چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - Wednesday 18 March 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 18.03.2026, 17:05

فرانسیس فوکویاما: «ترامپ برنامه‌ای ندارد»


زوددویچه تسایتونگ (Süddeutsche Zeitung)
مصاحبه‌کننده: Verena Maye
برگردان: شریف‌زاده

آیا دونالد ترامپ می‌داند چه می‌کند؟ دانشمند علوم سیاسی، فرانسیس فوکویاما، در این مورد تردید دارد.

فرانسیس فوکویاما احتمالاً مشهورترین دانشمند علوم سیاسی در جهان است، از زمانی که در سال ۱۹۸۹ در مقاله‌ای نظریه «پایان تاریخ» را مطرح کرد. از نظر فوکویاما، این پایان زمانی محقق می‌شود که انسان برای دستیابی به خواستِ به‌رسمیت‌شناخته‌شدن دیگر نیازی به جنگ‌ها و درگیری‌ها نداشته باشد؛ وضعیتی که او پس از پایان جنگ سرد در قالب دموکراسی لیبرال تحقق‌یافته می‌دید. از آن زمان تاکنون، نظریه‌های او بارها و بارها مورد بحث و نقد قرار گرفته‌اند و خود او همچنان به عنوان ناظری تیزبین بر نظام‌های سیاسی باقی مانده است. این پژوهشگر ۷۳ ساله در دانشگاه استنفورد تحقیق و تدریس می‌کند و در حال حاضر پژوهشگر مهمان در مؤسسه علوم انسانی در وین است.

زوددویچه تسایتونگ: آقای فوکویاما، رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، وعده داده بود که از «جنگ‌های احمقانه» دوری کند. اما اکنون او یک رئیس‌جمهور جنگی است. چگونه چنین شد؟

فرانسیس فوکویاما: پس از آنکه ترامپ در ژوئن گذشته همراه با اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرد، به این نتیجه رسید: این کار آسان است – یک بار بمباران می‌کنی و تمام. با دستگیری نیکولاس مادورو در ونزوئلا، او مدلی پیدا کرد که از نظرش در سیاست خارجی موفقیت‌آمیز به نظر می‌رسد. ترامپ درک نمی‌کند که حملات نظامی چقدر پیچیده هستند. او به دلیل بی‌تجربگی‌اش فکر می‌کند می‌تواند در یک عملیات یک‌روزه، هر رئیس دولتی را از میان بردارد.
در هفته‌های آینده چه انتظاری دارید؟

ترامپ هیچ برنامه‌ای برای این ندارد که چگونه رژیم ایران را جایگزین کند؛ رژیمی که حتی بسیار باثبات‌تر از آن چیزی است که بسیاری از آمریکایی‌ها تصور می‌کنند. او شاید بخشی از رهبری را از بین برده باشد، اما بیشتر و بیشتر در این درگیری کشیده خواهد شد.

* دونالد ترامپ از جمله توسط افرادی انتخاب شد که با مداخلات نظامی آمریکا مخالف‌اند. جنبش «ماگا» از تحولات اخیر چه برداشتی دارد؟

این مسئله تا حد زیادی به نتایج کوتاه ‌مدت بستگی دارد. پایگاه حمایتی ترامپ از عملیات در ونزوئلا شکایتی نکرد، زیرا آن عملیات چشمگیر بود و خیلی سریع به پایان رسید. اما در این مورد، خروج به این سادگی نیست و مردم خواهند گفت: ما برای چنین چیزی رأی نداده بودیم.

* چرا ترامپ استراتژی خود مبنی بر دوری از درگیری‌ها را تا این حد به‌طور چشمگیری تغییر داد و به نفع رویکردی نئومحافظه‌کارانه که به دنبال برتری نظامی در جهان است، حرکت کرد؟

ترامپ این شانس را داشت که دو بار با استفاده از زور به موفقیت برسد. حالا فکر می‌کند ابزاری فوق‌العاده برای تغییر جهان و بهبود موقعیت خود در داخل کشور پیدا کرده است. من در اینجا هیچ دکترین مشخصی نمی‌بینم؛ باید بیشتر به روان‌شناسی ترامپ رجوع کرد. ویدیویی از زمانی که اوباما رئیس‌جمهور بود وجود دارد که در آن ترامپ به‌طور خلاصه می‌گوید: وقتی رؤسای‌جمهور در داخل کشور با مشکل روبه‌رو می‌شوند، تمایل دارند جنگ‌هایی را آغاز کنند تا توجه مردم را به جای دیگری منحرف کنند. ترامپ تورم را تحت کنترل ندارد، قیمت‌ها در حال افزایش‌اند و اقتصاد وضعیت خوبی ندارد. این یک انحراف بزرگ از تمام این مشکلات است.

