|
يكشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴ -
Sunday 25 January 2026
|
فرناز فصیحی، سانجانا وارگیز، مالاکی براون و پرین بهروز
نیویورک تایمز / ۲۵ ژانویه ۲۰۲۶
در تهران، پایتخت ایران، نیروهای امنیتی از پشتبام یک کلانتری به سوی معترضان آتش گشودند. در کرج، به یک راهپیمایی با گلوله جنگی شلیک کردند و یک نفر از ناحیه سر هدف قرار گرفت. در اصفهان، جوانان در کوچهای خود را سنگربندی کردند، در حالی که صدای تیراندازی و انفجار در اطراف به گوش میرسید.
اعتراضات پراکنده از اواخر دسامبر آغاز شده بود؛ با اعتصابی در بازار تهران که از سقوط شدید اقتصاد نیرو میگرفت. اما تا اوایل ژانویه، ایرانیان بهطور گسترده به خیابانها آمدند و نیروهای امنیتی سرکوبی مرگبار را آغاز کردند.
این فقط اعتراضات نبود که حکومت را نگران کرده بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، معترضان را تشویق کرد و تهدید به مداخله نظامی نمود. در بسیاری از مناطق، همزمان با اعتراضات مسالمتآمیز، ناآرامیهایی نیز شعلهور شد؛ ساختمانهای دولتی، املاک تجاری، مساجد و کلانتریها به آتش کشیده شدند.
به گفته دو مقام ایرانی که در جریان دستور آیتالله قرار گرفتهاند، روز جمعه ۹ ژانویه، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، به شورای عالی امنیت ملی ـ نهادی که مسئول حفظ امنیت کشور است ـ دستور داد اعتراضات را «به هر وسیلهای» سرکوب کند. این مقامها گفتند نیروهای امنیتی با دستور شلیک برای کشتن و بدون هیچگونه ملاحظهای به خیابانها اعزام شدند. شمار کشتهها بهسرعت افزایش یافت.
با وجود قطع اینترنت و اختلال در خدمات تلفن همراه از سوی حکومت، برخی ایرانیان موفق شدند محدودیتها را دور بزنند و روایتهای شاهدان و صدها ویدئو را به اشتراک بگذارند؛ بسیاری از این تصاویر توسط روزنامه نیویورک تایمز جمعآوری و تأیید شد.
نیویورک تایمز ویدئوهایی را تأیید کرده است که نشان میدهد نیروهای امنیتی در اوایل ژانویه در دستکم ۱۹ شهر مختلف و در حداقل شش محله متفاوت تهران به سوی معترضان آتش گشودهاند.
**مناطقی که ویدئوهای تأییدشده شلیک نیروهای امنیتی به معترضان را نشان میدهد**
این ویدئوها گستره و شدت سرکوب حکومت را بهروشنی نشان میدهند. شهادت پزشکان و یک پرستار شاغل در بیمارستانهای ایران نیز چنین تصویری را تأیید میکند؛ همچنین عکسهایی که توسط یک شاهد ارائه و توسط نیویورک تایمز راستیآزمایی شده و ورود صدها قربانی به یک سردخانه در تهران را نشان میدهد.
نیویورک تایمز همچنین با حدود دو دوجین ایرانی در تهران، اصفهان، شیراز، رشت و اهواز که در اعتراضات شرکت کرده بودند، و نیز با بستگان کشتهشدگان گفتوگو کرده است. همه معترضان، ساکنان و کارکنان پزشکی که برای این گزارش مصاحبه شدند، به دلیل ترس از انتقامجویی خواستند نام یا نام کاملشان منتشر نشود.
تا روز دوشنبه ۱۲ ژانویه، اعتراضات تا حد زیادی سرکوب شده بود.
با انتشار تدریجی اطلاعات بیشتر از ایران، بنا بر اعلام خبرگزاری «فعالان حقوق بشر» مستقر در واشنگتن، شمار کشتهشدگان دستکم به ۵۲۰۰ نفر رسیده است که در میان آنها ۵۶ کودک نیز وجود دارد. سازمان «حقوق بشر ایران» مستقر در نروژ ـ که آن نیز وضعیت ایران را رصد میکند ـ دستکم کشته شدن ۳۴۰۰ نفر را تأیید کرده است. هر دو سازمان میگویند با ادامه روند راستیآزمایی، این ارقام ممکن است دو یا سه برابر افزایش یابد.
شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیهای اعلام کرد ۳۱۱۷ نفر کشته شدهاند که ۴۲۷ نفر از آنها از نیروهای امنیتی بودهاند. مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله آیتالله خامنهای، سلولهای «تروریستی» مرتبط با اسرائیل و ایالات متحده را مسئول این خیزش و کشتارها دانستهاند.
راحه بحرینی، وکیل و پژوهشگر ایران در سازمان عفو بینالملل، گفت: «این صرفاً یک سرکوب خشن اعتراضات نیست؛ این یک قتلعام سازمانیافته از سوی دولت است.»
سرکوب
در ۸ ژانویه، نسیم پورقایی، ۴۵ ساله، مادر دو فرزند، به همراه همسرش علی، در میان جمعیت انبوهی در محله صادقیه تهران راهپیمایی میکردند. او با مادرش تماس گرفت و گفت فضا پرشور است و جمعیت بسیار گسترده.
اما ناگهان اوضاع مرگبار شد.
به گفته یکی از بستگان خانم پورقایی که در مصاحبهای روایت آن شب را بر اساس گفتههای علی بازگو کرد، همسرش پشت سر او حرکت میکرد و دستانش را دور شانههای او حلقه کرده بود تا از او محافظت کند. گلولهای به گردن نسیم اصابت کرد؛ او به زمین افتاد و شروع به بالا آوردن خون کرد.
به گفته این بستگان، همسرش فریاد میزد: «نسیم، نسیم، نسیم»، و صورت او را در دست گرفته بود، اما او واکنشی نداشت. او از دیگر معترضان که در حال فرار از هرجومرج بودند التماس کرد: «کمک، کمک»، اما کسی جلو نیامد. او احساس کرد بدن همسرش در آغوشش سرد میشود؛ سپس او را بلند کرد و یک ساعت و نیم پیاده رفت تا به خودرویشان برسد. وقتی به بیمارستان رسیدند، مرگ او اعلام شد.
ویدئویی که توسط نیویورک تایمز تأیید شده، صدای شلیک گلوله جنگی به سوی معترضان در صادقیه را ثبت کرده است. در این ویدئو، معترضان با شنیدن تیراندازی برمیگردند، میگریزند و فریاد میکشند.
حدود ۴۰ ویدئوی تأییدشده دیگر نیز نشان میدهد افراد مسلح و نیروهای امنیتی چگونه به سرکوب تظاهرات پرداختهاند. در این تصاویر، آنها اغلب بهصورت دو نفره سوار بر موتورسیکلت دیده میشوند و از انواع سلاحها، از جمله سلاح گرم، باتوم و گاز اشکآور استفاده میکنند. در ویدئویی که در میدان هفتحوض تهران فیلمبرداری شده، زنان و مردان در میان صدای تیراندازی فرار میکنند. برخی معترضان بهوضوح از ناحیه پا مجروح شدهاند و هنگام لنگلنگان دور شدن، رد خون بر پیادهرو باقی میگذارند؛ موضوعی که در ویدئوی تأییدشده نیویورک تایمز دیده میشود. در خیابان، همچنین دیده میشود که برخی افراد، کسانی را که قادر به راه رفتن نیستند، با خود حمل میکنند.
محمد، ۴۰ ساله، صاحب یک مغازه، گفت که او و برادر کوچکترش روز جمعه ۹ ژانویه در میان معترضان محله تهرانپارس ـ محلهای طبقهمتوسط در شرق تهران ـ حضور داشتند که ناگهان صدای رگبار گلوله به گوش رسید. محمد گفت: «دو جوان را دیدم که در حال فرار بودند و ناگهان فرو افتادند؛ از پشت به آنها شلیک شده بود.»
