جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴ - Friday 23 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 23.01.2026, 16:21

بی‌حرمتی‌ها بر پیکرهای قربانیان اعتراضات ایران


اریکا سالومون و کیانا حائری / نیویورک تایمز / ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶

خانواده‌ها با وحشت و شتاب در میان توده‌های اجساد جست‌وجو می‌کردند؛ اجسادی که آن‌چنان فشرده روی هم انباشته شده بودند که زندگان ناچار بودند مراقب باشند روی مردگان پا نگذارند. در میان شیون و نفرین، کیسه‌های جسد را می‌گشتند تا شماره‌ای را بیابند که برای دفن به عزیزشان اختصاص داده شده بود — لایه‌ای سوررئال از بوروکراسی که بر کابوسی آشفته تحمیل شده بود.

اما نقطهٔ شکست واقعی زمانی فرا رسید که کارکنان گورستان، خسته و فرسوده، با کامیون‌های یخچال‌دار از راه رسیدند تا اجساد بیشتری را روی زمین تخلیه کنند. کیسه‌های جسد با صدایی دل‌خراش در برابر چشمان حاضران فرود می‌آمدند؛ کسانی که آمده بودند فرزندان، خواهران، برادران، پدران و مادران خود را به خاک بسپارند.

«آن لحظه — مردم را شکست. دیگر نمی‌شد تماشا کرد که اجساد را آن‌طور پرت می‌کنند»، این را کیارش، یکی از شاهدان، دربارهٔ صحنه‌ای که این ماه در بهشت زهرا، بزرگ‌ترین گورستان تهران، دیده بود، گفت. او افزود: «مادری روی بدن فرزندش افتاده بود و التماس می‌کرد کمکش کنند تا پسرش را جایی پرت نکنند.»

جمعیت خشمگین شروع به هجوم به راهروی سردخانه کرد و در حالی که نیروهای امنیتی نظاره‌گر بودند، علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای — که در این کشور جرمی کیفری محسوب می‌شود — شعار می‌دادند.

کیارش گفت: «مادرها گریه می‌کردند، فریاد می‌زدند.» او ادامه داد: «همه شعار می‌دادند، چیزهایی مثل “مرگ بر خامنه‌ای”.» او گفت هنگامی که برای فیلم‌برداری گوشی‌اش را بیرون آورد، نیروهای امنیتی بلافاصله جلویش را گرفتند. با این حال، افراد دیگری موفق شدند به‌طور مخفیانه از اعتراضات آن روز فیلم بگیرند و آن‌ها را منتشر کنند؛ ویدئوهایی که نیویورک تایمز صحت آن‌ها را تأیید کرده است.

کیارش، که مانند دیگر مصاحبه‌شوندگان برای حفاظت از بستگانش خواست تنها با نام کوچک معرفی شود، شهادتی نادر و مفصل از تجربه‌های خود در جریان سفرش به دیدار خانواده‌اش در ایران به نیویورک تایمز ارائه داد؛ سفری که هم‌زمان با اعتراضات ضدحکومتی بود که برای هفته‌ها کشور را ملتهب کرد. به گفتهٔ ساکنان، سرکوب خشونت‌بار دولت فعلاً این اعتراضات را خاموش کرده است.

ابعاد تکان‌دهندهٔ این سرکوب تازه در حال آشکار شدن است — ابعادی که به‌دلیل قطع اینترنت و خطوط تلفن توسط دولت برای بیش از یک هفته، پنهان مانده بود. اگرچه بخشی از ارتباطات به‌تدریج در حال بازگشت است، شهادت‌ها و شواهد معتبر به‌صورت پراکنده در حال انتشار است.

گروه‌های حقوق بشری می‌گویند آن‌قدر شهادت‌های فردی از شاهدان تجمع شمار زیادی از اجساد در سردخانه‌ها و گورستان‌های سراسر کشور جمع‌آوری کرده‌اند که انتظار دارند شمار کشته‌شدگان بسیار فراتر از برآوردهای کنونی(حدود ۴۵۰۰ نفر) افزایش یابد.

و همانند کیارش، سه گروه حقوق بشری که با نیویورک تایمز گفت‌وگو کرده‌اند، از رفتارهای شوکه‌کننده با اجساد سخن گفته‌اند.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان «حقوق بشر ایران» مستقر در اسلو، گفت تیم او نیز گزارش‌های شاهدانی را دریافت کرده است که از روی هم انباشته شدن اجساد در تهران و شهر ساحلی رشت خبر داده‌اند. این سازمان شهادت‌هایی را ثبت کرده از افرادی که گفته‌اند در تهران و شهر مشهد در شمال‌شرق ایران، مجبور شده‌اند در کامیون‌های مملو از جسد به دنبال پیکر عزیزانشان بگردند.

