بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

راههای تکامل نظریه های حقوق بشر در گذر تاریخ و ادبیات

اقتباس و تالیف: آراز م. فنی


iran-emrooz.net | Mon, 13.03.2017, 10:36

(پاره یازدهم)

De mänskliga rättigheternas väg, genom historien och litteraturen
Professor Ove Bring : نویسنده

یازدهم مارس 2017

در مقاله ی پیشین به بررسی تکامل حقوق در امپراطوری رم بعد از مسیحیت و حقوق مدنی و جزائی نشئت گرفته از مسیحیت اگرچه فشرده، پرداختم. مقاله را با توضیح چگونگی تثبیت مسیحیت بعنوان نیروی سیاسی در قسطنطنیه و رم بسط دادم. نوشتم که با قدرت گرفتن مسیحیت بعنوان دین دولتی، باور به همیاری انسانها، همدردی، کمک و رهائی انسان که در آئین مسیحیت وجود داشت، با قدرت گرفتن کلیسا تبدیل به ابزار فشار و تفتیش عقاید کلیسائی روی جوامع گشت. در این شماره به تولد و نضج اسلام بعنوان مذهب جدید که در تضاد با مسیحیت در اروپا و امپراطوری ایران رشد کرد خواهم پرداخت. اما شاید چند خطی در توضیح شرایط اجتماعی در قرون وسطی خالی از مناسبت نخواهد بود!

تعریف قرون وسطا
در تعریف این مفهوم اکثر تاریخ دانان و جامعه شناسان سیاسی تقریبن هم نظر هستند. مفهوم و اصطلاح قرون وسطا در زبان فارسی ترجمه واژه ی اروپایی آن است. نویسندگان و مورخان تاریخ تمدن، تکامل مدنیت اروپائی را به چهار دوره تقسیم می کنند: 1. دوره ی قدیم (تمدن یونان و ایتالیا)، 2. قرون وسطی که حدودن از قرن پنجم میلادی شروع می شود و تا قرن پانزدهم میلادی ادامه دارد. 3. دوره ی مدرن که از قرن پانزده تا سالهای 1970 استمرار می یابد و 4. دوره ی پسا مدرن/پسا صنعتی که از اواخر دهه هفتاد قرن پیشین شروع شده و تا کنون ادامه دارد. البته هستند کسانی که امروز از یک دوره پسا سرمایه داری صحبت می کنند!
معمولاً آغاز قرون وسطا را، پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی، سقوط قسطنطنیه و پایان امپراتوری روم شرقی (یا بیزانس) در ۱۴۵۳در نظر می‌گیرند. پاره ائی از مورخین شروع آن را قرن پنجم میلادی با سقوط امپراتوری روم غربی به دست ژرمن‌ها می‌دانند و پایان آن را ظهور رنسانس و دورهٔ جدید در قرن شانزدهم میلادی در نظر می‌گیرند.
در قرون وسطا، جامعه فئودالی اروپا صحنه نبرد فکریِ اندیشه‌های مذهبی، فلسفه ی افلاطونی، نومینالیسم و رئالیسم بود که خود اشکالی از ماتریالیسم و ایده‌آلیسم هستند. دوالیسم فکری که افلاطون یکی از بنیانگذاران آن هست به گونه ائی در تمامی ادیان با عنوانهای سیاه و سفید، خیر و شر و نیکی و بدی توضیح داده شده است. قرون وسطی عصری است که در پروسه ی تکامل آن هویت اجتماعی و سیاسی غرب به معنی آنچه امروز می‌شناسیم شکل گرفت. برای جامعه شناسان سیاسی و پژوهشگران تمدن بشری قرون وسطا تاریکترین، بدترین و طولانی ترین دوران زندگی انسانی و تمدن بشری است. 
اما برای عده‌ای دیگر بسته شدن مدارس فلسفی آتن بدست یوستینیانوس، امپراتور مسیحی روم شرقی در ۵۲۹ میلادی بود، انتهای فلسفه یونان/هلنیسم و ابتدای تسلط تفتیش عقاید در فلسفه قرون وسطا است. برخی دیگر حتا تا قرن هشتم میلادی پیش می‌آیند و اصلاحات شارلمانی، اولین امپراتور بزرگ مسیحی پس از سقوط روم غربی را، ابتدای این دوره می‌شمارند. برای پایان قرون وسطای فلسفی مورخان فلسفه نیز مانند مورخان دیگر ظهور عصر رنسانس را مد نظر قرار می‌دهند.

