دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - Monday 9 March 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 09.03.2026, 14:05

نامه سرگشاده بهروز اسدی به وزیر کشور فدرال آلمان

در خصوص ضرورت حمایت در برابر سرکوب فراملیِ اعمال‌شده از سوی جمهوری اسلامی ایران، در پی اظهارات اخیر دادستان کل ایران، محمد موحدی آزاد، و نیز پیامدهای آن برای سیاست پناهندگی در آلمان

جناب آقای وزیر فدرال، آقای دوبرینت،

با نگرانی عمیق، این نامه را در پی افزایش سرکوب فراملی از سوی جمهوری اسلامی ایران علیه مخالفان سیاسی، فعالان حقوق بشر، ایرانیان تبعیدی و سایر دگراندیشان سیاسی در آلمان و اروپا، خدمت شما می‌نویسیم.

تهدیدهای علنی اخیر از سوی نمایندگان دستگاه قضایی ایران، بار دیگر به روشنی نشان می‌دهد که این رژیم با چه ذهنیت و رویکردی علیه منتقدان خود عمل می‌کند: افرادی که در خارج از کشور دیدگاه خود را بیان می‌کنند، اپوزیسیون را سازمان‌دهی می‌کنند یا با قربانیان خشونت حکومتی اعلام همبستگی می‌کنند، به‌طور کلی «دشمن» تلقی می‌شوند. بدین‌سان، مخالفان سیاسی از انسانیت تهی، مجرم‌انگارانه معرفی و به هدف ارعاب حکومتی تبدیل می‌شوند. این ادبیات نه‌تنها تعرضی آشکار به حقوق بنیادین است، بلکه بخشی از یک راهبرد نظام‌مندِ سرکوب فراملی به شمار می‌آید.

ما از مدت‌ها پیش می‌دانیم که ساختارهای جمهوری اسلامی، به‌ویژه شبکه‌های وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و عناصر اطلاعاتی، در خارج از ایران نیز فعال هستند. هدف آنان اعمال فشار بر جوامع تبعیدی، گسترش ترس، نظارت بر صداهای مخالف، ارعاب و منزوی‌سازی آنان است. افراد آسیب‌دیده از تهدید علیه خود و اعضای خانواده‌شان، از ارعاب در فضای مجازی، از زیر نظر گرفتن در گردهمایی‌ها و از تلاش‌هایی برای جلوگیری از فعالیت سیاسی دموکرات‌های ایرانی در آلمان گزارش می‌دهند.

«ابعاد سیاسی این تهدید، به‌ویژه با توجه به اظهارات اخیر دادستان کل ایران، محمد موحدی آزاد، بیش از پیش آشکار می‌شود. او بنا بر گزارش خبرگزاری قوه قضائیه، میزان، اعلام کرده است: “بر اساس قانون، هرگونه همراهی و همکاری با دشمن در خارج از کشور که به امنیت ملی آسیب وارد کند، با مصادره تمامی اموال مجازات خواهد شد.” بدین ترتیب، یکی از مقام‌های بلندپایه دستگاه قضایی ایران به‌صراحت و بدون هیچ ابهامی روشن می‌سازد که سیاست تهدید رژیم، به داخل کشور محدود نمی‌شود، بلکه به‌طور مشخص ایرانیان خارج از کشور را نیز هدف قرار می‌دهد؛ ایرانیانی که از حق خود در آزادی بیان استفاده می‌کنند.»

با تأسف باید بگوییم که این واقعیت هنوز در افکار عمومی آلمان به اندازه لازم مورد توجه قرار نگرفته است. حمایت از کسانی که از آزار و تعقیب سیاسی گریخته‌اند و اکنون نیز در اینجا از سوی بازوان بلند رژیم ایران تهدید می‌شوند، باید آشکارتر، جدی‌تر و قاطعانه‌تر مورد رسیدگی قرار گیرد. سرکوب فراملی پدیده‌ای حاشیه‌ای نیست؛ بلکه حمله‌ای مستقیم به امنیت داخلی آلمان، به آزادی بیان، آزادی تجمع و کرامت انسانیِ افراد آسیب‌دیده است.

هم‌زمان، افکار عمومی آلمان و نیز سیاست‌گذاری اروپایی باید روشن‌تر درک کنند که جمهوری اسلامی در خارج از کشور در پی اعمال چه نوع نفوذی است. مسئله تنها به روابط دیپلماتیک یا پرسش‌های کلاسیک امنیتی محدود نمی‌شود. موضوع، اعمال نفوذ هدفمند سیاسی، ایدئولوژیک و اجتماعی از سوی رژیمی است که دگراندیشان را نه به‌عنوان اپوزیسیون مشروع، بلکه به‌عنوان دشمن می‌نگرد. کسی که چنین می‌اندیشد، نه بر مبنای اصول حاکمیت قانون، بلکه بر اساس منطق سرکوب عمل می‌کند.

