پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - Thursday 19 February 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 19.02.2026, 10:39

بیانیه: گذار از “شورش نان” به “انقلاب سیاسی”


بیانیه‌ی تحلیلی جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی درباره‌ی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
تراژدی جنبش دی‌ماه؛ گذار از “شورش نان” به “انقلاب سیاسی”

جنبش‌های اجتماعی ایران تابعی از بحران‌های جمهوری اسلامی هستند و هریک بخشی از این بحران‌ها را نمایندگی می‌کنند و در اعتراص به آنها شکل می‌گیرند. سه سال پس از جنبش “زن، زندگی، آزادی” خیزشی که از بازار تهران و با خاستگاهی اقتصادی آغاز شد بسیار زود به محروم‌ترین شهرها و استان‌های ایران تسرّی پیدا کرد و هم‌چون همیشه به مقابله‌جویی با کلیّت حکومت منجر گردید و این طبیعی می‌نمود زیرا مردم جان‌به‌لب ‌آمده در ناصیهٔ این حکومت راه‌حلّی درون‌ماندگار و چشم‌اندازی امیدبخش نمی‌بینند. بسا بدعهدی‌های حکومت، پس از جنگ دوازده روزهٔ تابستان امسال نیز بر این ناامیدی افزوده‌بود و این‌گونه شد که جرقّه‌ای کوتاه از تهران کافی بود تا در بیش از۴٠٠ شهر و  ۹۰۰ نقطه خیل عظیمی از جمعیّت را به خیابان‌ها روانه کند و با همهٔ تفاوت‌های طبقاتی، جنسیتی و نسلی یک‌صدا فریاد نه به حکومت را سردهند.

ابعاد قربانیان ماشین کشتار در این جنبش آن‌چنان بود که تاریخ معاصر ایران نمونهٔ مشابهی مانند آن را سراغ ندارد و هیچ‌چیز بجز یک کمیتهٔ حقیقت‌یابِ بی‌طرف نمی‌تواند زوایای هم‌چنان مبهم و سرپوشیدهٔ این تراژدی ملّی را برملاسازد. جنبش دی ماه بزرگترین جنبش اجتماعی ایران پس از سال ۸۸ بود که در تقاطع مجموعهٔ عظیمی از نارضایی‌های سیاسی، نابرابری‌ اجتماعی فزاینده، فروپاشی زیرساخت‌های عمومی و سرکوب‌های فراگیر حکومتی بنا شده‌است که از هرگونه سازمان‌یابی مستقل هراس دارد. مشارکت طبقات فرودست و فقیرترین شهرهای ایران در خیزش اخیر نشانه‌ای از هرچه محدودتر شدن پای‌گاه‌های اجتماعی جمهوری‌اسلامی است. این استیصال همه‌گیر و همه‌جانبه به شکلی اجتناب‌ناپذیر مطالبات آزادی‌خواهانهٔ همیشگی مردم ایران را با “شورش نان” نیز هم‌سو کرد.‌ در همین‌حال فقدان یک آلترناتیو مردمی، زمینهٔ مصادرهٔ جنبش‌های ما را در خارج از کشور فراهم‌ساخته‌است.

ساختار سیاسی و طبقاتی سرمایه‌داری مسلّط در ایران در بیش از سه دهه گذشته، اغلبِ امتیازات اجتماعیِ پس از انقلاب ۵۷ را که به طبقات محروم داده‌شده‌بود، هدف حمله قرارداده و به همین دلیل است که “پای‌گاه حمایتی حکومت در میان فقرای شهری و روستایی تا بدین‌حد تحلیل رفته‌است”. ورشکستگی استراتژیک فاجعه‌بار حکومت اکنون به گونه‌ای است که “مانورهای اقتصادی و سیاسی ادواری حکومت دیگر نخواهدتوانست تناقضات طبقاتی فزاینده و انفجاری داخل ایران را مهار کند”.

ساختار دولت در ایران

محتوای دولت در جمهوری اسلامی مانند بسیاری از دیگر دولت‌های خاورمیانه‌ای دیگر گونه‌ای خاص از یک “سرمایه‌داری دولتی” و با خصلت‌های بارز بناپارتی است که به دلیل ضعف بورژوازی ملّی در رهبری سیاسی، نیروهای سازمان‌یافته و بوروکراتیک، در مرکز تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی اقتصادی قرار دارند و درعین‌حال از قدرت مهار و سرکوب جنبش‌های اعتراضی نیز برخوردارند. ازسوی دیگر اگر جوهر بناپارتیسم حاکمیت بوروکراسی مسلح بر جامعه باشد، ساختار دولت در ایران بخوبی بر این تعریف انطباق دارد. هنگامی که در فقدان بورژوازی نیرومند، بوروکراسی نظامی-اداری دولتی به “کارفرمای جمعی” تبدیل می‌شود و با کنترل ابزار تولید و منابع ملّی، قدرت اقتصادی را قبضه می‌کند، درمی‌بابیم که در ایران با یک سرمایه‌داری دولتی روبرو هستیم که بناپارتیسم ابزار سیاسی آن است.

