است فردا خیلی دیر باشد و کشور در آشوب و هرج و مرج فرو رود. جنابعالی اگر با سران اصلاح طلبان داخل کشور در تماس هستید شاید بتوانید خیرخواهانه این را با آنها در میان بگذارید. هر چند احتمال ترتیب اثر دادن به این توصیه ها بعید است اما در هر حال شما به وظیفه خود عمل کرده‌اید.
ارادتمند- خسرو


■ صد در صد مقصر جمهوری خلیفه‌ای ایران است که ایران بزرگ و آباد را به ویرانه‌ای تبدیل کرد. البته همراه با تعدادی از متحجرین دینی و همپالکی های خودشان. هر دو کشور ایران و اسرائیل می‌توانستند که در کنار یکدیگر قطبی قوی و یکسو باشند تا جلو تر از امارات قطر و عربستان بایستند. اسرائیل در این دام نیفتاد ولی چین و روسیه با دور نگاه داشتن ایران از تکنولوژی پیشرفته غرب و انداختن کشور به دامان ایدئولوژی منحط کمونیستی آنهم از نوع استالینی آن یعنی ترور مخالفان سرکوب مردم خود، اعمال نفوذ در کشورهای پیرامونی، لبنان عراق یمن سوریه و... راه آخر را پیمود و‌ دیری نیست که سرنگونی آن رقم بخورد. به امید آزادی و صلح برای مردم ایران.
طلائی از هلند


■ @ پیروز گرامی، اگر این “ایکاش” های شما برآورده میشد و اگر این “چراهایتان” وجود نمیداشت، ایران، ایران دیگری می‌بود  ابهاماتی که از نظر شما در جواب های احتمالی به آقای فرخنده وجود دارد فکر کنم این ابهامات بسیار شور بختانه همین چند روز آینده جوابش را خواهید دید.
@ آیسان مارال گرامی، فکر کنم مرا با دیگری اشتباه گرفته‌اید. من هیچوقت به “ناجی”های خارج کشور دخیل نمی‌بندم. ولی یک واقعیت را نمی‌توان کتمان کرد، بله در زمان شاه دموکراسی نبود و او دموکرات نبود. ولی می‌توانید بفرمائید در کجای خاور میانه، به جز اسرائیل، دموکراسی وجود داشت؟ اقتصاد ما، وضع رفاه مردم و مقایسه فساد در آن زمان با این زمان و از همه مهمتر جایگاه بین‌المللی ایران، اصلا قابل مقایسه با امروز نبود. زمانی که شاه صدای انقلاب ایران را شنید، باید با او صحبت می‌شد او هم آمادگی داشت، نه انقلاب.
@ کاوه گرامی، در رابطه با شوروی و حزب توده تا مقدار زیادی با شما همسو هستم. ولی ما از زمان مشروطیت تا کنون فقط با انقلاب و کودتا رژیم‌ها را تغییر داده‌ایم، این دور باطل انقلاب و کودتا باید بالاخره زمانی پایان یابد.
@ سالاری و خسرو گرامی، یک چیز را باید درک کنیم، اصلاح‌طلبان، فعالان مدنی و فرهنگی مبارز نیستند کنشگر می‌باشند. آنچه را که جناب خسرو از سوی مهر آئین نوشتند همین الان صورت گرفت، از تلویزیون هلند شنیدم.
@ همشهری گرامی، طلائی، در آرزویتان با شما همصدا هستم.
با ارادت، مجلسی




نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2025 | editor@iran-emrooz.net