|
شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ -
Saturday 7 March 2026
|
برگردان: آزاد
پراجکت سیندیکیت
۶ مارس ۲۰۲۶
با تشدید جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، زیرساختها و مسیرهایی که ثبات جریان انرژی جهانی را حفظ میکنند، به طور فزایندهای به آتش جنگ کشیده شوند، که آن منجر به تزلزل شدید در بازارهای مالی جهانخواهد شد. اما بزرگ ترین خطر لزوما از دست رفتن پایدار تأمین فیزیکی نفت در جهان نیست. بلکه در همبستگی شدید سیستم انرژی به اقتصاد اکثر کشورها است، که خود منجر به یک شوک مالی و ژئوپلیتیکی عظیمی در جهان خواهد شد.
اولین عامل محرک، حمله آمریکا و اسرائیل به پایانه اصلی حمل و نقل نفت ایران در جزیره خارک بود، جزیرهای که نقطه شروع تقریبا تمام صادرات نفت خام جمهوری اسلامی میباشد. حدود ۱۰٪ از تولید ناخالص داخلی ایران مستقیما به درآمدهای نفتی وابسته است، بنابراین هدف قرار دادن این مکان اصلی صادراتی، فقط یک ضربه تاکتیکی نیست؛ بلکه به منبع اصلی ارز خارجی و ثبات مالی رژیم ضربه زده شده است.
واکنش ایران هم متناسب این حمله بود، بستن ناوبری در تنگه هرمز – که نزدیک به یک پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور میکند – یک تبادل مستقیم نظامی، که به یک رویداد پرخطر جهانی تبدیل شد. با توقف رفت و آمد کشتیها ظرفیت حمل ونقل کاهش و حق بیمههای خطر جنگ افزایش مییابد، در نتیجه بسته شدن تنگه هرمز تاثیر مهمی بر تنظیم بازارهای انرژی خواهد گذاشت.
همچنین، افزایش فشار جنگ بر ظرفیت پالایش نفت در عربستان، نه فقط عرضه نفت خام، بلکه مستقیما بازارهای سوخت را هم تحت تأثیر قرارخواهد داد، پالایشگاههایی مانند راس تنوره گلوگاههایی مهمی در زنجیره سوخت جهانی هستند. وقتی این بازارها تهدید شوند یا به طور موقت تعطیل گردند، حتی اگر تولید نفت دست نخورده باقی بماند، بازارهای دیزل و سوخت جت محدود تر خواهند شد. تاثیر کمبود دیزل و و سوخت جت، خیلی سریع و مستقیم است.
اختلال در تأسیسات LNG قطر به شیوهای متفاوت عمل میکند. اگرچه بازارهای LNG نسبت به سیستمهای حمل بوسیله خطوط لوله انعطاف پذیرتر هستند، اما عرضه همچنان محدود است. انتظار میرود قطر به تنهایی در دهه آینده، درحدود یک چهارم بازار جهانی LNG را به خود اختصاص دهد. بنابراین بازار بسیار تاثیر گذاری در حوضه انرژی خواهد بود. در حال حاضر، قراردادهای آینده LNG در معاملات روزانه حدود ۵۰٪ افزایش یافتهاند که این خود نشان دهنده اهمیت تاثیر فوری خطر ژئوپلیتیکی حتی بدون اختلال فیزیک بر قیمت گذاری است.
از زمان کاهش شدید تحویل گاز از طریق خطوط لوله روسیه در سال ۲۰۲۲، اروپا به طور ساختاری به واردات LNG دریایی وابسته شده است و قطر از تأمین کنندگان اصلی بلندمدت آن است. بنابراین، هرگونه اختلال پایدار در صادرات قطر مستقیما بر موازنه گاز اروپا و همچنین واردکنندگان بزرگ آسیایی تأثیر خواهد گذاشت.
این نمونهها، نمایانگر ابعاد شکنندگی ساختاری تجارت جهانی انرژی میباشند. حتی بسته شدن موقت تنگه هرمز که موجب افزایش هزینههای حمل و نقل، حق بیمه و قراردادهای آینده، کافی است که بر حق بیمه ریسک سیستماتیک در بازارهای جهانی گاز موثرباشد.
بهعلاوه، این تحولات میتواند بازیگران منطقهای بیشتری را به طور مستقیم تر وارد این درگیری نماید. به هر حال، عربستان سعودی و سایر تولیدکنندگان خلیج فارس با یک معضل راهبردی مهمی روبرو هستند: عدم پاسخ به حملات به زیرساختهای انرژی آنها میتواند به هدف گیری بیشتری منجر شود؛ اما هرگونه تشدید عملیلت جنگی میتواند جنگ را گسترش داده و طولانی تر کند. در هر صورت، میزان اهمیت این مسئله خیلی زیاد است، زیرا تأسیسات انرژی منطقه، ثروتهای کم ارزشی نیستند. آنها نقش مرکزی در درآمد ملی، ثبات سیاسی و نفوذ ژئوپلیتیکی دارند.
