|
دوشنبه ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ -
Monday 30 March 2026
|
گرگ میلر / واشنگتن پست / ۳۰ مارس ۲۰۲۶
در حالی که فرماندهان نظامی ایالات متحده و اسرائیل برای ترسیم نقشه جنگ با ایران دیدار میکردند، درباره نحوه تقسیم مسئولیت میان طیفی از اهداف — از جمله سامانههای موشکی، پایگاههای نظامی و تأسیسات هستهای — به بحث و بررسی پرداختند.
با این حال، از همان ابتدا روشن بود که یک مأموریت هولناک به اسرائیل واگذار خواهد شد: تعقیب و کشتن رهبران ایران.
اسرائیل این مأموریت را با کارآمدی بیرحمانه دنبال کرده و به گفته آمار ارائهشده از سوی ارتش این کشور، در همان ضربه آغازین جنگ رهبر جمهوری اسلامی را کشته و از آن زمان تاکنون بیش از ۲۵۰ «مقام ارشد ایرانی» دیگر را نیز از میان برده است. تازهترین ضربه روز پنجشنبه وارد شد، زمانی که اسرائیل اعلام کرد فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را کشته است.
این کارزار «قطع سر» یا حذف رهبران، بر سازوکاری برای ترور تکیه دارد که اسرائیل طی دههها آن را بنا کرده، اما به گفته مقامهای ارشد نظامی و اطلاعاتی اسرائیل، در چند سال گذشته دگرگون شده تا به سطحی تازه از کارآمدی مرگبار دست یابد.
این مقامها به گسترش منابع اطلاعاتی و توانمندیهای نظارتی در داخل ایران اشاره کردند — از جمله افراد درون ساختار حاکمیت که برای جاسوسی به خدمت اسرائیل درآمدهاند، و نیز نفوذهای سایبری به هزاران هدف، از جمله دوربینهای شهری، سامانههای پرداخت و گلوگاههای اینترنتی که ایران برای اعمال قطع ارتباطات بر شهروندان خود نصب کرده است. این و دیگر جریانهای داده، توسط آنچه مقامهای اسرائیلی یک پلتفرم جدید و محرمانه هوش مصنوعی توصیف کردند، مورد تحلیل قرار میگیرد؛ سامانهای که برای استخراج سرنخهایی درباره زندگی و تحرکات رهبران برنامهریزی شده است.
تاکتیکهای ترور هدفمند اسرائیل — از بمبهایی که ماهها پیش کار گذاشته میشوند و بعداً منفجر میگردند، تا پهپادهایی که قادرند از پنجره آپارتمانها وارد شوند و موشکهای مافوق صوتی که از جنگندههای رادارگریز شلیک میشوند — در نتیجه سالها درگیری در غزه، لبنان و ایران بهتدریج تکامل یافتهاند.
یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل در پاسخ به این پرسش که چرا مأموریت هدف قرار دادن رهبران ایران به اسرائیل واگذار شده، به تجربه و تخصص این کشور اشاره کرد و گفت: «نیاز بود که آنها هدف قرار بگیرند. و ما میتوانستیم این کار را انجام دهیم.»
با این حال، هنوز روشن نیست که آیا کارزار جاری حذف رهبران خواهد توانست اهداف اصلی جنگی اسرائیل را محقق کند: از بین بردن تهدید موشکهای ایران و نیروهای نیابتی آن، مسدود کردن مسیر دستیابی به سلاح هستهای، و تضعیف حکومت تا حدی که بتوان آن را سرنگون کرد.
تا اینجا، این اهداف دستنیافتنی به نظر میرسند. افرادی که کشته شدهاند اغلب با زیردستانی تندروتر جایگزین شدهاند، و در حالی که بمبارانهای مشترک آمریکا و اسرائیل ادامه دارد و بیم از سرکوب حکومتی وجود دارد، اعتراضات خیابانی شکل نگرفته است.
«آسیبدیده اما تابآور»
مقامهای ارشد اسرائیلی حکومت ایران را «آسیبدیده اما تابآور» توصیف کردند؛ حکومتی که با وجود یک ماه حملات از سوی دو ارتش قدرتمند جهان، همچنان باثبات مانده و حتی احساس پیروزی میکند.