مایه نگرانی ویژه است که در آلمان، برخی مراسم و تجمعات، زیر پوشش ساختارهای ظاهراً مدنی یا انجمن‌های ثبت‌شده، در خدمت عادی‌سازی جمهوری اسلامی، مقبول جلوه دادن نمادهای آن یا نسبی کردن جنایت‌هایش قرار گیرند. آنجا که تبلیغات جای روشنگری را می‌گیرد، آنجا که مسئولیت در قبال نقض‌های فاحش حقوق بشر محو می‌شود و آنجا که قربانیان تحقیر یا نامرئی می‌شوند، دولت دموکراتیک و مبتنی بر حاکمیت قانون نباید بی‌تفاوت بماند.

نمی‌توان پذیرفت که رژیمی که در سایه نمادهای آن طی دهه‌ها خون‌های بسیار ریخته شده است، در اروپا مدعی عادی‌بودن شود. بسیاری از مردم، اعضای خانواده، دوستان یا همراهان خود را به‌سبب این نظام از دست داده‌اند. برای آنان، این نمادها بیانگر یک دولت مشروع نیست، بلکه نشانه‌های سرکوب، شکنجه، اعدام و تعقیب سیاسی است. هر کس این بُعد از مسئله را نادیده بگیرد، واقعیت زیسته قربانیان را درک نکرده است.

جناب آقای وزیر،

شما بارها نگرانی خود را نسبت به تحرکات مهاجرتی و احتمال موج‌های تازه پناهجویی در پی تحولات خاورمیانه ابراز کرده‌اید. در این‌جا باید بر یک نکته اساسی تأکید کرد: بیشتر ایرانیان، وطن خود را نه از سر اختیار، بلکه از سر ناچاری، ترس از آزار و پیگرد، و به سبب فقدان آزادی، امنیت و کرامت ترک می‌کنند. آنان نمی‌گریزند چون می‌خواهند از میهن خود چشم بپوشند، بلکه چون امکان یک زندگی شرافتمندانه و انسانی در آنجا از آنان سلب شده است.

بر پایه سال‌ها تجربه در حوزه مهاجرت و امور پناهندگان، به‌ویژه در کار با پناهجویان ایرانی، می‌دانیم که بخش بسیار بزرگی از پناهندگان ایرانی، در صورت تحقق تحول دموکراتیک، پایان یافتن تعقیب سیاسی و تضمین آزادی بیان، آزادی وجدان و آزادی تجمع، داوطلبانه به وطن خود بازخواهند گشت. بسیاری از آنان نمی‌خواهند برای همیشه از ریشه‌های خود جدا بمانند. آنان می‌خواهند بازگردند، خانواده‌های خود را دوباره ببینند، آینده‌شان را در کشور خود بسازند و در بازسازی ایرانی آزاد مشارکت کنند.

ما خوشحال و آسوده خواهیم شد اگر روزی مردم بتوانند با کرامت به سرزمین خود بازگردند. و ما یقین داریم که آن روز فرا خواهد رسید. مردم آزادانه به وطن خود بازخواهند گشت، به‌جای آنکه همچنان به سبب ترس، سرکوب و بی‌آیندگی به فرار وادار شوند. سیاست باید بر اساس واقعیت‌ها سنجیده شود و متناسب با آن عمل کند. عمل متناسب، به این معناست که ماهیت جمهوری اسلامی به‌روشنی شناخته شود و در کنار مردم ایران قرار گرفته شود؛ مردمی که برای آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی ایستادگی می‌کنند.

ما بر این باوریم که پایان این رژیم نزدیک‌تر شده است؛ مشروط بر آنکه بار دیگر از طریق امتیازهای دیپلماتیک، مماشات سیاسی یا چشم‌پوشی راهبردی از بیرون، تثبیت نشود. دقیقاً به همین دلیل، آلمان باید امروز موضع تاریخی درستی اتخاذ کند: نه به سود رژیم، بلکه به سود مردم ایران که سال‌هاست با به خطر انداختن جان خود برای آزادی و دموکراسی مبارزه می‌کنند.