بر اساس شهادت‌هایی که «مرکز حقوق بشر در ایران» مستقر در نیویورک گردآوری کرده است، در فقیرترین محله‌های مشهد، به برخی خانواده‌ها گفته شده برای تحویل گرفتن پیکر کشته‌شدگان اعتراضات باید مبالغی غیرقابل‌پرداخت — گاه تا ۶ هزار دلار — بپردازند.

هادی قائمی، مدیر این مرکز، گفت: «این افراد نمی‌توانند پیکر عزیزانشان را تحویل بگیرند، چون توان پرداخت چنین پولی را ندارند. بنابراین اجساد به‌سادگی رها می‌شوند و در گورهای جمعی دفن می‌شوند.»

این رویهٔ تحمیل «هزینهٔ گلوله» به خانواده‌های مخالفان کشته‌شده، به سرکوب خونین جمهوری اسلامی علیه مخالفانش در دههٔ ۱۹۸۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که مقامات برای تحویل پیکر اعدام‌شدگان، مطالبهٔ پول می‌کردند.

بخشی از شواهدی که اکنون گروه‌های حقوق بشری در حال گردآوری آن هستند، از طریق مسافرانی به دست آمده که هنگام خروج از ایران، اطلاعات را به‌طور مخفیانه از کشور خارج کرده‌اند.

یک پزشک به نیویورک تایمز گفت که ویدئوها و شهادت‌هایی را از کادر درمان در شهر مرکزی اصفهان با خود خارج کرده است. آن‌ها اطلاعاتی دربارهٔ شمار بالای کشته‌شدگان تنها در این شهر، در فاصلهٔ ۸ تا ۱۰ ژانویه و در اوج سرکوب دولتی، ارائه داده‌اند.

این پزشک که محمد نام دارد، گفت: «حالا دیگر همه کسی را می‌شناسند که کشته شده است. سکوتی که بر مردم تحمیل شده، عادی نیست — این سکوت، غبار مرگ را با خود دارد.»

کیارش گفت که در جریان حضورش در بهشت زهرا، بعدازظهر ۱۰ ژانویه، صدها جسد را دیده است؛ زمانی که برای دفن یکی از دوستان خانوادگی، همراه برادرش به آنجا رفته بود. به گفتهٔ او، آن دوست خانوادگی، مادری ۴۱ ساله و دارای دو فرزند، شب پیش از آن در جریان یک اعتراض، از ناحیهٔ گردن هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده بود.

به روایت کیارش، عزاداران در گورستان ابتدا به محل پذیرش می‌رفتند؛ جایی که شماره‌ای دریافت می‌کردند که با برچسب الصاق‌شده به پیکر عزیزشان مطابقت داشت. سپس به سمت سردخانه حرکت می‌کردند؛ جایی که کارکنان گورستان آیین‌های اسلامی شست‌وشوی اجساد و کفن‌کردن آن‌ها با پارچه‌ای سفید و ساده را انجام می‌دادند و سپس پیکرها را برای دفن به خانواده‌ها تحویل می‌دادند.

کیارش گفت در حالی که خانواده‌ها بیرون سردخانه منتظر بودند، متوجه شدند که توده‌هایی از اجساد در انبارهای اطراف روی هم انباشته شده‌اند. این صحنه باعث هراس و آشوب شد و مردم از نیروهای امنیتی عبور کردند تا ببینند آیا عزیزانشان در میان آن اجساد هستند یا نه.

او گفت: «ردیف پشت ردیف جسد بود.»

دیان، یک ایرانی ساکن خارج از کشور، گفت خانوادهٔ او نیز در همان گورستان تجربه‌ای مشابه تجربهٔ کیارش داشته‌اند. به گفتهٔ خانواده‌اش، پدر دیان در جریان یک اعتراض هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده بود و آن‌ها او را یک روز پس از حضور کیارش، در بهشت زهرا به خاک سپردند.

خانوادهٔ دیان نیز از صحنه‌هایی گفتند که در آن اجساد روی هم تلنبار شده بودند و کارکنان گورستان به خانواده‌های داغدار توهین می‌کردند.

کیارش گفت آنچه بیش از همه او را آشفته و نگران کرد، دیدن نحوهٔ برخورد کارکنان گورستان با کیسه‌های جسد بسیار کوچک بود — به گمان او مربوط به کودکانی که بیش از ۱۰ یا ۱۲ سال سن نداشتند.

او گفت: «جسدها را روی هم پرت می‌کردند، بچه‌ها را در کیسه‌های کوچک می‌انداختند — زیر بقیه له می‌شدند. هر بار که این را می‌گویم، قلبم می‌شکند.»

