يكشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - Sunday 15 February 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 15.02.2026, 8:57

به نظر می‌رسد هدف نهایی آمریکا تغییر رژیم باشد


جیسون بورک / گاردین / یکشنبه ۱۵ فوریه ۲۰۲۶

لحظه‌ای سرنوشت‌ساز برای ایران ـــ و در نتیجه برای خاورمیانه ـــ در حال فرارسیدن است. پیامدهای جهانی هرگونه تحول و آشوب در تهران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ که به استقرار حاکمیت روحانیون اسلام‌گرای رادیکال انجامید، به‌روشنی آشکار بوده است. در عمان، وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، به همراه تیم خود گفت‌وگوهای غیرمستقیم را با هیأتی عالی‌رتبه از ایالات متحده آغاز کرده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند فاصله میان دو طرف آن‌قدر عمیق است که پرشدنی نیست و درگیری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. همین آخر هفته، دونالد ترامپ که پیش‌تر نیز تهدید به اقدام نظامی کرده بود، گفت تغییر رژیم «بهترین اتفاقی است که می‌تواند برای ایران رخ دهد». تنش‌ها و خطرات رو به افزایش است.

تسلط کسانی که در پی انقلاب ۱۹۷۹ به قدرت رسیدند اکنون در معرض تهدید قرار گرفته است. به نظر می‌رسد هدف نهایی ایالات متحده تغییر رژیم باشد. حتی ممکن است این روند عملاً آغاز شده باشد. در دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ گسترده‌ترین موج اعتراضات از اوایل دهه ۱۹۸۰ ایران را فراگرفت و صدها هزار نفر از مشهد تا آبادان به خیابان‌ها آمدند.

این صحنه‌ها بسیاری را به یاد واپسین روزهای شاه ایران انداخت؛ زمانی که میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها سرازیر شدند. در حالی که رخدادهای امروز را از سر می‌گذرانیم، شباهت‌های چشمگیری میان آن زمان و اکنون دیده می‌شود که باید در بحث درباره آنچه ممکن است رخ دهد ـــ درباره امیدها و هراس‌هایمان ـــ مورد توجه قرار گیرد. یکی از آشکارترین شباهت‌ها نقش محوری اقتصاد است. تورم افسارگسیخته محرک اصلی ناآرامی‌های اخیر بود. تقریباً ۵۰ سال پیش نیز چنین بود. در سال ۱۹۷۷ قیمت کالاهای اساسی مصرفی تا ۲۷ درصد افزایش یافت. در آن زمان نیز بازیگران کلیدی، کسبه و بازرگانان بازار تهران بودند که معیشتشان در معرض تهدید قرار گرفته بود.

شباهت دومی نیز در حال شکل‌گیری است: چرخه‌ای از سرکوب، سوگ و اعتراض که یادآور روندی است که شاه را از قدرت برکنار کرد. در سال ۱۹۷۸، این چرخه زمانی آغاز شد که یک روزنامه محافظه‌کار ایرانی مقاله‌ای موهن درباره آیت‌الله روح‌الله خمینی منتشر کرد و اعتراضات گسترده‌ای در میان هواداران او برانگیخت. در شهر مقدس قم، صدها طلبه دینی به خیابان‌ها ریختند و به نمادهای حکومت شاه و برنامه نوسازی‌ای که او در پی تحمیل آن بود حمله کردند. نیروهای امنیتی برای برقراری نظم از گلوله جنگی استفاده کردند و شش دانشجو کشته شدند. در تهران نیز ناآرامی‌های بیشتری رخ داد.

این اعتراضات ممکن بود فروکش کند، اگر نه به سبب سنت شیعیان ـــ که همچنان اکثریت قاطع جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند ـــ مبنی بر برگزاری دوره ۴۰ روزه سوگواری پیش از مراسم جمعی پایانی.

ریشارد کاپوشینسکی، گزارشگر نامدار لهستانی، توصیف کرده است که چگونه خانواده، دوستان، همسایگان و آشنایان ـــ «تمام خیابان، تمام روستا، انبوهی از مردم» ـــ در خانه متوفی گرد می‌آمدند. او نوشت: «اگر مرگ طبیعی بود… این گردهمایی شامل چند ساعت تخلیه هیجانی و اندوهی سوزناک است که در پی آن حالتی از تسلیم و رضایت فروخورده و فروتنانه فرا می‌رسد.» اما «اگر مرگ خشونت‌آمیز و به دست کسی تحمیل شده باشد»، آنگاه «عطش از انتقام مردم را فرا می‌گیرد… نام قاتل، عامل اندوهشان را بر زبان می‌آورند و باور دارند که حتی اگر او دور باشد، در همان لحظه به خود خواهد لرزید، چرا که روزهایش شماره شده است.»