دولت به‌مثابه “اپراتور زندگی”

برخی از نویسندگان در توضیح ساختار دولت در ايران، آن را یک “کارتل نهادی-ایدئولوژیک” تعریف کرده‌اند که تبدیل به یک “اپراتور زندگی” شده‌است. در این مدل، دولت دولت صرفاً یک نهاد سیاسی یا حقوقی نیست، بلکه «تدارکاتچی» و مدیریت‌کننده‌ی تمام جزییات زیست‌بوم مادی شهروند است؛ از کالری مصرفی و قیمت نان گرفته تا شغل و مسکن. وقتی دولت نقش «اپراتور» را می‌پذیرد، هرگونه نوسان در قیمت ارز یا حذف یک ردیف بودجه‌ی حمایتی، دیگر یک «تصمیم اقتصادی» ساده نیست، بلکه به معنای «اختلال در سازوکار زندگی» تعبیر می‌شود. مشکل اصلی چنین دولت‌هایی این است که اصولاً «اپراتورهای بدی» هستند که درعین شانه خالی کردن از مسئولیت زندگی شهروندان، قدرت سیاسی را نیز تقسیم نمی‌کنند. آن‌ها می‌خواهند یارانه‌ها را حذف کنند (اقتصاد آزاد) اما همچنان پلیس سیاسی باقی بمانند (سیاست بسته). این تناقض، یعنی «تحمیل هزینه‌های بازار آزاد به مردمی که هنوز در چنبره‌ی قدرت دولت هستند»، همان نقطه‌ای است که بحران‌های حاد و اعتراضات خونین و تلفیقی از شورش نان و مطالبه آزادی از آن زاده می‌شود. در این سیستم، استثمار به معنای تخریب زیست جهان، تخریب امکانِ برنامه‌ریزی و انهدام امکان تداوم‌ زندگی و زمینه گذار از “شورش معیشتی” به “انقلاب سیاسی” است.

پایان قرارداد اجتماعی

در حال حاضر ایران به دلیل تلاقی بی‌سابقهٔ «بحران اقتصادی»، «انسداد سیاسی» و «فرسودگی قرارداد اجتماعی»، رادیکال‌ترین نمونه از این تحول و درواقع نسخهٔ نهایی و تکامل‌یافتهٔ جریانی است که در دهه‌های گذشته در کشورهای مشابه نیز به بن‌بست رسیده‌ و به دلیل درهم‌تنیده‌شدن بحران‌های تودرتو راه هرگونه اصلاحی نیز بسته‌شده‌ و امکان بازتوليد پای‌گاه‌های سنّتی در قلب یک بحران مشروعیت فراگیر ازدست رفته‌است.

ایران بیش از یک ربع قرن است که درگیر چرخهٔ جنبش-سرکوب است و این به خصلت‌نمای درون‌ماندگار تاریخ اخیر ایران تبدیل شده و طرحی از یک آناتومی فاجعه‌بار را ترسیم کرده‌است. درست در اندام و تاروپود همین آناتومی است که بورژوازی انحصاری ایران و نهاد سیاسی-روحانی جمهوری اسلامی در حالی که خود را ثروتمندتر می‌کند و به دنبال رسیدن به نوعی سازش با نظام جهانی است، می‌کوشد بار کامل رویارویی خود را با آن‌چه “استکبار جهانی” می‌نامد بر دوش زحمتکشان و طبقات فرودست بیندازد. در متن چنین نامعادله و رابطه نابرابری هزینهٔ شورش از هزینه‌ی سکوت کمتر می‌شود و انرژی انباشه‌شدهٔ جامعه از هزاران مسیر پیش‌بینی شده و پیش‌بینی نشده فوران می‌کند و دردهای طبقات مختلف جامعه اعم از روستایی، کارگر، طبقه متوسط و ارتش بیکاران را به‌هم پیوندمی‌زند‌ تا سرانجام معلوم‌ گردد که کِی و کجا به نقطهٔ جوش و تلاقی نهایی در اين تاریخ‌خون‌بار خواهیم رسید.

اسامی:

ابوطالب آدینه‌وند، محمدصادق آخوندی ، محمدرضا آهنى، بهمن‌ احمدی‌آمویی، مرتضی افشار، مهدی اقبال، الهه امیرانتظام، هوشیار انصاری‌فر ، زهرا بابایی، فرهاد بهبهانی، امیر بهمنی، فاطمه بیگدلی‌آذری ، محمدرضا تحویلداری، مصطفی تنها، درخشنده تیموریان، حسین ثاقب، سپیده جدیری، حسین جزایری، حسین جعفری، عزیزالله حاجی‌ولیئی، مهرداد حجّتی، عبدالکریم حکیمی، حمید خادم، امیر خرم، شیرین خسروشاهی ، حسین خوربک، ابراهیم خوش‌سیرت، امیرخسرو دلیرثانی، نظام الدین قهاری، عباس راستی‌بروجنی، محمدصادق ربانی ، الهه رجایی، محمدجواد رجاییان، علیرضا رجبیان، محترم رحمانی، زهرا رحیمی، رضا رستمی، زهرا رضایی، حسین رفیعی، بهرام رمضانی‌فر، رقیه زارع‌پورحیدری ، فریدون سحابی، عیسی سحرخیز، حسین سربندی، محمودرضا شاه‌حسینی، احسان شریعتی، هرمز شریفیان، پرویز شهپر، هوشنگ طالع، طاهره طالقانی، طاهره طالقانی‌علایی، امیر طیرانی، بهزاد عربگل، روئین عطوفت، اسماعیل علوی، محمود عمرانی، نسرین غلامحسین‌زاده، منیژه فتحی، کیومرث فرشاد، حسین فلاح، ابوالفضل قدیانی، رحمان کارگشا، صدیقه کنعانی، بیژن گل‌افرا، فاطمه گوارایی، مسعود مانیان، مصطفی محب‌کیا، سیّدفرزاد محمدی، محمّد محمّدی‌اردهالی، عبدالله مرادیان ، علی مزروعی، اکرم مصباح، احمد معصومی، عبدالله مومنی، نسیم نظری، علی نظری، محمّدامین هادوی، احمد هادوی، مهرگان وثوق، فرشته یوسفی، مریم یوسفی.

منبع: تلگرام ایران فردا
http://t.me/iranfardamag



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net