يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 9:14

نسل‌کشی در ایران زیر پوشش تاریکی دیجیتال


کریستینا لمب(خبرنگار ارشد خارجی)
ساندی تایمز / شنبه ۱۷ ژانویهٔ ۲۰۲۶

«ده دقیقه وقت دارید گریه کنید»، این دستور خشک و بی‌رحمانهٔ افسر بود، زمانی که جسد دختر بیست‌وچندسالهٔ زوج را نشان‌شان داد؛ دختری که در خیابان‌های تاریخی اصفهان با گلوله کشته شده بود.

پس از آن‌که روزها در سردخانه‌ها و بیمارستان‌ها به دنبال او گشتند و چون از تظاهرات به خانه بازنگشته بود، خانواده ناچار شدند ۷۰۰ میلیون تومان پول موسوم به «پول گلوله» را که نیروهای امنیتی مطالبه کرده بودند بپردازند. سپس آن‌ها را پنج ساعت با خودرو به شهری دیگر بردند؛ جایی که جسد دخترشان را در قبری قدیمی انداخته بودند.

با این حال، از یک نظر خوش‌اقبال بودند. قطع کامل ارتباطات و اینترنت طی ده روز گذشته، ده‌ها هزار ایرانی را در بی‌خبری مطلق گذاشته است؛ بی‌آن‌که بدانند عزیزان‌شان زنده‌اند یا جان باخته‌اند. این در حالی است که رژیم، به گفتهٔ یک پزشک، کوشیده اعتراض‌ها را با «نسل‌کشی زیر پوشش تاریکی دیجیتال» خاموش کند.

دیروز، برای نخستین بار، رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله خامنه‌ای، اذعان کرد که از زمان آغاز اعتراض‌ها در سه هفتهٔ گذشته «چندین هزار نفر» کشته شده‌اند.

او در سخنرانی تلویزیونی سراسری، معترضان را مقصر دانست و آن‌ها را «سربازان پیادهٔ ایالات متحده» خواند و مدعی شد «آشوبگران به مهمات جنگی مجهز بودند که از خارج وارد شده بود».

اما ساندی تایمز به گزارشی تازه از پزشکان حاضر در داخل کشور دست یافته است که می‌گوید دست‌کم ۱۶ هزار و ۵۰۰ معترض جان باخته و ۳۳۰ هزار نفر زخمی شده‌اند؛ که بیشتر این تلفات تنها در دو روز و در جریان کشتاری تمام‌عیار رخ داده است — در بی‌رحمانه‌ترین سرکوبی که رژیم روحانیت در ۴۷ سال حیات خود به راه انداخته است.

گمان می‌رود بیشتر قربانیان زیر ۳۰ سال سن داشته‌اند. پست‌های دلخراش اینستاگرامی از مرگ یک طراح مد ۲۳ ساله، سه فوتبالیست جوان — از جمله یکی که تنها ۱۷ سال داشت و کاپیتان تیم نوجوانان تهران بود — یک بسکتبالیست قهرمان ۲۱ ساله، یک کارگردان تازه‌کار سینما و دانشجویی که آرزو داشت برای دکترا در دانشگاه بریستول تحصیل کند و نخستین اعتراضش آخرین اعتراض زندگی‌اش شد، خبر می‌دهند.

پروفسور امیر پرستا (Amir Parasta)، جراح چشم ایرانی-آلمانی و مدیر پزشکی «مونیخ مِد» که در اعتراض‌های «زن، زندگی، آزادی» سال ۲۰۲۲ بسیاری از مجروحان را درمان کرد و به ایجاد شبکه‌ای از پزشکان در سراسر ایران — که این گزارش را تهیه کرده‌اند — کمک رساند، گفت: «این سطحی کاملاً جدید از خشونت است. [در سال ۲۰۲۲] آن‌ها از گلوله‌های پلاستیکی و ساچمه‌ای استفاده می‌کردند و چشم‌ها را هدف می‌گرفتند. این بار از سلاح‌های نظامی استفاده می‌کنند و آنچه می‌بینیم زخم‌های ناشی از گلوله و ترکش در سر، گردن و قفسهٔ سینه است.»

