|
يكشنبه ۲ فروردين ۱۴۰۵ -
Sunday 22 March 2026
|
بر پایه سخن ترامپ، قرار است ایران تا کمتر از ۴۰ ساعت دیگر فاقد برق شده و در تاریکی مطلق فرو رود. قطعاً تصور چنین سناریویی تکاندهنده است. قطع گسترده و طولانیمدت شبکه برق در یک کشور مدرن، تنها به معنای تاریکی نیست؛ بلکه به مثابه توقف ضربان قلب یک تمدن است. وقتی زیرساختهای انرژی از کار میافتند، تمام رشتههای پیونددهنده جامعه به یکدیگر گسسته میشوند.
۱. بحران تشنگی: پمپهای تصفیه و انتقال آب از کار میافتند. در کلانشهرها، نبود آب به سرعت به بحران بهداشتی و شیوع بیماریهای واگیردار تبدیل میشود.
۲. فساد مواد غذایی: با خاموش شدن یخچالهای صنعتی و خانگی، ذخایر غذایی در کمتر از چند روز از بین میروند و زنجیره تأمین و توزیع کالا نابود میشود.
۳. توقف درمان: بیمارستانها حتی با وجود ژنراتورهای اضطراری، تنها برای چند ساعت یا روز قادر به ادامه کار هستند. اتاقهای عمل، بخشهای مراقبت ویژه (ICU) و دستگاههای دیالیز بدون برق، به گورستان بیماران تبدیل میشوند.
۴. فلج شدن سیستم بانکی و ارتباطات
نبود برق، جامعه را از نظر اطلاعاتی و مالی به قرنها پیش بازمیگرداند:
۵. انزوای مطلق: اینترنت، شبکههای موبایل و رادیو و تلویزیون قطع میشوند. فرد از وضعیت محله خود و جهان بیخبر میماند که این امر منجر به گسترش شایعات و وحشت عمومی میشود.
۶. نابودی اقتصاد: بدون سیستمهای بانکی و عابربانکها، پول نقد نایاب شده و قدرت خرید مردم از بین میرود. در واقع، تمام داراییهای دیجیتال مردم غیرقابل دسترسی میشود.
۷. نبود امنیت و بروز هرجومرج اجتماعی
تاریکی مطلق، کاتالیزوری برای ناامنی است:
۸. فروپاشی نظم: سیستمهای نظارتی، دوربینهای امنیتی و دزدگیرها از کار میافتند. نیروهای امدادی و پلیس به دلیل اختلال در ارتباطات، توانایی پاسخگویی به حوادث را نخواهند داشت.
۹. قانون جنگل: در چنین شرایطی، تأمین نیازهای اولیه (آب و نان) ممکن است به درگیریهای محلی منجر شود و امنیت روانی و فیزیکی جامعه به کل از دست برود.
فرجام
تا جایی که توانستم بشمارم، فرض قطعی کامل برق، دستکم ۲۳۰ پیامد سخت برای بخش عمومی و ادامه زندگی مردم در پی دارد.
مظاهر تمدن امروزی (مانند روشنایی، سیستم گرمایش و سرمایش، و دسترسی به اطلاعات) صرفاً ابزارهای رفاهی نیستند، بلکه ستون های بقا محسوب میشوند. وقتی جامعهای ۹۰ میلیونی به ناگاه از تمامی این امکانات محروم شود، فاصله میان «انسان مدرن» و «زیست بدوی» به چند روز تقلیل مییابد.
بدون این زیرساختها، هویت جمعی، ساختار سیاسی و روابط انسانی تحتالشعاع تلاش مذبوحانه برای زندهماندن قرار میگیرد. در واقع، ملتی که ابزار تولید، بهداشت و ارتباطات خود را از دست بدهد، اگرچه از نظر بیولوژیکی ممکن است نفس بکشد، ولی از دیدگاه مدنی و اجتماعی در وضعیتی قرار میگیرد که با «مرگ تمدنی» تفاوت چندانی ندارد. در این حالت، انسان نه برای تعالی، بلکه صرفاً برای گذار از یک ساعت به ساعت بعد میجنگد؛ وضعیتی که تلختر از هر عقبگرد تاریخی به دوران قرون وسطی است.
واقعا زندگی بدون ابزارهای کرامت و پیوندهای انسانی، چه چیزی جز تکرار ملال آور ماندن در برهوت نا امنی دارد؟ ملتی که چراغ تمدنش خشک شود، پیش از آن که در تاریکی شب فرو رود، در غبار نسیان و نابودی تاریخی گم شده است.
یدالله کریمیپور
@karimipour_k
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|