|
دوشنبه ۱ تير ۱۴۰۵ -
Monday 22 June 2026
|
کریس اسمیت / فایننشال تایمز/ ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶
کییر استارمر هرگز نه از نظر حرفهای و نه از نظر غریزی یک سیاستمدار نبود. فاصله روانی او از فضای وستمینستر زمینهساز صعودش به عالیترین مقام سیاسی بریتانیا شد، اما همین ویژگی در عین حال نقاط ضعفی را آشکار کرد که سرانجام او را پس از کمتر از دو سال از قدرت کنار زد.
رأیدهندگان، مدیران شرکتها، سرمایهگذاران و رهبران خارجی امیدوار بودند دوران نخستوزیری او پایانی بر ۱۴ سال پرآشوب حکومت محافظهکاران باشد. اما در عوض، ممکن است دولت او بهعنوان دورهای به یاد آورده شود که بیثباتی را تداوم بخشید.
استارمر پیش از ورود به سیاست یک وکیل موفق حقوق بشر بود و پیش از آنکه در سال ۲۰۱۵ و در ۵۲ سالگی وارد پارلمان شود، عالیترین مقام دادستانی در انگلستان و ولز را بر عهده داشت. این پیشینه، که او را مدیری باتجربه نشان میداد، بخش مهمی از پیام انتخاباتیاش به افکار عمومی بود.
پس از سالها درگیریهای داخلی حزب محافظهکار و آشفتگی ناشی از برگزیت، استارمر حزب کارگر را بهعنوان گروهی از «پخته و مسئول» معرفی کرد که میتوانند شایستگی و کارآمدی را به دولت بریتانیا بازگردانند. او در نخستین سخنرانی خود در خیابان داونینگ در ۵ ژوئیه ۲۰۲۴ وعده داد سیاستی را دنبال کند که «با زندگی مردم با ملایمت بیشتری برخورد کند». استعفا دادن تنها اندکی پس از یک پیروزی قاطع انتخاباتی و تبدیل شدن به کوتاهمدتترین نخستوزیر در میان هفت نخستوزیر حزب کارگر، به معنای شکست آشکار در تحقق همین وعده است.
محبوبیت او که بهسرعت در پی جنجال مربوط به دریافت کمکهای مالی برای لباس و بلیت رویدادها آسیب دیده بود، هرگز از ضربهای که در نتیجه تصمیم اولیهاش برای قطع کمکهزینه سوخت زمستانی بازنشستگان وارد شد، بهبود نیافت.
نارضایتی رأیدهندگان از وضعیت مهاجرت، خدمات عمومی و اقتصاد، و همچنین جنجال ناشی از انتصاب لرد پیتر مندلْسون به عنوان سفیر بریتانیا در واشنگتن، بیش از پیش به موقعیت او لطمه زد.
منتقدان معتقدند که استارمر، با وجود مجموعهای از «نقاط عطف»، «مأموریتها» و «بنیادها» که برای دولت خود تعریف کرده بود، هرگز نتوانست برنامهای روشن و قانعکننده برای کشور ارائه کند و همین امر سقوط او را تسریع کرد.
بن انسل، استاد علوم سیاسی دانشگاه آکسفورد، میگوید شکست استارمر «پیش از هر چیز شکست در رهبری» و نتیجه پرهیز او از «ریسکهای بزرگ» در حوزههایی همچون مالیات، مهاجرت و خدمات مراقبت اجتماعی بود.
انسل افزود: «لازم نیست زهران ممدانی باشید»؛ اشارهای به شهردار کاریزماتیک نیویورک که سال گذشته با قدرت به مقام خود رسید. «رهبران پرانرژی چپ میانه در سراسر جهان ممکن است دیدگاههای سیاسی بسیار متفاوتی داشته باشند، اما همه آنها قادرند یک چشمانداز را به مردم منتقل کنند و توضیح دهند چرا آن را دنبال میکنند. استارمر چنین تواناییای نداشت.»