او افزود: «با ده‌ها پزشک در داخل کشور صحبت کرده‌ام و آن‌ها واقعاً شوکه شده‌اند و گریه می‌کنند. این‌ها جراحانی هستند که جنگ را دیده‌اند.»

پزشکان از طریق استارلینک — فناوری ماهواره‌ای شرکت اسپیس‌ایکس متعلق به ایلان ماسک که امکان دسترسی به اینترنت را از طریق ترمینال‌ها و با دور زدن زیرساخت‌های سنتی فراهم می‌کند — ارتباط برقرار کرده‌اند. ترمینال‌های استارلینک به‌طور قاچاق وارد کشور شده و از ساعت ۸ شب ۸ ژانویه، زمانی که اینترنت قطع شد، تنها راه ارتباطی بوده‌اند. فعالان حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار ترمینال را وارد ایران کرده‌اند، اما استفاده از آن‌ها خطر شخصی بزرگی دارد، زیرا توسط رژیم ممنوع اعلام شده و نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جست‌وجوی دیش‌ها هستند.

با خونسردی سر مردم را هدف می‌گرفتند

شهادت پزشکان، همراه با ویدئوهای تکان‌دهنده، توسط دکتر پرستا در اختیار ساندی تایمز قرار گرفته است، زیرا برای افراد داخل کشور صحبت مستقیم با رسانه‌های خارجی بیش از حد خطرناک است.

ساندی تایمز همچنین توانست با شماری از افرادی که از ایران گریخته‌اند تماس بگیرد. یکی از آن‌ها گفت: «به تمام دنیا بگویید که روز جمعه همه را به رگبار بستند. نیروهای سپاه با خونسردی سعی می‌کردند سر مردم را هدف بگیرند.»

فرد دیگری گفت: «تک‌تیراندازها روی پشت‌بام‌ها مردم را از پشت سر، به سرشان شلیک می‌کردند. ما در حال راه رفتن بودیم که ناگهان چند نفر کنارمان، غرق در خون، روی زمین می‌افتادند. وقتی می‌خواستیم جلو برویم و اجساد را بیرون ببریم، به سوی ما آتش گشودند.»

این روایت‌ها بازتاب‌دهندهٔ صحنه‌هایی است که در ویدئوهای گرافیکی منتشرشده در روزهای اخیر از ایران دیده می‌شود، همچنین پیام‌های صوتی و توصیف‌هایی از شاهدانی که از مرز به ترکیه عبور کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند نیروهای سپاه و بسیجِ وابسته به آن، سوار بر موتورسیکلت، با مهمات جنگی از کلاشنیکف و حتی تیربارهای نصب‌شده روی وانت‌ها مردم را به رگبار بسته‌اند. همچنین گزارش‌هایی از انتقال نیروهای حشدالشعبی — میلیشیای شیعهٔ عراق — با اتوبوس به ایران وجود دارد.

آمار گردآوری‌شده توسط کارکنان هشت بیمارستان بزرگ تخصصی چشم و ۱۶ بخش اورژانس در سراسر کشور نشان می‌دهد دست‌کم ۱۶ هزار و ۵۰۰ تا ۱۸ هزار نفر کشته و ۳۳۰ هزار تا ۳۶۰ هزار نفر — از جمله کودکان و زنان باردار — مجروح شده‌اند. دست‌کم ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر یک چشم خود را از دست داده‌اند. تنها یک بیمارستان چشم‌پزشکی در تهران، کلینیک نور، ۷۰۰۰ مورد آسیب چشمی را ثبت کرده است. یکی از چشم‌پزشکان گفت: «آن‌قدر آسیب‌های چشمی ناشی از ساچمه و گلوله زیاد است که نمی‌دانیم اول کدام بیمار را درمان کنیم.»

بیش از ۸ هزار نابینای چشمی

فرد دیگری که هفتهٔ گذشته موفق به خروج از ایران شده است، گفت: «برادرم در کلینیک نور کار می‌کند. او می‌گفت فقط در یک شب، و تنها در تهران، بیش از ۸۰۰ مورد تخلیهٔ چشم به دلیل اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای به چشم‌ها ثبت شده است. برادرم همچنین گفت بر اساس گفت‌وگوهایش با پزشکان دیگر در بیمارستان‌های شهرهای مختلف، آمارها به‌شدت بالاست و احتمالاً بیش از ۸ هزار نفر در سراسر کشور بر اثر شلیک ساچمه نابینا شده‌اند.»

