|
جمعه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ -
Friday 1 May 2026
|
لیلاز: “خب پیشنهاد بعضی دوستان ما ممکن است خودکشی باشد و بگویند تسلیم شویم اما یقینا اگر ایران حتی تسلیم هم شود، تمام اورانیوم غنی شدهاش را مثل لیبی بار کشتی کند و بفرستد به آمریکا! سر سوزنی در معادلات بینالمللی و روابط بین ایران و آمریکا تغییر ایجاد نخواهد شد.”
این سخنان سخیف، و بلکه گمراه کننده است. چرا:
۱- رویکرد او بر جبر استراتژیک استواراست. یعنی باورمند است که تضاد میان ایران-امریکا ذاتی است و ربطی به رفتار یا امتیاز دادن ندارد. کدام فیلسوف اجتماعی حاضر در حوض دترمینیسم غوطه ور شود؟
۲- دومین اشتباه لیلاز گره زدن سرنوشت یک ساختار سیاسی به موجودیت یک تمدن و ملت است. او «بقای قدرت» را با «بقای ایران» یکی فرض میکند. در حالی که در علوم سیاسی، دولتها (Governments) گذرا و ملت-کشورها (Nation-States) ماندگارند. لیلاز با استفاده از ضمیر «ما»، هزینههای کلان سیاستهای جاری را به پای مردم مینویسد، در حالی که منافع آن سیاستها لزوماً شامل حال عموم مردم نشده است.
۳-لیلاز از مدل لیبی برای ترسیم “خودکشی” استفاده میکند. نقد وارد بر او این است که:
اولا ایران کشوری با عمق استراتژیک، جمعیت زیاد و نهادهای مدنی است، نه یک حکومت قبیلهای فردمحور مانند قذافی.
دوم آن که منتقدان میگویند بحث بر سر «بار کشتی کردن و فرستادن» نیست، بلکه بحث بر سر عادی سازی است. تفاوت بزرگی است بین «تسلیم مطلق» و «تغییر دکترین سیاست خارجی برای انتفاع اقتصادی». لیلاز با افراطی نشان دادنِ نتیجه مذاکره (تسلیم)، راه را بر هرگونه اصلاح مسیر میبندد.
۴-او امتیاز دادن را «خودکشی» (مرگ ناگهانی) مینامد، ولی نادیده میگیرد که ادامه وضعیت فعلی، یک «مرگ تدریجی» برای زیرساختها، محیط زیست، سرمایه انسانی و اقتصاد ایران است.
۵- جناب لیلاز نمی گوید چه عاملی باعث می شود تصمیم سازان در ایران، مدل ویتنام را نادیده بگیرند و مدام بر مدل لیبی و عراق تاکید کنند؟ آیا این ناشی از ترس صادقانه است یا یک انتخاب سیاسی برای حفظ قدرت است؟
۶-این ادعا که «اگر همه چیز را هم بدهیم، سر سوزنی تغییر ایجاد نخواهد شد»، با واقعیتهای تاریخی و علم روابط بینالملل در تضاد است. نظام بینالملل بر اساس تغییر رفتار کار میکند. حتی در تندترین تقابلها (مثل آمریکا و ویتنام یا آمریکا و چین در دهه ۷۰)، تغییر در اهداف استراتژیک منجر به تغییر بنیادین در روابط شده است. لیلاز با “بنبستنمایی”، سعی میکند وضعیت موجود را «تنها راه ممکن» جلوه دهد.
۷- ایا نسبت المان، ژاپن و ایتالیای اشغال شده با امریکا همان است که با عراق و لیبی دارد؟
نتیجهگیری
رویکرد لیلاز بیش از آنکه تحلیلی اقتصادی یا سیاسی باشد، یک پروپاگاندای امنیتی برای حفظ وضع موجود است. او با استفاده از هراسافکنی (ترس از فروپاشی مشابه لیبی)، تلاش میکند هرگونه مطالبه برای تغییر در سیاست خارجی را «خیانت» یا «سادگی» قلمداد کند.
در عین حال رویکرد وی و همفکرانش، ایران را در دوراهی کاذب: «یا تقابل یا نابودی» حبس میکند، در حالی که مسیر سومی به نام «توازن مقتدرانه» وجود دارد؛ مسیری که از آن توافق جامع بیرون میآید.
به نظر شما، چه عاملی باعث میشود تصمیمگیران در ایران، مدل «ویتنام» را نادیده بگیرند و مدام بر مدل «لیبی و عراق» تأکید کنند؟ آیا این ناشی از ترس صادقانه است یا یک انتخاب سیاسی برای حفظ قدرت؟
منبع: تلگرام نویسنده
@karimipour_k
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|