این گزارش بر پایه مصاحبه با مقامهای ارشد امنیتی تهیه شده که به شرط ناشناس ماندن، برای بحث درباره اطلاعات و عملیاتهای حساس، گفتوگو کردهاند.
برخی کارشناسان نگرانند که افزایش مهارت اسرائیل در ترورهای هدفمند — حتی زمانی که با دقت بالا انجام میشوند — در حال ایجاد نوعی وابستگی به این ابزار و تمایل به گسترش دامنه افرادی است که میتوان آنها را هدف قرار داد.
آریل لویت، کارشناس سیاست هستهای و امنیت اسرائیل در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، گفت: «ما در تبدیل این اقدام به یک راهبرد، بهجای یک ضرورت عملیاتی موردی، زیادهروی کردهایم.»
به گفته لویت، تقسیم کار در این درگیری چنین تصوری ایجاد میکند که «ایالات متحده برای انجام کارهای کثیف جنگ به اسرائیل تکیه کرده است»؛ بهطوری که به نظر میرسد آمریکا این موضع را اتخاذ کرده که «ما نمیتوانیم آنها را بکشیم، اما اگر شما این کار را انجام دهید، کاملاً راضی خواهیم بود.»
یک مقام آمریکایی آشنا با عملیات این کارزار گفت که مسئولیت اسرائیل در حملات علیه رهبران، بازتاب ترتیبی است که بر اساس آن «ما با هم کار میکنیم، اما اهداف خودمان را داریم.» مقامهای آمریکایی افزودند که این تقسیم وظایف ناشی از توانمندیهای هر طرف است و نه موانع حقوقی. ایالات متحده پیشتر نیز خود اقدام به ترورهای هدفمند کرده، از جمله ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران در سال ۲۰۲۰.

دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، حملات علیه رهبران ایران را بهعنوان اقدامی مشترک توصیف کرده است. او هفته گذشته به خبرنگاران گفت: «ما تمام رهبرانشان را کشتیم، و بعد آنها گرد هم آمدند تا رهبران جدیدی انتخاب کنند و ما همه آنها را هم کشتیم.» ترامپ در ادامه مدعی شد که هدف تغییر رژیم محقق شده، زیرا «رهبران کاملاً با کسانی که در ابتدا با آنها روبهرو بودیم متفاوت هستند.»
اسرائیل این جابهجایی را با سرعتی حیرتانگیز پیش برده است؛ روندی که با حمله ۲۸ فوریه آغاز شد — حملهای که به کشته شدن آیتالله علی خامنهای انجامید و به ۳۷ سال رهبری او بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی پایان داد. در این حمله همچنین رئیس شورای دفاع ایران، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده کل نیروهای مسلح، وزیر دفاع و دستکم دوازده تن دیگر از مقامهای ارشد نیز کشته شدند.
نشستهای «گروه پنج» زیر نظر بودند
این حمله اغلب بهعنوان نتیجه یک «نفوذ اطلاعاتی استثنایی» توصیف شده است. اما در واقع، به گفته مقامهای اسرائیلی، سرویسهای اطلاعاتی این کشور در بخش عمده سال گذشته نشستهای «گروه پنج» — اصطلاحی برای اشاره به خامنهای و نزدیکترین مشاورانش — را زیر نظر داشتند.
یک مقام امنیتی اسرائیل گفت: «تقریباً هر هفته گرد هم میآمدند. گاهی در مکانهای مختلف. گاهی در محیطهای با امنیت بیشتر و گاهی کمتر.» به گفته مقامها، این اطلاعات آنقدر قابل اتکا بود که حتی پیش از جنگ ۱۲روزه با ایران در ماه ژوئن، گزینه حمله به این گروه مطرح شده بود، اما کنار گذاشته شد، زیرا توافقی میان آمریکا و اسرائیل وجود داشت که اولویت با برنامه هستهای ایران باشد.
