شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ - Saturday 23 May 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 23.05.2026, 12:00

«به نظر می‌رسد دیگر کار از تردید گذشته است»


یوآو لیمور / اسرائیل هیوم / ۲۳ مه ۲۰۲۶

به نظر می‌رسد دیگر کار از تردید گذشته است. دیگر مسئله این نیست که آیا جنگ از سر گرفته خواهد شد یا نه، بلکه مسئله این است که چه زمانی آغاز می‌شود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از تردیدها و رایزنی‌ها و همچنین پس از سفرش به چین، سرانجام تصمیم گرفته است درگیری‌ها را از سر بگیرد.

البته همان‌طور که همیشه درباره ترامپ صدق می‌کند، این‌جا هم یک اما و اگر وجود دارد: تا زمانی که جنگ عملاً آغاز نشده، نمی‌توان آن را قطعی دانست. اما از میان سطرها می‌توان فهمید که او دریافته بدون وارد کردن ضربه‌ای سخت‌تر به ایران، قادر نخواهد بود تهران را وادار به عقب‌نشینی کند.

ناامیدی سه‌گانه ترامپ

ناامیدی سه‌گانه ترامپ به‌سختی قابل پنهان کردن است.

نخست این‌که دستاوردهای جنگ ــ و این دستاوردها کم هم نبودند ــ به نتیجه‌ای معنادار بر سر میز مذاکره تبدیل نشده‌اند. به جای آن‌که آمریکا در جایگاه پیروز و ایران در مقام شکست‌خورده وارد مذاکرات شود، این ایرانی‌ها هستند که چنان رفتار می‌کنند که گویی آنان شرایط را تعیین می‌کنند و آمریکا باید خود را با آن تطبیق دهد.

دومین ناامیدی این است که ترامپ، به جای پرداختن به موضوعات دیگر، همچنان درگیر مسئله ایران مانده است. او تا این مرحله انتظار داشت درگیر مسائل دیگری باشد؛ از کوبا گرفته تا گرینلند و تقسیم منافع اقتصادی، یعنی امضای قراردادهایی که قرار بود بخشی از تقسیم غنائم پس از جنگ باشند. و از همه مهم‌تر، آماده‌سازی برای جام جهانی فوتبال که سه هفته دیگر در آمریکا و همچنین کانادا و مکزیک آغاز می‌شود. قرار بود این جام جهانی، «جام جهانی ترامپ» باشد؛ رویدادی که هم‌زمان با آن، آمریکا دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال خود را جشن می‌گیرد. اما او همچنان گرفتار ایران است.

سومین ناامیدی این است که ترامپ برنامه روشنی در اختیار ندارد. ژنرال‌های او نمی‌توانند واقعاً دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع را تضمین کنند و او بیم دارد که به جای یک نتیجه تعیین‌کننده، گرفتار جنگی فرسایشی و باتلاقی شود که فقط بحران را عمیق‌تر خواهد کرد و در این مسیر محبوبیتش را بیش از پیش کاهش خواهد داد.

در رؤیاهایش، او قرار بود نسخه‌ای مدرن از ژولیوس سزار باشد که می‌گوید: «آمدم، دیدم، پیروز شدم.» اما اکنون خطر آن وجود دارد که به عنوان کسی در یادها بماند که کشورش و کل غرب را در یک شکست راهبردی گرفتار کرد.

این جمله آخر نیازمند توضیح است. از دید ترامپ و همچنین اسرائیل، پیروزی دست‌کم به معنای حل‌وفصل روشن مسئله هسته‌ای ایران و بازگشایی بی‌قیدوشرط تنگه هرمز است. اگر رژیم ایران نیز سقوط کند، آن‌گاه این یک امتیاز بسیار بزرگ خواهد بود؛ تحولی که می‌تواند روندهای مثبتی را در داخل ایران تسریع کند و تأثیر آن در سراسر منطقه و جهان بازتاب یابد. هر نتیجه‌ای کمتر از این، به معنای پیروزی ایران خواهد بود.

توضیحات و توجیهات نیز کمکی نخواهند کرد: این‌که ایران چه اندازه آسیب دیده، ضربه اقتصادی تا چه حد عمیق بوده، و ارتش و صنایع نظامی آن چه میزان خسارت دیده‌اند. در نگاه ایرانی‌ها، شکست نخوردن خود نوعی پیروزی است. و آنان این پیروزی را به قدرت داخلی، منطقه‌ای و جهانی تبدیل خواهند کرد. بدترین سناریو آن است که اگر آمریکای ترامپ نتواند آنان را شکست دهد، بعید خواهد بود که هیچ کشور دیگری یا هیچ رئیس‌جمهور دیگری در واشنگتن در آینده جرئت کند بار دیگر چنین تلاشی انجام دهد.

نتانیاهو در جست‌وجوی یک دستاورد بزرگ

همه این مسائل اکنون روی میز قرار دارند، در کنار چند موضوع دیگر که ظاهراً نباید به تصمیمات مربوط به جنگ و صلح گره بخورند، اما در پس‌زمینه نقشی عمیق دارند. مهم‌ترین آن‌ها سیاست داخلی اسرائیل در آستانه انتخابات است و به بیان دقیق‌تر، وضعیت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، که به‌شدت در جست‌وجوی یک دستاورد بزرگ و چشمگیر است؛ دستاوردی که بتواند روند نظرسنجی‌ها را تغییر دهد یا دست‌کم توجه‌ها را از رسوایی قانون سربازی و شکست آشکار در جبهه شمالی منحرف کند و به میدان‌هایی ببرد که برای او راحت‌تر هستند. این همان میدان‌هایی است که به نام آن‌ها می‌توان همه‌چیز را کنار گذاشت، به‌ویژه جلو انداختن انتخابات، با همان استدلال فرسوده: «ساکت باشید، ما در حال جنگیم.»

