|
شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ -
Saturday 23 May 2026
|
رویداد۲۴ | در سیاست خارجی، مخصوصاً در پروندههای حساس امنیتی و بینالمللی، واژهها اهمیت دارند. وقتی خبری منتشر میشود مبنی بر اینکه محمدباقر قالیباف برای اسماعیل بقایی «حکم» سخنگویی تیم مذاکرهکننده را صادر کرده، مسئله فقط یک خطای رسانهای یا تشریفاتی نیست؛ مسئله، نوع درک از ساختار قدرت، جایگاه نهادها و ماهیت مذاکره است.
اسماعیل بقایی پیش از هر چیز، سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران است؛ سمتی حقوقی، تعریفشده و دارای سازوکار مشخص اداری که توسط وزیر امور خارجه تعیین شده است. حضور او در هر تیم مذاکرهکنندهای نیز دقیقاً از همین جایگاه ناشی میشود؛ بنابراین اساساً این پرسش مطرح است که رئیس مجلس بر مبنای چه اختیار حقوقی یا ساختاری برای سخنگوی وزارت خارجه «حکم» صادر میکند؟
ریاست یک تیم مذاکرهکننده، برخلاف مدیریت یک نهاد اجرایی، وزارتخانه یا شهرداری، یک «سمت اداری» با اختیار عزل و نصب نیست. این عنوان صرفاً به معنای مسئولیت هماهنگی و هدایت مذاکرات در یک پرونده مشخص است، نه ایجاد ساختار موازی اداری و انتصاب افراد. اگر قرار باشد هر رئیس هیئت مذاکرهکنندهای برای اعضای تیم حکم صادر کند، اساساً ساختار رسمی دستگاه دیپلماسی چه معنایی خواهد داشت؟
مذاکره، عملیات پلیسی یا مدیریت شهرداری نیست
مسئله مهمتر، اما خودِ نوع نگاه به مذاکره است. به نظر میرسد بخشی از رفتارهای اخیر محمدباقر قالیباف، ناشی از این تصور است که مذاکره نیز مانند اداره شهرداری، مدیریت مجلس یا حتی یک عملیات امنیتی و انتظامی، با فرماندهی متمرکز و حلقههای نزدیک سیاسی قابل اداره است. در حالی که مذاکره بینالمللی، خصوصاً در پروندههای پیچیده امنیتی، یک امر عمیقاً فنی، تخصصی و چندلایه است.
تجربه مذاکره، صرفاً به معنای دیدار با سفرا یا گفتوگو با روسای مجالس کشورهای دیگر نیست. مذاکره حرفهای نیازمند شناخت دقیق حقوق بینالملل، زبان دیپلماتیک، ساختار تصمیمگیری قدرتهای جهانی، رسانه، افکار عمومی، اقتصاد سیاسی تحریم، سازوکارهای امنیتی و حتی روانشناسی سیاسی است.
به همین دلیل است که در همه کشورها، بدنه حرفهای وزارت خارجه ستون اصلی مذاکرات را تشکیل میدهد. حتی روسای جمهور و نخستوزیران نیز بدون اتکا به این بدنه تخصصی قادر به پیشبرد مذاکرات پیچیده نیستند.
یکی از انتقادهای جدی به ترکیب مذاکرات اخیر، کمرنگ بودن نقش بدنه حرفهای وزارت خارجه است. براساس گزارشها، در سفر قبلی، تعداد نمایندگان وزارت خارجه در تیم همراه حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسید؛ اتفاقی عجیب در پروندهای که ذاتاً ماهیتی دیپلماتیک دارد.
این ایراد به کل هیات همراه مذاکره کنندگان وارد بود. انتخاب خبرنگاران و همراهان رسانهای هم بدون سازوکار حرفهای و بدون مشورت کافی با نهادهای تخصصی همچون شورای اطلاعرسانی دولت، وزارت ارشاد یا حتی ساختار رسانهای وزارت خارجه انجام شد. نتیجه نیز مشخص بود: فقدان استراتژی رسانهای منسجم در یکی از حساسترین مقاطع سیاست خارجی کشور.
مذاکره فقط پشت میز انجام نمیشود؛ بخش مهمی از آن در رسانه، افکار عمومی و مدیریت روایت شکل میگیرد. تیمی که برای روایتسازی و مدیریت پیام برنامه نداشته باشد، حتی اگر پشت درهای بسته امتیاز بگیرد، ممکن است در جنگ افکار عمومی شکست بخورد.
مسئله آینده یک کشور است، نه کارزار انتخاباتی
شاید مهمترین نگرانی این باشد که برخی رفتارها این تصور را ایجاد میکند که پرونده مذاکره، بیش از آنکه یک مسئله ملی و تخصصی باشد، به عرصهای برای تثبیت موقعیت سیاسی و تبلیغاتی تبدیل شده است.
مذاکره، صحنه مانور سیاسی داخلی نیست. اینجا موضوع آینده اقتصاد، امنیت و حتی ثبات اجتماعی کشور است. هر اشتباه در ترکیب تیم، هر انتصاب غیرتخصصی و هر نگاه محفلی میتواند هزینهای ملی ایجاد کند.
اگر قالیباف امروز رئیس تیم مذاکرهکننده است، این مسئولیت پیش از هر چیز باید او را به استفاده حداکثری از ظرفیت بدنه حرفهای وزارت خارجه و کارشناسان باسابقه وادار کند، نه به سمت ساختن حلقههای موازی و نمایشهای رسانهای.
تجربه همه مذاکرات بزرگ دنیا نشان داده که موفقترین تیمها، تیمهایی بودهاند که بر پایه تخصص، تداوم نهادی و اعتماد به دستگاه حرفهای دیپلماسی شکل گرفتهاند؛ نه بر اساس روابط سیاسی، حلقههای نزدیک و ملاحظات تبلیغاتی.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|