به گفته مقامهای اسرائیلی، خامنهای هنگام کشته شدن در کنار اعضای خانوادهاش در یکی از طبقات رویزمین محل اقامتش حضور داشت. پسرش، مجتبی، که پس از آن بهعنوان جانشین پدرش منصوب شد، نیز در همان مجموعه حضور داشت و بهشدت زخمی شد، اما تا حدی به این دلیل که به باغ مجاور رفته بود، زنده ماند.
خامنهایِ جوانتر، که بنا بر گزارشها همسر و دخترش در این حمله کشته شدند، از زمان مرگ پدرش نقش رهبری محدودی داشته است. یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل گفت: «او هر از گاهی تصمیمگیری میکند»، و گفته میشود مشارکت محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در گفتوگوهای مقدماتی با ایالات متحده را تأیید کرده است. با این حال، به نظر میرسد خامنهایِ بازمانده تا حد زیادی در انزوا نگه داشته شده تا از او محافظت شود.
به گفته مقامها، هدف قرار دادن «گروه پنج» در موج نخست حملات، بخشی از طرح جنگی مشترک آمریکا و اسرائیل بود که در جریان رایزنیهای گسترده میان افسران ارشد ارتش اسرائیل و همتایان آنها در فرماندهی مرکزی ایالات متحده تدوین شده بود. زمانبندی این حمله در آخرین لحظه تغییر کرد، زمانی که اسرائیل به اطلاعاتی دست یافت که نشان میداد نشست برنامهریزیشده برای عصر ۲۸ فوریه به صبح همان روز منتقل شده است.
تا آن زمان، ایالات متحده آرایشی از نیروها را در اطراف ایران مستقر کرده بود، با هواپیماها و موشکهایی که قادر بودند ظرف چند دقیقه به تهران برسند. اما این جنگندههای اسرائیلی بودند که از پایگاههای هوایی خود — در فاصله دو ساعته — به پرواز درآمدند و بارانی از موشکها را بر مجتمع محل استقرار رهبران فرود آوردند.
این حملات، نقطه اوج تلاشی چندساله از سوی اسرائیل برای دستیابی به اطلاعات لحظهبهلحظه درباره محل و تحرکات رهبران ایران بود — تلاشی که بهگفته مقامها، توسط موساد، سازمان اطلاعاتی مسئول جذب منابع انسانی و عملیاتهای مخفی، و واحد ۸۲۰۰، شاخه نخبه عملیات سایبری در اطلاعات ارتش اسرائیل، هدایت میشد.
این دو نهاد در دو سوی یک جاده پوشیده از درخت در حاشیه شمالی تلآویو و در نزدیکی یک مرکز خرید و سینما قرار دارند. این منطقه حالوهوایی شبیه حومهای آرام دارد، با نسیمهایی که از مدیترانه میوزد — اما در عین حال، با اتوبوسهای پر از سرباز، لایههای متعدد امنیتی و برجهای شنود ارتش اسرائیل که در دوردست سر برآوردهاند.
حملات سایبری سرآغاز نفوذ در سامانههای الکترونیکی
جاسوسان اسرائیلی و همتایان آمریکایی آنها — سازمان سیا و آژانس امنیت ملی — سالها در عملیاتهای مخفی علیه ایران همکاری داشتهاند؛ از جمله در پروژه «استاکسنت»، طرحی که در سال ۲۰۱۰ افشا شد و هدف آن خرابکاری در برنامه غنیسازی هستهای ایران از طریق کدهای مخرب رایانهای بود.
با این حال، بسیاری از قابلیتهای اطلاعاتی که اکنون در خدمت حملات علیه رهبران قرار گرفتهاند، تنها پس از موجی از حملات سایبری متقابل میان ایران و اسرائیل که حدود پنج سال پیش آغاز شد، شکل گرفتند.