چنین جنگی، اگر واقعاً آغاز شود ــ زیرا با وجود همه چیز، ترامپ ممکن است هر لحظه نظرش را تغییر دهد ــ احتمالاً از چند روز تا چند هفته طول خواهد کشید. اما این‌جا هم یک اما و اگر دیگر وجود دارد: در جنگ همیشه می‌دانید چگونه آغاز می‌کنید، اما واقعاً نمی‌دانید چگونه و چه زمانی پایان می‌یابد. ترامپ ممکن است تصمیمش را برگرداند، پشیمان شود یا رفتاری غیرقابل پیش‌بینی نشان دهد. بازیگران بسیار زیادی در آمریکا و جهان در گوش او حرف می‌زنند و هر یک به سویی متفاوت می‌کشند؛ از جمله کسانی که در انظار عمومی موضعی می‌گیرند و پشت صحنه موضعی دیگر دارند. در تلاش برای ایجاد تعادل میان همه این فشارها، او احتمالاً به دنبال راهی خواهد بود که بتواند بگوید «من پیروز شدم» و سپس از این پرونده عبور کند؛ چیزی که هم توجیه‌کننده ازسرگیری عملیات باشد و هم توجیه‌کننده پایان دادن به آن.

از دید اسرائیل، آن «چیز» باید برنامه هسته‌ای ایران باشد. این همان جام مقدسی است که جنگ اساساً به نام آن آغاز شد. هر وضعیتی که ایران را همچنان در آستانه توان هسته‌ای باقی بگذارد، ممکن است حتی بدتر از شرایط پیش از جنگ باشد؛ زیرا رژیم کنونی افراطی‌تر و انتقام‌جوتر از گذشته است و به این نتیجه رسیده که تنها یک توان هسته‌ای می‌تواند آن را در برابر تهدیدها و حملات مشابه در آینده مصون کند. نمونه‌اش کره شمالی است.

در هفته‌های اخیر، کارشناسان اطلاعاتی و دانشگاهی سرگرم بحثی جدی بوده‌اند درباره این‌که آیا رهبر جدید جمهوری اسلامی، یعنی پسر رهبر پیشین، فتوای پدرش مبنی بر ممنوعیت تولید سلاح هسته‌ای را تغییر خواهد داد و مسیر دستیابی به بمب را هموار خواهد کرد یا نه. برداشت غالب این است که مجتبی خامنه‌ای از پدرش افراطی‌تر، مذهبی‌تر و اکنون نیز بی‌پرواتر است؛ هم به دلیل شخصیت و باورهایش و هم به این دلیل که پدر، همسر و فرزندش کشته شده‌اند و خود او نیز در سوءقصدی به‌شدت زخمی شده است. نتیجه‌گیری این است که اگر روزنه‌ای باقی بماند، ایران تحت رهبری خامنه‌ای جوان‌تر ممکن است از همان مسیر به سوی بمب حرکت کند.

این جمع‌بندی نیز روی میز ترامپ قرار گرفته است. اگر او راهی آسان برای تبدیل این وضعیت به نتیجه‌ای روشن در اختیار داشت، مدت‌ها پیش آن را انتخاب کرده بود. روی کاغذ شاید همه‌چیز ساده به نظر برسد: وارد شوید، هدف را بزنید و خارج شوید. حتی در اسرائیل نیز کسانی این هفته علناً چنین ایده‌هایی را تکرار کردند، بی‌آن‌که واقعاً درک کنند معنای آن چیست. فقط می‌توان حدس زد که چه فردی با دسترسی کامل به اطلاعات، پشت انتشار این اظهارات بوده است. اما واقعیت، همان‌طور که همیشه، بسیار پیچیده‌تر است و ظرفیت گرفتار شدن در بحرانی عمیق را دارد؛ بحرانی که شانس موفقیت را به چالش می‌کشد.

جمع‌بندی نهایی همان نکته آغازین است: به نظر می‌رسد تصمیم گرفته شده است. دیگر مسئله این نیست که آیا جنگ رخ می‌دهد یا نه، بلکه این است که چه زمانی رخ خواهد داد. تصمیم نهایی را ترامپ خواهد گرفت. او هفته گذشته گفت که سه‌شنبه گذشته تا آستانه تصمیم‌گیری برای جنگ پیش رفته بود و در آخرین لحظه آن را متوقف کرد.

مشخص نیست حقیقت را گفته باشد، اما این موضوع چندان اهمیتی ندارد. به هزار و یک دلیل، اکنون زمان اقدام است؛ وگرنه چه کسی می‌داند بعداً آیا فرصتی باقی بماند یا نه. زیرا تا اواسط ژوئیه جام جهانی آغاز می‌شود، سپس تعطیلات تابستانی از راه می‌رسد، بعد انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نزدیک می‌شود، بعد زمستان دوباره فرا می‌رسد و پس از آن، فقط خدا می‌داند چه خواهد شد.




 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net