اسلام چالشگر قدرتهای بزرگ
آنچه در اوسط قرون وسطا نقطه ی آغاز دوران جدیدی در تعریف زندگی، سیاست، فرهنگ و زندگی عمومی مردم آسیای جنوبی، میانه، خاورمیانه، ترکیه، حنوب اروپا و بخشهائی بزرگی از روسیه گشت و در تکامل خود باعث ایجاد اختلافهای ملی، مذهبی و فرهنگی در تمام دنیا شد ظهور اسلام در عربستان سعودی و خاورمیانه ی فعلی است. در اوایل گسترش اسلام،  پیروان اسلام و رهبران سیاسی آن بصورت تبلیغی و تدافعی عمل می کردند ولی بعد از قدرت گرفتن و اشغال سرزمینهای بزرگی چون ایران و آسیای صغیر، اقتدارگرایانه عمل شد و سیاست و روش زندگی مردم از بالا به آنها دیکته شد!
اسلام بعد از ظهور با سرعت در کشورهای پیرامون کشت شد. بعد از اسلام آوردن امرا و سران قبایل عربی در حجاز/مکه، بخشهائی از امپراطوری رم کشوری که به تصرف اعراب درآمد ایران و بخشهائی از جنوب ترکیه ی فعلی بود. در زمان عمر، لشکر سلطنتی ایران تحت فرماندهی رستم فرخ‌زاد در نبرد قادسیه با اعراب درگیر شد که نتیجه آن پیروزی اعراب مسلمان بود. فتوحات اسلامی از زمان خلفای راشدین آغاز شد و تا دوره عثمانیان ادامه یافت.
“پس از درگذشت محمد، خلیفه اول ابوبکر برای دفع مدعیان پیامبری و برگشتگان از اسلام جنگهای رده ترتیب داد. در زمان وی مسلمانان به سوی نبرد با رومیان و فتح شام نیز شتافتند و فلسطین به دست مسلمانان درآمد. ادامه کار در زمان خلیفه دوم، عمر بن خطاب منجر به فتح دمشق و یرموک شد و هرقل شام را رها کرد و به قسطنطنیه گریخت و شام بتدریج دردست مسلمانان افتاد و تا کوه‌های توروس در آسیای صغیر پیش رفتند” (ویکی پدیا).
در رابطه با تکامل اسلام، سیاست اسلامی و تصرف سایر نقاط دنیا بخصوص اشغال سرزمین آناطولی یعنی ترکیه ی فعلی، ایران، آسیای میانه، شبه جزیره ی هند و اروپا اطلاعات کافی و منابع گوناگون وجود دارد. من در اینجا بر این باور نیستم که چرخ را دوباره کشف کنم، بلکه هدف این مقاله اشاره به قوانین جزائی اسلام و رفتار خلافای اسلامی با سایر ادیان و کیشهای دنیوی خواهد بود. اما لازم است قدری در رابطه با حضور مسلمان در اروپا و نیز جنگهای صلیبی اشاره ائی داشته باشم.
خیلی از تاریخدانان، جامعه شناسان سیاسی و کارشنان روابط بین الملل آنچه امروز در خاورمیانه، شمال افریقا و بخشهائی از آسیای جنوبی و ... می گذرد را بخشی از مبارزه ائی می دانند که از قرن10-9 میلادی به بعد بین مسیحیان و مسلمانان شروع شد. امروز بدلیل رکود اقتصادی، نبود و یا ضعف دولتهای ملی در مناطق مسلمان نشین و پروسه ی جهانی شدن، امکان ارتباط بین فرهنگهای گوناگون اروپا برای سایر ملیتهای غیر اروپائی قابل دسترس شده و نبرد بین اسلام و مسیحیت جهانی شده است.
با قدرت گرفتن اسلام در خاورمیانه، آسیای میانه، جنوب شبه جزیره ی هند، بخشهای جدی از مغولستان و شمال افریقا منافع مسیحیان حتی در اروپا نیز بخطر افتاد. اشغال مناطق مهمی از شبه جزیره ی ایبری (اندولوس) و اروپا، تصرف اورشلیم و مناطق مقدس یهودیان و اماکن مقدس مسیحیان به این امر شدت بخشید. پادشاهان اروپا (انگلیس، فرانسه، هلند، ایتالیا با رهبری واتیکان که رهبران مذهبی این کشورها را انتخاب می کرد و همراه با شاهان و اشراف یعنی حکمرواهای اصلی این کشورها بودند و مسئولیت کشتار مردم بطور اولی با آنها بود. البته بخشی از مبارزه ی مسلمان و نیروهای ملی در کشورهای اسلامی با استثمارگران غربی را باید بدرستی بعنوان جنگهای آزادیبخش بحساب آورد ولی بدون شک تروریسم را باید از این پروسه جدا کرد.
نزدیک به یک قرن است که سیاستهای بین المللی و زندگی سیاسی و اقتصادی ملتها و مردم کشورهای گوناگون را جنگ بین مسلمانان (بطور عام) و مسیحیان (بازهم بطور عام) مسموم کرده است.

