جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 20:17

برای همه زندانیان افغان در بالگرد جا نبود یکی را کشتند




اوباما: آمریکا رئیس جمهوری «دروغگو» نمی‌خواهد
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 20:12

اوباما: آمریکا رئیس جمهوری «دروغگو» نمی‌خواهد




پیام قاتل معلم فرانسوی برای داعش در سوریه
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 19:53

پیام قاتل معلم فرانسوی برای داعش در سوریه




توافق اسرائیل و سودان برای عادی‌سازی مناسبات
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 19:27

توافق اسرائیل و سودان برای عادی‌سازی مناسبات




دیدار نرگس محمدی با مادر پویا بختیاری
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 19:07

دیدار نرگس محمدی با مادر پویا بختیاری




انتقال منیره عربشاهی و یاسمن آریانی به زندان کرج
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 19:00

انتقال منیره عربشاهی و یاسمن آریانی به زندان کرج




جایزه ساخاروف اتحادیه اروپا به مخالفان بلاروس اعطا شد
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 18:34

جایزه ساخاروف اتحادیه اروپا به مخالفان بلاروس اعطا شد




دولت آلمان باید برای آزادی نسرین ستوده اقدام کند
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 18:13

دولت آلمان باید برای آزادی نسرین ستوده اقدام کند

دویچه وله: جامعه بین‌المللی حقوق بشر  مستقر در فرانکفورت آلمان و همچنین سخنگوی سیاست خارجی حزب سبزها خواستار تلاش دولت آلمان برای آزادی نسرین ستوده شدند. آن‌ها با انتشار نامه‌ای سرگشاده از وزیر امور خارجه آلمان درخواست کمک برای آزادی نسرین ستوده کرده‌اند.

در نامه سرگشاده‌ای که توسط امید نوری‌پور، سخنگوی سیاست خارجی حزب سبزهای آلمان و مارتین لسنتین، سخنگوی هیات رئیسه جامعه بین‌المللی حقوق بشر خطاب به دولت آلمان منتشر شده، به وضعیت وخیم جسمانی نسرین ستوده اشاره شده است.

در این نامه از هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان درخواست شده است که برای آزادی فوری نسرین ستوده تلاش کند. در این نامه همچنین از انتقال نسرین ستوده از زندان اوین به زندان قرچک سخن رفته و دولت ایران مسئول جان نسرین ستوده معرفی شده است.

نسرین ستوده و چهار زندانی دیگر روز چهارشنبه ۳۰ مهر به زندان قرچک منتقل شده‌اند. به نسرین ستوده گفته بودند که قرار است به بیمارستان منتقل شود. این در حالی است نسرین ستوده نیاز جدی به مراقبت‌های پزشکی دارد اما قوه قضاییه او را به زندان خطرناک قرچک منتقل کرد. زندان قرچک به عنوان یکی از بدنام‌ترین زندان‌های ایران شناخته می‌شود.

در نامه امید نوری‌پور و مارتین لسنتین، از نسرین ستوده به عنوان مدافع خستگی‌ناپذیر حقوق بشر در دوران کنونی یاد شده است.

در این نامه آمده است که نسرین ستوده نماد جنبش حقوق بشر ایران بوده و کسی است که برای دموکراسی، حقوق زنان، کودکان و جوانان و همچنین آزادی زندانیان سیاسی تلاش می‌کند.

در نامه امید نوری‌پور و مارتین لسنتین آمده است که دولت جمهوری اسلامی با انتقال نسرین ستوده به زندان قرچک عملا و هدفمند با جان او بازی می‌کند.

در اکتبر سال ۲۰۲۰ جایزه نوبل آلترناتیو به نسرین ستوده اهدا شد. افزون بر آن نسرین ستوده در سپتامبر سال جاری نیز به پاس مبارزه خود برای دفاع از حقوق بشر موفق به دریافت جایزه حقوق بشر اتحادیه قاضیان آلمان شده بود.