از این‌رو، کافی نیست که مسئله پناهجویی صرفاً از منظر اداری یا امنیتی نگریسته شود. هر کس بخواهد به‌طور مؤثر با علل فرار و پناهجویی مقابله کند، باید علت سیاسی آن را نیز نام ببرد: نظام حاکم جمهوری اسلامی ایران. تا زمانی که این رژیم مردم را تحت تعقیب قرار می‌دهد، زنان را از حقوق خود محروم می‌کند، اپوزیسیون را سرکوب می‌کند و حتی در خارج از کشور نیز منتقدانش را تهدید می‌کند، دلایل فرار و پناهجویی همچنان پابرجا خواهند بود.

از نظر ما، پیامدهای سیاسی روشنی از این واقعیت ناشی می‌شود:

آلمان باید حمایت از مخالفان و منتقدان ایرانی، فعالان سیاسی و مدنی، و نیز ایرانیان تبعیدیِ در معرض خطر را به‌طور چشمگیری تقویت کند. تهدیدهای ناشی از سرکوب فراملی باید به‌طور مستمر ثبت، پیگیری و علناً نام‌گذاری شوند.

نهادهای امنیتی و تصمیم‌گیران سیاسی باید فعالیت‌های شبکه‌های نزدیک به رژیم، ساختارهای پوششی و عملیات نفوذ را جدی‌تر بگیرند و درباره وضعیت‌های تهدید، شفاف‌تر اطلاع‌رسانی کنند.

دولت فدرال آلمان باید در برابر جمهوری اسلامی موضعی روشن و صریح اتخاذ کند: نه به عادی‌سازی، نه به کوچک‌نمایی یک دستگاه سرکوب، و نه به بی‌تفاوتی در برابر راهبردهای ارعاب‌آمیز آن در اروپا.

هم‌زمان، در بحث آلمان درباره مهاجرت باید پذیرفته شود که مقابله واقعی با علل پناهجویی، به این معنا نیز هست که عاملان آزار، سرکوب و بی‌ثباتی از نظر سیاسی طرد شوند، نه اینکه از طریق عادی‌سازی نمادین یا عملی، اعتبار یابند.

کسی که امروز برای ایرانی آزاد مبارزه می‌کند، علیه آلمان مبارزه نمی‌کند، بلکه برای همان ارزش‌هایی می‌کوشد که دموکراسی آلمان بر آنها استوار است: آزادی، حاکمیت قانون، کرامت انسانی و مشارکت سیاسی. بسیاری از ایرانیان تبعیدی در آلمان با تعهدی چشمگیر به جامعه مدنی یاری می‌رسانند. آنان شایسته حمایت، دیده‌شدن و پشتیبانی سیاسی هستند، نه سوءظن و کلی‌گویی‌های تبعیض‌آمیز.

از این رو، از شما درخواست می‌کنیم موضوع سرکوب فراملی از سوی جمهوری اسلامی ایران در آلمان را با قاطعیت بیشتری در دستور کار سیاسی قرار دهید و در عین حال، وضعیت پناهندگان ایرانی را نه صرفاً از منظر مهاجرت، بلکه پیش از هر چیز از منظر تعقیب، آزادی و ریشه‌های واقعی فرار و پناهجویی بررسی کنید.

آلمان می‌تواند و باید در این زمینه نشانه‌ای روشن ارائه دهد: در حمایت از آزار‌دیدگان، در دفاع از حقوق بنیادین دموکراتیک و در مخالفت با ارعاب فرامرزی توسط رژیم‌های اقتدارگرا.

ما با تأکید از شما درخواست می‌کنیم که:

- وضعیت تهدید را به‌صورت علنی به رسمیت بشناسید؛
- حمایت از ایرانیان تبعیدیِ در معرض خطر را گسترش دهید؛
- ساختارهای نفوذ و ارعابِ نزدیک به رژیم را به‌طور قاطع بررسی کنید؛
- و سیاست آلمان در قبال ایران را با توجه به حقوق بشر، امنیت و مقابله واقعی با علل پناهجویی، بازتعریف و بازتنظیم کنید.

هم‌زمان از شما اجازه می‌خواهیم که این نامه را برای اطلاع رسانه‌ها، مطبوعات، سازمان‌های حقوق بشری، نمایندگان پارلمان و نیز کل دولت فدرال آلمان نیز ارسال کنیم. زیرا خطر ناشی از سرکوب فراملی و مسئولیت سیاسی در مواجهه با علل فرار و پناهجویی، تنها به یک وزارتخانه محدود نمی‌شود، بلکه کل افکار عمومی دموکراتیک را دربرمی‌گیرد.

با احترام
فعال حقوق بشر
سخنگوی انجمن Woman Life Freedom Germany e.V.




 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net