اسلام و گسترش آن در اروپا
گسترش و اشغال مناطق عرب زبان و کشورهای پیرامونی برای رهبران اسلامی سریعتر از گسترش مسیحیت در اروپا پیش رفت. یک دلیل مهم می تواند سیاسی و نظامی عمل کردن اسلام/مسلمانان باشد. مسلمانان زمام اداره ی سیاسی مناطق تحت نفود خود در عربستان بسرعت بدست گرفتند. سعی در اجرای محتوای درونی قرآن و شریعت اسلامی بعنوان قانون یکی از مهمترین سیاستهای دولتمردان مسلمان بود. عربستان بسرعت سقوط کرد. ارتباط تجاری این منطقه با ایران و اطلاعات جدی در رابطه شرایط سیاسی ایران قبل از اسلام این امکان را به سران اسلامی داد که به ایران حمله کنند. سقوط ایران در چند مرحله پیش رفت. 
همزمان اشغال مناطق ترکیه ی فعلی و یا رم شرقی نیز بهین قرار پیش رفت. مصر و شمال آفریقا به اشغال مسلمانان در آمد. با گرفتن مراکش و تونس/ الجزایر، مناطق تحت نفوذ مسلمانان با کشورهای مسیحی اروپائی هم مرز شدند. طولی نکشید که شبه جزیره ی ایبری (اندولس) تحت کنترل مسلمانان در آمد. اشغال مناطق مهمی از رم شرقی و اندولس ستونهای حکومت کلیسا و شاهان/اشراف اروپا را متزلزل کرد و چالش جدی بین مسحیت و اسلام از اینجا شروع شد.
باید تاکید کرد، علیرغم اینکه طرفداران نحله های مختلف اسلامی از یک امت مسلمان حرف می زنند، سایر ملتها/بخصوص غربی ها هم به جهت طبقه بندی کردن به ساده کردن مسئله دامن زده اند بدین شکل که در غرب وقتی از کشورهای اسلامی و یا مشکلاتی که مردم مسلمان دارند حرف می زنند از آنها بعنوان و مفهوم کلی مسلمانان یاد می کنند ولی هیچ وقت یک ملت و یا امت متشکل مسلمان وجود نداشت. بلکه باید از نحله ها و شاخه های مختلف و پراکنده ی اسلامی سخن گفت. به بیان بهتر می توان از مفهوم ملتهای گوناگون اسلامی با توجه به زبان و یا اسامی تاریخی این کشورها صحبت کرد.

جنگهای صلیبی
همانطوریکه در بالا نوشتم، مسلمانان شمال افریقا بخصوص مراکشی ها جنوب اسپانیا را در قرن هشتم میلادی به تصرف خود در آوردند. من این اواخر سال 2016 مسافرتی به جنوب اسپانیا داشتم و از دو شهر جنوبی آن در منطقه ی اندولس - مالاگا دیدار کردم. تعدادی از قلعه های باقی مانده از دوران فرانروائی مسلمانان شمال افریقا را که مراکز تجاری بودند از نزدیک مشاهده کردم. آثار زیادی در شهر بارسلونا، مالاگا و شهرهای جنوب اسپانیا که بسیار مشهور نیز هستند از این دوره بجای مانده است. وقتی به تاریخ صدر اسلام نگاه می کنیم؛ رفتار مسلمانان با مردم اسپانیا و پرتقال رفتار رئوفانه ائی بود. از شهروندان اسپانیائی برای اداره ی امور شهری و اداری و حتی تا مسئولیت میان کلان دولتی استفاده می شد. شهروندها در انتخاب شهرداران و ...آزاد بودند و در مقابل خراج و یا مالیات پرداخت می کردند.