محدودیت‌های شدید کرونایی در ۴۳ شهرستان ایران
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 16:24

محدودیت‌های شدید کرونایی در ۴۳ شهرستان ایران




سعد حریری مامور تشکیل دولت جدید لبنان شد
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 15:33

سعد حریری مامور تشکیل دولت جدید لبنان شد




در محکومیت قتل ساموئل پتی، معلم فرانسوی
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Thu, 22.10.2020, 11:28

بیانیهٔ جمعی از فعالان مدنی و سیاسی ایران

در محکومیت قتل ساموئل پتی، معلم فرانسوی

ما، جمعی از فعالان مدنی و سیاسی ایران، قتل وحشیانهٔ ساموئل پتی، معلم تاریخ مدرسه‌ای در حومهٔ پاریس، را قویا محکوم می‌کنیم. این شکل بربریت، ترور و خشونت‌ورزی با هیچ توجیهی قابل پذیرش نیست و حتی اگر به نام تعصب مذهبی رخ داده باشد، بی‌مجامله شایستهٔ محکومیت است.

برای کاهش و ریشه‌کنی این جهل مقدس در جهانِ‌ به‌‌هم‌پیوسته‌تر کنونی نیازمند افزایش تلاش‌ها در دو جبهه‌ایم:

۱. مسلمانان جهان و رهبران و نهادهای دینی آنها در دفاع از اسلامی که سازگار با عقلانیت و مدارا، در چارچوب اخلاق و خادم معنویت باشد، کوشاتر و در نقد و محکومیت صریح هرگونه وحشی‌گری و تروریسم به‌نام اسلام و پیامبر اکرم فعال‌تر باشند و تلاش‌های فردی و نهادینه‌ خود را در دفاع از آموزه‌های پیامبر رحمت بیشتر کنند.

۲. غیرمسلمانان هم، به‌ویژه در جوامعی مثل فرانسه که مسلمانان در اقلیت‌اند، از رفتارهای نشردهندهٔ نفرت بپرهیزند. توهین به مقدسات دیگر ادیان، از جمله در کاریکاتورهای شارلی ابدو، نوعی خشونت کلامی و قبیح است؛ رنجی غیرضروری به پیروان آن دین می‌رساند؛ غیراخلاقی به‌شمار می‌رود؛ و نتایجش به خیر همگانی لطمه می‌زند.

شایسته است شهروندان در استفاده از حق آزادی بیان‌ خود داوطلبانه و توام با مسئولیت‌شناسی مرتکب این خطای اخلاقی و پرورندهٔ نفرت و رنج و خشونت نشوند.

کاهش انواع طرد اجتماعی (به‌جای پذیرش) و کاهش مهاجرستیزی در برخی جوامع اروپایی، جلوگیری از نقض حقوق فلسطینیان، مقابله با سکولاریزم ستیزه‌جو و نشر اسلام‌هراسی (که متاسفانه در واکنش رئیس جمهور فرانسه هم دیده شد) و توقف انواع مداخلات نواستعماری دولت‌های غربی در کشورهای با اکثریت مسلمان نیز به رفع زمینه‌های تقویت‌کنندهٔ بنیادگرایی دینی کمک می‌کند.

امضا:

سیدهاشم آقاجری، زهره آقاجری، علی آهنین‌پنجه، رضا آقاجانی، زهرا آقاجانی، اشکان آذرکیش، حامد آئینه‌وند، ابراهیم اصغرزاده، سیف‌الله امینی، محسن امین‌زاده، عليرضا اكبرزادگان، محمد محمدی‌اردهالی، علی‌محمد احمدی، محسن احمدوند، قاسم امام‌زاده، حمید اسماعیلی، جواد امام، مجید الهامی، جواد اطاعت، هادی احتظاظی،علی احمدنیا، غلام‌حيدر ابراهيم‌بای‌سلامی، علی‌اکبر بديع‌زادگان، سیدمحمد بهشتی، محسن باستانی، رویا بلوری، محمدحسين بنی‌اسدی، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، محسن باستانی، محبوبه بهمنی، عماد بهاور، جلال بهرامی، صفا بيطرف، محمد توسلی، سیدمصطفی تاجزاده، علی تاجر‌نیا، احمد جمی، محمدرضا جلائی‌پور، حمیدرضا جلایی‌پور، جلال جلالی‌زاده، غلامحسین حسن‌تاش، مجتبی حسینی، محمد حسینی‌نیا، یوسف حسنی‌تبار، ابوالفضل حكيمی، يونس حاجی‌زاده، ولی حق‌شناس، داوود حشمتی، همایون خسروی، حسین خرسندی، ابراهیم خوش‌سیرت، مجتبی خندان، امیر‌خرم، ناصر دانشفر، سروش دباغ، محمدحسن داوودی، مهدی دریس‌پور، رضا دبیر، عبدالله رمضان‌زاده، علی‌اکبر رحمانی، امان‌الله رضایی، زهرا رحیمی، محمدجواد روح، علیرضا رجایی، رضا رئیس‌طوسی، امین‌الله ربیع‌پور، احد رضایی، حسین رفیعی، بهمن رضاخانی، رقیه زارع‌پور، پروانه سلحشوری، مسعود سپهر، محمود سرآبادانی،بهروز شاهرخ نیا،جعفر شاپورزاده، هرمز شریفیان، احسان شریعتی، سعید شریعتی، مجيد شيعه‌علی، سیدمحمد صحفی، حسن صفدریان، جلیل صحرایی، فیروزه صابر، هاشم صباغيان، کیوان صمیمی،محمد مرادحاصلی ، حسین صادقی، محمد صالحی، مصطفی طاهری نجف‌آبادی، فريد طاهری، حسام طالقانی، عزت طهماسبی، ناصر طلوع جوینده،فیض‌الله عرب‌سرخی، ساجده عرب‌سرخى، روئین عطوفت، کریم عابدی، علیرضا علوی‌تبار، رحیم عابدان‌زاده، سعید علیخانی، طاهره عليزاده، عباس غفوری، علی‌اصغر غروی، فريده غيرت، اردشیر فتحی‌نژاد، علی‌محمد فراهانی، غفار فرزدی، پروین فهیمی، مهدی فخرزاده، حسین فلاح، ابوالفضل قدیانی، علی‌اکبر قنبرپور، عزیزقاسم‌زاده، مریم قدس، علی قوچکانلو، نظام‌الدین قهاری، حسین کاشفی، محمد کیانوش‌راد، رحمان کارگشا،روح الله کلانتری، الیاز کیانی، الهه کولایی، حسین کمالی، مهدی کیانی، وحید کریمی‌پور، علی گرجی، کتایون گلرخ، جعفر گنجی، سعید مدنی، محمد موسوی‌خامنه، محمود مهرمحمدی، عباس موسایی، حسن منیعی، یاسر میردامادی، محمدهادی مهرانی، داریوش‌ محمدپور، احمدمعصومی، حسین مجاهد، محسن محققی، مهدی معتمدی‌مهر، محمدجواد مظفر، فخرالسادات محتشمی‌پور، خسرو منصوريان، علی مجتهدزاده، رضا مسموعی، قاسم میرزایی‌نیکو، سهيل محمودى، احسان مالكي‌پور، نوگل منشوری، یاسر میردامادی، داریوش محمدپور،مجید مسعودی، سیدعلی محمودی، علی میرموسوی، سعيد محمدی، زهره مردانی، ابوالقاسم مستشاری راد، علی ملك‌پور، ناصر مهدوی، آذر منصوری، عبدالله ناصری‌تهرانی، محمد نصراللهی، کامبیز نوروزی، علی نیک‌جو، ابوالفضل نجفی، حسین واله،اصغر وطنخواه، احمد هاشمی، سیداحمد هاشمی، عليرضا هندی، هادی هاديزاده‌يزدی، حسین یزدی، علی فرید یحیایی، رضا یوسفیان.




محمد رضا شجریان کجای موسیقی ایرانی ایستاده؟
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Wed, 21.10.2020, 22:44

محمد رضا شجریان کجای موسیقی ایرانی ایستاده؟

محمد حسین صدیق یزدچی

بی‌تردید محمد رضا شجریان اثر گذار‌ترین آواز خوان عرصه‌ی موسیقیائی پنج دهه‌ی اخیر ‏ایران است. او صداِیی نیرومند داشت با لحنی آرام‌بخش و آسمانی طلب که در بخش وسیعی از ‏اجراهای آوازی‌اش، شنونده را در رویاهای خلسه‌گون عالم وهم‌های دینی و عارفانه‌ی ذهنیّت دین ‏زده‌ی ایرانی، شیعی فرو می‌برد و آرامشی به شنونده می‌بخشید، تا آنجا که شنونده سیطره‌ی ضّد ‏فرهنگ دینی را تحمّل می‌کرد یا از یاد می‌برد. نتیجه آنکه فرهنگ دینی ابقاء می‌شد. به چگونگی ‏آن اشاره خواهم کرد. اما درگذشت او توجّه قشرهای مختلف اجتماعی ایران را به خود باز خواند و ‏هیجانی عاطفی یا احساسی نسبی را آشکار ساخت. این احساسات غالبا از سوی ایرانیان غیر ‏متخصّص و نه موسیقی‌شناس بیان شد و می‌شود.