بسیاری نیز به دلیل کمبود خون جان باخته‌اند. هرچند کارکنان پزشکی در چندین بیمارستان خودشان برای نجات بیماران خون اهدا می‌کردند، اما در برخی موارد نیروهای امنیتی اجازهٔ انجام انتقال خون را نمی‌دادند.

یکی از جراحان در تهران گفت: «ساعت‌ها برای نجات جان بیماران می‌جنگیم، اما در نهایت آن‌ها را از دست می‌دهیم، فقط به این دلیل که اجازهٔ دریافت خون به آن‌ها داده نمی‌شود.»

پرستا گفت: «این نسل‌کشی زیر پوشش تاریکی دیجیتال است. آن‌ها گفته‌اند تا زمانی که این اعتراض‌ها متوقف نشود، خواهند کشت و دقیقاً همین کار را می‌کنند.»

او افزود: «این آمارها عمداً حداقلی و محتاطانه است.» بسیاری از مجروحان به بیمارستان مراجعه نمی‌کنند، چون می‌ترسند نیروهای امنیتی آن‌ها را از تخت‌های بیمارستان بیرون بکشند؛ چیزی که در برخی ویدئوهای قاچاق‌شده از کشور دیده شده است.

یکی از معترضان که دیروز از ایران خارج شده بود، به ساندی تایمز گفت: «افرادی که از ناحیهٔ چشم هدف گلوله قرار گرفته بودند و چشمشان تخلیه شده بود، بلافاصله از اتاق‌های عمل توسط نیروهای امنیتی ربوده می‌شدند.»

گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای بسیج اجساد را از خیابان‌ها جمع‌آوری کرده و برای دفن به شهرهای دیگر منتقل می‌کنند تا هیچ ثبت و مدرکی باقی نماند، یا برای تحویل اجساد مبالغ هنگفتی مطالبه می‌کنند — مانند پولی که آن زوج برای دیدن جسد دخترشان پرداختند.

یکی از افرادی که موفق به خروج از کشور شده است، گفت: «در همه‌جا ایست‌های بازرسی برپا کرده‌اند. تلفن‌های همراه همه را می‌گردند، عکس‌ها را بررسی می‌کنند و حتی بدن افراد را به‌طور فیزیکی معاینه می‌کنند. اگر جای زخم ساچمه روی بدن کسی پیدا کنند، فرض می‌کنند در اعتراض‌ها حضور داشته و بلافاصله او را بازداشت می‌کنند.»

صبا لطیف، ۲۹ ساله، اهل اصفهان که اکنون در شیکاگو مشغول تحصیل است و از ۱۴ سالگی در اعتراض‌های ناموفق جنبش سبز ۱۳۸۸ شرکت داشته و همچنان با فعالان و شاهدان عینی در تماس است، گفت: «این وحشتناک است، یک داستان ترسناک واقعی؛ چیزی که شبیه‌اش را هرگز ندیده‌ام. خانواده‌هایی کامل در داخل خودروهایشان به گلوله بسته شدند.»

او افزود: «یک پرستار در اصفهان به من گفت که هر دو ساعت ۵۰ تا ۱۰۰ جسد فقط از یک بیمارستان خارج می‌شد. حالا تصور کنید کل شهر، کل کشور را. تقریباً همهٔ کسانی که می‌شناسم یا یکی از عزیزانشان را از دست داده‌اند یا فردی گمشده در میان اعضای خانواده دارند — من واقعاً نگران خانوادهٔ خودم هستم.»

در میان کسانی که سرنوشتشان نامعلوم بود، نام توماج صالحی، ۳۴ ساله، رپر منتقد حکومت، دیده می‌شد. او در اعتراض‌های سال ۲۰۲۲ بازداشت و ۷۵۳ روز زندانی شده بود.

آرزو اقبالی، دخترعموی او که در فرانسه زندگی می‌کند، گفت: «یک روز قبل از قطع اینترنت، به ما گفت مأموران سپاه مدام او را تعقیب می‌کنند، آزار می‌دهند و تهدیدش می‌کنند تا وادارش کنند سکوت کند. او در رشت بود — همان شهری که یک بدنساز قهرمان جهان روز جمعه ۹ ژانویه با گلوله کشته شد — و ما می‌دانستیم که او قطعاً در خیابان‌ها خواهد بود.»

