|
جمعه ۱۴ فروردين ۱۴۰۵ -
Friday 3 April 2026
|
حبیب حسینیفرد / ۳ آوریل ۲۰۲۶
به مناسبت پنجاهمین سالگرد کودتای نظامی در آرژانتین، روز سهشنبه، ۲۴مارس (۴ فروردین) در سراسر کشور راهپیماییهای یادبود و تجمعهای اعتراضی برگزار شد. سازمانهای حقوق بشری این مراسمها را با شعار “بیش از هر زمان: هرگز دوباره!” (más que nunca, nunca más) برگزار کردند. آنها با این شعار، انکار گسترده جنایات دوران دیکتاتوری را مورد انتقاد قرار دادند؛ انکاری که هم در شبکههای اجتماعی و هم در درون دولت راست افراطی رئیسجمهور، خاویر میلی، دیده میشود. تنها در بوئنوس آیرس، بنا به اعلام شهرداری، بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر به خیابانها آمدند.
دیکتاتوری نظامی پس از کودتای ۲۴ مارس ۱۹۷۶ تا سال ۱۹۸۳ یک “جنگ کثیف” علیه تشکلها و چهرههای مدنی به راه انداخت. در این دوره که از سوی کودتاچیان “فرآیند سازماندهی ملی” نامیده شد، مخالفان سیاسی، افراد “برانداز” و حتی هواداران احتمالی آنها بدون محاکمه در حدود ۸۰۰ زندان مخفی بازداشت، شکنجه و به قتل رسیدند.
تعداد افرادی که در دوران دیکتاتوری بهطور اجباری ناپدید شدند و سرنوشتشان تا امروز مشخص نشده، حدود ۳۰ هزار نفر برآورد میشود. اواخر سال گذشته، تیمی از کالبدشناسان پزشکی قانونی هزاران قطعه استخوان انسان را در محل زندان مخفی سابق “لا پرلا” کشف کردند. تنها چند روز پیش از راهپیماییهای ۲۴ مارس، از طریق این یافتهها هویت ۱۲ نفر دیگر از ناپدیدشدگان شناسایی شد.
زخمی که بعد از نیم قرن التیام کامل نیافته است
به عبارتی پنجاه سال پس از آن کودتا هنوز هم کشتههای به خاک سپردهنشده و گورهای بینام وجود دارد. پنجاه سال بعد، هنوز انسانهایی هستند که ناآگاهانه با هویت فرد دیگری زندگی میکنند. پنجاه سال بعد، هنوز جنایتهای کشفنشده و جنایتکاران مجازاتنشده وجود دارند. هنوز شماری از پروندههای قضایی در جریاناند و صحبت از گشودن پروندههایی جدید است. حالا اما آرژانتین با دولتی روبرو است که فرآیند یادآوری، حقیقتجویی و عدالتخواهی که روزگاری این کشور را به الگویی جهانی تبدیل کرده بود، اکنون در معرض تهدید قرار داده، سیاستهای حقوق بشری را لغو یا خنثی کرده و گفتمانهایی را ترویج میدهد که با انکار حقوق بشر همراه است.
پنجاه سال پس از کودتای ۲۴ مارس ۱۹۷۶ در آرژانتین، این کشور همچنان درگیر مواجهه با یکی از تاریکترین دورههای تاریخ خود است؛ دورهای که با استقرار دیکتاتوری نظامی و اجرای یک طرح سیستماتیک تروریسم دولتی، به ربایش، شکنجه و ناپدیدسازی هزاران نفر انجامید. برآورد سازمانهای حقوق بشری از حدود ۳۰ هزار “ناپدیدشده” و ربایش صدها نوزاد حکایت دارد؛ کودکانی که بسیاری از آنها هنوز هویت واقعی خود را نمیدانند. در این میان، مبارزه خستگیناپذیر “مادران و مادربزرگان پلازا د مایو” به نماد جهانی عدالتخواهی تبدیل شده است.