به گفته مقامهای اسرائیلی، پس از آنکه حملات منتسب به ایران باعث اختلال در تأسیسات آبرسانی اسرائیل و دیگر اهداف شد، اسرائیل با موجی از اقدامات تلافیجویانه پاسخ داد؛ از جمله ایجاد اختلال در چراغهای راهنمایی تهران که موجب گرههای ترافیکی شد، تعطیلی پمپبنزینها از طریق خرابکاری در سامانههای الکترونیکی آنها، و جلوگیری از دسترسی اعضای بسیج — نیروی شبهنظامی وابسته به حکومت — به برداشت پول نقد از دستگاههای خودپرداز.

به گفته مقامها، این اقدامات نسبتاً محدود، پوششی برای یک کارزار بسیار گستردهتر از سوی واحد ۸۲۰۰ بود که هدف آن نفوذ به «سیستم عصبی دیجیتال» ایران بود. یک مقام ارشد ارتش اسرائیل گفت: «هر چیزی که امکان نفوذ به آن وجود داشت، تلاش کردیم به آن نفوذ کنیم — از تماسهای تلفنی گرفته تا دوربینهای ترافیکی و سامانههای امنیتی داخلی.»
به گفته یک مقام، از جمله اهداف، پایگاههای دادهای بود که نیروهای امنیتی ایران درباره تأسیساتی نگهداری میکردند که قرار بود بهعنوان مراکز فرماندهی در شرایط بحران و محلهای جایگزین برای استقرار رهبران در صورت حمله یا قیام عمل کنند. یک مقام ارتش اسرائیل گفت: «گاهی به اطلاعات پایگاه داده بخش اطلاعاتی سپاه پاسداران دست پیدا میکردیم. گاهی به دادههای ارتش. گاهی هم به نیروی پلیس. ما بهتدریج توانایی بیشتری برای دسترسی به اطلاعات پیدا کردیم.»
نقطهضعفی به نام تلفن همراه
پارانویا و تلاشهای سرکوبگرانه داخلی در ایران نیز به ایجاد آسیبپذیریها دامن زده است. در سالهای اخیر، ایران شروع به هدایت ترافیک ارتباطی کشور از طریق مراکز متمرکز کرد تا حکومت بتواند یک «کلید قطع اینترنت» در اختیار داشته باشد — قابلیتی که از آغاز جنگ برای جلوگیری از ارتباطگیری شهروندان و دسترسی آنها به اطلاعات به کار گرفته شده است.
اما این اقدام به این معنا بود که ارتباطات خود اعضای حکومت نیز از همین گلوگاه عبور میکرد. یک مقام پیشین اطلاعاتی غربی گفت: «یک نفوذ مخفیانه میتواند نقطه دید پنهان بسیار قدرتمندی در اختیار عوامل اسرائیلی قرار دهد» تا ایمیلها، پیامها و تماسهای نیروهای محافظ، مشاوران و بستگان مقامات حکومتی را بهطور گسترده جمعآوری کنند.
ایران برای رفع این آسیبپذیریها بهسرعت اقدام کرده است. سال گذشته، حکومت استفاده از تلفن همراه توسط نیروهای محافظ را محدود کرد، در پی این ظن که نظارت اسرائیل بر دستگاههای آنها موجب افشای تحرکات رهبران شده است. به گفته مقامها، این تدابیر جدید برای مدتی جمعآوری اطلاعات توسط اسرائیل را با مشکل مواجه کرد، اما این وضعیت موقتی بود.
یکی از مقامها گفت حتی زمانی که استفاده از تلفن همراه در محل کار ممنوع باشد، «به محض پایان شیفت کاریتان، سراغ تلفنتان میروید. هیچکس نمیتواند در یک حباب زندگی کند.»
این نفوذها بدون وجود یک پلتفرم جدید هوش مصنوعی ارزش محدودتری داشتند — سامانهای که به گفته مقامهای اسرائیلی برای بررسی حجم عظیمی از دادههای جمعآوریشده از ایران بهکار گرفته میشود تا سرنخهایی درباره محل حضور و رفتار رهبران به دست آورد؛ ابزاری که مقامهای امنیتی اسرائیل آن را یکی از مهمترین پیشرفتهای جاسوسی در یک دهه گذشته توصیف میکنند.