قربانی شبکهای پیچیده از مشکلات
حامیان او اما میگویند استارمر قربانی شبکهای پیچیده از مشکلات شد که حل آنها از توان بسیاری از رهبران خارج بود: دو دهه رکود در سطح زندگی مردم و فرسودگی خدمات عمومی، همراه با بار سنگین مالیات و بدهی که فضای چندانی برای اصلاحات باقی نمیگذاشت؛ آن هم در جهانی بیثباتتر و در برابر افکار عمومیای که روزبهروز کمحوصلهتر میشد. اکنون این وظیفه بر دوش جانشین او ــ که به احتمال فراوان اندی برنهام خواهد بود ــ قرار میگیرد که کشور را متقاعد کند حزب کارگر برای آینده برنامهای مشخص دارد.
استارمر از خانوادهای کارگری برخاسته بود؛ تا جایی که حتی خودش نیز گاه با شوخی به تکرار مداوم اشارهاش به شغل پدرش بهعنوان ابزارساز اشاره میکرد. با این حال، بهتدریج در نگاه افکار عمومی به نماد چپِ طبقه متوسطِ شمال لندن تبدیل شد.
اما نیروهای چپگرا نیز او را از خود نمیدانستند. آنها از لحن سختگیرانه او درباره مهاجرت ناراضی بودند و معتقد بودند فردی که زمانی از دو فعال مدنی در پرونده مشهور علیه مکدونالدز دفاع کرده بود، اکنون دیگر تعهد کافی به آرمانهای مترقی ندارد. تا سال جاری، بسیاری از رأیدهندگان چپگرای ساکن شهرها ترجیح میدادند به حزب سبز رأی دهند.

استارمر پس از پیروزی در حوزه امن حزب کارگر در هولبورن و سنت پنکراس در سال ۲۰۱۵، در مقام سخنگوی برگزیت، با مخالفت با طرحهای مختلف دولتهای محافظهکار برای خروج از اتحادیه اروپا، محبوبیت زیادی در میان هواداران طرفدار اروپا در حزب به دست آورد.
در حزب کارگری که گرفتار کشمکشهای جناحی بود و هنوز از چرخش چپگرایانه جرمی کوربین آسیب دیده بود، استارمر بهعنوان چهرهای «پاک و بیحاشیه» شناخته میشد: نه بیش از حد به رهبر وقت حزب و حلقه نزدیکانش نزدیک شد و نه مستقیماً با آنان درگیر شد.
همین راهبرد به او کمک کرد تا در سال ۲۰۲۰ رقبای خود را کنار بزند و به رهبری اپوزیسیون برسد؛ آن هم با برنامهای که شامل افزایش مالیات بر درآمد، حذف شهریه دانشگاهها و ملیکردن بخشهای انرژی و آب بود.
اما تنها چند ماه بعد، استارمر با هدایت مشاور ارشد خود، مورگان مکسوئینی، این وعدهها را کنار گذاشت، به سیاستهای میانهروتر روی آورد و عضویت کوربین در حزب را به حالت تعلیق درآورد. تلاشهای عمدتاً موفق او برای مقابله با یهودستیزی در حزب کارگر، شاید در نهایت ماندگارترین دستاورد سیاسی او محسوب شود.
استارمر دوست داشت بگوید کاری را که رهبران پیشین حزب کارگر، یعنی لرد نیل کیناک، جان اسمیت و سر تونی بلر، در طول یک دهه انجام داده بودند، او تنها در یک دوره پارلمانی انجام داده و اعتبار حزب را بازگردانده است. اما حتی حامیانش نیز مطمئن نبودند که حزب کارگرِ تحت رهبری او در صورت دستیابی به قدرت دقیقاً چه برنامهای برای حکومت دارد.
