سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  
iran-emrooz.net | Thu, 26.12.2019, 11:15

انقلاب رومانی در پیشگاه عدالت


اشپیگل آنلاین

بخارست، یک صبح سرد و آفتابی ماه دسامبر. ملاقات با یکی از مرموزترین چهره‌های ‏سرنگونی دیکتاتور رومانی، نیکلای چائوشسکو در دسامبر ۱۹۸۹. این مرد ۷۸ ساله “گِلو ‏وویکان وویکولشکو” (‏Gelu Voican Voiculescu‏) نام دارد. او فردی است که در سی ‏سال پیش، محاکمه مخفی و سپس اعدام دیکتاتور رومانی و همسرش الِنا، تحت نظارت او ‏صورت گرفت. او همچنین کسی است که دفن مخفیانه جسد آنها را سازماندهی کرد و بعدها ‏به مقام معاونت نخست‌وزیری دولت موقت رسید.‏

وویکولشکو مردی است که در دسامبر ۱۹۸۹ از ناکجاآباد، بی‌آنکه کسی پیشینه او را ‏بشناسد، ظاهر شد و به ناگهان به کانون قدرت راه یافت.‏

این مرد امروز، سی سال بعد، در برابر دادگاهی در  پایتخت رومانی قرار گرفته است. او ‏متهم به جنایت علیه بشریت است، و شریک جرم او ایو ایلیشکو، رئیس‌جمهوری پیشین این ‏کشور است.‏

در این دادگاه دیرهنگام، که چند هفته پیش آغاز شده، مسئله بر سر کشته شدن ۹۰۰ نفر در ‏مراحل پایانی قیام ضدحکومت کمونیستی چائوشسکو است. مرگ ‏این ۹۰۰ نفر تا امروز به عنوان بزرگترین ترومای روحی و روانی جمعی جامعه ‏پساکمونیستی رومانی باقی مانده است. سه چهارم این قربانیان در تیراندازی‌ها و جنگ ‏خیابانی، آنهم پس از  سرنگونی زوج دیکتاتور، جان باختند. انقلابیون شایع کردند ‏مرتکبان این قتل‌عام، “تروریست‌ها”ی وفادار به چائوشسکو بوده‌اند.‏

در این دادگاه که به “محاکمه انقلاب” شهرت یافته، ایلیشکو و وویکولشکو متهمان این تراژدی هستند: آنها متهم‌اند با یک “کارزار گسترده ضداطلاعاتی” پیرامون به ‏اصطلاح “نیروهای وفادار به چائوشسکو”، به یک “تروریست‌‌هراسی” دامن زدند و جامعه ‏را به سوی یک وضعیت جنگ داخلی تحریک کردند با این هدف که “در چشم مردم، برای ‏خود مشروعیت بخرند”.‏

اشپیگل می‌نویسد که “گِلو وویکان وویکولشکو” به ندرت حاضر به مصاحبه است، اما برای ‏هفته‌نامه اشپیگل یک استثنا قائل می‌شود و می‌گوید حاضر است “فقط به چند سئوال” پاسخ ‏دهد، آنهم در تالار جشن‌ها متعلق به “انستیتوی انقلاب رومانی”، که دبیرکل آن خود اوست. ‏در همان آغاز  می‌گوید وقت زیادی ندارد، اما این گفت‌وگو سه ساعت به طول ‏می‌انجامد.‏

داستانی که او تعریف می‌کند، داستان یک بیوگرافی مرموز است. وویکولشکو می‌گوید در ‏یک خانواده اشرافی رومانی بزرگ شده و به عنوان دانشجوی رشته جغرافی به اتهام ‏‏”عقاید ارتجاعی” مدتی از دانشگاه اخراج می‌شود، بعدها یکبار برای چندین ماه بازداشت شده ‏و بالاخره در سال ۱۹۸۵ به اتهام “تبلیغات ضدسوسیالیستی” به یکسال و نیم زندان ‏محکوم‌اش می‌کنند. علت این اتهام، تماس‌های او با یک گروه سری بوده است. او آن ‏زمان خود را نه یک مخالف سیاسی حکومت، بلکه تنها یک “مخالف منفعل” دیکتاتوری ‏می‌دانسته است.‏

عصر ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۹، روزی که نیکلای چائوشسکو و همسرش الِنا از بخارست ‏گریختند و رژیم سقوط کرد، مردم رومانی برای نخستین بار در یکی از کانون‌های قیام ‏علیه دیکتاتوری، یعنی در استودیوی ۴ شبکه تلویزیونی رومانی، مردی بلنداندام را ‏می‌بینند؛ با بدنی ورزیده، ریش سفید و چشمانی نافذ، که اوورکت رزمی بر تن دارد. ‏وویکولشکو فردی است که ظاهری چشمگیر دارد و این در رومانی آن زمان ظاهری ‏عادی نبوده است. او در آن روز تلاش می‌کند در استودیو خود را به جلوی دوربین ‏تلویزیون بکشاند.‏