* شما جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ را زمانی زخمی خود خواسته دانستید که آمریکا به خودش وارد کرد. آیا تاریخ در حال تکرار شدن است؟

تفاوت با آن زمان این است که ترامپ نمی‌خواهد نیروهای زمینی آمریکایی را به ایران بفرستد. شباهت در این است که ایالات متحده نخواهد توانست روند تحولات در کشور مورد حمله را کنترل کند. از تجربه‌های عراق و افغانستان باید بدانیم که مسیر رسیدن به یک دموکراسی باثبات، حتی با حضور صدها هزار سرباز هم ممکن نبود. تنها با حملات هوایی نمی‌توان یک دموکراسی پایدار ایجاد کرد.

* شما در دوران ریاست‌جمهوری جمهوری‌خواهان، رونالد ریگان و بعدها جرج بوش پدر، در بخش برنامه‌ریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا کار کرده‌اید. آن زمان چه کاری انجام می‌دادید؟

در دوران ریگان، من کارشناس خاورمیانه بودم. در آن زمان تصمیم گرفتم که دیگر این موضوع را از منظر سیاسی دنبال نکنم. زیرا حتی در آن دوره نسبتاً امیدوارکننده پس از توافق کمپ دیوید (مذاکرات صلح میان اسرائیل و مصر در سال ۱۹۷۸)، برایم روشن بود که درگیری‌های این منطقه اساساً حل شدنی نیستند و پیشرفت چندانی حاصل نخواهد شد.

* صدراعظم آلمان، فریدریش مرتس، پس از بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط اسرائیل در تابستان گفت که اسرائیل «کارهای کثیف را به‌جای همه ما انجام می‌دهد». نظر شما در این‌باره چیست؟

من دوستان ایرانی زیادی در ایالات متحده دارم و به همین دلیل می‌دانم که این رژیم چقدر بی‌رحم است و تا چه اندازه با حمایت از حماس و حزب‌الله کل منطقه را بی‌ثبات کرده است. بنابراین اگر در آنجا رژیمی بر سر کار بیاید که نسبت به غرب بازتر باشد، این امر می‌تواند مثبت باشد؛ همان‌طور که ظاهراً در سوریه رخ داده است. البته در آنجا به‌هیچ‌وجه یک دولت دموکراتیک نداریم، اما دست‌کم به اندازه خانواده اسد سرکوبگر نیست. نتیجه‌ای مشابه در ایران می‌تواند اتفاق خوبی باشد. و صادقانه بگویم: بدون یک مداخله نظامی، احتمالاً دستیابی به چنین نتیجه‌ای چندان آسان نخواهد بود. این شاید بیان نسبتاً غیرمستقیم من برای این باشد که تا حدی با مرتس موافقم.

* نقش اروپایی‌ها را در وضعیت کنونی چگونه می‌بینید؟

فکر می‌کنم اروپاییها ترجیح میدهند،از این درگیریها فاصله بگیرند. نگرانی من این است که اوکراین در این میان به فراموشی سپرده شود. اروپا باید همچنان تلاش کند از اوکراین حمایت کند، به‌ویژه از آنجا که در خاورمیانه عملاً کار زیادی از دستش برنمی‌آید.

* آیا فکر می‌کنید ترامپ در صورت موفقیت در خاورمیانه، دوباره برنامه‌هایش برای گرینلند را از سر بگیرد؟

اگر رژیم در ایران سقوط کند و گذار به‌صورت آشفته پیش نرود، ترامپ احتمالاً تصور خواهد کرد که می‌تواند در هر جایی موفق باشد. من فکر نمی‌کنم خطر برای گرینلند از بین رفته باشد.

* برخلاف رؤسای‌جمهور پیشین، ترامپ برای اقدامات خود مشروعیت دموکراتیک ندارد، یعنی تأیید کنگره را نگرفته است. برخی به همین دلیل آمریکا را حتی «پسافاشیستی» توصیف می‌کنند.

در گذشته نیز رؤسای‌جمهور در استفاده از نیروی نظامی در خارج از آمریکا اختیارات گسترده‌ای داشته‌اند. لیندون بی. جانسون Lyndon B. Johnson با استفاده از قطعنامه خلیج تونکین Tonkin-Resolution ، که بر مبنای بهانه‌ای ساختگی بود، توانست در ویتنام مداخله کند. هیچ‌کس او را به همین دلیل فاشیست نمی‌نامد. سیاست ترامپ زمانی جنبه‌ای فاشیستی پیدا می‌کند که صحبت از تصرف سرزمین‌هایی مانند گرینلند با زور برای دستیابی به منابع باشد. چنین هدفی نباید در دستور کار هیچ رئیس‌جمهور یک کشور دموکراتیک قرار بگیرد. جورج دبلیو بوش George W. Bush در حمله به عراق بر دلایل اخلاقی تأکید می‌کرد. حتی اگر این صرفاً بهانه‌ای برای ایجاد دموکراسی در آنجا بود، دست‌کم چنین ادعایی مطرح می‌شد. البته باید منصف بود، ترامپ هم گفته که می‌خواهد از اعتراضات در ایران حمایت کند. اما دموکراسی برای او اهمیتی ندارد؛ برای او دموکراسی صرفاً ابزاری در خدمت سیاست‌هایش است.