در این میان و تا به امروز نظر یا تحلیلی از ‏سوی موسیقی‌دانی با صلاحّیت موسیقیائی و حرفه‌ای، در باب کار و نوع موسیقی و جایگاه دقیق ‏آواز خوانی یا موسیقی دانی و موسیقی گستری شجریان نوشته نشده. منظور من از تحلیلی حرفه‌ای ‏از جایگاه موسیقیائی شجریان یا «نقد موسیقی» او در پهنه‌ی گسترده‌ی موسیقی ایرانی معاصر ‏است. اینکه ببینیم ژانر یا گونه‌ی موسیقی شجریان چرا و چگونه بوجود آمده و اصلا پدیده‌ای به نام ‏‏«محمدرضا شجریان» در چه فضای فرهنگی و سیاسی جامعه‌ی ایران رشد کرد و چرا رشد کرد و ‏چگونه عوامل سیاسی و فرهنگی حاکم رسمی رژیم گذشته، حتّی گرایش‌های اپوزان ِ رژیم گذشته، ‏در رشد خوانش موسیقیائی او دخالت آگاهانه داشتند؟ و اصلا تفاوت خوانش موسیقی او از خوانندگان ‏نامدار موسیقی سنتی ایران دهه‌های پیشین کجا بود و هست؟ و اینکه، موسیقی شجریان و موسیقی‌‏شناسان و نوازندگان ژانر موسیقی او از کدام عناصر فکری یا نظری و از چه گرایش یا گرایش‌هائی و چرا تغذیه کردند و هنوز می‌کنند، و این خوانش موسیقی ایرانی را به گوش‌های موسیقی ‏مردم ایران رساندند و می‌رسانند؟ ‏

امّا من هیچ تخصّص حرفه‌ای در کار موسیقی ندارم. ولی به عنوان اهل فکر و نظر ایرانی که در ‏دامن فرهنگ ایرانی، اسلامی، شیعی، عرفانی مثل غالب ایرانیان رشد کرده‌ام، موسیقی ایرانی آنهم ‏پدیده‌ای به نام «موسیقی سنتی»، ‌هابی یا سرگرمی و دیرتر، بخشی از اشتغال ذهنی من بوده. چرا؟ ‏زیرا شعر فارسی شناسنامه‌ی فرهنگی مای ایرانی بوده و هنوز است. مای ایرانی حتی در شماری ‏محدود، مثلا روشنفکرانش، گامی جدّی در عرصه‌ی «تفکر» آنهم تفکر ناب عقلانی برنداشته‌ایم. ‏زیرا اندیشه‌ی مای ایرانی نه به بیداری و رشد و بالش خرد و به کارگیری خرد رسیده و نه بطور جّد ‏بدان پرداخته و می‌پردازد، بلکه ذهنیّت ایرانی با شعر، یعنی دنیای عواطف آن، سمت و سو گرفته ‏و از شعر تغذیه و رشد کرده و می‌کند. ما هنوز در درخشان‌ترین تحلیل‌هایمان از «عالم ‏ایرانی»، نام چهره‌های بلندآوازه‌ی شعر فارسی یا سخن‌پردازان زبان فارسی به مثابه قلّه‌های ‏فکری‌مان، مورد استناد است.

باری شعر فارسی و مشخّص‌تر شعر عرفانی، پرداخت‌های ذهنی، ‏عاطفی و وهم‌های دینی ِ اسلامی، عرفانی ست که رمز و رازهای بیشمار پدیده‌ای به نام «عالم ‏عرفانی» و درنگ‌های شبه‌اندیشه، امّا به واقع، ضّد اندیشه را به همراه دارد. این نحو نگاه به شعر ‏فارسی، و به سخنی نحو یا انحاء اندیشه‌هائی که در زبان فارسی تبین شده، اما هیچ ربطی به جایگاه ‏و گسترش و ضرورت اهمیّت زبان فارسی، چونان زبان رسمی و بخشی از هویّت تاریخی ما ندارد، ‏بلکه اندیشه یا اندیشه‌ای مورد نقد است که ضّد عقلانی و ضّد تغییر و تحوّل است.

