|
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ -
Sunday 18 January 2026
|
یورونیوز فارسی
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا روز چهارشنبه گذشته پس از آنکه معترضان ایرانی را به ادامه تظاهرات تشویق کرد از حمله به ایران عقبنشینی کرد.
گزارشهای منتشرشده پیرامون این تصمیمگیری دلایل مختلفی از جمله فشار کشورهای عربی و ترکیه، مخالفت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و عوامل نظامی را برای آن عنوان میکنند.
هرچند همه این عوامل ممکن است به سهم خود در این تصمیمگیری اثرگذار بوده باشند اما رئیسجمهوری آمریکا به نظر نمیرسد که در درازمدت بتواند این موضع جدید در قبال موضوع ایران را حفظ کند. بخشی از دلایل این امر به سیاست داخلی آمریکا و تلاش دونالد ترامپ برای حفظ وجهه خود و بخشی دیگر به تداوم اصطکاک بین ایران و آمریکا در عرصه بینالمللی بر میگردد.
این در حالی است که مخالفت اسرائیل با عملیات نظامی در مقطع کنونی به نظر میرسد با هدف برنامهریزی برای حمله گستردهتر در آینده صورت گرفته باشد.
مقایسه با اوباما؛ ترامپ برچسب «ضعیف» در برابر ایران را تاب میآورد؟
یکی از مهمترین دلایلی که میتوان برای برای ناپایدار بودن موضعگیری کنونی دونالد ترامپ در قبال ایران پیدا کرد به روانشناسی شخص رئیسجمهوری آمریکا بر میگردد. او حیات سیاسی خود را بر اصل «عظمت» آمریکا و شعار «عظمت آمریکا را به آن بازگردانیم» استوار کرده است. دونالد ترامپ بارها دموکراتها از جمله باراک اوباما و جو بایدن، دو رئیسجمهوری پیشین را به «ضعف» در عرضه بینالمللی متهم کرده است.
او حالا در آستانه کارزار انتخابات میان دورهای سال جاری که در ماه نوامبر برگزار خواهد شد نمیتواند به دموکراتها اجازه دهد تا با استناد به پرونده ایران از همین استدلال در برابر خودش استفاده کنند.
رئیسجمهوری آمریکا همچنین با وضع تعرفههای تجاری، ربایش نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا و تلاش برای تصاحب گرینلند نشان داده است که ابایی از بر هم زدن قواعد بازی در عرصه بینالمللی ندارد.
آنچه برای دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۶ در مقابل ایران روی داد تاکنون شباهت زیادی به عبور حکومت بشار اسد در سوریه از «خط قرمز» باراک اوباما در سال ۲۰۱۳ دارد. در هر دو مورد روسای جمهوری ایالات متحده تهدید به استفاده از زور کرده بودند و پس از آن از موضع خود عقب نشستند.
حکومت بشار اسد در تابستان سال ۲۰۱۳ علیه مخالفان خود از سلاح شیمیایی استفاده کرده بود. اقدامی که از سوی باراک اوباما «خط قرمز» تعیین شده بود. با این حال او پس از استفاده سوریه از سلاح شیمیایی به بهانه عدم موافقت کنگره با حمله نظامی به سوریه از موضع خود عقبنشینی کرد.
با بررسی موشکافانه شخصیت دونالد ترامپ میتوان نتیجه گرفت که او احتمالا طاقت این را که در این زمینه در کنار باراک اوباما قرار گیرد نخواهد آورد. عقبنشینی کنونی او از انتخاب گزینه نظامی در برابر ایران در صورتی که پیش از این در شبکههای اجتماعی تهران را تهدید نکرده و دست تشویق به معترضان نزده بود، میتوانست بادوامتر باشد.
به خصوص که نزدیکان دونالد ترامپ از جمله مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا و لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه بارها تاکید کردهاند که او به حرفها و تهدیدهایش عمل میکند و با باراک اوباما فرق دارد.