در نطق‌های تلویزیونی ایون ایلیشکو، فردی که خود را رهبر انقلاب نامید و سپس به ‏ریاست‌جمهوری رسید، این گِلو وویکان وویکولشکو است که همیشه نفر اولی بوده که پشت ‏سر او می‌ایستاده است. ایلیشکو یکی از دست‌پروردگان چائوشسکو بود که در سال ۱۹۷۱ ‏به عنوان رقیب، مورد غضب چاشسکو قرار گرفت و تنزل مقام یافت. او سالیان دراز ‏می‌بایستی به عنوان مدیر دون‌پایه یک انتشارات بی‌اهمیت زندگی غم‌انگیز خود را بگذراند. ‏در روزهای انقلاب او در تلویزیون دولتی از تأسیس “جبهه نجات ملی” سخن می‌گفت، که البته او خود ‏ریاست آن را برعهده داشت.‏


ایون ایلیشکو، فردی که خود را رهبر انقلاب نامید و سپس به ‏ریاست‌جمهوری رسید

”انقلاب ادب و نزاکت نمی‌شناسد”‏

اینکه چرا فقط ایلیشکو بوده که توانسته خلاء قدرت را پر کند و این که چرا فرد ‏ناشناخته‌ای چون وویکولشکو توانسته به ناگهان به حلقه قدرت دولت موقت صعود کند، ‏هنوز در جامعه امروز رومانی موضوع اسطوره‌پردازی‌ها و خوراک نظریه‌های توطئه ‏است. وویکولشکو خودش می‌گوید: «در لحظه‌های تاریخی اراده فردی نقشی تعیین‌کننده ‏دارند. در یک انقلاب رهبران را انتخاب نمی‌کنند. آنها خود را به کرسی می‌نشانند.»‏

منطق خشن و پراگماتیک وویکولشکو و اعصاب آهنین او قاعدتا باید در دسامبر ۱۹۸۹ ‏ایلیشکو را نیز تحت تأثیر قرار داده باشد. این جغرافی‌دان ریشو را به عضویت “شورای ‏جبهه نجات ملی” درآوردند، شورایی که در واقع رهبری حکومت موقت بود.‏

وویکولشکو از همان آغاز فشار می‌آورده که چائوشسکو را باید هر چه سریع‌تر اعدام کرد، ‏و قدرت جدید تنها بدین گونه می‌تواند حرف خود را به کرسی بنشاند. بدین گونه ‏وویکولشکو به عنوان نماینده سیاسی صاحبان جدید قدرت برای اجرای مخفیانه اعدام زوج ‏چائوشسکو اعزام شد. محاکمه ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹ چیزی جز یک نمایش نبود؛ حکم ‏پیشاپیش صادر شده بود.‏

وویکولشکو به عنوان یکی از اندک شاهدان این محاکمه در اتاق در برابر زوج چائوشسکو ‏نشسته است، با نگاهی سرد و بی‌روح. می‌گوید، در آن زمان هیچ احساسی نداشته و فقط ‏یک اعدام سریع می‌خواسته است. او در برابر این پرشس که اقدام او با کدام مشروعیت ‏صورت گرفته، به ناگهان صدایش بلند می‌شود و لحنی خشن می‌گوید: «انقلاب ادب و ‏نزاکت نمی‌شناسد، انقلاب پر از خشونت است و اغلب خونین، دغدغه‌های انسان‌دوستانه در ‏آن هیچ نقشی ندارند. انقلاب یک حرکت غیرقانونی است؛ هر چه باشد می‌خواهید یک نظم ‏حقوقی موجود را سرنگون کنید. اگر چنین نمی‌شد، آنگاه کشته‌شدگان خود ما می‌بودیم.»‏

کوتاه پس از اعدام چائوشسکو، وویکولشکو به سمت معاون نخست‌وزیری دولت موقت ‏انتخب می‌شود. او در این مقام، مسئول از جمله انحلال و تجدید سازماندهی سازمان امنیت ‏مخوف “سکوریتاته” می‌شود. پس از برگزاری اولین انتخابات آزاد در مه ۱۹۹۰، به عنوان ‏سناتور وارد پارلمان می‌شود، اما در سال ۱۹۹۲ از فعالیت‌های سیاسی کناره می‌گیرد. با ‏این حال بعدها در مقام سفیر رومانی در تونس و مراکش ظاهر می‌شود. پس از آن برای ‏مدت‌های مدید از انظار دور می‌شود. سال گذشته هنگامی که پرونده “محاکمه انقلاب” در ‏دست تدارک بود، گاه و بی‌گاه می‌شد او را در انظار عمومی دید.‏