به هر روی شعر ‏فارسی به ویژه قّله‌های آن و گویندگان آن در دوره یا دوره‌هائی در زندگی ذهنی یا فکری من نیز ‏حضوری گذرا داشته. و چون موسیقی ردیفی ایرانی و نغمه‌ها یا ملودی‌های آن همزاد و آمیخته‌ی ‏شعر فارسی از هر گونه‌اش به ویژه شعر عرفانی ست، باری موسیقی آوازی و بعضا ترانه یا ‏تصنیف برایم جذابّیت داشت. به سخنی روشن‌تر بگویم، ما در این فرهنگ [ایرانی] دو پدیده‌ی ‏دیرپای داریم که شاخصه‌ی هویّت‌بخش بودن ِمای ایرانی در گذرهای تاریخ پر تلاطم‌مان است. ‏نخست شعر و سپس موسیقی که دو همزاد جدائی ناپذیراند. به این جهات من رابطه‌ای درونی با ‏موسیقی آوازی ایرانی داشتم.

‏باری من محمدرضا شجریان را، از نخستین حضورش در عرصه‌ی آوازخوانی که با نام ‏‏«سیاوش» معرفی شد و می‌خواند و کاملا ناشناخته بود، شناخته‌ام و موسیقی او را دنبال کرده‌ام. ‏بویژه صدای او و نحو اجرای آوازی‌اش را. و تلفیق آواز با شعر، به ویژه شعر عرفانی با ملودی‌های موسیقیائی ردیفی ایرانی را از سوی او، که در دوره‌هائی از زندگی فکری‌ام، از جذابیّتی ‏برخوردار بود. این توجهّ‌ام به موسیقی آوازی تا آنجا بود که نخستین دوره‌ی اجراهای موسیقی ‏آوازی یا ردیف‌خوانی او و بعضا اجرای بعضی تصنیف‌ها یا ساخته‌های عارف قزوینی یا علی‌‏اکبر شیدا و دیگران را در برنامه‌ی «گلچین هفته» که به همّت م. ه. سایه «هوشنگ ابتهاج» و ‏همکارانش آنهم ضمن تصّرف عرصه‌ی موسیقی رسمی رادیو و تلویزیون در سال‌های آغازین دهه‌ی پنجاه شمسی، که با صدای شجریان خوانده و اجرا می‌شد، ضبط کرده و حفظ کرده‌ام. چیزی بیش ‏از سد برنامه‌ی گلچین هفته.

‏باری چنانکه بسیاری آگاه‌اند، شجریان با حضورش در«جشن هنر شیراز» ِ سالهای پنجاه ‏شمسی، بطور نسبی به شهرتی چونان آواز خوانی با سبکی متفاوت دست یافت و عرصه‌ای را ‏گشود. در اینکار، امّا او تنها نبود. نوازنده و ردیف‌شناسی چیره دست و آموزش دیده به نام محمدرضا ‏لطفی یا پرویز مشکاتیان و تنی چند دیگر و دیرتر حسین علیزاده، در رساندن شجریان به جائی که ‏در جشن هنر شیراز و سپس برنامه‌های «گلچین هفته» و ادامه‌ی آن دست یافت، شرکت و ‏حضوری بی‌تردید داشتند. به ویژه در آستانه و چند سال آغازین انقلاب ۵۷، که بدان خواهم رسید. ‏باری شجریان به تنهائی «شجریان» نشد. استادان ردیف موسیقی ایرانی ِ بنامی همچون نورعلی ‏برومند یا عبدالله خان دوامی و البته استعداد و همّت و پشتکار کم نظیر شخص شجریان و همراهی‌های نوازندگان و ردیف شناسانی چون لطفی و مشکاتیان و علیزاده و دیگران در یافتن جایگاه ‏موسیقیائی وی البته و البته غیر قابل انکار است.