نوسانها و گشت و واگشتهای دادخواهی
در نخستین سالهای پس از بازگشت دموکراسی در ۱۹۸۳، روندی کمنظیر از مواجهه حقوقی با گذشته آغاز شد. در سال ۱۹۸۴، کمیسیون ملی ناپدیدشدگان با انتشار گزارش “هرگز دوباره” تصویری مستند از جنایات ارائه داد. اوج این مرحله پس از دیکتاتوری، محاکمه خونتاهای نظامی بود که اخیراً در فیلم “آرژانتین، ۱۹۸۵” (سانتیاگو میتره، ۲۰۲۲) بازسازی شد. در این محاکمه، نه تن از ده حاکمی که کشور را بین کودتا و جنگ فالکلند (۱۹۸۲) اداره کرده بودند، متهم شدند. پنج نفر از آنها به دلیل ربایش، شکنجه و قتل محکوم شدند؛ ژنرال ویدلا، رهبر کودتا ومعاون او، امیلیو ماسرا به حبس ابد محکوم شدند. اما امیدی که برای محاکمه تمام ساختار مسئولیت وجود داشت، به زودی جای خود را به ناامیدی داد. فشار و شورشهای نیروهای مسلح کنگره را وادار کرد تا قوانین معافیت از مجازات را برای جلوگیری از محاکمات تصویب کند. این قوانین با عفوهای اعطایی توسط کارلوس منم، رئیس جمهور وقت (۱۹۸۹-۱۹۹۹) به افسران تازه محکومشده تقویت شد.

بعدتر اما روند عدالتخواهی و بازخوانی حقوقی گذشته دوباره به مسیری کم و بیش متناسب افتاد. مراسم یادبود کودتای تلخ ۲۴ مارس گسترش فزایندهای یافت و سال ۱۹۹۵ در این روند نقطه عطفی بود. در این سال سازمان “فرزندان برای هویت و عدالت علیه فراموشی و سکوت” تأسیس شد که نوادگان ناپدیدشدگان را گرد هم آورد. از آنجا که مسئولان نسلکشی طبق قاونن عفو نمیتوانستند محاکمه شوند، این ازمان “فرزندان برای هویت...” مکانهایی را که این مسئولان که در آنها زندگی کرده بودند، با شعار “عدالت و مجازات” علامتگذاری کرد. این نمایش عمومی افشاگری، امکان دیگری برای مرئیسازی اعتراض فراهم کرد و مانند مادران پلازا د مایو از ابزارهای زیباییشناختی حضور هنری در عرصه عمومی شهری استفاده کرد، از جمله در همکاری با گروه هنرهای خیابانی.
همچنین در سال ۱۹۹۵، ارتش اولین گزارش انتقادی جامع خود را درباره جنایات ارتکابیافته منتشر کرد. در همان سال، هوراسیو وربیتسکی در کتاب خود با عنوان “پرواز” اعتراف عمومی آدولفو سیلینگو، از عناصر دستگاه سرکوب را درباره “پروازهای مرگ وحشیانه” فاش کرد، پروازهایی که هزاران زندانی بیهوش شده، با هواپیما منتقل و زنده و برهنه به دریا پرتاب میشدند.
به کارگیری آموزش و فرهنگ و هنر در راستای حقیقتیابی و عدالتخواهی
این وضعیت تا اوایل قرن بیستویکم ادامه داشت، یعنی تا بحران اقتصادی و ورشکستگی دولت آرژاننتن و به قدرت رسیدن نسلی جدیدد از سیاستمداران پرونیست که به روند عدالتخواهی روح و توانی تازه بخشید. لغو قوانین مصونیت و از سرگیری محاکمات از حدود ۲۰۰۶، موجب شد صدها پرونده جنایات علیه بشریت بررسی شود. همزمان، سیاستهای یادبود تقویت شد؛ مکانهایی چون مدرسه مکانیک نیروی دریایی (ESMA) که دژ اصلی شکنجهگران کودتا بود به موزه و مرکز حافظه تبدیل شدند و برنامههای جبران خسارت برای قربانیان به اجرا درامد.
در کنار این اقدامات، نظام آموزشی نیز نقش مهمی بر عهده گرفت؛ از سال ۲۰۰۶، ۲۴ مارس به عنوان “روز ملی یادآوری حقیقت و عدالت” در تقویم رسمی ثبت شد و آموزش آسیبهای دیکتاتوری به بخشی اجباری از برنامه درسی مدارس بدل گردید. بازدیدهای دانشآموزی از مکانهای سرکوب، تجربهای عینی از تاریخ را فراهم کرده و به شکلگیری آگاهی نسلهای جدید کمک کرده است.