ستونی از دود بر فراز تهران، پس از یک حمله هوایی ایالات متحده/ عکس: عطا کناره، خبرگزاری فرانسه

* به نظر شما، تاریخ در آینده چگونه به سیاست خارجی دونالد ترامپ نگاه خواهد کرد؟

اگر روزی در ونزوئلا و ایران ثبات و دولت‌های دموکراتیک برقرار شود، مردم خواهند گفت که اقدامات او ناشیانه و احتمالاً غیرقانونی بود، اما نتیجه نهایی قابل قبول بود و بنابراین با او با تساهل بیشتری برخورد خواهند کرد. اما این در مورد ایران اتفاق نخواهد افتاد، و در نتیجه او به‌عنوان رئیس‌جمهوری به یاد سپرده خواهد شد که منطقه‌ای را که پیش‌تر هم بی‌ثبات بود، بی‌ثبات‌تر کرد.

* آیا فکر می‌کنید روزی در ایران یک دموکراسی لیبرال شکل بگیرد؟

دوستان ایرانی من بر اساس تجربه‌شان از جمهوری اسلامی می‌گویند: اگر نظام جدیدی شکل بگیرد، احتمالاً سکولارترین، دموکراتیک‌ترین و لیبرال‌ترین کشور جهان خواهد بود، زیرا ایرانیان از نظام کنونی به‌ شدت متنفرند. اما نباید فراموش کرد که یک گروه کوچک اما بسیار قدرتمند از این رژیم حمایت می‌کند، و همین امر برقراری یک دموکراسی سکولار را بسیار دشوار می‌سازد؛ همان‌طور که در مصر رخ داد، جایی که اخوان‌المسلمین تلاش‌ها برای تبدیل کشور به یک دموکراسی کارآمد پس از بهار عربی را خنثی کردند. از سوی دیگر، ایران جامعه‌ای پیچیده با طبقه متوسط بزرگ و افراد تحصیل‌کرده فراوان است. همچنین یکی از کهن‌ترین تمدن‌ها با سابقه طولانی در دولت‌سازی است. با چنین پایه‌ای، شاید ساختن چیزی جدید در آنجا آسان‌تر از دیگر نقاط خاورمیانه باشد.

* در مقاله مشهور خود «پایان تاریخ» در سال ۱۹۸۹ پیش‌بینی کردید که پس از پایان جنگ سرد، دموکراسی لیبرال به دلیل نبودِ شکل حکومتی بهتر، پیروز خواهد شد. اما تقریباً چهار دهه بعد، نیروهای اقتدارگرا در همه‌جا در حال پیشروی هستند.

بیشتر کسانی که فکر می‌کنند کتاب من «پایان تاریخ و آخرین انسان» را فهمیده‌اند، هرگز آن را نخوانده‌اند، یا دست‌کم فصل‌های مربوط به «آخرین انسان» را مطالعه نکرده‌اند. در آنجا توضیح می‌دهم که چرا دموکراسی لیبرال ممکن است دوام نیاورد. زیرا نوعی احساس نارضایتی در میان افرادی وجود دارد که خود را به‌درستی نمایندگی‌شده و پذیرفته‌شده در این نظام نمی‌بینند؛ کسانی که فقط صلح، رفاه و ثبات نمی‌خواهند، بلکه چیز دیگری نیز طلب می‌کنند. نتیجه‌گیری من این بود که چشم‌انداز نوعی کسالت در پایان تاریخ می‌تواند خود تاریخ را دوباره به حرکت درآورد. برای مثال، اتحادیه اروپا: این پروژه در هر زمینه‌ای موفقیتی چشمگیر داشته است. اما ظاهراً نتوانسته خواسته‌های بسیاری از مردم برای چیزی والاتر یا متفاوت‌تر را برآورده کند، و همین امر دلیل شورش پوپولیستی علیه نخبگان در بسیاری از کشورهای اروپایی است که امروز شاهد آن هستیم.