یکی از ویدئوها نشان میدهد که نیروهای امنیتی بیش از شش دقیقه از پشتبام یک کلانتری در تهرانپارس به سوی معترضان تیراندازی میکنند. در این ویدئو، نور دهانه شلیک چندین تفنگ دیده میشود و صدای صدها گلوله ـ آنچه به نظر میرسد آتش خودکار باشد ـ شنیده میشود. گروهی از معترضان در خیابانی مجاور پا به فرار میگذارند. دقایقی بعد، فردی به داخل حیاط کلانتری کشیده میشود.
ویدئوی دیگری که کمی جلوتر در همان خیابان ـ و در مسیری که نیروهای امنیتی به آن شلیک میکردند ـ فیلمبرداری شده است، نشان میدهد معترضان در حال پناه گرفتن از تیراندازی هستند. یکی از افراد میگوید: «گوشیات را پایین بیاور، دستت را میزنند.» فرد دیگری میگوید: «بینشان تکتیرانداز هست.»

در میان شعارهای «مرگ بر خامنهای»، صدای برخورد گلولهها در نزدیکی شنیده میشود.
ویدئویی که نیویورک تایمز تأیید کرده و در نزدیکی بیمارستان تهرانپارس فیلمبرداری شده است، چندین کیسه جسد را نشان میدهد که بیرونِ ورودی اورژانس روی زمین ردیف شدهاند، در حالی که صدای شیون و زاری به گوش میرسد.
زن و شوهری در خیابان کریمخان در مرکز تهران با اعضای بسیج ـ نیروی امنیتی لباسشخصی ـ که سوار بر موتورسیکلت بودند، درگیری خشونتباری داشتند. زن ۵۰ ساله که طراح است، در مصاحبهای گفت این افراد بیهدف هم به هوا و هم به سمت مردم شلیک میکردند و فریاد میزدند: «برگردید داخل.»
شوهر او با گلوله ساچمهای از ناحیه پایین کمر هدف قرار گرفت. این زن گفت یکی از نیروهای بسیج او را در حالی که پشت یک تیر برق پنهان شده بود پیدا کرد، کنار او ایستاد و لوله اسلحه را چند میلیمتر دورتر از چشمش، روی پیشانیاش گرفت. او تهدید کرد که او را خواهد کشت، اما به گفته زن، گلولههایش تمام شده بود.
مجموعهای از ویدئوهای تأییدشده توسط نیویورک تایمز از روز ۸ ژانویه در فردیس، حومه کرج، نشان میدهد صدها نفر در حال راهپیمایی هستند و سپس با شلیک یک کپسول گاز اشکآور به سویشان، پا به فرار میگذارند. صدای تیراندازی بلند میشود. ویدئوی دیگری که در نزدیکی یک کلانتری در فردیس فیلمبرداری شده، معترضی را نشان میدهد که به نظر میرسد از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته است. بیش از دو دوجین شلیک شنیده میشود، در حالی که معترضانِ فریادزن پناه میگیرند. در آخرین ویدئو، اجساد بیجان هفت نفر بر زمین افتاده است.
در مشهد، شهری محافظهکار در شمالشرق ایران، ویدئویی که نیویورک تایمز آن را تأیید کرده نشان میدهد که در ۸ ژانویه جمعیتهای بزرگی گرد هم آمده و شعارهایی علیه حکومت سر میدهند. اواخر همان شب، گروهی از معترضان در جادهای، حدود یک مایل دورتر از محل تجمعات، در حال حرکت بودند که نیروهای امنیتی سوار بر موتورسیکلت به آنها نزدیک شدند. برخی از مأموران پیاده شدند و با باتوم به معترضان حمله کردند، در حالی که دیگران در امتداد خیابان پراکنده شدند و اسلحههای خود را نشانه گرفتند؛ همزمان صدای تیراندازی در نزدیکی شنیده میشد.
در ویدئوی دیگری که در جریان اعتراضی در مشهد فیلمبرداری و توسط نیویورک تایمز تأیید شده، فردی دیده میشود که روی زمین افتاده و دیگران برای کمک به سوی او میدوند.
فردی که ویدئو را ضبط میکند میگوید: «نگاه کنید، به یک دختر شلیک کردند. دارند از سلاحهای جنگی استفاده میکنند.»

