سه شنبه ۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - Tuesday 28 April 2026
ايران امروز

iran-emrooz.net | Tue, 28.04.2026, 13:51

نامه سرگشاده بهروز اسدی به فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان

نامه سرگشاده به آقای فریدریش مرتس، صدراعظم فدرال آلمان، و اعضای دولت فدرال

جناب آقای صدراعظم فدرال مرتس،
اعضای محترم دولت فدرال،

ما با نگرانی عمیق اظهارات شما را درباره وضعیت کنونی خاورمیانه، مناقشه ایران، تنگه هرمز و همچنین اقدامات احتمالی آلمان و اروپا پس از پایان درگیری‌های نظامی دنبال می‌کنیم.

ما با این ارزیابی موافقیم که جنگ‌ها دموکراسی به همراه نمی‌آورند. افغانستان و عراق به‌روشنی و با درد فراوان نشان داده‌اند که مداخلات نظامی تا چه اندازه می‌توانند سریع آغاز شوند و تا چه اندازه خروج سیاسی، انسانی و راهبردی از آن‌ها دشوار است.

ما نیز جنگ نمی‌خواهیم. ما خواهان ویرانی بیشتر، قربانی شدن غیرنظامیان، نابودی زیرساخت‌ها، فاجعه زیست‌محیطی و آینده‌ای نیستیم که در آن مردم ایران بار دیگر میان حملات نظامی خارجی و سرکوب داخلی گرفتار شوند.

برای جمهوری اسلامی، جنگ دیگر یک وضعیت استثنایی نیست، بلکه ابزاری برای سیاست‌ورزی و حفظ قدرت است. در این نظام، منازعات بیرونی و سرکوب داخلی به یکدیگر گره خورده‌اند. هر کس درباره صلح و امنیت در ارتباط با ایران سخن می‌گوید، باید به‌روشنی نیز بیان کند که این رژیم بحران‌ها، درگیری‌ها و جنگ‌ها را ابزار بقای خود در قدرت قرار می‌دهد.

دقیقاً به همین دلیل، ما با تأکید اعلام می‌کنیم: در ارزیابی سیاسی شما یک نکته اساسی غایب است؛ حقوق بشر.

وقتی درباره راهبردهای خروج، مذاکرات، منافع امنیتی، کشتی‌های مین‌روب و تنگه هرمز سخن گفته می‌شود، نباید مردم ایران نامرئی شوند. مردم ایران تنها با خطر جنگ خارجی روبه‌رو نیستند. آنان دهه‌هاست که شاهد جنگ داخلیِ دولت خود علیه مردم خویش هستند: علیه زنان، دانشجویان، کارگران، اقلیت‌های قومی و مذهبی، زندانیان سیاسی، خانواده‌های قربانیان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان، فعالان صنفی و همه کسانی که خواهان آزادی، کرامت انسانی و دموکراسی‌اند.

جمهوری اسلامی ایران سال‌هاست که از تنش‌های خارجی به‌عنوان ابزاری داخلی استفاده می‌کند. هر بحران، هر تشدید نظامی و هر ابهام بین‌المللی از سوی این رژیم برای تشدید سرکوب، توجیه بازداشت‌ها، تولید اعترافات اجباری، گسترش اعدام‌ها و کنترل شدیدتر جامعه به کار گرفته می‌شود.

بنابراین کافی نیست که فقط درباره دیپلماسی با رژیم سخن گفته شود. باید درباره مردمی نیز سخن گفت که در معرض قدرت همین رژیم قرار دارند.

به‌ویژه دردناک است که کشتار معترضان، نقض سیستماتیک حقوق بشر، بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه‌ها و اعدام‌ها تا امروز با پیامدهای سیاسی لازم روبه‌رو نشده‌اند. برای خانواده‌های قربانیان، بازماندگان و جامعه مدنی ایران، این سکوت بی‌طرفانه نیست؛ بلکه مانند بی‌تفاوتی سیاسی عمل می‌کند.

حتی امروز نیز در ایران انسان‌ها بازداشت، شکنجه، ساکت و اعدام می‌شوند. ماشین اعدام رژیم همچنان در حال کار است. زندانیان سیاسی، فعالان مدنی و کسانی که صرفاً آزادی و دموکراسی می‌خواهند، در خطر فوری قرار دارند. هم‌زمان، دسترسی به اینترنت محدود یا قطع می‌شود تا جنایات رژیم کمتر دیده شود و مردم در انزوا بمانند.

نباید اجازه داد کشوری «خاموش» شود تا شکنجه، بازداشت و اعدام دور از چشم جهانیان رخ دهد.

جناب آقای صدراعظم فدرال،

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تنها یک بازیگر نظامی در منطقه نیست. سپاه همچنین یکی از ارکان اصلی سرکوب در داخل ایران است. این نهاد مسئول سرکوب، ارعاب، خشونت علیه مردم خود و تهدیدهای فراملی علیه مخالفان در خارج از کشور است.

قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی اقدامی درست بود، اما دیر انجام شد. اکنون مسئله تعیین‌کننده این است که این اقدام صرفاً نمادین باقی نماند. این تصمیم باید پیامدهای سیاسی، حقوقی و امنیتی داشته باشد؛ از جمله در آلمان و اروپا. فعالیت‌های سپاه پاسداران، شبکه‌های آن، ساختارهای نفوذ آن و تلاش‌های ارعاب‌آمیز آن علیه مخالفان ایرانی باید به‌طور قاطع مقابله شود.