در عین حال باید توجه داشت که یک عقبنشینی درازمدت دیگر در برابر ایران در حالی که گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران در ابتدای انقلاب اسلامی هنوز از حافظه جمعی آمریکاییها و شخص دونالد ترامپ پاک نشده است بعید به نظر میرسد. این در حالی است که دونالد ترامپ تنها چند هفته پیش پیروزی بزرگی را با حذف نیکلاس مادورو از قدرت کسب کرد.
عقبنشینی تاکتیکی یا راهبردی؟
از سوی دیگر شواهد زیادی در دست است که نشان میدهد عقبنشینی دونالد ترامپ از حمله به ایران به دلیل کشتار معترضان تنها یک عقبنشینی تاکتیکی بوده و رویکرد راهبردی او در قبال ایران یعنی فشار حداکثری و وادار کردن مقامهای جمهوری اسلامی به پرداخت هزینه اقداماتشان تغییر نکرده است.
گزارشها از جمله آنچه رسانه اسرائیلی «کان» منتشر کرده حاکی است که از نظر مقامهای اسرائیلی، دونالد ترامپ گزینه نظامی در برابر ایران را همچنان گزینهای روی میز میداند. بنا به همین گزارش اسرائیل از واشنگتن خواسته است تا به دنبال حمله «گسترده» به حکومت ایران باشد و به وارد کردن تنها یک ضربه مقطعی به تهران اکتفا نکند. به عبارت دیگر اسرائیل به دنبال انجام عملیاتی است که هدف آن سرنگونی حکومت ایران باشد. نه تنها نشانهای از اینکه آمریکا در این زمینه با اسرائیل همراه نباشد وجود ندارد بلکه دونالد ترامپ برای اولین بار از لزوم تغییر رهبری در ایران سخن گفته است.
همزمان گزارشهای جسته و گریختهای از افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده است. برخی منابع از تحرکات قابل توجه نیروی هوایی آمریکا در منطقه و اعزام احتمالی چندین جنگنده آمریکایی به پایگاهی در اردن خبر دادهاند. این در حالی است که حمله آمریکا در روزهای پس از سرکوب خونین معترضان میتوانست فاقد یکی از کلیدهای اصلی موفقیت عملیات نظامی در برابر ایران باشد. تهران در آن روزها از تهدید نظامی آمریکا آگاه بود و در بالاترین سطح آمادگی نظامی قرار داشت. این در حالی است که میتوان حدس زد که غافلگیری مانند شرایطی که در ساعات نخستین جنگ ۱۲ روزه پدید آمد نقش مهمی در عملیات نظامی احتمالی در برابر ایران ایفا خواهد کرد. عاملی که در عملیات ربایش نیکلاس مادورو نیز وجود داشت.
همه این عوامل در کنار این واقعیت که تنها یک سال از دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ سپری شده است نشان میدهد که وضع فعلی در روابط واشنگتن و تهران بسیار بیثبات است. به عبارت دیگر اصطکاک بین خواستههای آمریکا از یک سو و انعطافناپذیری ایران به ویژه شخص علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی از سوی دیگر به راحتی میتواند طی سه سال باقیمانده از ریاستجمهوری ترامپ جرقه حمله نظامی به ایران را روشن کند.
رئیسجمهوری آمریکا تنها در یک سال هم به مراکز هستهای ایران حمله کرده و هم یکی از متحدان تهران یعنی رئیسجمهوری ونزوئلا را کنار زده است.
در این میان هرچند اعتراضها در ایران فعلا فروکش کرده اما عامل ایجاد آن یعنی بحران اقتصادی و اجتماعی از بین نرفته و همچنان پابرجا است. مراسم چهلم قربانیان سرکوب خونین دی ۱۴۰۴ در راه است و میتواند زمینهساز شروع دوباره اعتراضها در ایران شود. روزهایی که مشخص خواهد کرد آیا جمهوری اسلامی یک بار دیگر با جنبشی اعتراضی روبرو بوده یا اینکه این بار با انقلاب گرسنگان مواجه شده است. شروع دوباره اعتراضها نیز خود به تنهایی میتواند بار دیگر آمریکا و ایران را تا مرز رویارویی نظامی پیش ببرد.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|