برده داری در اسلام
برده داری در تمدن یونان، رم و بعد از قدرت گرفتن ژرمن ها در اروپا مرکزی و شمال اروپا متداول بود. با قدرت گرفتن اسلام در اواخر قرن 6 و قرن هفتم تجارت برده و استفاده از برده ها در امور کشاورزی، کارگاهها، دربار و خانه های ثروتمندان همچنان ادامه پیدا کرد. بر طبق قوانین اسلام برده داری یک امر معمولی است و بخشی از ساختار اجتماعی الهی. ولی از طرف دیگر طبق توصیه های رهبران اسلامی هیچ کسی حق ندارد که با استفاده از این قانون الهی، به نابرابری بین افراد دامن بزند و با بندگان غیر عادلانه رفتار کند. در جنگ اسیران جنگی بعنوان برده حساب می شدند و مسلمانان مالک این اسیران!
به این ترتیب برده داری در قانون تثبیت شده و مسلمانان در شهرهای بغداد، دمشق و کردوبا به خرید و فروش برده و استفاده از برده ها و اسیران جنگی که در نبرد اسلام با سایر مذاهب بدست می آوردند ادامه دادند. جالب است یادآوری شود که همکاری تاجرهای یهودی و مسلمانان در مناطق مختلف تحت تسلط امپراطوری رم و کشورهای افریقائی ادامه داشت. شهرهای مارسی، ونیز و سیویتاویچ بنادر مهم تجارت برده بودند. بغیر از مردان این تجارت شامل زنان نیز می شد. البته اسلام در رابطه با سرنوشت برده ها نسبت به همگنان خود سیاستهای ملایمتری داشت. برای مثال اگر فرد مسلمانی با زن برده ائی ازدواج می کرد زن و فرزنان این بعنوان شهروندان آزاد بحساب می آمدند. یک مثال از سلطان محمد فاتح:

“Jag, Slutan Mehmet Khan, kungör för hela världen att de som innehar detta dekeret, de bosniska franciskanerna, är i min nåd och anbefaller:
Låt ingen besvära eller störa dem eller deras kyrkor. Låt de leva i fred i mitt välde. Ock låt även dem som blivit flyktingar göra så och leva i säkerhet. Låt dem återvända och låt de slå sig ned i sina kloster utan fruktan i alla länder i mitt imperium. Varken jag, mina vasirer eller mina underlydande eller någon medborgare i mitt rike skall förolämpa eller utgöra enfara för deras liv och egendom eller för deras kyrkeegendomar” .(s:154(

” من سلطان محمد، بدین وسیله اعلام می دارم که فرانسوی های مقیم بوسنی تحت مرحمت من هستند: اجازه ندهید که کسی به آنها و یا کلیساهای آنها تعدی کرده و یا آنها را مورد آزار و اذیت قرار دهد. همه ی آنها امکان بازگشت به مناطق اصلی خود را دارند و یا اینکه مجاز هستند هرجا – در مناطق تحت سلطه ی من –  که خواستند در امنیت و بدون ترس زندگی کنند. هیچ کس، نه من، نه وزیران من و نه اتباع من اجازه دارند که به آنها توهین کنند و یا زندگی و اموال آنها مورد تعرض قرار دهند”.
فرق اساسی حقوق اسلامی و یا حقوق در اسلام با حقوق مدنی شهروندان در جوامع مدرن که دین را از دولت جدا می کند این است که طبق قوانین اسلام، حق بطور عموم از آن آفریدگار و یا الله است که خالق انسان و زمین است. نمایندگان خداوند، پیامبران، امامان و یا ...در تاویل و تفسیر قانون بعنوان نماینده و یا فقیه قضاوت خواهند کرد. یک مسلمان واقعی باید بر علیه کفار مبارزه کند و اگر نیاز به یک جنگ مقدس باشد باید از آن تبعیت کند. در اسلام جهاد برای مسلمانان مقدس است. بنا به تاویل یهودیت، مسیحیت و اسلام یکی از وظایف اصلی پیامبران ایجاد عدالت در میان جوامع بشری بوده‌است. برای اندازه گیری و یا توضیح عدالت نیاز به معیارها و شاخصها – ابزاری برای سنجش مادی بودن آنها – ضروری است.
حقوق اسلامی
متاسفانه نویسنده ی کتاب در رابطه با حقوق مدنی افراد در اسلام دقیق نشده است. من مجبور بودم که از منابع دیجیتالی قابل دسترس بخصوص ویکی پدیا برای بررسی حقوق در اسلام استفاده کنم. ویکی پدیا در رابطه با حقوق و حقوق اسلامی چنین نوشته شده است:
حقوق از نظر مسلمانان. “دین بر پایه فطرت انسانی بنا شده‌است و شامل قوانین و مقررات الهی می‌باشد. حقوق در لغت جمع حق است. مفهوم اصلی حق در کاربرد مصدری ثبوت و در کاربرد وصفی ثابت می‌باشد و در همین معنا است که در برابر باطل بکار می‌رود”.
با این توضیح، به این گزاره می رسند که که کسانی که نمایندگان خداوند در زمین هستند، آگاهی و آشنائی به آنچه که حق انسانهاست و از طرف خداوند توضیح داده شده داشته و پیامبران، خلیفه ها و یا فقها قاضی و حقوقدان نیز هستند.