با این حال، فرآیند کشف حقیقت همچنان ادامه دارد. نمونهای از این روند، کشف و شناسایی بقایای قربانیان در سال ۲۰۲۶ در محل بازداشتگاه مخفی “لا پرلا” است که نشان میدهد حتی پس از نیمقرن، بسیاری از زخمها هنوز التیام نیافتهاند. تلاشهای “تیم آرژانتینی کالبدشناسی حقوقی” در این زمینه نقشی کلیدی داشته و تاکنون صدها قربانی را شناسایی کرده است.
در کنار عدالت قضایی و آموزش، هنر و فرهنگ نقشی اساسی در در شکلگیری، حفظ و بازتفسیر حافظه جمعی داشته است. در دوران دیکتاتوری، سانسور شدید هنرمندان را به استفاده از زبان استعاری و غیرمستقیم سوق داد. برای مثال، رمان “تنفس مصنوعی” (۱۹۸۰) اثر ریکاردو پیگلیا نمونهای از ادبیاتی است که واقعیت سرکوب را در قالبی رمزآلود بازتاب میدهد.
پس از بازگشت دموکراسی در سال ۱۹۸۳، هنر به سمت شهادت و افشاگری حرکت کرد. فیلم “تاریخ رسمی” (۱۹۸۵) به کارگردانی لوئیس پوئنزو، که برنده اسکار شد، داستان مادری را روایت میکند که درمییابد فرزندخواندهاش ممکن است از کودکان ربودهشده دوران دیکتاتوری باشد. همچنین فیلم “شب مدادها” (۱۹۸۶) به سرکوب دانشآموزان معترض میپردازد.
در دهه ۱۹۹۰، همزمان با تلاشهای رسمی برای “آشتی ملی”، هنر بار دیگر به میدان بازگشت تا آنچه نادیده گرفته میشد را بازنمایی کند. کتابهایی چون “پرواز” اثر هوراسیو وربیتسکی با افشای “پروازهای مرگ”، و آثار پژوهشی مانند “قدرت و ناپدیدشدن” از پیلار کالویرو، نقش مهمی در بازگشایی بحثهای عمومی داشتند. در سینما نیز مستند “مونتونروس، یک تاریخ” به بازخوانی مبارزات سیاسی پرداخت. کتابهایی مانند “قدرت و ناپدیدشده” اثر پیلار کالویرو، ساختار اردوگاههای مخفی را تحلیل کردند.
در قرن بیست و یکم، نسل فرزندان ناپدیدشدگان وارد صحنه شد و شیوههای تازهای برای مواجهه با گذشته ابداع کرد. فیلم “بوربلوندوس” (۲۰۰۳) اثر آلبرتینا کاری، با ترکیب مستند و بازسازی، به جستجوی شخصی برای والدین ناپدیدشده میپردازد. در ادبیات، آثاری مانند “توپوس” (۲۰۰۶) از فلیکس بروزون و “خاطرات یک شاهزاده مونتونرو” (۲۰۱۲) از ماریانا اوا پرز، با استفاده از طنز و تخیل، روایتهای رسمی را به چالش میکشند.

ماریانا انریکز در اثر خود “سهم ما از شب” (۲۰۱۹) و سایر متون، از ژانر وحشت استفاده میکند تا پایداری شوم دیکتاتوری را به عنوان تهدیدی تاریک و همهجا حاضر به تصویر بکشد. ماریانا تلو وایس، انسانشناس، با رویکردی قومنگارانه، در “ارواح دیکتاتوری” (۲۰۲۵) تسخیر خانوادههای ناپدیدشدگان توسط ” روحهای رنجدیده”» را بررسی میکند.
همچنین هنرهای خیابانی، سیلوئتها و دیوارنگارهها همچنان ابزارهای مهمی برای مرئیکردن غیاب و یادآوری قربانیان هستند. این آثار نشان میدهند که هنر نهتنها ابزار یادآوری، بلکه وسیلهای برای بازتفسیر و بازسازی معنا در مواجهه با گذشته است.