ما از دولت فدرال انتظار زبان روشن و موضعی روشن داریم:

هیچ مذاکره‌ای درباره آینده ایران بدون صدای مردم ایران.
هیچ سیاست امنیتی‌ای که حقوق بشر را کنار بگذارد.
هیچ دیپلماسی‌ای که قربانیان جمهوری اسلامی را نامرئی کند.
هیچ منفعت اقتصادی یا اطلاعاتی‌ای که بالاتر از کرامت انسان‌ها قرار گیرد.

مردم ایران جنگ نمی‌خواهند. آنان همچنین نه بمب اتم می‌خواهند، نه غنی‌سازی اورانیوم به‌عنوان ابزار قدرت و نه سلطه سپاه پاسداران. آنان خواهان صلح، آزادی، حاکمیت قانون، برابری و دموکراسی‌اند. این خواسته‌ها نه تنها شایسته همدردی ما، بلکه شایسته حمایت سیاسی ما هستند.

آلمان و اروپا اکنون باید نشان دهند در کدام سو ایستاده‌اند. نه در کنار رژیمی که بحران‌ها را برای سرکوب مردم خود به کار می‌گیرد. نه در کنار سیاستی که حقوق بشر را فقط زمانی یادآوری می‌کند که راحت و بی‌هزینه باشد. بلکه در کنار مردمی که دهه‌هاست برای آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی مبارزه می‌کنند.

علاوه بر این، ما از دولت فدرال می‌خواهیم که در چارچوب سازمان ملل متحد و به‌ویژه در شورای امنیت سازمان ملل، فعالانه برای صلح و امنیت تلاش کند. دولت فدرال باید بر این نکته پافشاری کند که سازمان ملل متحد و جامعه بین‌المللی قطعنامه‌ها و تصمیمات موجود در حوزه حقوق بشر و حقوق بین‌الملل را به‌طور قاطع اجرا کنند؛ به‌ویژه در برابر نقض‌های سنگین حقوق بشر و اقدامات مغایر با حقوق بین‌الملل از سوی رژیمی مانند جمهوری اسلامی ایران. همچنین رویدادهای ۸ سپتامبر نیز باید در این زمینه به‌طور جدی بررسی و در سطح بین‌المللی مطرح شوند.

حقوق بشر تجزیه‌ناپذیر است. نباید به کالای معامله تبدیل شود. نباید پشت سیاست انرژی، منافع امنیتی یا دیپلماسی تاکتیکی پنهان شود.

از این‌رو، از شما مصرانه می‌خواهیم: وضعیت حقوق بشر در ایران را به یکی از محورهای اصلی سیاست آلمان و اروپا در قبال ایران تبدیل کنید. آزادی زندانیان سیاسی را علناً مطالبه کنید. اعدام‌ها، شکنجه، بازداشت‌ها و قطع اینترنت را روشن و بی‌ابهام محکوم کنید. از مخالفان ایرانی و فعالان حقوق بشر در آلمان محافظت کنید. و به‌صراحت اعلام کنید که دولت فدرال در کنار مردم ایران ایستاده است.

جناب آقای صدراعظم فدرال،

ما دهه‌هاست شاهد آن هستیم که سیاست آلمان و اروپا در قبال ایران تحت عنوان‌هایی مانند «نظریه پل‌سازی»، «تغییر از طریق تجارت» یا «گفت‌وگوی انتقادی» ادامه یافته است. ما بارها هشدار داده‌ایم که این سیاست به سود مردم ایران نیست، بلکه از سوی رژیم ایران مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد. این سیاست به اصلاحات منجر نشده، بلکه به یک نظام سرکوبگر کمک کرده است تا زمان بخرد، مشروعیت بین‌المللی به دست آورد و قدرت خود را علیه مردم خویش حفظ کند. هر کس همچنان این دیپلماسی شکست‌خورده را ادامه می‌دهد، باید توضیح دهد که این سیاست در خدمت کدام منفعت است؛ زیرا در خدمت منافع مردم ایران نیست.

تاریخ تنها نخواهد پرسید که اروپا در این مناقشه چه گزینه راهبردی برای خروج داشت. تاریخ همچنین خواهد پرسید که آیا اروپا زمانی که مردم ایران تحت تعقیب، شکنجه، اعدام و خاموشی قرار گرفتند، صدای خود را بلند کرد یا نه.

این رژیم نماینده مشروع مردم ایران نیست. این رژیم مردم ایران را نمایندگی نمی‌کند، بلکه نماینده دستگاه قدرت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرویس‌های امنیتی، نهادهای ایدئولوژیک و شبکه‌های اقتصادی‌ای است که از تداوم این نظام سود می‌برند.

دولت موسوم به جمهوری اسلامی به‌طور مستقل و در راستای منافع مردم عمل نمی‌کند، بلکه بخشی از سیستمی است که در آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دستگاه‌های سرکوب نفوذ تعیین‌کننده‌ای بر سیاست، اقتصاد، امنیت و جامعه دارند.

دولتی که مردم خود را تعقیب می‌کند، زنان، جوانان، زندانیان سیاسی، اقلیت‌های قومی و مذهبی و نیروهای دموکراتیک را سرکوب می‌کند، نمی‌تواند به‌طور معتبر به نام این مردم سخن بگوید. از این‌رو آلمان نباید سیاست خود در قبال ایران را بیش از این بر اساس منافع این رژیم تنظیم کند، بلکه باید آن را به‌روشنی بر پایه خواست مردم ایران برای آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون استوار سازد.

با درودهایی آمیخته به نگرانی، اما همراه با اراده‌ای استوار،

بهروز اسدی
فعال حقوق بشر
سخنگوی انجمن Woman Life Freedom Germany e.V



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net