تبليغات در ايران امروز
با قيمت مناسب و كيفيت عالی
بازگشت به صفحه اول
Mon   15 08 2005   21:11

دختر ١٥ ساله‌ای که مادرش زیر چوبه دار ایستاده:

“جان مادرم را بخرید!”

گفتگو با آسیه امینی/ سهیلا وحدتی

آسیه امینی، سردبیر سایت زنان ایران، اخیرا گزارشی* از یک مادر جوان داغدیده که محکوم به اعدام شده است، تهیه کرده و اطلاع داده است که این زن در انتظار کمک های مردمی برای نجات از طناب دار روزشماری می کند. این زن که به نام م. ع. شناخته می شود و در دفاع از خود مرتکب قتل شده، آرزو می کند از اعدام نجات یابد تا بتواند در کنار دختر 15 ساله خویش به زندگی ادامه دهد. آسیه امینی امیدوار است که ایرانیان خارج از کشورنیز تا دیر نشده به نجات جان این زن بشتابند و به این دختر 15 ساله کمک کرده و جان مادر او را بخرند. در این گفتگو، آسیه امینی به پرسش هایی درباره این زن، همدست او در قتل، و وضعیت زندگی دختر 15 ساله او پاسخ می دهد.


لطفا در مورد زندگی این مادر جوان محکوم به اعدام و زن جوان دیگری که همدست او بوده است، توضیح دهید.

م. را وقتی که 15 سال داشت، شوهرش می دهند. خودش می گوید که خانواده ام قصور کرده و برای شناخت آن مرد درست تحقیق نکردند. به هر حال در شهرستانها خانواده به جای دختر تصمیم می گیرد (البته می گرفت الان خیلی تغییر کرده.)
م. از آن مرد دو فرزند به دنیا می آورد، یک دختر و یک پسر. او می گوید که آن مرد معتاد بود و مرا بسیار اذیت می کرد. من و بچه هایم دائم از او کتک می خوردیم. و بالاخره هم کارمان به طلاق کشید. ولی به خاطر اعتیاد او من توانستم حضانت بچه ها را بگیرم. برای اینکه بتوانم خرج زندگی ام را تامین کنم. یک آرایشگاه راه انداختم و با پدر و مادر و فرزندانم در یک خانه زندگی می کردیم، تا اینکه این ماجرا پیش آمد.

شريک جرم م. يک دختر 16 ساله بود که الان با احتساب 3 سالي که در زندان است 19 سال دارد. او يک دختر عراقي الاصل است که در آرايشگاه م. شاگردي مي کرد. روزي که م. تصميم به رفتن پيش الف.( مقتول) مي گيرد { برای پس گرفتن عکسهایی که به زور از بدن نیمه برهنه او گرفته بودند} از شاگردش هم مي خواهد که با او به آنجا برود و شيشه حاوي اسيد را هم به او مي دهد. این دختر جوان حالا به خاطر شراکت در قتل به پرداخت 8 ميليون تومان بابت ديه محکوم شده است. اما قاضي پرونده گفته که با پرداخت يک سوم آن نيز او را آزاد مي کند تا بتواند باقي را بعدا تهيه و پرداخت کند. خانواده اين دختر در حال حاضر همگي به عراق بازگشته اند و این دختر در زندان حتی ملاقاتی ندارد.

البته تلاش ما هم اکنون نجات جان م. است زیرا که خطر اعدام و طناب دار در یک قدمی اوست. قرار اولیه اعدام او برای روز 28 مرداد ماه بوده، که با اصرار خانواده اش نزد خانواده مقتول، یک ماه مهلت اضافی برای جمع آوری دیه گرفته اندو این قرار به روز 28 شهریور تغییر یافته است.

م. پس از مرگ پسرش دچار افسردگی شد و مدتی در مرخصی به سر برده است.

علت مرگ پسر 12 ساله م. چه بود؟

وقتی که م. در زندان بود، فرزندان او نزد پدرو مادرش بودند. وقتی که پدر م. فوت کرد، همسر سابقش به منزل آنها رفته و خواسته تا بچه ها با او بروند. و چون م. هم در زندان بود، مادر بزرگ بچه ها آنها را تحویل پدرشان می دهد و بنابراین بچه ها نزد پدرشان باز می گردند.

فرزند دختر او 15 سال دارد و فرزند پسرش 12 ساله بود. در فروردین 84 م. در زندان متوجه می شود که پسرش دچار گاز گرفتگی شده و مرده است. بیش از این ظاهرا خودش هم در مورد نحوه مرگ پسرش چیزی نمی داند و می گوید به ما فقط همین را گفتند!

دختر م. در حال حاضر با پدرش زندگی می کند. م. از این مساله هم به خاطر اعتیاد مرد و هم به خاطر بدرفتاریهایش بسیار نگران است. می گوید: دخترم هر روز با من تماس می گیرد و با گریه می گوید بیا و مرا از اینجا ببر . اما من نمی توانم چون خودم هم فعلا وضعیتم نا معلوم است.

