|
پنجشنبه ۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ -
Thursday 23 April 2026
|
بهروز اسدی
۲۴ آوریل ۱۹۸۲ فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ نشانه یک نقطه عطف است. روزی که سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی از مرزهای ایران عبور کرد و بهصورت عینی، خشن و سازمانیافته در خاک اروپا خود را نشان داد. یادآوری این تاریخ صرفاً بازگویی یک واقعه تاریخی نیست؛ مقابله با فراموشی، بخشی از مقابله با تکرار است. هر جا حافظه تاریخی تضعیف شود، خشونت سیاسی آسانتر عادیسازی میشود و شبکههای سرکوب با هزینهای کمتر به کار خود ادامه میدهند.
در آستانه ۲۴ آوریل ۲۰۲۶، چهلوچهار سال از شبی میگذرد که این منطق سرکوب، در آلمان بهشکلی عریان آشکار شد. شامگاه ۲۴ آوریل ۱۹۸۲، حدود ۱۰۰ مهاجم مسلح به ابزار سرکوب به یک خوابگاه دانشجویی در دانشگاه شهر ماینس المان یورش زیر پوشش اتحادیه انجمن دانشجویان مسلمان ” قدس” بردند. در جریان این حمله، یازده اتاق در طبقات هفتم تا نهم تخریب شد، ۲۸ دانشجوی ایرانی مجروح شدند و بخشی از مدارک آنان بسرقت رفت و یک دانشجوی دختر آلمانی شاهد این یورش وحشیانه بود که دچار. شوک شدید شد و روز بعد بر اثر شدت شک روحی و ترس جان باخت. این رویداد را نمیتوان صرفاً یک «درگیری دانشجویی» یا حادثهای پراکنده نامید. ماینس یکی از نخستین نشانههای آشکار مرحلهای بود که در آن فشار، ارعاب و حذف مخالفان جمهوری اسلامی از محدوده جغرافیایی ایران فراتر رفت و در اروپا نیز بهطور عملی دنبال شد.
اهمیت ۲۴ آوریل ۱۹۸۲ فقط در خود حمله خلاصه نمیشود، بلکه در معنای سیاسی آن است. این حمله حامل پیامی روشن بود: مخالفت با جمهوری اسلامی، حتی در خارج از کشور نیز بیهزینه نخواهد بود. هدف تنها ضربوشتم چند دانشجو یا تخریب یک خوابگاه نبود؛ هدف، ایجاد رعب، شکستن فضای فعالیت سیاسی مخالفان، خاموشکردن صدای اعتراض و انتقال ترس به بدنه اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور و تهدید خانواده در ایران بود. کاظم دارابی یکی از عاملان اصلی. ترور میکونوس در برلین از سردسته های حمله به خوابگاه بود. هادی عفاری معروف به ممد رینگو حمله را. نظارت و سازماندهی میکرد.. بخشی از دانشجویان حزب الهی همچون فرهاد س بعدا در یک شرکت بزرگ فولاد و ابزار در دوسلدورف به مثابه مدیر عامل تا سال ۲۰۲۵ در تامین قطعات صنعتی فعالیت کرده است.
از همین رو، ماینس باید در حافظه تاریخی ایرانیان و نیز در حافظه سیاسی اروپا، بهعنوان لحظهای تعیینکننده ثبت شود؛ لحظهای که سرکوب مخالفان برون مرزی جمهوری اسلامی برای نخستینبار در خاک آلمان و در قلب اروپا، به شکلی ملموس و سازمانیافته چهره نشان داد. آنچه در آن شب رخ داد، نه یک استثنا، بلکه بخشی از الگویی بود که در سالهای بعد در قالب تهدید، تعقیب، لابیگری امنیتی، پروندهسازی، عملیات اطلاعاتی، ترور و ارعاب مخالفان ادامه پیدا کرد.
سپاه پاسداران نیز دقیقاً در همین بستر تاریخی قابل فهم است. این نهاد پس از انقلاب ۱۳۵۷ با عنوان «پاسداری از نظام جدید» شکل گرفت، بیرون از ساختار کلاسیک ارتش عمل کرد و مستقیماً به رهبری جمهوری اسلامی پاسخ میداد. اما سپاه بهتدریج فقط یک نیروی نظامی باقی نماند. بهویژه پس از جنگ ایران و عراق، دامنه نفوذ آن از حوزه نظامی فراتر رفت و به عرصههای امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشیده شد؛ تا جایی که امروز در بسیاری از شئون زندگی مردم ایران در داخل و خارج، از سیاست و رسانه تا اقتصاد و فرهنگ و سرکوب و ترور داخلی،و خارجی حضور و مداخله عملی و اجرایی آن قابل مشاهده است.