راهبردی محتاطانه و ریسکگریز
رئیس یکی از اندیشکدههای چپگرای بریتانیا میگوید که استارمر و تیمش در دوران اپوزیسیون «اصلاً اهل تعامل و گوش دادن نبودند». یکی از افرادی که پیش از انتخابات به تیم استارمر مشاوره میداد نیز گفت: «حزب کارگر با این تصور وارد دولت شد که صرفاً عوض کردن افرادی که در رأس قرار دارند، برای حل مشکلات کافی خواهد بود.»
استارمر راهبردی محتاطانه و ریسکگریز را در پیش گرفت؛ راهبردی که به «استراتژی گلدان چینی مینگ» معروف شد: عبور از مسیر انتخابات ۲۰۲۴ بدون هیچ اشتباه یا حاشیهای که بتواند توجهها را از نارضایتی عمومی نسبت به محافظهکاران منحرف کند. برنامه انتخاباتی حزب کارگر که در آستانه روز رأیگیری تعدیل و ملایمتر شده بود، متعهد میشد که مالیات بر درآمد، مالیات بر ارزش افزوده و حق بیمه ملی را افزایش ندهد.
اما پس از رسیدن به قدرت، این «گلدان» خیلی زود ترک برداشت. ریچل ریوز، وزیر دارایی، در نخستین بودجه خود نرخ حق بیمه ملی پرداختی کارفرمایان را افزایش داد.
این عقبنشینی از وعده مالیاتی ــ که با هدف جبران «حفره سیاه» در بودجه عمومی انجام شد ــ خشم فعالان اقتصادی را برانگیخت. هرچند استارمر بستهای تاریخی از حقوق کارگران را به اجرا گذاشت، اصلاحات گستردهای در بخش اجاره مسکن انجام داد و برنامههای انرژی سبز را پیش برد، اما نقض وعده مالیاتی، همراه با عقبنشینیهای بعدی درباره کمکهزینه سوخت زمستانی و اصلاحات نظام رفاهی، تردیدها درباره قضاوت و تصمیمگیری او را افزایش داد.
یکی از افرادی که زیر نظر استارمر کار کرده بود میگوید او بهشدت تحت تأثیر زندگی دشوار برادرش نیک، که دارای ناتوانیهای یادگیری بود، قرار داشت و انگیزه اصلیاش این بود که مانع از آن شود که افراد جامعه «نادیده گرفته شوند و کنار گذاشته شوند».
اما به گفته همین فرد، استارمر بدون آنکه «برنامهای مشخص برای حکومت» داشته باشد وارد قدرت شد و فاقد هرگونه «نظریه تغییر» بود. او توضیح داد که استارمر تقریباً با هر مسئلهای «از یک صفحه کاملاً سفید» مواجه میشد. استارمر که بهطور مشهور از خودکاوی و تأمل شخصی گریزان بود و بیش از هر چیز به سیاست خارجی علاقه داشت، حتی نزدیکترین افراد به خود را نیز درباره آنچه واقعاً میخواست انجام دهد، در ابهام نگه میداشت.
در آغاز، استارمر متهم بود که نمایندگان پارلمان را از دایره تصمیمگیری کنار گذاشته است. او عمدتاً به حلقهای محدود از افراد متکی بود که یا از اندیشکده «لیبر توگدر» به رهبری مکسوئینی آمده بودند یا از دوران «کارگر نو» باقی مانده بودند؛ زیرا خود او فاقد یک پایگاه سیاسی و جناح وفادار شخصی بود. او بعدها در تلاشی بیثمر برای بهبود جایگاه خود، شماری از عالیترین مقامهای دولتی و مشاورانش، از جمله مکسوئینی، بارونس سو گری و سر کریس وورمالد را کنار گذاشت.