آن‌ها به مدت ده روز هیچ خبری نداشتند. او افزود: «همهٔ ما با یک سؤال وحشتناک روبه‌رو بودیم: آیا توماج و عزیزانمان سالم هستند یا نه؟»

اما دیروز توماج توانست پیامی بفرستد و بگوید حالش خوب است. نگین نیک‌نام، دخترعموی دیگر او و مدیر برنامه‌هایش، گفت: «تماس مستقیم بود و چون تلفن‌ها تحت کنترل هستند، فقط توانست بگوید که حالش خوب است.»

در حالی که قطع ارتباطات دیجیتال باعث شده بسیاری از روایت‌ها هنوز ناگفته بماند، آنچه روشن است شجاعت شگفت‌انگیز معترضان و نیز تراژدی جوان بودن شمار زیادی از قربانیان است.

هرچند این جنبش در ۲۸ دسامبر با بستن مغازه‌ها توسط کسبه و بازاریان در بازار بزرگ و پرجنب‌وجوش تهران، در اعتراض به ابرتورم و سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، اما خیلی زود دانشجویان و جوانانی به آن پیوستند که شعار «مرگ بر خامنه‌ای» سر می‌دادند و خواهان تغییر رژیم بودند.

خیزش نسل زد

اعتراض‌ها به شهرها و شهرستان‌های هر ۳۱ استان کشور گسترش یافت و از ۸ ژانویه، پس از پیامی در شبکه‌های اجتماعی از سوی رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، که از مردم خواسته بود به‌طور گسترده به خیابان‌ها بیایند، شدت گرفت. بسیاری از هم‌وطنانش پیش‌تر این «ولیعهد خودخوانده» را بی‌اهمیت می‌دانستند، اما این بار فراخوان او — حتی در میان منتقدان سابق — بازتاب یافت. یک گل‌فروش در تهران گفت: «همه بیرون آمدند؛ از بچه‌های خردسال تا سالمندان.» و در خط مقدم، جوانان بودند — از جمله پسر خود او که بعداً بازداشت شد.

هالی داگرس، پژوهشگر ارشد مؤسسهٔ واشینگتن و نویسندهٔ خبرنامهٔ «ایرانیست»، گفت: «این عملاً یک خیزش نسل زد است.» این جنبش دنبالهٔ آن چیزی است که او «نخستین انقلاب نسل زد در جهان» می‌نامد: جنبش «زن، زندگی، آزادی» که در سپتامبر ۲۰۲۲ پس از مرگ مهسا امینی ۲۲ ساله در بازداشت — به‌دلیل آنچه «بدحجابی» خوانده شد — آغاز شد.

جوانان راه‌هایی برای دور زدن سانسور و نظارت پیدا کردند؛ با تشکیل هسته‌های کوچک و ارتباط از طریق اتاق‌های گفت‌وگو در وب‌سایت‌های بازی‌های آنلاین. هرچند سرکوب گسترده در نهایت باعث شد مردم خیابان‌ها را ترک کنند، اما از جهاتی این جنبش پیروزی به همراه داشت؛ چرا که بسیاری از زنان از پوشاندن سر خودداری کردند. در ماه نوامبر، ویدئویی از گروهی از جوانان در گوشه‌ای از خیابان‌های تهران که با آهنگ «Seven Nation Army» از گروه وایت استرایپس می‌رقصیدند، در شبکه‌ها فراگیر شد — بی‌آن‌که حتی یک روسری در میان باشد.

هالی داگرس گفت: «نسل زد ایران بخشی از یک نسل زد جهانی‌شده است؛ نخستین نسلی که با اینترنت در دسترس، متولد شده است، حتی اگر برای دسترسی به آن ناچار به استفاده از وی‌پی‌ان باشد. جوانان ایرانی می‌بینند مردم در سایر نقاط جهان چگونه زندگی می‌کنند و احساس می‌کنند از این زندگی عقب مانده‌اند.