از نظر او، در دسامبر ۱۹۸۹ هیچ‌کس دست به یک جنگ روانی “تروریست‌هراسی” نزده، ‏بلکه “تروریست‌ها”، چنان که او می‌گوید، گروه‌های کوچک وفادار به چائوشسکو بودند که ‏برای عملیات‌های پرخشونت آموزش دیده بودند. می‌گوید، دادگاه علیه او و ایلیشکو اقدامی ‏‏”احمقانه” است.‏

اجرای عدالت، تلاشی کم‌فرجام؟

واقعیت این است که پایه‌های حقوقی کیفرخواست می‌لنگد. “جنایت علیه بشریت” جرمی ‏است که تازه از سال ۲۰۰۹ وارد فهرست جرایم شده است. بخش عمده کیفرخواست شرح ‏کوتاهی است از قیام علیه چائوشسکو و بقیه آن حتا کم‌مایه‌تر از متن تحقیقات پارلمان و یا ‏دادستانی است که ده‌ها سال است در آرشیو آنها خاک می‌خورد.‏

تردیدی نیست که ایلیشکو و گروهی کوچک از کارگزاران پیشین و یا در آن زمان هنوز ‏فعال در نظام دیکتاتوری چائوشسکو، در دسامبر ۱۹۸۹ قدرت را قبضه کردند. به هر حال ‏از نظر اخلاقی هیچ مشروعیتی نداشتند و کشور رومانی چندین دهه یک مسیر خودویژه و ‏تراژیک را طی کرد. اغلب کسانی که در کیفرخواست از آنها نام برده شده، دیگر در قید ‏حیات نیستند. تنها ایلیشکو و وویکولشکو باقی مانده‌اند؛ و در کیفرخواست شواهد اثباتی ‏محکمی علیه آنها نمی‌توان یافت.‏

این دادگاه دیرهنگام و نافرجام می‌تواند مایه سرافکندگی نظام حقوقی شود که سی سال تمام ‏در تلاش است اعتباری برای خود دست و پا کند. به‌ویژه که دادستان، آگوستین لازار، که ‏این پرونده را به جریان انداخته، در دوران چائوشسکو احکام سیاسی علیه مخالفان صادر ‏می‌کرده است.‏


گِلو وویکان وویکولشکو (‏Gelu Voican Voiculescu‏) در سال ۱۹۹۰

”انقلاب‌ها قابل کنترل نیستند”‏

این ناتوانی دولت رومانی همچون نفرینی بر فراز زندگی مردمان این سرزمین در گردش ‏است. هر سال در ماه دسامبر وابستگان جان‌باختگان در افکار عمومی فریاد برمی‌آورند: ‏عاملان تیراندازی چه کسانی بودند؟ دستور تیراندازی را چه کسانی دادند؟

از ووکولشکو می‌پرسیم: آیا این درد و رنج انسان‌ها را درک می‌کند؟ و او می‌گوید: “برای ‏قربانیان متأسفم، اما ایلیشکو و من مسئول آن نیستیم”. و می‌افزاید: “انقلاب‌ها، خیلی ساده، ‏قابل کنترل نیستند”.‏

دو هفته پس از این ملاقات، وویکولشکو روز ۲۱ دسامبر  در یک مراسم بزرگداشت ‏جان‌باختگان انقلاب در میدان دانشگاه بخارست حضور پیدا می‌کند. برخی حاضران او را خطاب قرار داده و فریاد می‌زنند: “جنایتکار!”، و سپس مردی با میله‌ای آهنین بر سر او می‌کوبد. ‏صحنه‌ای اندوهناک. و این همان موج نفرتی است که هرگز از میان نخواهد رفت.‏

مأموران پلیس وویکولشکو را که دچار خونریزی شدید شده از صحنه دور می‌کنند ‏و او اندکی بعد در گفت‌وگوی تلفنی با اشپیگل، با شرح این حمله، آن را “اسفبار و ‏رقت‌انگیز” توصیف می‌کند.‏

از او می‌پرسیم: “آقای وویکولشکو، اگر دادگاه شما را محکوم کرد، چه؟”. کمی تأمل ‏می‌کند و سپس می‌گوید: “یک انقلاب را نمی‌توان به محاکمه کشاند”. و با لحنی سرد و ‏خشن می‌افزاید: “اما اگر من باید به زندان بروم، آنگاه باید فکر کنم: ناسپاسی عالی‌ترین ‏شکل ارج‌گذاری است”.‏

——————————
منبع: اشپیگل آنلاین




نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2020
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.