بیمارستانها
بر اساس مصاحبهها و پیامهای متنی با هشت پزشک و یک پرستار در ایران، بیمارستانها در سراسر کشور که با هزاران معترض زخمی مواجه شده بودند، برای حجم و شدت جراحات ناشی از گلوله آمادگی نداشتند.
خشونت مسلحانه در ایران نادر است و شهروندان عادی اجازه مالکیت سلاح ندارند. پزشکان و پرستاری که تجربههای خود را از تهران، مشهد، اصفهان و زنجان بازگو کردند، صحنههایی از هرجومرج را توصیف کردند: کارکنان درمانی که با شتاب برای نجات جانها تلاش میکردند و لباسهای سفیدشان غرق در خون بود. آنها گفتند بیماران روی نیمکتها و صندلیها و حتی روی زمینِ خالی در اورژانسهای مملو از جمعیت دراز کشیده بودند.
به گفته آنها، بیمارستانها با کمبود خون مواجه بودند و بهدنبال جراحان تروما و عروق میگشتند. قطع اینترنت نیز مانع از آن شده بود که کارکنان پزشکی بتوانند نام و سوابق پزشکی بیماران را بررسی کنند.
یک پرستار در بیمارستان نیکان تهران در مصاحبهای گفت که بیمارستان شبیه منطقه جنگی شده بود. پزشکی در بیمارستان شهدای تجریش در شمال تهران ـ یک مرکز درمانی دولتی بزرگ ـ گفت در دو روز اوج خشونت، ۹ و ۱۰ ژانویه، بهطور متوسط در هر ساعت حدود ۷۰ معترض با زخم گلوله به کادر درمانی مراجعه میکردند. به گفته او، بسیاری از بیماران هنگام ورود جان باخته بودند یا اندکی بعد جان سپردند.
در یک پیام صوتی که با نیویورک تایمز به اشتراک گذاشته شد، پزشکی در مشهد وضعیت بیمارستان خود را «وحشتناک» توصیف کرد. او گفت علاوه بر شمار حیرتآور معترضان زخمی، نیروهای امنیتی نیز برای دسترسی به بیماران و بازداشت آنها به بیمارستان مراجعه میکردند. به گفته او، گروهی از پزشکان یک واحد تریاژ موقت در ویلایی خارج از شهر راهاندازی کرده بودند تا بیمارانی را که از رفتن به بیمارستانها میترسیدند، درمان کنند.
یک متخصص بیهوشی در بیمارستانی در محله ستارخان تهران در پیام متنیای که با نیویورک تایمز به اشتراک گذاشته شد، نوشت که تنها در یک شب، بیمارستان آنها ۳۰۰ معترض زخمی را پذیرش کرده است. پیام متنی پزشکی در یک بیمارستان دانشگاهی زنجان نیز که با نیویورک تایمز به اشتراک گذاشته شد، حاکی از آن بود که بیشتر قربانیان از ناحیه بالاتنه، سر و گردن هدف گلوله قرار گرفته بودند و این بیمارستان حدود ۲۰۰ کشته را ثبت کرده است.
نیویورک تایمز عکسها و ویدئوهایی از داخل بیمارستانها دریافت کرده است که نمایش آنها به دلیل شدت خشونت و دلخراش بودن ممکن نیست. تصاویر بسیار خشن دیگری نیز توسط حسابی در فضای آنلاین منتشر شد که سابقه انتشار تصاویری را دارد که بعدها اصالت آنها تأیید شده است. این تصاویر، اجساد خونآلود و بیجان را در داخل بیمارستانهایی نشان میداد که گفته میشود در تهران قرار دارند. به نظر میرسید برخی قربانیان از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفتهاند. نیویورک تایمز نتوانست بهطور مستقل این تصاویرِ گرفتهشده از داخل بیمارستانها را راستیآزمایی کند.
به گفته یک جراح در پیامی متنی، بیمارستان چشم پزشکی فارابی در تهران ـ قطب ملی چشمپزشکی ـ در روز ۸ ژانویه حدود ۵۰۰ مورد آسیب چشمی ناشی از گلولههای ساچمهای را ثبت کرده و در دو شب بعد، چند صد مورد آسیب چشمی دیگر بر اثر گلوله جنگی گزارش شده است. او گفت سه شب پیاپی در اتاق عمل بوده و زمانی که مجبور شده هر دو حدقه چشم یک کودک ۱۳ ساله را تخلیه کند، آرزوی مرگ کرده است.