به گفتهٔ کیارش، سربازان وظیفهٔ جوانی که جمعیت را زیر نظر داشتند، به اندازهٔ مردمی که قرار بود کنترلشان کنند، شوکه شده بودند: «بعضی‌هایشان گریه می‌کردند.»

بهشت زهرا برای ایرانیان بار معنایی و نمادین بسیار قدرتمندی دارد.

آیت‌الله روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی پس از انقلاب ۱۹۷۹، در آنجا به خاک سپرده شده است. همچنین آرامگاه نهایی هزاران سربازی است که در دههٔ ۱۹۸۰ در جنگ ایران و عراق جان باختند.

سال گذشته، مقام‌ها با بولدوزر بخشی از این گورستان را که محل دفن بسیاری از زندانیان سیاسی بود، تخریب کردند؛ زندانیانی که در دههٔ ۱۹۸۰ به تعداد هزاران نفر اعدام شده بودند.

بسیاری از گروه‌های حقوق بشری برآورد می‌کنند که شمار قربانیان ناآرامی‌های اخیر ایران ممکن است از ۱۰ هزار نفر فراتر رود.

همچنین تصاویری از ۱۰ ژانویه منتشر شده که در یک مرکز پزشکی قانونی در فاصله‌ای نه‌چندان دور از بهشت زهرا ضبط شده است.

در این ویدئوها، جمعیت گریان دیده می‌شوند که در میان اجسادی که روی زمین انباشته شده‌اند جست‌وجو می‌کنند، در حالی که کامیون‌های یخچال‌دار عظیم — مشابه آنچه کیارش توصیف کرده بود — یکی پس از دیگری می‌رسند تا اجساد بیشتری را تخلیه کنند.

آخرین بی‌حرمتی، خودِ دفن است.

آرینا مرادی، که برای گروه حقوق بشری «هنگاو» مستقر در نروژ کار می‌کند، گفت مقام‌های تهران خانواده‌اش را مجبور کرده‌اند برای تحویل گرفتن پیکر پسرعمویش، سیاوش شیرزاد، ۳۸ ساله، پول پرداخت کنند. با این حال، به خانوادهٔ آقای شیرزاد اجازه ندادند او را در شهر زادگاهش، بوکان در غرب ایران، جایی که خانواده‌اش زندگی می‌کردند، دفن کنند.

در عوض، خانواده مجبور شدند او را در روستایی دورافتاده از زادگاه نیاکانشان به خاک بسپارند.

خانم مرادی گفت: «پول را پرداخت کردند و بعد مجبور شدند تعهد بدهند که هیچ تجمع یا اعتراضی برگزار نکنند و او را در سکوت دفن کنند.»

هادی قائمی گفت محدود کردن شدید آیین‌های تدفین، درسی است که جمهوری اسلامی از انقلاب ۱۹۷۹ گرفته است. در آن زمان، مراسم تشییع جنازهٔ معترضان و آیین‌های یادبود شیعی که ۴۰ روز پس از مرگ برگزار می‌شد، نقشی کلیدی در حفظ شتاب اعتراضاتی داشت که در نهایت به سرنگونی شاه انجامید.

قائمی گفت: «دلیل حساسیت شدید مقام‌ها نسبت به محل دفن اجساد این است که این قبرها به نمادهایی برای مردمی تبدیل می‌شوند که اطرافشان زندگی می‌کنند — و این می‌تواند زمینه‌ساز تجمع‌هایی در گورستان شود که اعتراضات بزرگ‌تری را شعله‌ور کند. در اصل، آن‌ها حق سوگواری را از مردم می‌گیرند.»

در بهشت زهرا، دیان گفت که نگهبانان امنیتی خانواده‌اش را تا محل دفن همراهی کردند تا آن‌ها را زیر نظر داشته باشند. در ویدئویی که خانواده منتشر کرده‌اند، عزاداران تنها این شعار را تکرار می‌کنند: «سربلند! سربلند!»

کیارش گفت نیروهای امنیتی دوستان خانواده‌اش را وادار کردند وداع نهایی را با شتاب انجام دهند.

او به یاد می‌آورد: «یک مأمور بالای سر ما ایستاده بود و می‌گفت: “۳۰ دقیقه وقت دارید هر کاری می‌خواهید بکنید.”» دوستشان در قبر گذاشته شد و خاکی که روی پیکرش ریخته شد، به‌سرعت آب‌پاشی شد تا گرد و غبار فروبنشیند.

کیارش می‌گوید سکوتی که در پی سرکوب دولتی بر جامعه تحمیل شده، دوام نخواهد آورد.

او گفت: «کلمهٔ نفرت به‌قدر کافی قوی نیست که احساس مردم را توصیف کند. کار تمام است.»



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net