دقیقاً ۴۰ روز پس از اعتراضات قم در ژانویه ۱۹۷۸، تظاهرات تازه‌ای به کشته‌شدن‌های جدید انجامید، همراه با سوگواری‌ها و راهپیمایی‌های یادبود بیشتری که ناگزیر به اعتراضات گسترده تازه تبدیل شد. این اعتراضات نیز به‌نوبه خود سرکوب‌های مرگبار بیشتری را در پی داشت. این چرخه شدت گرفت تا آنکه در ژانویه ۱۹۷۹ شاه، «عامل اندوه آنان»، ایران را ـــ ظاهراً برای تعطیلات ـــ ترک کرد و هرگز بازنگشت.

این چرخه می‌تواند بار دیگر تکرار شود. پنجشنبه گذشته، وال‌استریت ژورنال گزارش داد که کسبه بازار بزرگ تهران از همتایان خود در سراسر ایران خواسته‌اند در پایان دوره سنتی ۴۰ روزه سوگواری برای کشته‌شدگان هفته نخست ژانویه، بار دیگر به خیابان‌ها بازگردند. به نقل از یک انجمن صنفی کارکنان بازار در کانال تلگرامی خود که روزنامه وال‌استریت ژورنال آن را بازتاب داد، هدف این اعتراض آن است که «به طور همزمان در شهرهای خود، یاد جان‌باختگان را زنده نگه دارند و قیام ملی را ادامه دهند». هدف، «انتقام بزرگ‌ترین کشتار خیابانی در تاریخ معاصر» عنوان شده است.

اگر مذاکرات ـــ آن‌گونه که انتظار می‌رود ـــ شکست بخورد، این چالش می‌تواند حتی از تهدید حملات آمریکا نیز برای حکومت بزرگ‌تر باشد. علی انصاری، تاریخ‌نگار برجسته ایران، شمار کل کشته‌شدگان مخالف شاه در سال ۱۹۷۸ را حدود ۲۸۰۰ نفر برآورد کرده است. برخی معتقدند در ژانویه امسال ممکن است تا ۳۰ هزار نفر جان باخته باشند. این یعنی شمار زیادی سوگوار و تعداد فراوانی مراسم چهلم در هفته‌های پیش رو.

کاپوشینسکی به همراه صدها خبرنگار و عکاس بین‌المللی در سال ۱۹۷۸ در ایران حضور داشت، اما امروز همتایی برای آن پوشش گسترده وجود ندارد و حکومت همچنان اینترنت را محدود می‌کند. همین امر تشخیص دقیق اینکه چه کسانی در دسامبر گذشته و ژانویه به خیابان‌های ایران آمدند را دشوار می‌سازد. آنچه روشن به نظر می‌رسد، گستردگی ناآرامی‌ها و اصالت آن به‌عنوان بیان خشم و بیگانگی عمیق است. با این حال، زندگی‌نامه‌های تراژیکی که از قربانیان منتشر شده تنها تصویری پراکنده از هویت کسانی ارائه می‌دهد که به نام آزادی خطر مرگ و جراحت را به جان خریده‌اند.

می‌دانیم که جنبش انقلابی ۱۹۷۸ ائتلافی گسترده بود. این جنبش شامل روحانیون رادیکال پیرو خمینی و میلیون‌ها ایرانی ـ اغلب فقیر و کم‌سواد ـ می‌شد که آیت‌الله تبعیدی را، گاه به‌معنای واقعی کلمه، پاسخ دعاهای خود می‌دیدند. اما دیگرانی نیز حضور داشتند؛ بسیاری از آنان به همان اندازه برای سرنگونی شاه تلاش کرده و هزینه پرداخته بودند.

در خیابان‌های سال‌های ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹، لیبرال‌ها و ملی‌گرایان با گرایش‌های ایدئولوژیک گوناگون، سوسیالیست‌ها و فمینیست‌ها، روحانیون میانه‌رو و شاگردانشان، و حتی شماری کمونیست قدیمی حضور داشتند. نمایندگانی از اقلیت‌های قومی، زبانی و مذهبی ایران نیز در میان آنان بودند. این تنوع هم مزایا داشت و هم معایب. کاپوشچینسکی نوشت: «همه با شاه مخالف بودند و می‌خواستند او را برکنار کنند. اما هرکس آینده را به شکلی متفاوت تصور می‌کرد.»



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net