پزشکی در اصفهان در پیام متنیای نوشت که با «جوانانی روبهرو شدهاند که مغزشان با گلوله جنگی متلاشی شده بود، مادری که از ناحیه گردن هدف گلوله قرار گرفته و دو کودک خردسالش در خودرو گریه میکردند، و کودکی که مثانه، لگن و راسترودهاش با گلوله خرد شده بود.»
او افزود: «آنچه دیدم تا پایان عمر رهایم نخواهد کرد. احساس گناه میکنم که زنده ماندهام.»

عکسها، ویدئوها و گفتوگوهای متنی که دکتر کیوان میرهَدی، پزشک ایرانی-آمریکایی ساکن راچسترِ نیویورک، با نیویورک تایمز به اشتراک گذاشته است ـ و او بهطور منظم با تیمهای پزشکی و بیمارستانها در ایران در تماس بوده ـ دهها مورد جراحتِ ظاهراً ناشی از گلوله جنگی و ساچمهای را در ناحیه بالاتنه، اندامها، سر و چشمها نشان میدهد.
دکتر میرهَدی گفت: «در اصل دارند مردم را در خیابانها اعدام میکنند. از پنجشنبه به بعد، گزارشهایی که از جراحات دریافت میکردم بهطور محسوسی تغییر کرد؛ از ضربوشتم شدید، شکستگیها و گاز اشکآور به شکستگی جمجمه و زخمهای ناشی از گلوله.»
برخی از تصاویری که دکتر میرهَدی دریافت کرده بود، از سوی افرادی ارسال شده بود که میپرسیدند چگونه زخمهای خود یا بستگانشان را درمان کنند. یک نفر درباره زخم گلوله در پای برادرش پرسیده بود. دیگری عکسی از یک چشم فرستاده بود که خون از شکافی درست بالای آن جاری بود.
نیویورک تایمز مجموعهای نمونهوار از ۱۷ تصویر را برای کارشناسان «گروه مستقل کارشناسان پزشکی قانونی» ـ که زیر نظر «شورای بینالمللی توانبخشی قربانیان شکنجه» فعالیت میکند ـ ارسال کرد. این کارشناسان تشخیص دادند که جراحات به نظر میرسد ناشی از شلیک ساچمههای درشت یا ریز از فاصله نزدیک باشد.
خبرگزاری حقوق بشری هرانا (HRANA) مستقر در واشنگتن، شمار قابلتوجهی از جراحات ناشی از شلیک گلولههای ساچمهای در اعتراضات اخیر، از جمله شلیک به داخل کره چشم، را مستند کرده است. این نهاد اعلام کرد ۷۴۰۲ نفر دچار جراحات شدید شدهاند.
ویدئویی که توسط شبکه فارسیزبان «ایران اینترنشنال» مستقر در لندن به دست آمده و توسط نیویورک تایمز تأیید شده است، اجسادی را در حیاط بیمارستان الغدیر نشان میدهد؛ بیمارستانی که کمتر از یک مایل با مکانی فاصله دارد که معترضان در میدان هفتحوض هدف شلیک قرار گرفته و زخمی شده بودند. برخی اجساد پوشانده و در کیسههای پلاستیکی بسته شدهاند؛ برخی دیگر در پتو پیچیده شدهاند.
زنی بر بالای جسد مردی که در پتو پیچیده شده و چشمانش بسته مانده است، خم شده. او گریه میکند و با او سخن میگوید.
سردخانه
اجسادی که در کیسههای پلاستیکی سیاه پیچیده شده بودند، همه فضاها و سطوح را پوشانده بود؛ روی هم در یخچالها چیده شده بودند؛ روی زمینِ داخل ساختمان قرار داده شده بودند؛ و ردیفبهردیف در محوطه پارکینگ و حیاط پراکنده بودند.
سردخانه اصلی تهران، مرکز پزشکی قانونی کهریزک، بلافاصله پس از موج کشتار، مملو از اجساد شد.