برای دقت تاریخی باید تأکید کرد که نیروی قدس، بهعنوان شاخه رسمی برونمرزی سپاه پاسداران، در حدود سال ۱۹۹۰ صورتبندی و تثبیت شد. بنابراین حمله ماینس را نباید به ساختار سازمانی امروزِ نیروی قدس بهصورت مستقیم و صوری نسبت داد. با اینهمه، آنچه ماینس نشان داد، وجود منطق سرکوب برونمرزی پیش از شکلگیری رسمی این شاخه بود؛ منطقی که بر پایه استفاده از شبکههای همسو، نیروهای نزدیک به حاکمیت، پوششهای سیاسی و ایدئولوژیک و ابزارهای غیررسمی و ایجاد شبکه های،نیابتی برای مقابله با مخالفان در خارج از کشور عمل میکرد.

در سالهای پس از آن، این منطق نهتنها از میان نرفت، بلکه پیچیدهتر و نهادینهتر شد. ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی، از همان سالهای نخست، تلاش کردند فضای سیاسی ایرانیان خارج از کشور را زیر نظر بگیرند، در آن نفوذ کنند، آن را چندپاره سازند و در صورت لزوم، با تهدید و خشونت و جاسوسی و ارعاب آن را مهار کنند. از ماینس ۱۹۸۲ تا امروز، اشکال این سرکوب تغییر کرده است، اما اصل آن همچنان پابرجاست: رساندن این پیام که دایره تهدید و مجازات، ترور محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نیست.
یادآوری ۲۴ آوریل، از این جهت صرفاً ادای احترام به قربانیان یک حمله نیست؛ بلکه یادآوری آغاز یک سیاست است. سیاستی که در دهههای بعد، خود را در رخدادهای متعدد و در اشکال مختلف نشان داد. فراموشی این تاریخ، تنها فراموشی یک رویداد نیست؛ فراموشی یک هشدار تاریخی است. و هرگاه جامعهای هشدارهای تاریخی خود را فراموش کند، زمینه برای بازتولید خشونت آمادهتر میشود.
امروز، با گذشت بیش از چهار دهه، تهدید مخالفان، فشار بر فعالان سیاسی و مدنی، و استمرار اشکال گوناگون سرکوب فرامرزی نشان میدهد که ۲۴ آوریل هنوز به گذشتهای بسته و پایانیافته تعلق ندارد. این تاریخ، همچنان به اکنون ما مربوط است. همچنان باید درباره آن نوشت، آن را ثبت کرد، روایت کرد و از دل آن نسبت به امروز هشدار داد. زیرا مقابله با فراموشی، بخشی از دفاع از حقیقت است؛ و دفاع از حقیقت، بخشی از ایستادگی در برابر تکرار خشونت.
۲۴ آوریل ۱۹۸۲ را باید نه فقط بهعنوان یادآور یورش به خوابگاه دانشجویان ایرانی در ماینس، بلکه بهعنوان نماد آغاز مرحلهای تازه در سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی به یاد آورد؛ مرحلهای که در آن خشونت سیاسی، از مرزهای ایران عبور کرد و در اروپا، بهویژه در آلمان، شکل عینی و سازمانیافته یافت. ماینس، تنها یک حادثه نبود؛ نشانه یک تغییر بود. تغییری در ماهیت حضور جمهوری اسلامی در خارج از کشور و تغییری در شیوه مواجهه آن با صدای مخالف.
امروز، در آستانه ۲۴ آوریل ۲۰۲۶، یادآوری این تاریخ یک وظیفه سیاسی و اخلاقی است. نه برای ماندن در گذشته، بلکه برای محافظت از آینده. زیرا فراموشی میتواند به بیعملی بینجامد، و بیعملی راه را برای تکرار باز میکند.
ما ۲۴ آوریل را فقط به یاد یک حمله به خاطر نمیسپاریم؛ آن را به یاد میآوریم چون آغاز یک سیاست بود. سیاست سرکوب فرامرزی. سیاست خاموشکردن صداها. سیاست رساندن ترس به آنسوی مرزها.
ایستادن در برابر فراموشی، ایستادن در برابر تکرار است.
بهروز اسدی
شاهد یورش حزب الهی های در ۲۴ آوریل ۱۹۸۲
فعال حقوق بشر
سخنگوی انجمن زن زندگی ازادی در المان
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|