|
سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ -
Tuesday 17 March 2026
|
بیانیهای که با امضای بیش از ۳۵۰ نفر از فعالان سیاسی و دانشگاهیان خارج از کشور با عنوان «توقف فوری جنگ» منتشر شده است، در ظاهر صدایی برای صلح معرفی میشود. اما با نگاهی دقیقتر، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: این بیانیه دقیقاً چه راهی برای خروج ایران از وضعیت بحرانی و طاقتفرسای کنونی پیشنهاد میکند؟
پاسخ، عملاً هیچ است.
مضمون واقعی این بیانیه در مخالفت با هرگونه اقدام یا فشار خارجی علیه جمهوری اسلامی خلاصه میشود؛ موضعی که زیر عنوان جذاب «مخالفت با جنگ» بیان شده است. اما در عمل این موضع چیزی جز رد هرگونه حمایت یا فشار بینالمللی برای تغییر رفتار حکومت نیست. در مقابل، تنها راهی که پیشنهاد میشود همان شعار کلی و تکراری است: «تغییر باید به دست مردم ایران انجام شود.»
اما چگونه؟
پاسخی که معمولاً از سوی همین طیف داده میشود ارجاع به «مبارزات مدنی مسالمتآمیز» است. این در حالی است که تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد چنین راهبردی در برابر ساختار قدرت موجود بارها با سرکوب مواجه شده است. از اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸ تا جنبش ۱۳۸۸، و از خیزشهای سراسری ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ تا جنبش اعتراضی ۱۴۰۱، پاسخ حکومت نه اصلاح بلکه گسترش سرکوب بوده است.
جنبش ۱۴۰۱ نمونه روشنی از این واقعیت بود؛ جنبشی گسترده و مردمی که با مطالباتی مدنی و اجتماعی آغاز شد، اما با خشونتی بیسابقه سرکوب گردید. تجربههای مشابه نشان داده است که در ساختار سیاسی کنونی، اعتراض مدنی نه به اصلاحات ساختاری بلکه اغلب به برخوردهای سختگیرانهتر منجر شده است.
نمونه تکاندهندهتر این روند را میتوان در رویدادهای خونین ۱۸ و ۱۹ دی ماه اخیر دید؛ رویدادهایی که به گفته منابع مختلف با خشونتی گسترده همراه بود و به قربانی شدن شمار زیادی از شهروندان انجامید. چنین وقایعی بار دیگر نشان داد که حکومت در مواجهه با بحرانهای سیاسی و اجتماعی، به جای گشودن مسیرهای اصلاح، به ابزارهای سختافزاری قدرت متوسل میشود.
در چنین شرایطی، صرف تکرار شعار «مبارزه مدنی» بدون ارائه هیچ نقشه راه عملی، بیش از آنکه یک راهبرد سیاسی باشد به نوعی امید انتزاعی شباهت پیدا میکند.
از سوی دیگر، ترکیب امضاکنندگان این بیانیه نیز قابل توجه است. بخش بزرگی از آنان به نسل قدیمی اپوزیسیون ایرانی تعلق دارند؛ شبکههایی که ریشه در جریانهای سیاسی دهههای پیش از انقلاب، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و برخی حلقههای چپ و ملی در خارج از کشور دارند. این شبکهها طی دهههای گذشته بارها بیانیههای مشابهی منتشر کردهاند، اما واقعیت آن است که چنین مواضعی تاکنون تغییر ملموسی در توازن قدرت سیاسی در ایران ایجاد نکرده است.
مسئله اصلی دقیقاً همینجاست: رد هرگونه فشار خارجی در کنار نبود هیچ راهکار عملی داخلی. حاصل این ترکیب در نهایت چیزی جز تداوم بنبست سیاسی نیست؛ بنبستی که در آن حکومت بدون مواجهه با فشار مؤثر میتواند به سیاستهای سرکوبگرانه خود ادامه دهد.
تا زمانی که پاسخی روشن به این پرسش داده نشود که دقیقاً چه مکانیسمی قرار است این ساختار قدرت را تغییر دهد، بیانیههایی از این دست بیش از آنکه طرحی برای خروج از بحران باشند، به نوعی سیاست انفعال شباهت دارند؛ سیاستی که در نهایت – آگاهانه یا ناخواسته – تنها یک پیامد عملی دارد: ماندگاری همان وضعیتی که مردم سالهاست از آن رنج می برند.
هانوفر/۲۵ اسفند ۲۸۵۴ شاهنشاهی
مطابق با ۱۴۰۴ خورشیدی
حسام وثوقی
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|