کارمندان ارشد دولت میگویند همانگونه که استارمر به اعضای تیم خود وفاداری چندانی نشان نمیداد، در قبال مواضع سیاسی نیز اگر احساس میکرد محبوبیت ندارند، تمایلی به پافشاری بر آنها نداشت. حتی اگر او در ابتدا توانسته بود روابط ویژه بریتانیا و ایالات متحده را با دونالد ترامپ بهخوبی مدیریت کند، انتصاب مندلْسون نشان داد که استارمر تا چه اندازه در تصمیمگیریها رویکردی منفعل و غیرمداخلهگر دارد.
فردی که با استارمر کار کرده بود میگوید: «هیچ انگیزه و پیگیری جدی برای اجرای سیاستها وجود نداشت. او تصور میکرد این کار وظیفه شخص دیگری است.»
پس از آنکه در ماه فوریه از یک بحران سیاسی جان سالم به در برد ــ زمانی که رهبر حزب کارگر اسکاتلند از او خواست کنارهگیری کند ــ بسیاری از نمایندگان حزب پس از نتایج فاجعهبار انتخابات محلی و منطقهای ماه مه به این نتیجه رسیدند که دوران استارمر به پایان رسیده است.
اندی برنهام، نخستوزیر تازه
استارمر مدتها صرفاً به دلیل اختلاف نظرها بر سر جانشین احتمالیاش در مقام خود باقی ماند. اما سرنوشت او زمانی قطعی شد که اندی برنهام توانست جاش سایمونز ــ رئیس پیشین اندیشکده «لیبر توگدر» ــ را متقاعد کند از کرسی پارلمانی میکرفیلد استعفا دهد و راه بازگشت شهردار منچستر بزرگ به پارلمان را هموار سازد.
در طول هفتههایی که فضای سیاسی در انتظار انتخابات میاندورهای میکرفیلد در حالت تعلیق قرار داشت، استارمر هرگز نتوانست نمایندگان حزب را متقاعد کند که همچنان از او حمایت کنند. استعفای جان هیلی از سمت وزیر دفاع، در پی اختلاف بر سر بودجه نظامی، آخرین استدلال استارمر درباره اهمیت ثبات در جهانی متلاطم را نیز تضعیف کرد.
هفته گذشته، پیروزی قاطع برنهام در میکرفیلد شمار بیشتری از نمایندگان را متقاعد کرد که زمان آن رسیده است کشور نخستوزیری تازه با روایتی سیاسی جذابتر داشته باشد. هنگامی که اعضای کابینه خود استارمر نیز شروع کردند به او بگویند با این ارزیابی موافقاند، او سرانجام دریافت که به پایان راه رسیده است.
در شرایطی که حزب کارگر در نظرسنجیها با مشکلات جدی روبهروست، شاید مهمترین میراث استارمر ــ به شکلی طعنهآمیز ــ این باشد که حزبش را وادار کرده درباره هدف و فلسفه حضور خود در قدرت بحثی را آغاز کند که میبایست در دوران اپوزیسیون انجام میشد.
این بحث در حالی شکل خواهد گرفت که بریتانیا در آستانه یک بحران مالی قرار دارد؛ هزینه استقراض دولت رو به افزایش است، بازارها نسبت به مطالبات نمایندگان برای افزایش هزینههای عمومی نگران هستند و رأیدهندگان نیز بیش از پیش به سوی حزب راستگرای «رفرم یوکی» در یک سو و حزب سبز در سوی دیگر جذب میشوند.
هری کوئیلتر-پینر، مدیر اندیشکده چپگرای IPPR، میگوید: «از بسیاری جهات، ما اکنون در آخرین فرصت برای سیاست میانهرو، لیبرال و جریان اصلی قرار گرفتهایم.»
او افزود: «حزب کارگر با وعده ایجاد تغییر به قدرت رسید. استارمر میگفت او همان فرد بالغ حاضر در اتاق است که میتواند از درگیریهای سیاسی فراتر برود و کارها را به سرانجام برساند. اما رأیدهندگان فقط تا حد مشخصی حاضرند چنین وعدههایی را باور کنند؛ پس از آن به دنبال گزینهای کاملاً متفاوت خواهند رفت.»
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|