به نظر من نجات جان م. نجات آینده دخترک او هم هست زیرا آن دختر تا همین حالا هم در گردابی فرو افتاده که معلوم نیست او را تا کجا خواهد برد. اعتیاد، با خودش همه نوع فسادی را می آورد و او در محیطی است که مهمترین حامی یعنی پدرش معتاد است.

چه راهی برای نجات م. وجود دارد؟

متاسفانه از نظر حقوقی همه راه ها طی شده، یعنی هیچ وکیلی نمی تواند برای این زن کاری انجام دهد چرا که دادگاه تجدید نظر هم حکم اعدام ایشان را تایید کرده. البته حمایت ما از او به معنای بی گناهی کامل وی نیست. به هر حال این زن جان یک انسان را گرفته است. اما اعتقاد ما به این است که اگر می توانیم به هرترتیبی جلوی اعدام این زن را که با مرگش دختر 15 ساله اش نیز به محکومیتی گریزناپذیر محکوم می شود ، بگیریم، دریغ نکنیم و در حال حاضر تنها راهی که قانون پیش پای ما گذاشته جلب رضایت اولیاء دم است و آنها هم به خاطر اینکه ولی سه فرزند مقتول هم هستند تقاضای پرداخت دیه کرده اند.

مساله این است که اعدام این زن به نفع کیست؟ به نفع هیچ کس واقعا . ولی زندگی او به تنها فرزندش و به مادر پیرش حیات می بخشد. مساله این است که حتا کسانی که داعیه دفاع از حقوق بشر را دارند،ممکن است با پرداخت دیه موافق نباشند و آن را دلیلی بر تایید حکم اعدام بدانند، نمی شود منکر این شد که این ایده آل نیاز به زمان دارد تا بتواند به بوته نقد و انتقاد و مبارزات اجتماعی گذاشته شود. بنابراین نمی شود نشست و دست روی دست گذاشت و فقط از مبارزه اجتماعی حرف زد. در حال حاضر و در شرایط موجود تنها راه، مقابله با اعدام است . امروز و در این پرونده این راه پرداخت دیه است ، ما انتخابش می کنیم فقط برای این که آن اتفاق سرخ، رخ ندهد. برای این که یک انسان زنده بماند.

پیام شما به ایرانیان خارج از کشور چیست؟

ما مي توانيم بگذريم از اين ماجرا، مي توانيم نشنيده بگيريم صداي زني را که دستش را به سوي ما دراز کرده، مي توانيم به دادن شعارهايي در باره حقوق بشر و حقوق زنان ادامه دهيم. مي توانيم بگوييم که کمک به پرداخت ديه براي اين زن يعني تاييد حکم اعدام او، و ما با اعدام مخالفيم! همه اينها را مي شود گفت و گذشت! اما يک نفر در دو قدمي ما دارد پاي داري مي رود که نه شعار مي شناسد، نه با حرفهاي حقوق بشري ما سر و کار دارد. فعلا واقعيت موجود فقط اين طناب است، و پاسخ به ندای دختری که می گوید "جان مادرم را بخرید!" بقيه دورند، خيلي دور...

من فکر مي کنم باز کردن اين گرهي که جلوي چشم ماست، قدم اول است براي رسيدن به آمالي که آن دورترهاست. من فکر مي کنم اگر قرار است ما "بتوانيم" بايد از همين قدم اول شروع کنيم.
و اين را هم بگويم که بسياري از دوستان و همکاران من به جمع آوري اين کمک ناباورند ولي من اميدوارانه دنبال آن افتاده ام و باور دارم که مي شود ! هرچند که فرصتمان خيلي خيلي کم است و هرچند که جمع آوري کمکهاي مردم خيلي مشکل است ولي مي شود و بايد بشود چرا اگر اين کار انساني کوچک را "نتوانيم" آن وقت بايد باور کنيم که کارهاي بزرگتر را اصلا نخواهيم توانست.

در مورد کمک هم میهنان ایرانی ما یک شماره حساب را در ایران معرفی کرده ایم که هم حساب ریالی دریافت می کند و هم حساب ارزی.
و در مورد هم میهنانی که در امریکا و کانادا زندگی می کنند، یک حساب ویژه Paypal ایجاد شده که با استفاده از کرديت کارد کمک های خود را از طریق کامپیوتر پرداخت کنند و مشخصات حساب Paypal در سایت زنان ایران ( http://www.womeniniran.net/archives/FSR/002917.php ) مشخص شده است.


اگر خوانندگان ایران امروز پرسشی از شما داشته باشند، آیا می توانند مستقیما با شما تماس بگیرند؟

بله، می توانند از طریق ای-میل با من تماس بگیرند
.(JavaScript must be enabled to view this email address)
و من خوشحال خواهم شد که در حد امکان به این پرسش ها پاسخ دهم.


* شمارش معکوس برای اعدام مادر داغدیده
http://zanan.iran-emrooz.net/index.php?/zanan/more/3283/



ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما درباره این نوشته:







Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2019
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.