دادخواهی در مواجهه با چالشهای تازه
سال ۲۰۲۳ با ظهور خاویر میلیی، راستگرای افراطی در مقام ریاست جمهوری ، اجماع ظاهراً ریشهدار اجتماعی و نهادی در بازخوانی استبداد دوران دیکتاتوری، احقاق حق در مورد قربانیان و پرورش دمکراتیک و حقوق بشری جامعه تا حدودی زائل شد. بخشها و برنامههای حقوق بشری به شدت با کاهش بودجه و نیروی انسانی مواجه شدند. دولت حمایت خود را از محاکمات جنایات دوران دیکتاتوری برداشت و از جمله جستوجو برای کودکان ناپدیدشدگانی که توسط سرکوبگران ربوده شده بودند را مختل کرد، اقدامی که اعتراض و محکومیت شدید مادربزرگان پلازا د مایو را به دنبال داشت. در ۴۲ سال پس از بازگشت به دموکراسی، مادربزرگان موفق شدهاند هویت ۱۴۰ نوه را بازگردانند؛ جستوجو برای یافتن والدین ۳۵۰ نفر دیگر ادامه دارد.
روایتی که دولت قصد دارد مستقر کند، گفتمانی را احیا میکند که ریشه در تفکر و تمایل نظامیان و انکارکنندگان نسلکشی دارد. در سال های اولیه بازگشت دموکراسی بخشی از نظامیان همکار کودتا ادعایشان این بود که “قهرمانانی” بودهاند که ” علیه زیرزمین” (گروههای چپگرای مسلح) جنگیدهاند. این مدعا در جریان محاکم قضایی برای دستاندرکاران کودتا بیاعتبار تر از آن شد که دیگر قابل استناد و تکرار باشد. حالا آنها از ایده ساختن یک “حافظه کامل” دفاع میکنند. این ایده از شعارهای سازمانهای حقوق بشری استفاده میکند تا برای قربانیان گروههای مسلح هم عدالت بخواهد.
استدلال محاکم آرژانتین پیوسته این بوده است که شمار ترورهای گروههای مسلح آن زمان ابدا قابل قیاس با کشتارهای کودتاچیان نبوده، آن اقدامات در شمار جرمهای تبهکارانه نبودهاند و ثانیا نمیتوان آنها را مانند جنایات حکومت کودتا جنایت علیه بشریت به حساب آورد و آن چنان که قوانن آرژانتین مقرر میکند مشمول مرور زمان ندانست. ایده “حافظه کامل” به خصوص در سالهای اخیر در میان جوانان راست افراطی رواج یافته و به ذهنیت و زبانی بیرحم و پرخاشگر بدل شده که در شکل أنواع خشونت و انگزنی علیه زنان، معلولان، مهاجران و همچنین ناپدیدشدگان و خانوادههایشان بروز مییابد.
این تغییرات در حالی رخ میدهد که بخش بزرگی از جامعه همچنان دیکتاتوری را دورهای از نقض گسترده حقوق بشر میداند، اما شکافهای نسلی و سیاسی در نحوه تفسیر گذشته در حال افزایش است.
تجربه آرژانتین نشان میدهد که مواجهه با گذشته یک فرآیند خطی و قطعی نیست، بلکه میدان دائمی کشمکش میان حافظه و فراموشی، عدالت و مصونیت، و روایتهای رقیب است.
در این میان، آنچه این کشور را متمایز میکند، پیوند میان سه حوزه کلیدی است؛ عدالت قضایی، آموزش رسمی و خلاقیت هنری. این سه حوزه در کنار هم، حافظهای زنده و پویا ساختهاند،حافظهای که نهتنها گذشته را ثبت میکند، بلکه به جامعه امکان میدهد آیندهای متفاوت را تصور کند.
در چنین شرایطی، هنر و جامعه مدنی بار دیگر به خط مقدم دفاع از حافظه تاریخی بازگشتهاند. تظاهرات سالانه ۲۴ مارس همچنان هزاران نفر را به خیابانها میکشاند؛ جایی که عکسها، سیلوئتها و نامهای ناپدیدشدگان، یادآور غیابهایی هستند که هنوز حضور دارند. پنجاه سال پس از کودتا، آرژانتین نشان میدهد که حافظه نه امری تثبیتشده، بلکه میدان دائمی کشمکش است، میدانی که در آن عدالت، آموزش و هنر همچنان برای حفظ حقیقت و جلوگیری از تکرار تاریخ در تلاشاند.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|