|
پنجشنبه ۱۱ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 1 January 2026
|
هیئت تحریریه والاستریت ژورنال
۳۱ دسامبر ۲۰۲۵
* خشم ایرانیان علیه حکومت در حال افزایش است و ایالات متحده باید حمایت خود را نشان دهد.
یادتان هست پیشبینی بسیاری از کارشناسان که میگفتند حمله نظامی به تأسیسات هستهای ایران باعث خواهد شد ایرانیان پشت حکومت خود صف بکشند؟ میتوانید این «خرد متعارف» را به کناری بگذارید. همزمان با آغاز سال ۲۰۲۶، مردم ایران تنها چند ماه پس از حمله اسرائیل و آمریکا، بار دیگر در خیابانها دست به اعتراض زدهاند.
این اعتراضات از بازاریان و کسبه بازار بزرگ تهران آغاز شد، اما بهسرعت به شهرها و گروههای دیگر گسترش یافت. بهویژه دانشجویان به آن پیوستهاند و رانندگان کامیون و اتوبوس نیز از آنان حمایت کردهاند. مطالبات اقتصادی در صدر خواستهها قرار دارد: تورم ۴۲ درصدی، پول ملی که از زمان جنگ ماه ژوئن ۴۰ درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده، و حتی کمبود آب و انرژی پایدار.
اعتراضات اقتصادی بهراحتی میتوانند به اعتراضات سیاسی تبدیل شوند و این ناآرامیها برای حکومت خطرناک است، زیرا محرومیت و فشار معیشتی فراگیر شده است. در شمالغرب کشور، دانشجویان شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. در تهران نیز عدهای فریاد میزدند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.»
حکومت معمولاً به اعتراضات با ضربوشتم، بازداشت، شکنجه و تیراندازی پاسخ داده است. اما این بار واکنش اولیه محتاطانهتر بود؛ گویی حکومت به خطر شکلگیری یک قیام گسترده ضدحکومتی پی برده است.
حکومت رئیس بانک مرکزی را بهعنوان قربانی تورم برکنار کرد و رئیسجمهور «اصلاحطلب» خود، مسعود پزشکیان، را با پیشنهادی کمسابقه برای گفتوگو به میدان آورد. ایرانیان میدانند که او قدرت واقعی چندانی ندارد و رهبر نامحبوب، آیتالله علی خامنهای، نیز در پشت صحنه سکوت اختیار کرده است.
اما با گسترش اعتراضات، سرکوب دوباره بازگشته است؛ بازداشتها افزایش یافته و حتی از گلوله جنگی استفاده شده است. اگر اعتراضات گستردهتر و تهدیدآمیزتر شود، این وضعیت میتواند تشدید شود. ایران میگوید در جریان جنگ ماه ژوئن ۲۱ هزار «مظنون» را بازداشت کرده و گروههای حقوق بشری از افزایش ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ مورد اعدام از آن زمان خبر دادهاند؛ بیشتر این اعدامها بهطور مخفیانه انجام شده است. همین سرکوبها، تداوم اعتراضات را بیش از پیش چشمگیر میکند.
همه اینها فرصتی است برای ایالات متحده تا حمایت خود را از مردم ایران نشان دهد. در سال ۲۰۰۹، باراک اوباما مرتکب اشتباه شد و در حالی که حکومت معترضان را سرکوب میکرد، سکوت اختیار کرد؛ زیرا به دنبال دستیابی به توافق هستهای با آیتاللهها بود.
آقای ترامپ نیز ممکن است به همان سراب وسوسه شود، اما اگر ایران واقعاً خواهان توافق بود، میتوانست پس از جنگ به میز مذاکره بازگردد. در عوض، همچنان بر غنیسازی داخلی سوخت هستهای پافشاری میکند و بهسرعت در حال بازسازی ذخایر موشکهای بالستیک خود است؛ موشکهایی که میتوانند اسرائیل یا پایگاههای آمریکا را هدف قرار دهند.
وزارت خارجه آمریکا پیامهایی به زبان فارسی برای ایران صادر میکند، اما ایرانیانی که جان خود را به خطر میاندازند، شایسته حمایتی معنادارتر هستند. این حمایت میتواند شامل بازگرداندن دسترسی به اینترنت هنگامی باشد که حکومت آن را قطع میکند، افشای هویت نیروهای سرکوبگر حکومتی و اقدامات دیگر. آقای ترامپ همچنین میتواند «قانون مهسا امینی» را که در سال ۲۰۲۴ تصویب شد، اجرا کند تا مقامهای مسئول نقض حقوق بشر پاسخگو شوند.
مهمتر از همه، باید فشار اقتصادی بر حکومت حفظ شود. این به معنای اجرای جدی تحریمهای نفتی علیه ایران است؛ دستکم با نیمی از شدتی که آمریکا اخیراً علیه ونزوئلا به کار گرفته است. ایران توانسته است تحریمها را تا حدی دور بزند، بهگونهای که صادرات نفتش به رکوردهای تازهای رسیده است: دو میلیون بشکه در روز، یعنی ۲۰ برابر هدف اعلامی آمریکا. این وضعیت، کارزار «فشار حداکثری» آقای ترامپ را به سخره میگیرد.
هیچیک از اینها به این معنا نیست که حکومت در آستانه فروپاشی فوری قرار دارد؛ هرچند دیکتاتوریها اغلب تا لحظه پایان، باثبات به نظر میرسند. آیتالله برای حفظ وفاداری فرماندهان خود و نشانه رفتن سلاح نیروها به سوی مردم، به درآمد نفتی وابسته است. اگر جریان پول متوقف شود، وفاداری نیروهای سرکوبگر حکومت نیز ممکن است تغییر کند.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|