امکانات تاثیر گذار ایران نامحدود نیست. تنگه هرمز یک گلوگاه حیاتی انتقال انرژی است، به شدت تحت حمایت است. اما به علت جغرافیای محدود آن حتی حملات محدود موشکی یا پهپادی به کشتیهای تجاری میتواند ترافیک را مختل نماید. اما آمریکا حضور دریایی قابل توجهی در خلیج فارس دارد. اگر ایران بخواهد محاصره طولانی مدتی اعمال کند، ممکن است آن با واکنش گسترده، علیه داراییهای دریایی و زیرساختهای ساحلی ایران روبرو شود. از این منظر، تهدیدها برای بستن تنگه هرمز ممکن است باعث افزایش حق بیمههای ریسک شود، اما نه به یک استراتژی نظامی پایدار منجر نخواهد شد. اگر ترافیک به سرعت از سر گرفته شود، احتمالا برای جبران تاثیرات مالی به دخالتهای زیادی نیازی نیست
اما، زمینه کلان اقتصادی (macro Economy) گسترده تری موجود است. اقتصاد جهانی هم اکنون با بار سنگین بدهی دولتی بالا، فشارهای تورمی مداوم و رشد نابرابر روبرو است. اختلال پایدار در صادرات خلیج فارس، قیمت نفت و LNG را به شدت افزایش خواهد داد که دارای پیامدهای تورمی فوری خواهد بود.
پیامدها برای بازارهای نوظهور به ویژه نگران کننده است، زیرا قیمت انرژی اغلب سهم قابل توجهی از کل پرداخت واردات آنها را تشکیل میدهد. افزایش قیمت دلار، همراه با استهلاک ارز، میتواند فشارهای تراز پرداختها و قیمت گذاری مجدد ریسک دولت را به وجود آورد. ایران با هدف قرار دادن زیرساختهایی که نه تنها دشمنان فوری بلکه مصرف کنندگان جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده و هزینههای اقتصادی رویارویی را گسترش دهد. ممکن است هدف لزوما تعطیل کردن عرضه جهانی نباشد، بلکه ایجاد بی ثباتی کافی برای تحمیل بازنگری دیپلماتیک یا استراتژیک گسترده تر است.
این استراتژی شباهتهای تاریخی زیادی دارد؛ تحریم نفتی اوپک در سال۱۹۷۳ سیاست خارجی غرب را به طور بنیادین تغییر داد؛ حملات قبلی ایران به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ بازارها را به طور موقت متزلزل کرد و کمبودهای پایدار را هم ایجاد نمود؛ و همچنین تبدیل جریان گاز (به اروپا) به یک اسلحه سیاسی، توسط روسیه پیش از سال ۲۰۲۲ نشان داد که وابستگی متقابل انرژی چقدر سریع میتواند به منبعی از اهرم ژئوپالیتیکی تبدیل شود.
بحران کنونی عناصری از هر یک از این رویدادها را در بر دارد، اما در حال حاضرکه اقتصاد جهانی از نظر مالی یکپارچه تر و سریع تر است، بنابر این، تاثیر این جنگ هم بیشترخواهد بود. قیمت انرژی در عرض چند هفته، اگر نگوییم چند روز، بر دادههای تورم، سیاست گذاری بانک مرکزی و میزان محبوبیت سیاسی تأثیر خواهد گذاشت. سرعت بالای این پیامدها ارزش راهبردی اختلال را بیشتر میکند و همچنین ریسک را برای بازیگران منطقهای که اقتصادشان به درآمدهای صادراتی پایدار وابسته است، افزایش میدهد.
باید اضافه کرد که، منطق اقتصادی أوضاع جنگ به محاصره پایدار یا فروپاشی گسترده عرضه وابسته نیست، بلکه، این بستگی به آسیب پذیری جهانی دارد. وقتی تمرکز زیرساختها در یک منطقه با تنش ژئوپلیتیکی مواجه میشود، بازارها استرس را به سرعت در مناطق مختلف منتقل میکنند. اگر زیرساختهای انرژی همچنان هدف قرار گیرند، ریسک فراتر ازازدیاد قیمتها خواهد بود. بی ثباتی طولانی مدت در منابع انرژی خلیج فارس میتواند تصمیمات سرمایه گذاری، بازارهای بیمه و همسوییهای دیپلماتیک را تغییر دهد.
تشدید مداوم أوضاع در حال حاضر، نه تنها آزمونی برای بازدارندگی نظامی بلکه نشان دهنده میزان تاب آوری سیستم انرژی جهانی در برابر یک شوک سیاسی عمدی است. در اقتصادی که به شدت به هم پیوسته است، جنگهای منطقهای که جریان انرژی در معرض خطر است، به ندرت منطقهای باقی خواهند مانند.
—————-
آوری شختر(Avri Schechter) مدیر مؤسسه یانای برای امنیت انرژی در دانشکده پایداری دانشگاه رایشمن است.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|