حقوق در اسلام
اصطلاح حقوق در معانی زیر به کار گرفته می‌شود: 1. حقوق عینی. به معنی مجموعه قوانین و مقرراتی که برای تحقق عدالت و رشد مادی و معنوی از سوی مقام صلاحیت داری وضع گردیده‌است. 2. حقوق شخصی. مجموعه امتیازات و قابلیت‌هایی که برای هر شخص به رسمیت شناخته می‌شود و دیگران به رعایت آن مکلف هستند. مثل حق حیات، حق آزادی، حق تعلیم و تربیت، ) به انگلیسی.Rights) حق مالکیت. این امر در اصطلاح فقها “حقوق” نامیده می شود و
علم حقوق، دانشی است که درباره قواعد و قوانین حاکم بر جامعه و حقوق و تکالیف اشخاص بحث می‌کند و به تحلیل، ارزیابی و سیر تحول آنها می‌پردازد. به این ترتیب در اصطلاح عام به کسی که دانش حقوق را فرا گرفته باشد، «حقوقدان» و در اصطلاح اسلامی «فقیه» گفته می‌شود.

نظام حقوق
مسلمانان برای بازگو کردن نقش دین در قانون گذاری و پایه ریزی نظام حقوقی، در ابتدا به بیان ویژگی‌های دین پرداخته‌اند و این ویژگی‌ها را به قسمتهای زیرتقسیم کرده‌اند. این ویژگی‌ها عبارتند از
  - حقانیت: او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند.
- جامعیت: در جای جای قرآن بر جامع بودن اسلام تاکید می‌شود. سایر موازین و نظامهای حقوق عبارتند از:
- انسجام و هماهنگی
- هماهنگی با طبیعت و فطرت انسان
- استمرار و ثبات: اسلام‌ آیین جهانی و جاودانی است، گذشت زمان نمی‌تواند قوانین آن را منسوخ سازد. و در نهایت
- سهولت و سماحت
با این تعریف فقها، که برعلم فقه و و قوانین الهی مسلط هستند، قاضی/داورانی هستند که می تواند حقوق افراد را با استناد به شریعت و یا سنت تعریف کنند و رابطه ی آن را با سایر افراد و جامعه توضیح دهند. این تعریف بر می گردد به این توضیح که خداوند عادل است و دین مشخص مورد نظر، صادر شده از طرف خداوند که هدفش ایجاد عدالت در بین مردم و در اجتماعات انسانی است.
با این توضیح می شود گفت که این فقیه است که عدالت را تعریف کرده و رابطه های عادلانه را نیز بهمین ترتیب توضیح می دهد. خلفا و حکمرواهای اسلامی سرزمینهائی که به تصرف خود در می آوردند رفتار سیاسی متفاوتی داشتند. با اهل کتاب به گونه ائی برخورد می شد و با کافران با سیاستهای خشن و خصمانه!
برخورد اسلام با اهل کتاب و ...!
“آیه جزیه در قرآن به مسلمانان می‌گوید که اهل کتاب در قلمرو اسلامی باید جزیه بپردازند. جهاد و دفاع از دولت اسلامی بر مسلمانان واجب است و بر غیرمسلمانان که در حمایت دولت اسلامی زندگی می‌کنند به‌ جای شرکت در جنگ، جزیه واجب شده‌است
کودکان، زنان، پیرمردان و نابینایان از پرداخت جزیه معاف‌ بودند. مقدار جزیه بستگی به صلاحدید حاکم اسلامی و رعایت حال پرداخت‌کنندگان داشت/دارد. دولت می‌تواند اهل ذمه را از دید درآمد و ثروت طبقه‌بندی کند و بر اساس توان پرداخت آنان سالانه مبلغی را مقرر کند. کم و زیاد کردن این مقدار نیز بستگی به دیدگاه دولت اسلامی دارد. در صدر اسلام مقدار جزیه از یک تا سه دینار در سال متغیر بود. اقلیت‌های مذهبی به خاطر پرداخت جزیه از پرداخت خمس و زکات هم معاف هستند” (ویکی پدیا).
بررسی تمدنهای باستانی از جمله مصر (فراعنه)، چین، هندوستان، یونان، رم و ایران نشانگر این است که خراج، جزیه، باج و یا مالیات در همه ی این کشورها رایج بود و چیزی نبود که منحصر با مسلمانان باشد. آنچه که مسلم است رابطه ی اسلام با پیروان خود در اوایل اسلام و در عربستان بعد از بقدرت رسیدن آنها و گسترش اسلام در مناطق دیگر فرق داشت.