معجزه هوش مصنوعی
رز زیمت، مدیر بخش پژوهش ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و از اعضای پیشین واحد ۸۲۰۰، گفت پیشرفتهای هوش مصنوعی «این امکان را برای اسرائیل فراهم کرده تا از دادههایی بهرهبرداری کند که همیشه در دسترس بودند، اما پیشتر پردازش آنها غیرممکن بود.»
نشانههای اولیه این توانمندیها در جریان کارزار ۱۲روزه سال گذشته — که طی آن آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای هستهای ایران حمله کردند — آشکار شد. در آن زمان، اسرائیل حملات همزمانی علیه فرماندهان نظامی ایران نیز انجام داد.
به گفته مقامها، دقت اطلاعات اسرائیل درباره برخی فرماندهان به حدی بود که موشکها در میانه مسیر و بر اساس تغییر موقعیت اهداف، تغییر مسیر داده میشدند. به گفته یک افسر ارشد پیشین ارتش اسرائیل که در جریان این عملیات قرار داشته، حمله ۱۳ ژوئن که به کشته شدن امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه انجامید، زمانی اصلاح شد که او از یک دفتر به آپارتمانی در نزدیکی آن منتقل شد.
با این حال، دقت اطلاعات اسرائیل درباره چهرههای حکومتی گاهی بینقص به نظر نمیرسد.
در اوایل ماه مارس، اسرائیل اعلام کرد مقر مجلس خبرگان در قم را در زمانی بمباران کرده که انتظار میرفت دهها عضو این مجلس برای بحث درباره جانشینی خامنهای گرد هم آیند. ساختمان تخریب شد، اما اعضای مجلس آسیبی ندیدند، چرا که بهجای حضور فیزیکی، جلسه را بهصورت آنلاین برگزار کرده بودند. یک مقام دفاعی اسرائیل گفت هدف از این حمله جلوگیری از برگزاری جلسه بوده، نه کشتن اعضا.
اسرائیل در دهههای اخیر طیف گستردهای از روشها را در عملیاتهای ترور خود به کار گرفته است؛ از استفاده از مهاجمان موتورسوار برای نصب مواد منفجره بر خودروهای حامل دانشمندان هستهای ایران، تا بمبی که در سال ۲۰۲۴ در یک مهمانسرای سپاه در تهران کار گذاشته شد و به کشته شدن یک فرمانده مهمان حماس انجامید.
با این حال، کارزار اخیر در ایران عمدتاً بر موشکهای هوا به سطح شلیکشده از جنگندههای اسرائیلی و پهپادهایی متکی بوده که از زمان از کار افتادن پدافند هوایی ایران در آغاز جنگ، بهطور مداوم در آسمان گشتزنی میکنند.
مقامهای اسرائیلی ناظر بر این کارزار اذعان دارند که موفقیت آن تا حدی مرهون خطاهای ظاهراً غیرقابل توضیح از سوی اهداف بوده است.
حتی چهار هفته پس از حمله اولیه، مقامهای ارشد اسرائیلی همچنان از این موضوع ابراز شگفتی میکردند که خامنهای و نزدیکترین همراهانش در شرایطی در مرکز تهران گرد هم آمدند که مذاکرات متوقف شده بود و ایالات متحده بزرگترین بسیج نظامی خود در دو دهه اخیر را در منطقه به پایان رسانده بود.
بسیاری از فرماندهان نظامی ایران هشت ماه پیش و در حمله آغازین جنگ ۱۲روزه کشته شده بودند. با این حال، خامنهای و دیگران در ۲۸ فوریه بهجای پراکنده شدن در سطح شهر یا پناه بردن به شبکهای از تونلها و پناهگاههایی که زیر مجموعه محل استقرار رهبری برای تضمین بقای آنها ساخته شده بود، در فضای رویزمین گرد هم آمدند.
یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل که به اطلاعات مربوط به رهبران ایران و تصمیمات آنها دسترسی دارد، گفت: «هیچکس نمیتواند این را توضیح دهد. هر انسانی روی این سیاره میتوانست طوفان کامل را در حال شکلگیری ببیند.»
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|