آن‌ها لباس‌های غربی می‌پوشند، در فارسی خود از اصطلاحات انگلیسی استفاده می‌کنند، همان فیلم‌ها و موسیقی‌هایی را دنبال می‌کنند که جوانان غربی می‌بینند و می‌شنوند و به این ترتیب یک خرده‌فرهنگ خاص شکل داده‌اند. آن‌ها یک زندگی عادی می‌خواهند و رژیم حاضر نیست چنین چیزی را به آن‌ها بدهد. وقتی می‌بینید بدون حجاب در خیابان هستند یا در گوشهٔ خیابان موسیقی گوش می‌دهند و شادی می‌کنند، این نتیجهٔ اصلاحات حکومت اسلامی نیست؛ بلکه به این دلیل است که این نسل زیر بار فشار حکومت اسلامی نمی‌رود.»

اعتراض‌های گستردهٔ اخیر، چهارمین موج اعتراضی از زمان جنبش سبز سال ۲۰۰۹ به شمار می‌آید. مردم در سال ۲۰۱۷ به دلیل مشکلات اقتصادی و در سال ۲۰۱۹ در اعتراض به افزایش قیمت سوخت به خیابان‌ها آمدند. هر بار، پاسخ حکومت سریع و خشن بود: بازداشت‌های گسترده توسط نیروهای امنیتی و کشتن یا معلول کردن غیرنظامیان بی‌دفاع.

این بار، یک روز پس از آن‌که خیابان‌ها در پاسخ به فراخوان پهلوی مملو از جمعیت شد، خودروهای ون حامل مأموران لباس‌شخصی و زنانی با برقع، همراه با بلندگو در خیابان‌ها ظاهر شدند و هشدار دادند که هر کس در خیابان دیده شود «تروریست» محسوب خواهد شد. سپس کشتار آغاز شد.

یکی از افرادی که موفق به خروج از کشور شده است، گفت: «هر روز کامیون‌های بزرگی می‌رسند که پر از اجسادی است که روی هم انباشته شده‌اند و خانواده‌ها مجبورند در میان آن‌ها به دنبال عزیزانشان بگردند. خیابان‌ها بوی خون می‌دهد. نیروهای سپاه پاسداران با سلاح و نقاب، تمام روز در شهر گشت می‌زنند و مردم را تهدید می‌کنند.»

در حال حاضر ممکن است این اعتراض‌ها نیز سرکوب شده باشند، اما بسیاری معتقدند این بار شرایط متفاوت است. بورجو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد امنیت خاورمیانه در مؤسسهٔ سلطنتی خدمات متحد (RUSI) در لندن، گفت: «چیزی به‌طور بنیادین تغییر کرده است. فضای داخلی کشور دگرگون شده و ترک‌هایی در ساختار قدرت دیده می‌شود که پیش از این هرگز وجود نداشت.

گفتن این‌که رژیم فرو خواهد پاشید هنوز زود است، اما به‌نظر من نوعی تغییر اجتناب‌ناپذیر است.»

در یک پیام صوتی، زنی که خود را فاطمه معرفی می‌کند و می‌گوید پدرش از فرماندهان ارشد است و به‌خاطر شرکت در اعتراض‌ها او را کتک زده، مدعی شد مقام‌های حکومتی چمدان‌های پر از دلار و گذرنامه‌های جعلی را برای فرار آماده کرده‌اند.

این اعتراض‌ها تنها علیه دهه‌ها سرکوب حکومت روحانیون — به‌ویژه در زمینهٔ حقوق زنان — نیست، بلکه علیه فروپاشی اقتصادی ناشی از فساد و انزوای بین‌المللی نیز هست؛ وضعیتی که همهٔ کسانی را که جزو بدنهٔ حکومت نیستند، تحت تأثیر قرار داده است.

صبا لطیفی گفت: «من در یکی از بهترین مدارس خصوصی اصفهان درس خواندم و حتی یک نفر از دوستان مدرسه‌ام شغل ندارد. تمام روز در خیابان‌ها پرسه می‌زنند یا تلویزیون تماشا می‌کنند و به‌شدت افسرده‌اند.»