یکی از مقامهای دولتی در تلویزیون دولتی اذعان کرد که تعداد اجساد فراتر از ظرفیت سردخانه بوده و در عین حال، مسئولیت کشتارها را به «سلولهای تروریستی» نسبت داد.
اما بنا بر ویدئوها و گفتههای فردی که از سردخانه بازدید کرده بود، روند رسیدگی و ساماندهی اجساد نیز آشفته بوده است. خانوادههایی که به دنبال عزیزان خود میگشتند، به سالنی هدایت میشدند که در آن، تصاویر چهره جانباختگان روی صفحه تلویزیون نمایش داده میشد و به هر تصویر شمارهای اختصاص یافته بود. به گفته این بازدیدکننده، از برخی قربانیان چندین عکس وجود داشت، زیرا شدت جراحات ایجاب میکرد تصاویر از زوایای مختلف برای شناسایی گرفته شود.
به گفته او، گاهی خانوادهها از کارکنان سردخانه میخواستند تصویر را متوقف کنند، به عقب برگردانند یا بزرگنمایی کنند. برخی دیگر بلافاصله عزیز خود را میشناختند و از حال میرفتند. فریاد، شیون و کوبیدن بر صورت و بدن از شوک و اندوه در فضا پیچیده بود.
تصاویر و ویدئوهای متعددی که نیویورک تایمز آنها را تأیید کرده است، نشان میدهد ظرف چند روز پس از آغاز اعتراضات در ۸ ژانویه، صدها جسد در سردخانه کهریزک روی زمین چیده شده بودند. بیرون از مرکز، مردان زیپ کیسههای سیاه اجساد را باز میکردند تا بستگان ناپدیدشده خود را بیابند. دیگران با کشف اجساد، گریان یکدیگر را در آغوش میگرفتند. در داخل سالنی بزرگ که دهها جسد دیگر در آن قرار داشت، زنان شیون میکردند.
یک ویدئوی ۱۶ دقیقهای که در بیرون از این مرکز فیلمبرداری شده بود، نزدیک به ۳۰۰ قربانی را نشان میداد که روی پیادهروها و آسفالت دراز کشیده بودند.
فردی که فیلمبرداری میکرد میگفت: «این یک صف است. صفی از مردم، تا بیایند و جنازه عزیزانشان را تحویل بگیرند. جوانها… نورِ چشم خانوادهها.»
کارکنان با روپوشهای سفید زیپ کیسههای اجساد را باز میکردند و زخمهای قربانیان را بررسی میکردند. یکی از کارکنان زخمی را در پشت سر یکی از قربانیان ـ با رد خون جاری از آن ـ نشان داد و جزئیات را در دفتری یادداشت کرد. فرد دیگری زخمهای ظاهراً ناشی از گلوله را روی بالاتنه جسدی خونآلود ثبت میکرد.
با حرکت دوربین در میان جمعیت، دیده میشد که مردم از جسدی به جسد دیگر میروند و به دنبال عزیزان خود میگردند. مردانی دیده میشدند که در حالی که هقهق میکردند، بر بالای جسد کسی که او را میشناختند، یکدیگر را در آغوش میگرفتند.
در یکی از ویدئوهای دلخراش، پدری در حالی که در داخل مرکز به دنبال پسرش میگشت، هقهقکنان میگریست. پسر او، سپهر شکری، ۱۹ ساله و بوکسور بود. پدر فریاد میزد: «سپهر، پسرم، کجایی؟» و سپس میگفت: «لعنت به خامنهای، این جنایت اوست. سپهر، بابا، کجایی؟»
نیویورک تایمز به عکسهایی از بیش از ۳۰۰ جسدی که به کهریزک منتقل شده بودند دست یافته است. در این تصاویر، چهره جانباختگان دیده میشود؛ زیپِ بالای کیسههای سیاه اجساد باز شده و کارتهای شناسایی سفیدرنگ روی سینهها قرار داده شده است.