‏ اما قصد من در این نوشته نقد حرفه‌ای موسیقی‌ای نیست که شجریان بین سالهای پنجاه شمسی و ‏قدری پیشتر در بستر آن راه خود را گشود و ادامه داد و به اینجائی که هست رسید و چشم از جهان ‏فرو بست. بلکه قصد من آن است که در جایگاه اندیشه ورز و به عنوان «نقد فرهنگ دینی» ِمسلط ِ ‏ایرانی و اسلامی، رابطه‌ی کار موسیقیائی ژانر این خوانش موسیقی ایرانی و اثرات مثبت یا منفی ‏آنرا آنگونه که می‌بینم و می‌شناسم، باری به قلم آورم و پیش روی ایرانیان بگذارم و نه چیزی بیش.‏

‏قصد من آنست که بدانیم خوانش موسیقی شجریان کجای فرهنگ و حرکت تاریخی ما ایستاده و ‏نقش مثبت یا منفی آن در کار تحوّل جامعه‌ی ایران و خیزش تاریخی مای ایرانی که هم اکنون در ‏وسعتی در جریان است، چگونه بوده و هست؟ در مجموع کار هنری او چونان هنرمند در جوشش‌های فرهنگی و بعضا سیاسی ما چه نقشی را به اجرا درآورد؟

او بسیار خواند. امّا تولیدات آوازی و ‏موسیقیائی‌اش، تلاطم‌های فکری و سرگردانی‌ها و بعضا آشفتگی‌های مطلقا مبهم و غیر شفاّف ‏میل جامعه‌ی ایران به نوعی تغییر را، به خوبی باز می‌نماید. مثلا اجرای دعای «ربّنای» او و ‏سانسورش از سوی حکومت ملایّان که تاسف گسترده‌ی مردم حتّی مدافعان جامعه‌ی بی‌طبقه‌ی ‏کمونیستی فارغ از «خداوند» و فارغ از «قدوسیّت» بازمانده‌های حزب توده را به همراه داشت، یا ‏نغمه‌پردازی‌های بی‌شمار ِمویه‌وارش از شعر آسمانی‌جوی حافظ یا مولوی یا سعدی، آیا راه ‏پرمخاطره‌ی رهائی را برای عنصر ایرانی فراهم ساخت؟ یا بالعکس شنونده را در سرمستی بی‌‏خبری‌های عرفان‌مآب غوطه‌ور ساخت؟ پس تعارض در سبک و کار و شیوه بیان موسیقیائی او به ‏خوبی خود را آشکار ساخته.

‏نیز می‌دانید و می‌دانیم که از دیگر سوی، شجریان با نغمه‌پردازی‌های طغیان‌گر و «آزادی» ‏جوی ِ حسین علیزاده در پرداخت موسیقی زمینی شده‌اش، مثلا فضا سازی موسیقیائی برای شعر بلند ‏و فاخر و اعتراض تاریخی م. امید «اخوان ثالث» در شعر«زمستان» شاعر را شجریان جانی ‏بخشید. و در تحریرها و زیر وبم‌های آوای‌اش به گونه‌ای بی نظیر و ابداعی اراده به «آزادی» ِ ‏مثله شدهء سالهای مطلقا خاموش و گورستانی دهه‌ی سی را، در معنی زمینی «آزادی»، تجسم ‏بخشید. اجرائی که با تجسّم بخشی عالم دینی مولوی و سعدی و حافظ و مویه‌های کلامی و آوائی ‏مثلا قطعه‌ی آوازی دستگاه ماهور او به همراهی ساز پرویز مشکاتیان و نی محمد موسوی و با صدای ‏شجریان کاملا متفاوت است و از جوهره‌ای دیگر. امّا چرا؟ زیرا موسیقی علیزاده حرکت است و ‏بعضا اعتراض. اما نی محمد موسوی یا سه تار جلال ذوالفنون یا نحو بیان موسیقیائی ماهور در ‏اجرای یادشده‌ی موسوی مشکاتیان، نوعی غلطیدن در عالم هور و قلیائی عرفانی ست و فراموشی ‏‏«عالم واقع». گرچه بعضا زیباست و دلفریب برای مای ایرانی دین‌بنیاد و دین‌زده. مقایسه کنیم آن ‏اجرای دستگاه ماهور را با ساخت و پرداخت قطعه‌ی زندگی‌بخش «مرغ سحر» با آهنگ مرتضی ‏نی داوود و شعر ملک الشعراء بهار ِ برآمده از انقلاب مشروطه در همان دستگاه ماهور و با صدای ‏بلند و فاخر شجریان.‏