نگین قدیمی، معترضی که در آغوش پدر جان باخت

امید شمس، نویسنده و فعال حقوق بشر ایرانی در تبعید در لندن، گفت: «ترس از بین رفته است. بخشی از آن به جنگ ۱۲روزه با اسرائیل در ژوئن گذشته برمی‌گردد که مردم دیدند حکومت شکست‌ناپذیر نیست، و بخشی هم به این دلیل است که مردم هیچ امیدی ندارند. یا باید به خیابان بروی و بمیری، یا در خانه بمانی و به‌تدریج بمیری.»

یک رمان‌نویس، پیش از آن‌که برای اعتراض به خیابان برود — با وجود آن‌که در اعتراض‌های قبلی زندانی شده بود — در اینستاگرام نوشت: «دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده است.»

دکتر پرستا گفت که او نیز همین روحیه را می‌بیند: «من هنوز حدود ۴۰ بیماری را دارم که در اعتراض‌های قبلی آن‌ها را به آلمان منتقل کردیم و جراحی شدند؛ اما حالا می‌خواهند برگردند، با این‌که می‌دانند ممکن است در فرودگاه بازداشت شوند. پزشکانی که در داخل کشور با آن‌ها صحبت می‌کنم هم می‌گویند مجروحانی که درمان می‌کنند، می‌خواهند به خیابان‌ها بازگردند.»

ناامیدی از وعدهٔ دونالد ترامپ

در حال حاضر خیابان‌ها تقریباً خالی است. شمس گفت برخی معترضان ممکن است برای تجدید قوا موقتاً عقب‌نشینی کرده باشند، اما در عین حال ناامیدی از این‌که وعدهٔ دونالد ترامپ در هفتهٔ گذشته مبنی بر این‌که «کمک در راه است» عملی نشده، نیز وجود دارد. در عوض، ترامپ روز پنجشنبه از حکومت ایران به‌خاطر اجرا نکردن ۸۰۰ اعدام تشکر کرد. او در شبکهٔ تروث سوشال نوشت: «من عمیقاً به این واقعیت احترام می‌گذارم که تمام اعدام‌های برنامه‌ریزی‌شده — بیش از ۸۰۰ مورد — که قرار بود دیروز انجام شود، توسط رهبری ایران لغو شده است. متشکرم!» مشخص نیست این عدد ۸۰۰ از کجا آمده است.

معترضان امیدوارند این رفتار رئیس‌جمهور غیرقابل پیش‌بینی آمریکا صرفاً یک ترفند باشد. شمس گفت این خیزش بدون سلاح است و کمتر کسی باور دارد که بدون کمک خارجی بتواند به تغییر منجر شود. او افزود: «اگر این کمک نرسد، می‌ترسم اتفاق‌های بسیار بدی رخ دهد.»

روز جمعه، رضا پهلوی به‌طور علنی از آمریکا خواست برای سرنگونی رژیم، «حملات جراحی‌شده» علیه اهداف سپاه پاسداران انجام دهد. او گفت: «سقوط رژیم مسئلهٔ زمان است، نه احتمال.»

اگر تغییری هم رخ دهد، برای یاسین میرزایی، ۲۸ ساله، بسیار دیر خواهد بود. او از ایتالیا — جایی که در آن تحصیل می‌کرد — به ایران بازگشته بود و خود را برای مصاحبه در سفارت بریتانیا در تهران آماده می‌کرد تا برای دکترای مهندسی سازه در دانشگاه بریستول اقدام کند.

بهمن میرزایی، عموی او، گفت یاسین در ۸ ژانویه، شب پیش از وقت سفارت، برای نخستین بار در عمرش به همراه دوستانش در تظاهراتی ضدحکومتی در کرمانشاه شرکت کرد. نیروهای امنیتی با مهمات جنگی به سوی جمعیت شلیک کردند و دست‌کم پنج نفر، از جمله یاسین، کشته شدند. عمویش از ترکیه گفت: «گلوله به سرش خورد و همان‌جا جان داد.»

او افزود: «بعداً کسی از ایران با من تماس گرفت و گفت قبل از این‌که یاسین از خانه بیرون برود، انگار خودش می‌دانست ممکن است کشته شود. گفته بود: “اگر مرا کشتند، به همه بگویید در راه آزادی شهید شدم.”»

هشدار: حاوی تصاویر دلخراش!
پزشک قانونی کهریزک تهران، شنبه ۲۰ دی



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net