دهها نفر با عنوان «مرد ناشناس»، «زن ناشناس» یا «کودک ناشناس» ثبت شده بودند. بیش از ۱۹۰ نفر فقط با شماره مشخص شده بودند. نیویورک تایمز توانست ۲۹ نام خوانا را شناسایی کند؛ از جمله محمد عرفان فرجی، ۱۸ ساله، که بنا بر گزارش یک سازمان حقوق بشری ایرانی، در جریان اعتراضات در شهرری ـ حومهای در حدود ۱۰ مایلی جنوب تهران ـ هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده بود. جسد او در سردخانهای که عکسها از آن گرفته شده بود، ثبت شده بود.
نیویورک تایمز نتوانست بر اساس تصاویر، ارزیابی قطعی از نوع جراحات ارائه دهد. با این حال، در بیشتر اجساد، آسیبهای شدید به سر، شکافهای عمیق و حدقههای فروپاشیده چشم دیده میشد. برخی بهشدت دچار تغییر شکل شده بودند. شماری از اجساد هنوز لولههایی در دهان و پدهای نوار قلب روی سینه داشتند که نشان میداد از بیمارستان منتقل شدهاند.
دکتر نظام پیرواَنی، مشاور پزشکی قانونی سازمان «پزشکان برای حقوق بشر» که تصاویر را برای نیویورک تایمز بررسی کرده است، گفت شواهد نشان میدهد شمار زیادی از قربانیان «بهطرزی وحشیانه در محل حادثه یا در بازداشت مورد ضربوشتم شدید یا شکنجه قرار گرفتهاند.»
به گفته فردی که در سردخانه حضور داشته، هنگامی که زنی شوهرش را روی صفحه نمایش شناخت و از حال رفت و روی زمین افتاد، زن دیگری به او نزدیک شد و گفت: «بلند شو عزیزم، بلند شو. کارت زیاد است.»
مراسم خاکسپاری
در سراسر ایران، مراسمهای خاکسپاری در جریان است. پدر و مادرها فرزندانشان را به خاک میسپارند. فرزندان، پدر و مادرهایشان را. خواهران و برادران، دوستان، همسایگان، همکاران، همکلاسیها و همتیمیها در تشییعجنازهها شرکت میکنند.
با آشکار شدن چهرهها و روایتهای قربانیان ـ آنگونه که توسط بستگان یا دوستانشان بازگو و در شبکههای اجتماعی منتشر میشود ـ داستان خیزش مردمی نیز روشنتر میشود. معترضان کشتهشده نماینده طیف گستردهای از جامعه ایراناند؛ از نظر قومی، اقتصادی و اجتماعی.
بسیاری از آنها بسیار جوان بودند. خانوادهها میگویند نوجوانان و جوانانِ اوایل دهه بیست زندگیشان با رؤیای زندگی بهتر، آیندهای آباد و آزادی به خیابانها آمدند.
یک ستاره ۲۱ ساله بسکتبال که عضو تیم ملی بود؛ یک فوتبالیست کُرد ۱۷ ساله عضو تیم ملی نوجوانان؛ یک قهرمان شنای ۱۵ ساله؛ یک دانشجوی ۱۹ ساله رشته زبان ایتالیایی؛ و یک معلم زبان انگلیسی ۲۶ ساله.
مرگ سینا اشکبوسی، ۱۷ ساله، در ۸ ژانویه، توسط عمهاش در یک پیام صوتی که در صفحه اینستاگرام وکلای مدافع پروندههای حقوق بشری در ایران منتشر شد، چنین توصیف شد: «سینا با شلیک مستقیم گلوله به قلبش در تهرانپارس کشته شد. او بسیار باهوش بود، رؤیاپرداز بود. دنبال آزادی بود و بسیار مهربان.»
به گفته ویدئوهایی که نیویورک تایمز آنها را تأیید کرده است، مراسمهای خاکسپاری به صحنه اعتراض تبدیل شدهاند؛ هزاران نفر با در دست داشتن تصاویر قربانیان شعار «مرگ بر خامنهای» سر میدهند.