حقوق زنان در اسلام
اسلام علیرغم اینکه از یک امت اسلامی صحبت می کند و به بیانی فرقی بین مسلمانان نمی گذارد ولی همانطوریکه در بالا نوشتم برده داری را نه تنها تحمل کرده بلکه آزاد اعلام می کند و یک سامان طبیعی/الهی می داند. زنان تحت تبعیت مردان هستند و در بهترین شرایط  نصف مرد حق دارند! بدین ترتیب اسلام بغیر از امت مسلمان امت برده و نیمه انسان نیز دارد. اسلام بدین ترتیب انسانها را طبقه بندی می کند از زنان نیز بطور ویژه صحبت می کند. می شود تاکید کرد که بین فقها و علمای اسلام نسبت به حقوق زنان تفاوتهائی وجود دارد ولی آنجا که به حقوق اقتصادی و نیز موارد مشخص خانوادگی می رسد، اطاعت زن از مرد را واجب می داند و دختران و پسران ارث برابر ندارند. بلکه دختران نصف پسران و یا بردادران ارث می برند. همینطور است مسئله ی اشتغال زنان و پستهای رهبری. برای مثال در قانون اساسی جمهوری اسلام یک رئیس جمهور تنها مرد خواهد بود و همینطور است فقیه. هیچ زنی حق فقیه شدن و یا مجتهد شدن را ندارد!
می شود گفت که اسلام نیز همانند سایر ایدئولوژی ها فرصت طلبانه عمل می کند. آنگاه که در موضع ضعف قرار دارد با پیش کشیدن یک سری نقل قولها و یا سنتهائی از صدر اسلام سعی در برابر نشان دادن زنان با مردان دارد. حتی از استناد به آیه هائی که در کفایت زنانی چون خدیجه، عایشه  و یا فاطمه استناد به مقام والای زن در اسلام دارد. از طرف دیگر زن را بعنوان بخشی از شرافت/ناموس مرد حساب کرده و دفاع و حتی ...قتل در دفاع از شرافت/ناموس مردان را واجب می داند.
قرٱن، مردان را قیم و سرپرست زنان و مسؤول حفاظت از آن‌ها می‌داند و می نویسد: مردان مسلط بر زنان و سرپرست ایشان‌اند چرا که خداوند برخی را بر برخی دیگر برتری داده‌است؛ پس مردان از اموال خویش به زنان نفقه دهند و زنان شایسته و مطیع و حافظان خانه در غیاب شوهر باشند و آنچه خداوند به نگهداری آن دستور داده، نگه‌دارند.
اسلام، اختلاط بین زنان و مردان نامحرم را ممنوع کرده‌است. باهم نشستن زن و مرد بیگانه در اسلام، حرام است. البته جدایی جنسیتی در اسلام، به معنی نفی هرگونه رابطه اجتماعی زنان و مردان و حذف زنان از اجتماع نیست. برای نمونه، در صدر اسلام خدیجه دختر خویلد مال‌التجاره‌ای را به محمد سپرد و آن دو پیش از آن که با یک‌دیگر ازدواج کنند، با هم مبادلات اقتصادی داشتند.
در برخی کشورهای اسلامی، مانند عربستان سعودی جدایی جنسیتی شدیدی وجود دارد. در زمان حکومت طالبان در افغانستان، جدایی جنسیتی در جامعه اعمال شد. حتی در جوامعی که منعی برای روابط اجتماعی زنان و مردان وجود ندارد، در مساجد زنان و مردان از هم جدا هستند.
ایجاد طبقات اجتماعی و نفوذ ثروتمندان در تاویل و تفسیر قوانین اسلامی، رابطه ی این قوانین با نظامهای پاتریارکار و فئودالی از مواردی است که از طرف پژوهشگران بزرگ بطور عمیق و گسترده مورد بررسی قرا گرفته است.
ادامه دارد
مارس 2017 سوئد




نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2017
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.