* وقتی از «پایان تاریخ» صحبت می‌کردید، منظورتان وضعیتی بود که در آن مردم دموکراسی لیبرال را نظامی می‌دانند که بیش از هر چیز با نیازشان به به‌رسمیت‌شناخته‌شدن و عزت‌نفس همخوانی دارد. آیا این وضعیت هرگز تحقق یافت؟

دوره‌ای قابل‌توجه از زمان فروپاشی دیوار برلین تا پیش از بحران مالی وجود داشت که در آن ایالات متحده نیرویی مسلط بود؛ از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی. اما دولت‌های آمریکا در استفاده از این قدرت، چه در داخل و چه در خارج، چندان موفق عمل نکردند. پس از جنگ عراق و بحران مالی، نیروهای غیردموکراتیک مانند روسیه یا چین قدرت بیشتری یافتند و آن دوره به پایان رسید. و ما حتی متوجه نشدیم که در آن زمان چقدر وضعیت‌مان خوب بود.

* در حال حاضر بزرگ‌ترین دشمنان دموکراسی لیبرال چه کسانی هستند؟

کشورهایی مانند روسیه و چین که نفوذشان رو به افزایش است، و همچنین کشورهای کوچک‌ تری مانند ایران، السالوادور یا کره شمالی. علاوه بر این، پوپولیست‌ها نیز وجود دارند؛ در مجموع نوعی ائتلاف ضددموکراتیک شکل گرفته است. و البته خود ایالات متحده نیز، که اکنون نمونه‌ای ارائه می‌دهد از اینکه رهبران یک نظم جهانی مبتنی بر قواعد دموکراتیک، ناگهان دیگر به آن باور ندارند.

* و بهترین راه دفاع از دموکراسی لیبرال چیست؟

اگر انتخابات آزاد امکان‌پذیر باشد، باید در آن پیروز شد. بزرگ‌ ترین مهارکننده قدرت ترامپ، انتخابات بعدی است که دموکرات‌ها می‌توانند در آن پیروز شوند. پیروزی در انتخابات کاری سخت و اغلب خسته‌کننده است، اما باید انجام شود. در کشورهای غیردموکراتیک، شاید لازم باشد دشمنان دموکراسی حتی به‌صورت نظامی نیز مقابله شوند، به‌ویژه اگر بسیار بزرگ و قدرتمند باشند، مانند روسیه. در جاهای دیگر، ابزارهای متفاوتی نیز وجود دارد. جالب اینجاست که ترامپ اغلب سراغ رژیم‌های اقتدارگرای ضعیف‌تر می‌رود تا با قدرت نظامی آمریکا آن‌ها را سرنگون کند، در حالی که می‌توان این نظام‌ها را با ابزارهای سیاسی نیز تضعیف کرد.

* آیا ممکن است حمله نظامی ترامپ چین را به حمله به تایوان ترغیب کند؟

شی جین‌پینگ نسبتاً محتاط است؛ او فکر می‌کند که تایوان در نهایت خودبه‌خود به چین بازخواهد گشت و از خطرات اقدامات نظامی آگاه است. من بیشتر نگران این هستم که این وضعیت توجه غرب را از اوکراین منحرف کند، کشوری که همچنان به حمایت نیاز دارد.

* شما همیشه به‌عنوان یک نظریه‌پرداز لیبرال تا نئولیبرال شناخته می‌شدید که آزادی فردی را بالاتر از هر چیز قرار می‌دهد. اما اکنون خود را به سوسیال‌ دموکرات‌ها نزدیک‌تر می‌دانید. چرا؟

در زمینه سیاست اقتصادی، من رویکرد سوسیال‌دموکراتیک را سودمندتر می‌دانم. برای ثبات سیاسی به نوعی دولت رفاه نیاز است، حتی اگر نباید بیش از حد بزرگ باشد. البته من هرگز یک لیبرتارین دوآتشه نبودم. اما دیدگاه من نخست پس از جنگ عراق تغییر کرد، زمانی که از خشونت به‌عنوان ابزاری در سیاست خارجی استفاده شد. سپس در جریان بحران مالی جهانی دیدم که ایده‌های نئولیبرالی و نظام‌های بدون نظارت چه میزان خسارت می‌توانند ایجاد کنند.

* شما از معدود دانشمندان علوم سیاسی هستید که با وجود همه این مسائل، همچنان نسبت به آینده دموکراسی لیبرال خوش‌بین هستید. چرا؟

در طول تاریخ، دموکراسی‌های لیبرال همواره با عقب‌گردهایی مواجه بوده‌اند. بدترین آن‌ها طبیعتاً در دهه ۱۹۳۰ رخ داد، اما در دهه‌های بعد نیز بحران‌های بزرگی وجود داشته است. با این حال، این نوسان همواره دوباره به سمت تعادل بازگشته است؛ بنابراین مهم است که امید خود را از دست ندهیم و دچار بدبینی افراطی نشویم، زیرا چنین بدبینی‌ای می‌تواند به پیشگویی خودمحقق‌کننده تبدیل شود.

https://www.sueddeutsche.de/politik/iran-krieg-angriff-usa-francis-fukuyama-interview-li.3396982



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net