تصاویر نشان میدهد که در ۴ ژانویه، جمعیتهای عظیمی در مراسم خاکسپاری سه نفر که در ملکشاهی، منطقهای روستایی در استان ایلام، کشته شده بودند، حضور یافتند. یک هفته بعد، ویدئوهایی که در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد، جمعیتهای بزرگی را در نزدیکی همان منطقه، در آبدانان ـ شهری دیگر در استان ایلام ـ برای مراسم خاکسپاری علیرضا سعیدی، ۱۶ ساله، نشان میداد؛ نوجوانی که گفته میشود همان هفته در جریان اعتراضات در تهران کشته شده بود.
در این مراسمها و همچنین در تشییع احمد خسروانی، ستاره بسکتبال، جمعیت از آیینهای سنتی سوگواری ـ گریه و قرائت قرآن ـ فاصله گرفت.
بهجای آن، حاضران دست میزدند، هورا میکشیدند و با هم فریاد میزدند: «این گلِ پرپر، هدیه به میهن است.»
————————-
روششناسی
با وجود قطع گسترده ارتباطات، ایرانیان موفق شدند با استفاده از شبکههای خصوصی مجازی (VPN) و سامانههای اینترنت ماهوارهای استارلینک ـ که استفاده از آنها ممنوع است ـ روایتهای شاهدان و ویدئوها را به اشتراک بگذارند؛ بسیاری از این محتواها توسط نیویورک تایمز گردآوری و راستیآزمایی شد.
برخی ویدئوها مستقیماً با خبرنگاران نیویورک تایمز به اشتراک گذاشته شد. برخی دیگر از طریق گروههای حقوق بشری ایرانی، بیبیسی فارسی و وبلاگ ایرانی «وحید آنلاین» منتشر شد و سپس در تلگرام، ایکس (توییتر سابق) و اینستاگرام دستبهدست گشت.
نیویورک تایمز بیش از ۳۰۰ ویدئو جمعآوری کرد و بیش از ۱۶۰ مورد از آنها را بهطور مستقل راستیآزمایی نمود؛ از طریق تطبیق جزئیات دیدهشده در تصاویر ـ مانند نام کسبوکارها، نمای خیابانها، تابلوها و درختان ـ با تصاویر آرشیوی، تصاویر ماهوارهای و «گوگل استریتویو». خبرنگاران ایرانی نیویورک تایمز ویدئوها را برای تشخیص لهجهها یا نشانههای دیگرِ اصالت، مشاهده و شنود کردند. در مواردی نیز به راستیآزمایی انجامشده توسط «ژئوکانفرمد» ـ یک گروه پژوهشی متخصص در مکانیابی جغرافیایی ویدئوها ـ ارجاع داده شد.
نیویورک تایمز همه ویدئوهای استفادهشده در این گزارش را بهطور مستقل تأیید کرده است. دو هفته پس از شدیدترین موج خشونت، همچنان ویدئوهای تازهای منتشر میشود. تعیین دقیق تاریخ ضبط همه این تصاویر همیشه ممکن نیست؛ اما با اطمینان از اینکه ویدئوها جدید بوده و در سرکوبهای پیشین ایران منتشر نشدهاند، و با ترسیم زمان و مکان اعتراضات و سرکوبها در ژانویه، تاریخ احتمالی ضبط آنها تأیید شده است.
هیلی ویلیس در تهیه گزارش همکاری داشته است. تولید ویدئوها بر عهده جان هَزل بوده است. تولید ویدئوی تکمیلی توسط ناتالی رنو، جفری برنیه و جاش هولدر انجام شده است. نقشه توسط ساموئل گرانادوس تهیه شده است.
فرناز فصیحی، رئیس دفتر سازمان ملل نیویورک تایمز است و پوشش این نهاد را هدایت میکند. او همچنین ایران را پوشش میدهد و بیش از ۱۵ سال است که درباره درگیریها در خاورمیانه مینویسد.
سانجانا وارگیز خبرنگار تیم «تحقیقات تصویری» نیویورک تایمز است و در استفاده از تکنیکهای پیشرفته دیجیتال برای تحلیل شواهد بصری تخصص دارد.
مالاکی براون مدیر بخش پروژههای ویژه تیم تحقیقات تصویری نیویورک تایمز است و عضو تیمهایی بوده که در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۳ جایزه پولیتزر گزارشگری بینالمللی را دریافت کردهاند.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|