باری کوتاه بگویم، شجریان در موسیقی معاصر ایرانی پدیده‌ای یگانه است. یگانه است بدانکه ‏به خوبی دنیای پیچیده و مبهم و آشفته‌ی مای ایرانی را بخوبی باز می‌نماید. این ویژگی یکی از ‏رازهای شهرت و محبوبیّت شجریان در میان قشرهای متنوّع ایرانی ست. به نظر من گونه یا ژانر ‏موسیقی او را نمی‌توان در یک خط و ربط دید و طبقه بندی کرد. کوتاه سخن آنکه موسیقی او و ‏طریقتی را که او در بیان آوازی پیمود، به نوعی ابهامات دنیای مای ایرانی را آشکار می‌سازد.‏

‏باری موسیقی‌ای که او خواند و ارائه داد در وجه غالب موسیقی آسمانی بود و دینی. از اینرو قویّا ‏مورد اقبال توده‌ها با هر سطح فرهنگی قرار گرفت و بر جان ایرانیان نشست. یک راز دلنشینی او ‏اینجاست بویژه آنکه شجریان شهرت خود را در اوج گیری و مطلقا سیاسی وعمومی شدهء ضّد ‏فرهنگ دینی بعد از انقلاب ویرانگر بهمن ۵۷ بدست آورد. بدانکه به کمک ژانر موسیقی‌اش ‏تیرگی‌های ضّد فرهنگ اسلامی را عینّیت و بسا مشروعیّت بخشید.‏

اما گونه‌ی موسیقی‌ای که او در بیان یا انترپرت موسیقی ایرانی به کار گرفت و موسیقی‌دانان و ‏نوازندگان تراز اول همراه او این گونه‌ی موسیقی را بر عرصه‌ی موسیقی رسمی، و مردم‌خواه ‏ایران مستولی گرداندند، باری از سویی راه تحوّل موسیقی زمینی شده یا در جریان زمینی‌شدن بعد ‏از سالهای انقلاب مشروطه، را مسدود ساخت. این تحوّل موسیقی شجریان، بزرگان چیره دست و ‏دانش‌آموخته و واقع‌گرایی مثل ابوالحسن صبا و روح الله خالقی یا عبدالعلی وزیری یا جواد ‏معروفی و موسیقی دانی فرزانه مثل داوود پیرنیا، و آهنگ‌سازان بلندآوازه‌ای مثل علی تجویدی یا ‏پرویز یاحقی یا همایون خرّم و دهها تن دیگر و آواز خوانانی فاخر جایگاه‌ای مثل غلامحسین بنان با ‏آوائی ابریشمین، یا حسین قوامی یا اکبر گلپایگانی و عبدالوهّاب شهیدی را از پهنه‌ی موسیقی ‏زمینی‌شده سالهای ۱۳۰۰ به بعد و عالم موسیقیائی ایران بیرون راندند. در این مهم و البته این ‏تخریب، شجریان مطلقا تنها نبود. بلکه مسئول آن، ژانر موسیقیائی‌ای بود که شجریان در متن آن ‏رشد کرد. و هم نهادهای فرهنگی مرتبط با موسیقی، هم در رژیم گذشته به ویژه از سال‌های چهل به ‏بعد، و سد البتّه در رژیم ملایّان بودند و در این تخریب مشارکت دارند. در کانون این تخریب شاعر ‏غزل سرای سیاسی‌اندیش، م. ه. سایه «هوشنگ ابتهاج» و محمدرضا لطفی نقشی کانونی داشتند.که ‏در نوشتاری دیگر بدان خواهم پرداخت.‏

پاریس ۱۶ اکتبر ۲۰۲۰‏
محمد حسین صدیق یزدچی ‏




حمله مرگبار طالبان در تخار؛ شمار نظامیان
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 21.10.2020, 21:07

حمله مرگبار طالبان در تخار؛ شمار نظامیان




آیا پهپادهای ترکیه معادله جنگ در قره‌باغ
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - Friday 23 October 2020
ايران امروز