شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ - Saturday 24 January 2026
ايران امروز

iran-emrooz.net | Fri, 23.01.2026, 21:41

«از هیچ‌ منکری نبود اجتنابتان» / دانشجویان دانشگاه شریف

اکنون این واژگان و سطور از پس بیش از دو هفته قطع و سانسور بدیهی‌ترین ابزارهای ارتباطی مردم نگاشته می‌شوند. از پس روزی که با یک دستور، مردم این سرزمین حق حداقلی ارتباط محروم شدند و با دستوری دیگر، جان‌های بی‌گناه فراوانی از دست رفتند؛ از پس روزهایی که دیگر هیچ چیز مانند پیش از آن نمی‌شود.

باری، امروز گفتن از حق طبیعی دسترسی آزاد به اطلاعات و یا تکرار هزارویک‌بارۀ کرور کرور موارد نقض و توهین به حقوق مدنی و انسانی مردم نیز دیگر شوخی نابه‌جا و طنز سیاه است. سخن از پایمال شدن حقوق فرد فرد مردم این سرزمین در تمام این سال‌ها، آن‌قدر رفته که دیگر کلمات معنای خودشان را از دست داده‌اند و البته هربار هم تجاوز و تعدی به داشته و نداشتۀ این مردم چنان مرزهای جدیدی را به خود دیده که واژگان در برابر توصیف این کوه فجایع سپر انداخته‌اند. چه جای سخن از حق اعتراض و بیان خواسته‌های مدنی است، وقتی نیروهای امنیتی سرتاسر شهر را رعب‌آجین کرده‌اند؟ یا فریاد حق تعیین سرنوشت چه معنا دارد وقتی جان کوچک و بزرگ در خیابان بازیچۀ‌ سلاح جنگی یک مشت شبه‌نظامی مردم‌ستیز شده‌است؟ از حق آزادی اطلاعات و ارتباطات چه باید گفت وقتی صدای گلوله و فریاد از پنجرۀ خانه‌ها هم شنیده می‌شود؟

این روزها تمام آنچه سال‌هاست در دفاع از حقوق مدنی و لزوم رفع ستم خوانده و نوشته و گفته شده بیش از خیال خامی‌ نمی‌نمایند؛ آتش سرکوب خرابه‌های خانۀ امید را هم سوزانده و تیغ کشتار نور چشم هر افق روشنی را کور کرده‌است.

از شب پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ و روزهای پس از آن در سرتاسر کشور فاجعه‌ای رقم خورده که جز با کشتار و قتل مردم نمی‌توان توصیفش کرد؛ مردمی که جانشان از آنچه دهه‌ها از سوی حاکمیت بر آن‌ها روا داشته شده به ستوه آمده بود و پاسخ فریاد اعتراض و نارضایتی‌شان را با جنایتی بزرگتر گرفتند. شهرهای کوچک و بزرگ ایران صحنه‌هایی را به خود دیدند که حتی شنیدن خبر بخش کوچکی از آن از تحمل بسیاری خارج است؛ سرکوب خون‌بار و آشکاری که تمام اهل قدرت از بالاترین رده تا پایین در آن دست دارند و محکومند. همان‌هایی که البته به تبع عادت همیشگی خود، در برابر قرار گرفتن مردم بی‌دفاع مقابل گلوله جنگی و رگبار تیر خم به ابرو نیاوردند و بیش از دو هفته با سانسور تمام اطلاعات، دروغ‌گویی و دیکته کردن دستوری روایتشان به صدر تا ذیل رسانه‌ها، به خیال خود، قصه را از بنیاد وارونه کردند.

اکنون، تنها سخنی که رواست، سخن از رد خون بر کوچه و خیابان و سخن از سیاهۀ پایان‌ناپذیر جنایات است. حاکمیت تنها در چند روز چنان کنش قرون وسطایی را به اندیشۀ تاریخ‌مصرف‌گذشتۀ خود ضمیمه کرده که روی منفورترین سرکوب‌گران و مستبدان نیز سفید شده‌است. تنها دو سه روز کافی بود تا زن و مرد و پیر و جوان مردم ایران در خیابان کشته شوند؛ تا جان انسان‌ها به صرف گذر از خیابان و رد شدن از پیاده‌رو هدف گلوله جنگی قرار بگیرد؛ تا صدای شلیک رگبار کف تهران بلند شود؛ تا بیمارستان‌ها از جنازه پر شوند و تا از کودک هشت‌ساله تن بی‌جان ناشناسی در حیاط پزشکی قانونی کهریزک باقی بماند.

آری،‌ خون کردند. خون کردند و در مقابل دوربین‌ها صد قصۀ بی‌سروته بافتند تا رد آن را از دستشان بشویند؛ خون کردند تا شهرهای ایران صحنه رژه رفتن و خط و نشان کشیدن مردان مسلح نقاب‌دار و تیربارهایشان شود؛ آن‌چنان خون کردند که آواز عزا تا خانه‌های بسیاری از مردم و نزدیکانشان رسیده‌است.

در ورای غم و اندوه این فاجعه که شمارش آن ممکن نیست، اما آتشی از خشم و بیزاری در سینۀ آحاد مردم زبانه می‌کشد؛ خشم و بیزاری از خفقانی که راه نفس ملت را بسته است؛ از سرکوبی که تا مقابل درهای خانه‌ها رسیده‌است و از کشتار جوانانی که هرچه بشماریم، نام‌های جدیدی به فهرستشان اضافه می‌گردد. آن سوی تمام این فاجعه‌ها فریاد «این گل پرپرشده، هدیه به میهن شده» به گوش می‌رسد؛ فریادی که قطع و انسداد راه‌های ارتباطی مردم هم مانع از شنیدنش نمی‌شود.

حالا و پس از تمام آنچه از سر گذرانده‌ایم. دیگر چیزی برای انذار نمانده و هیچ معنایی در هشدار نیست‌. حال، تنها بیزاری و نفرت از تک‌تک اعمالتان مانده‌است؛ بیزاری از جور و ستمی که دیگر با چشمان بسته هم بر همگان پیدا می‌گردد.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net